تاریخ دادنامه قطعی: 1393/06/24
شماره دادنامه قطعی: ---
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1393/06/24
خلاصه جریان پرونده
در مورخه 93/1/8 خانم ع. الف. و م. و.ز. شکایتی علیه آقای س.ه. ع. دائر بر ایراد ضرب عمدی و بی حرمتی (برداشتن چادر و روسری شکات) به دادسرای عمومی و انقلاب ملارد تسلیم میدارد پزشکی قانونی در معاینه از خانم ع.الف کبودی و تورم پشت دست چپ و تورم انگشتان دست چپ کبودی کف دست چپ - سرخ شدگی ساعد چپ ارش آنها را نیم درصد دیه کامله اعلام داشته است. و در معاینه از الف.ح. و.ز. 10 ساله خراشیدگی ناحیه فوقانی کتف راست 2 - خراشیدگی همراه با کبودی ناحیه تحتانی کتف چپ اعلام و خراشیدگی ناحیه مقعد در ساعت 6 اعلام داشته است که بر اثر دخول جسم لوله ای شکل یا در اثر بیماری مزمن نظیر یبوست اعلام داشته است و برای خانم م. کبودی زانوی راست اعلام شده است. م. و.ز. در شکایت خود اعلام داشته پسرم جهت خرید به مغازه وی رفته بوده که او را مورد اذیت قرار داده بود مادرم به دنبال پسرم رفته بود من به دنبال آنان رفتم پسره.ع. به نام م. مرا مورد ضرب قرارداد از آنها شکایت دارم خانم ع. الف. به لحاظ ایراد ضرب عمدی از ه. ع. شکایت مینماید - س. م. ع. دخالت خود را در نزاع تکذیب نموده است و می گوید شکات قصد اخاذی دارند. س.ه. ع. اظهار داشته اند آنها داخل مغازه ام آمدند - ادعای آنها را قبول ندارم قصد اخاذی دارند. الف.ح. و.ز. طفل مجنی علیه می گوید رفته بودم آدامس بخرم صاحب مغازه مرا دنبال کرد مرا برد داخل مغازه شلوار مرا درآورد گفت می خواهم تجاوز کنم در این حین مادرم آمد. به مادرم توهین کرد تا به حال دو بار مرا دنبال کرده این کار را بامن کرده است. م. در دادسرا گفته است از آقای م. ع. شکایت دارم چادر و روسری مرا در کوچه از سرم درآورد چون پدر ایشان به فرزندم تجاوز کرده بود. ع. الف. مادربزرگ الف.ح. و.ز. گفته است از ه.ع. شکایت دارم ایشان فرزند (نوه) مرا داخل مغازه برده فرزندم لخت از مغازه بیرون آمد از او پرسیدم چرا این طور شده گفت آقای ع. مرا لخت کرد و به من تجاوز کرد. نوه ام را کتک زده است به او تذکر دادم به من فحش داد پسرش هم به من فحش داد و روسری مرا درآورد پدرش مرا کتک زد ب. ر. به عنوان گواه گفته است بقال محل با خانم م. و ع. دعوا کرده و مورد کتک کاری قرار داده آدم بد برخوردی است چشم چران میباشد. در 93/1/27 س.ف. به عنوان گواه گفته است برای خرید به مغازه رفتم پسرهمسایه لخت در حال گریه کردن بود من به داخل مغازه رفتم که کمک کنم با پسرش به من حمله کردند مرا کتک کاری کردند با پا در میانی همسایه ها از شکایت خود صرفنظر کردم حدود یکی دو هفته قبل با خانم م. و ع. درگیر شدند با پسرش آنها را کتک کاری و چادر و مانتو آنها را درآوردند به آنها می گفتند جرت می دهم لباسهایت را در می آورم. در 93/3/1 به س.ه. ع. تفهیم اتهام ایراد صدمه بدنی و مزاحمت بانوان میگردد می گوید آنها مرا زدند. آقای دادیار شعبه دوم دادسرای ملارد پس از تفهیم اتهام به وی قرار یکصد میلیون ریال وثیقه برای وی صادر مینماید. در مورخه 93/3/2 قرار مجرمیت س.ه. ع. به اتهام ایراد صدمه بدنی عمدی به خانم ها ع. و م. صادر میگردد با کیفرخواست تنظیمی به دادگاه کیفری استان ارسال میگردد و در مورد اتهام لواط به صلاحیت دادگاههای کیفری استان پرونده مستقیما ارسال میشود. آقای ح.