تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تماشاکردن انجام عمل زنای به عنف توسط دیگری،مصداق ارتکاب فعل حرام است.
به موجب کیفرخواست شماره 931336 ب 19 مورخ 1393/10/27 صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان و قرار عدم صلاحیت مورخ 1393/10/25 صادره از سوی بازپرس پرونده که به موافقت نماینده دادستان نیز رسیده است آقایان: 1 - ح. ط.ش. 23 ساله، متاهل، دارای سابقه کیفری، به اتهام شرکت در آدمربایی و تجاوز به عنف 2 - م. ح.ش. به اتهام شرکت در آدمربائی و ارتکاب فعل حرام از طریق تماشای انجام زنای به عنف و ملاحظه وضعیت شاکیه، موضوع شکایت خانم س. م.، تحت تعقیب کیفری قرار گرفتهاند و حسبالارجاع در شعبه --- دادگاه کیفری استان آ. به موضوع اتهامی نامبردگان رسیدگی و در نهایت طی دادنامه شماره --- مورخ 1394/01/30 آن شعبه که حاوی اجمال ماوقع نیز میباشد و نیازی به تکرار و تهیه گزارش مجدد از موضوع نمیباشد، به شرح آتی بزهکار شناخته شده و محکوم گردیدهاند: رای دادگاه: در خصوص اتهامات انتسابی به آقایان: 1 - ح. ط.ش. متاهل شغل راننده متولد 1369 بازداشت از تاریخ 1393/10/06 با صدور قرار بازداشت موقت با وکالت آقای ب. ل.ز. 2 - م. ح.ش. متاهل شغل کارگر متولد 1354 بازداشت از تاریخ 1 393/9/14 که فعلا به علت عجز از تودیع و ثیقه در بازداشت میباشد دایر بر شرکت در آدمربایی با خودرو ردیف اول علاوه بر آن به اتهام تجاوز به عنف و ردیف دوم به ارتکاب فعل حرام از طریق مشاهده انجام زنا به عنف و ملاحظه وضعیت شاکیه موضوع شکایت خانم س. م. بدین توضیح که شاکیه در شکایت اولیه خود اظهار داشته اینجانب مورخ 1393/09/13 در حین برگشت از ش. سوار ماشین شدم و چون احساس کردم نفر دوم هم مسافر است سوار شدم و به هدف رفتن به اول جاده الف. و خودشان هم گفتند تا اول جاده الف. میروند ولی چند دقیقه بعد مسیر خود را تغییر داده و مرا با تهدید و زور مجبور کردند من چون در شرایط جسمانی مناسبی هم نبودم باز به من رحم نکردند من فقط التماس میکردم و جواب میدادند که صدایت را کسی نمیشنود و خودت را خسته نکن و به حرف ما گوش کن وگرنه هم جانت را میگیریم و هم کارمان را میکنیم من در حین خونریزی شدیدی که داشتم فقط نفر راننده (متهم ردیف اول) تجاوز نمود و نفر دیگر (ردیف دوم) با بیشرمی و بیحیایی تمام، تماشا میکرد و حتی خواستم زنگ بزنم تلفن همراه را گرفتند راننده به زور و تهدید گفت لباست را در بیاور ولی این کار را نکردم مرا به پشت نشاند و توجهی به حال من نکرد و دوست او به جای راننده نشسته بود تماشا میکرد و به دوستش میگفت که بیرون خالی کن راننده که کارش تمام شد و شدت خونریزی مرا دید به دوستش گفت تو بیخیال شو این خونریزی دارد بعد گفت خواهر، شرمنده و ده هزار تومان به زور به دستم داد و سپس مرا رها کردند و من آن پول را پاره کردم و همانجا ریختم و بلافاصله با دوستم خانم م. ز. تماس گرفتم و او آمد و مرا به خانه برد (برگهای 10 - 7 - 6 ) متهم ردیف دوم (م. ح.) در بازجویی مقدماتی اظهار داشته ما داشتیم به طرف روستای ش. میرفتیم و خانم نیز به طرف ت. میآمد که دوستم ح. ط. رانندگی میکرد و دور زد تا وی را سوار ماشین کند که بوق زد و به خانم گفت تا حد ش. میرویم که بعد از آن خانم سوار شد که مسیر را رفت و بعد از آن به یک بیراهه پیچید که خانم گفت نگه دار تا من پیاده شوم که بعد از آن با سرعت به جلو رفت و ماشین را نگه داشت و در را باز کرد و به عقب رفت و به من گفت پیاده شو که هوا خیلی سرد بود که بعد از آن من رفتم پشت فرمان نشستم بعد از آن دیدم که ح. ط. با سیلی به صورت خانم زد و بعد از آن من تماشا میکردم که از جلو به وی تجاوز کرد و بعد از آن که ارضاء شد آمد پشت فرمان نشست من در آخر زیپم را باز کرده بودم و میخواستم تجاوز کنم که دوستم گفت همه جات خونآلود میشود (برگهای 13 - 14 ) متهم یاد شده (م. ح.) در شعبه بازپرسی مشابه این اظهارات را تکرار نموده و بیان داشته...(ح. ط.) در صندلی عقب با خانم مشاجره کرد و خانم را تهدید کرد اگر شلوارت را درنیاوری تو را میکشم و خانم خودش شلوارش را درآورد و به خانم تجاوز کرد و از ناحیه جلو تجاوز کرد و به من گفت که برو تو هم نزدیکی کن من رفتم جلو بعد ح. گفت که نزدیکی نکنی بهتر است این خانم خونریزی دارد خانم گریه میکرد (برگ 20 ) در ادامه تحقیقات شاکیه در شعبه بازپرسی صفحه 23 اظهارات قبلی خود را تکرار کرده و اضافه نموده که دوستش گفت مواظب باش داخل رحم نریزی و راننده هم خود را به دستمال کاغذی خالی نمود، پزشکی قانونی در گواهی های صادره چنین اظهار نموده مدعی است در 1393/09/09 مورد تجاوز از مهبل قرار گرفته از قفسه سینه بدون آثار ضرب و جرح متالم است به علت گذشت زمان و بیماری خونریزی دهنده تناسلی نمونهبرداری از ناحیه مهبل جهت بررسی مایع منی ارزش علمی ندارد با توجه به باکره نبودن زمان تجاوز مقدور نمیباشد(برگ 28 ) توضیح اینکه شاکیه در صفحه 11 اظهار داشته بنده 6 شهریور ماه 93 از همسرم طلاق گرفتهام و یک پسر 7 ساله دارم ضمنا متهم ردیف اول (ح. طوقی) که پس از ارتکاب بزه متواری و در شهرستان ک. مخفی شده بود پس از اعطای نیابت قضایی نهایتا در مورخ 1393/06/10 در منزل برادر خانم خودش توسط پلیس آگاهی کرج دستگیر گردیده که در تحقیقات اولیه اظهار داشته روز حادثه من به همراه دوستم م. ح. با ماشین بنده در سه راه روستا یک خانم را دیدم گفم کجا میروی او سوار ماشین شد در صندلی عقب نشست و م. جلو نشسته بود من رانندگی میکردم در مسیر راه دوستم م. به من اشاره کرد که برو بیراهه من نیز ماشین را به بیراهه برده و نگاه داشتم و جای خلوتی بود پیاده شدم و به صندلی عقب رفتم دست به لباسهای او بردم تا از تن او بیرون بیاورم که آن خانم خودش شلوارش را پآیین کشید و من از جلو به او تجاوز کردم و هنگام تجاوز و رابطه جنسی او خونی بود و خون از پاهایش میآمد بعد از اینکه ارضاء شدم منی خود را روی کاغذ دستمالی ریختم و کنار کشیدم و بعد م. آمد میخواست او نیز رابطه برقرار کند که من گفتم م. او خونی است و او نیز دست کشید و در کنار اتوبان او را رها کردیم (صفحه 64 - 63 که پس از اعزام مشارالیه به دادسرای عمومی و انقلاب ت. شعبه --- بازپرسی در بازجویی معموله اظهار داشته... پس از سوار نمودن خانم به راه افتادیم چون هوا تاریک و تقریبا ساعت 20 بود دوستم م. ح. به من اشاره نمود برو بیراهه من نیز خود را به بیراهه بردم و در جای خلوت خودرو را متوقف نمودم من پیاده شدم به صندلی عقب رفتم و به خانم گفتم حرف نزن آمدیم عمل زنا انجام بدهیم خانم نیز راضی شد خودش شلوارش را پآیین کشید و من نیز عمل زنا را با خانم س. م. کاملا انجام دادم و منی را بیرون از رحم خانم ریختم در صورتجلسه مواجهه حضوری پلیس آگاهی شاکیه اظهارات قبلی خود را عینا تکرار کرده و متهمین فوقالذکر نیز اظهارات شاکیه را قبول داشتهاند برگ 93 - 92 توضیح اینکه پس از ارجاع پرونده به این شعبه و قبل از تشکیل جلسه رسیدگی شاکیه به هر دو متهم اعلام رضایت و انصراف از ادامه تعقیب نموده که رضایت نامهها د ر دفتر اسناد رسمی... ت. تحت شماره 94023 - 1394/01/16 و 93958 - 1393/12/24 به ثبت رسیده است. شاکیه در جلسه رسیدگی این دادگاه نیز همان شکایت اولیه را مطرح و تکرار نمود که آقای ح. طوقی به زور و تهدید مرا وادار کرد که حتما این کار را انجام دهد و