محدوده رسیدگی دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای شعبه دیوان عالی کشور

درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 404 1399/09/25 صادره از شعبه *تصمیم نهایی مینماید. که فعلا مطمح نظر نیست، با تجدیدنظرخواهی صورت گرفته و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر *و ارجاع ان به شعبه *(ه.) را از اتهام معاونت در بزه توهین به مقدسات به لحاظ فقد ادله مبرا و دادنامه تجدیدنظرخواسته را در مورد اتهام شرب خمر به ملاحظه اقرار مشارالیها تایید می نماید. با به هیات قطعیت درامدن حکم صادره محکوم علیهای موصوف با وکالت اقایان ا. م. و ن. س. دو مرتبه از دیوان عالی کشور تقاضای تجویز تجدید محاکمه نسبت به حکم صادره را نموده که به شعبه *ارجاع و این شعبه نیز مطابق ارا صادره و به ملاحظه اینکه مطالب معنونه دارای وصف ماهوی است. که در دادنامه موضوع اعاده دادرسی مورد بررسی قرار گرفته و … درخواست اعاده خواه را قابل اجابت ندانسته و برد ان اصدار قرار نموده، مجددا محکوم علیها طی شرحی به دیوان عالی کشور تقاضای تجویز اعاده دادرسی نسبت به حکم مورد اشاره را نموده و بخلاصه چنین اظهار داشته صرفا حسب گزارش ضابطین که به مدت 28 روز در سلول انفرادی بوده در مقام پاسخگویی به سوالات القایی انان برای رهایی از فشار روحی در سلول انفرادی صرفا به کذب اظهار داشته که در حدود 20 سال پیش در *مقداری مشروب استعمال کرده که توبه کرده، در حالی که اساسا ان موقع پاسپورت نداشته که خارج از کشور رفته باشد. و … این درخواست نیز بملاحظه سابقه به شعبه *ارجاع گردیده که متعاقبا و بنا به درخواست محکوم علیهای موصوف خطاب به معاونت محترم دیوان عالی کشور جهت ارجاع به شعبه دیگری از شعب دیوان عالی کشور، رسیدگی به پرونده کار به این شعبه محول گردیده است. عضو ممیز م. ب. و.

هیات شعبه در تاریخ مرقوم با تشکیل جلسه و استماع گزارش خلاصه جریان پرونده و انجام شور با استعانت از خداوند متعال به شرح اتی مبادرت به صدور رای می نماید.

رای شعبه دیوان عالی کشور

در مورد استدعای محکوم علیها خانم ب. ه. فرزند م. دایر بر تجویز تجدید محاکمه نسبت به ان بخش از دادنامه شماره 404 مورخ 1399/09/25 صادره از شعبه *که در مقام رسیدگی پژوهشی و استواری رای شماره 1237 مورخ 1399/07/15 شعبه *اصدار یافته و اشعار بر محکومیت مشارالیها به کیفر هشتاد ضربه شلاق حدی به اتهام شرب خمر دارد. از عطف توجه به درخواست اعاده خواه و منضمات ان، نظر به اینکه در رای موضوع اعاده دادرسی اقرار متهمه مستند حکم محکومیت مشارالیها قرار گرفته است. و نظر به اینکه مستدعیه اعاده دادرسی اقرار و اذعان خود به شرب خمر در نزد مامورین را معلل به القایات ایشان و برای رهایی از فشار روحی در سلول انفرادی نموده است. و نظر به اینکه مطابق ماده 218 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در جرایم موجب حد هرگاه متهم ادعا کند که اقرار او با تهدید و ارعاب یا شکنجه گرفته شده است. ادعای مذکور بدون نیاز به بینه و سوگند پذیرفته میشود. و نظربه اینکه مطابق بند ب ماده 172 قانون مرقوم نصاب لازم برای اثبات بزه انتسابی دو بار اقرار بوده که انهم در رای موضوع اعاده دادرسی مدلل نگردیده است. گو اینکه اساسا با وصف اینکه مستدعیه اعاده دادرسی به حکایت دادنامه شماره 446 شعبه *از اتهام شرب خمر برائت حاصل نموده و در بخش دیگر محکومیت یافته و به ملاحظه محکومیت خود به همراه متهم دیگر پرونده اقای ع. ه. به ان بخش از حکم که ناظر بر محکومیت انها بوده تقاضای تجدیدنظر نموده که با ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان *و ارجاع ان به شعبه 31، این شعبه مطابق رای شماره 816 مورخ 99/6/3 در مورد تجدیدنظرخواهی وکیل متهمان ع. و ب. ه. از دادنامه مورد اشاره که مشعر بر محکومیت انان به حبس به اتهام توهین به مقدسات و نگهداری شوکر و معاونت در ان است. به لحاظ اینکه محل وقوع بزه انتسابی *بوده و دادگاه صادر کننده رای صلاحیت محلی نداشته حسب بند ب ماده 450 قانون ایین دادرسی کیفری رای تجدیدنظر خواسته نقض و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری دو *ارسال گردیده است. و نظر به اینکه به دستور ماده 435 قانون ایین دادرسی کیفری دادگاه تجدیدنظر استان و دیوان عالی کشور فقط نسبت به انچه مورد تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی است. رسیدگی می کند و قاعده منع اصلاح رای به ضرر تجدیدنظرخواه مانع از انست که در ان قسمت از رای که مطمح نظر تجدیدنظرخواه نیست ورود و اظهارنظر نمود، چه انکه تجدیدنظرخواه یا فرجام خواه خواسته با تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی به حکم وضعیت بهتری نسبت به قبل پیدا کند، بر این مبنا و توجها به بندهای ت و چ ماده 474 قانون ایین دادرسی کیفری و ماده 476 همان قانون رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی محول میگردد.

شعبه *

رئیس ر. ا. ا. مستشار ع. ر. عضو معاون م. ب. و.

منبع