ع. به وکالت از آقای س.ه. ع. خود را معرفی مینماید. در 93/2/30 از متهم موصوف در دادگاه کیفری استان تحقیق میگردد. تفهیم اتهام لواط به عنف به وی میشود می گوید قبول ندارم مادر بزرگش آمد به من گفت چرا بچه را زدی گفتم نزدم به من فحش داد به گوش من چک زد ضمنا درگیری اول روز 93/1/8 بود درگیری دوم موضوع شکایت روز 93/1/10 بوده است برای س.ه. قرار تامین کفیل به مبلغ پنجاه میلیون تومان صادر میگردد (قبلا وثیقه صادر شده بود) در 93/2/27 از م. و.ز. به عنوان شاکی تحقیق میگردد می گوید به جهت لواط با پسرم شکایت دارم - دادگاه از الف.ح. 10 ساله چگونگی موضوع را می پرسد می گوید من رفتم از مغازه آقای ع. آدامس بخرم ایشان مچ مرا گرفت برد پشت شلوار مرا درآورد عضو ممیز: در گزارش پلیس امنیت اخلاقی به مورخه 93/1/31 برگ 25 پرونده اعلام شده است متهم هیچ گونه مزاحمتی برای همسایه ها فراهم ننموده ولی نامبرده بسیار عصبانی و بدخلق نسبت به زنان محله چشم هیز میباشد. در مورخه 93/4/3 جلسه رسیدگی شعبه --- دادگاه کیفری استان تهران با حضور شکات و طفل 10 ساله - متهم به همراه وکیل خود و نماینده دادستان تشکیل میگردد - شاکیه اظهارات خود را به شرح قبل بیان مینماید می گوید پسرم را به داخل مغازه می برد شلوارش را پآیین می کشد انگشت می کند تقاضای رسیدگی و مجازات وی را دارم. دادگاه از طفل 10 ساله مجنی علیه می پرسد چه کاری با تو انجام داد می گوید من رفتم آدامس بگیرم ایشان خودش بود مرا دنبال کرد ولی نگرفت دفعه بعد مچم را گرفت گفت چرا از مغازه دیگر خرید می کنی مرا برد پشت مغازه شلوارم را کشید پآیین مامان بزرگ آمده بود دنبال من، من سروصدا کردم فرار کردم - پرسیده میشود آیا متهم شلوار خود را پآیین کشید می گوید خیر فقط با انگشت کرد - پرسیده میشود آیا قبلا هم این کار را کرده بود؟ می گوید خیر یک بار می خواست بکند همسایه آمد مرا رها کرد. نماینده دادستان با توجه به شکایت ع. و م. تقاضای رسیدگی و مجازات متهم را برابر مقررات قانونی مینماید. آنگاه دادگاه مراتب را به متهم تفهیم مینماید می گوید او جنس نسیه می خواست ندادم به من دهن کجی کرد رفت نیم ساعت بعد دو تا خانم آمدند گفتند چرا بچه ما را زدی با من دعوا کردند رفتند اصلا چنین کاری که می گویند نکرده ام مرا به اتفاق یک نفر دیگر زدند داخل مغازه ای که روزی 500 نفر می روند چه جوری ممکن است من چنین کار را بکنم آنگاه وکیل متهم مطالبی رادر دفاع از موکل خود بیان مینماید. دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 93/4/8 دادگاه با توجه به محتویات پرونده و اظهارات مجنی علیه بر عدم وقوع لواط و انکار متهم وی را از ارتکاب لواط تبرئه مینماید. و در خصوص فعل حرام متهم و ایراد صدمات بدنی به م. و ع. موضوع کیفرخواست صادره اظهار نظری نمینماید. خانم م. و.ز. به رای صادره اعتراض مینماید. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای ابراهیم لشکری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای علی پروینی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته دارم در خصوص دادنامه شماره --- - 93/4/8 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان تهران مشاوره نموده چنین رای می دهد: