تاریخ دادنامه قطعی: 1392/02/15
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تفارق ابدان بین زوجین با وجود رای دادگاه به تمکین زوجه، موجب پذیرش دعوای زوجه مبنی بر صدور حکم طلاق به علت عسر و حرج نمی گردد.
در تاریخ 1391/02/23 آقای م.ن. وکیل پایه یک دادگستری به استناد تصویر مصدق سند ازدواج شماره 2545 - 1386/06/07 دفتر ازدواج شماره 368 حوزه ثبتی تهران و شناسنامه دادخواستی به خواسته طلاق به وکالت از سوی خانم م.د. به طرفیت آقای ع.ش. تقدیم و توضیح می دهد طبق سند نکاحیه، خوانده، همسر دائمی موکله است و ثمره آن یک فرزند مشترک دختر 5/3 ساله است. مدت وصلت بین آنها تنها نه ماه بیشتر به طول نیانجامید که اختلاف آنها بالا گرفت و مدت پنج سال است زوجین جدا از هم زندگی می کنند. برای جلوگیری از مفسده آینده و مصلحت خانوادگی با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی می نمایم؛ که پرونده به شعبه --- دادگاه خانواده تهران ارجاع میگردد دادگاه در تاریخ 1391/03/20 با حضور خواهان و وکیل او و خوانده تشکیل جلسه می دهد وکیل خواهان خواسته موکل خود را تکرار و گفته است موکل یک سوم از مهریه خود را به زوج بذل می کند خوانده اظهار میدارد قبول دارم مدتی جدا از هم زندگی می کنیم ولی برای مراجعت به منزل تلاش کردم ولی موفق نشدم. تا الان 48 عدد سکه مهریه و اجرت المثل و نفقه و هزینه (حج) عمره او را داده ام. زوجه اظهار میدارد چون مدت مفارقت بین ما زیاد شد می ترسم به گناه بیفتم تقاضای طلاق دارم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند، داور زوج در 1391/05/24 و داور زوجه در تاریخ 1391/03/27 نظرات خود را تقدیم دادگاه می کنند و داور زوج مجددا در تاریخ 1391/04/07 نظریه خود را ارائه می دهد. دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و طی رای شماره --- - 1391/04/11 با شرح دعوای وکیل خواهان و انعکاس اظهارات طرفین و نظرات داوران و اینکه به علت اختلاف زوجین و آنها فقط هشت ماه زندگی مشترک داشته اند و بقیه مدت را جدا از هم زندگی می کنند و برای جلوگیری از ایجاد مفسده لذا ادامه زندگی مشترک بین آنان در وضعیت موجود مصلحت نبوده و موجب عسر و حرج مادی و معنوی زوجه میگردد و با ثابت دانستن دعوای خواهان مستندا به مواد 1284 - 1145 و 1146 و 1130 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق گواهی عدم امکان سازش و طلاق زوجه را صادر و اعلام میدارد و به زوجه اجازه می دهد تا ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ و قطعیت رای با بذل حداقل یک سوم مهریه و قبول بذل از شوهرش و توکیل به غیر نسبت به اجرای طلاق خلع نوبت اول و ثبت آن اقدام نماید و به مقدار سه طهر عده نگاه دارد زوجین فاقد فرزند مشترک میباشند و از سوی زوجه ادعای بارداری نشده است. پس از ابلاغ رای زوج با تقدیم لایحه و تشریح وضعیت مالی خود نسبت به آن اعتراض و عنوان می کند ما یک فرزند دختر مشترک داریم که در پرونده امر موضوع را گفتیم تقاضای اصلاح رای را مینماید شعبه --- دادگاه یاد شده طی رای اصلاحی شماره 676 - 1391/04/21 با پذیرش تقاضای زوج رای از جهت داشتن یک فرزند مشترک به نام ز. متولد 1387/09/02 اصلاح و توضیح می دهد حضانت وی با مادرش میباشد و برای پدر وقت دیدار تعیین می کند. پس از ابلاغ، زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی می کند پرونده برای رسیدگی به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع و دادگاه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 1391/08/07 استدلال می کند طلاق از ایقاعات میباشد و زوجه ادله و بینه مکفی برای صدور حکم طلاق ارائه نکرده و حتی تجدیدنظرخوانده حسب مندرجات پرونده محکوم به تمکین شده است لذا با نقض رای تجدیدنظرخواسته حکم به رد دعوای خواهان بدوی (زوجه) را صادر و اعلام می دارد. رای در تاریخ 1391/09/02 به زوجه ابلاغ و مشارالیها در تاریخ 1391/09/21 نسبت به آن فرجام خواهی می کند که پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع میگردد. لوایح طرفین به هنگام قرائت گزارش و شور مطالعه خواهد گردید.
بر اساس مقررات ماده 1130 (اصلاحی) قانون مدنی که مورد استناد دادگاه نخستین قرار گرفته جهات عسر و حرج زوجه در مدت زندگی مشترک احصاء شده است لذا تفارق ابدان بین زوجین با وجود رای دادگاه به تمکین زوجه آن هم با استدلال اینکه احتمال مفسده زوجه وجود دارد و مصلحت آنان در جدایی است، موجب پذیرش دعوای زوجه (فرجام خواه) نمی گردد؛ لذا اعتراض فرجام خواه وارد نیست و رای شعبه چهل و هفتم دادگاه تجدیدنظر استان تهران با رعایت تشریفات دادرسی، مخالف قانون نمیباشد. فلذا به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 دادنامه فرجام خواسته ابرام و پرونده اعاده میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
طیبی - مصطفوی