مرا به پشت نشاند و آلت خود را وارد آلت تناسلی من کرد و هیچ توجهی به گریههای من نکرد و علت سوار شدن خود به سمند را تاریکی هوا و اینکه تاکسی در آن محل نبود عنوان نموده است متهم ردیف اول در مرحله رسیدگی این دادگاه تجاوز به عنف را قبول نداشته و اضافه نموده... من رفتم صندلی پشت گفتم بیا کار را تمام کنیم آخر من ول نکردم شلوارش را آورد پآیین دیدم خونریزی دارد کاری نکردم لیکن متهم ردیف دوم در نهایت اعلام داشته آنچه در پیش قاضی دادسرای عمومی و انقلاب تبریز گفتهام و الان توسط این دادگاه برایم قرائت میشود قبول دارم اعضاء دادگاه با عنایت به شکایت اولیه شاکیه و اقاریر متهمان در تحقیقات اولیه و در مرحله دادسرا و اقرار متهم ردیف دوم در مرحله رسیدگی این دادگاه به شرحی که قبلا مذکور افتاد و اینکه متهم ردیف اول متاهل بوده و برابر اظهاراتش هیچ گونه مشکل خاصی با همسر خود نداشته و با حصول علم، توجه اتهامات انتسابی را به متهمان محرز و مسلم دانسته و به استناد ماده 621 از قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) و با لحاظ بند الف وب ماده 38 به لحاظ رضایت شاکیه و نداشتن سابقه کیفری متهمان و ذیل ماده 160 و بند ت ماده 224 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و به استناد فرع پنجم از فروع ششگانه باب حدود از تحریرالوسیله حضرت امام راحل (قدس سره) و اصل 167 از قانون اساسی (در ارتباط با انجام فعل حرام) متهم ردیف اول ح. ط. را به اتهام مشارکت در آدمربایی به تحمل هشت سال حبس تعزیری و با احتساب ایام بازداشت قبلی و به اتهام تجاوز و زنای به عنف به اعدام از طریق آویختن در محوطه زندان تبریز و متهم ردیف دوم م. ح. را به اتهام مشارکت در آدمربایی به تحمل چهار سال حبس تعزیری و به اتهام ارتکاب فعل حرام به تحمل هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم مینماید رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور میباشد. حکم صادره پس از ابلاغ از سوی محکومعلیهما و وکیل محکومعلیه ردیف اول (ح. ط.ش. ی) آقای ب. ل.ز.، در فرجه مقرر قانونی مورد اعتراض قرار گرفته و با تقدیم لوایح اعتراضی جداگانه که پیوست پرونده گردیده و هنگام شور قرائت خواهند شد. درخواست تجدیدنظر در حکم صادره را نمودهاند و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض متقاضیان تجدیدنظر به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای اکبر فیض عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/01/30 تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقایان: 1 - ح. ط.ش. با وکالت آقای ب. ل.ز. 2 - م. ح.ش. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/01/30 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان آ. که به موجب آن ردیف اول از بابت اتهام شرکت در آدمربایی به تحمل هشت سال حبس تعزیری و از بابت تجاوز و زنای به عنف به اعدام، و ردیف دوم از بابت شرکت در آدمربایی به تحمل چهار سال حبس تعزیری و از بابت ارتکاب فعل حرام به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم شدهاند با عنایت به محتویات پرونده و کیفیات منعکسه در آن، نظر به اینکه دادنامه معترضعلیه بر اساس دلائل و مدارک موجود در پرونده و بر طبق موازین قانونی صادر گردیده و از حیث مبانی استنباط و احراز مجرمیت و تطبیق موضوع با مقررات قانونی و رعایت اصول و قواعد دادرسی و ترتیبات رسیدگی اشکالی در آن مشهود نیست و از ناحیه تجدیدنظرخواهان اعتراض موجه و مستدلی که موثر در امر بوده و موجبات نقض دادنامه معترضعلیه را فراهم بنماید، اقامه و ارائه نشده است، علیهذا اعتراض مردود است و دادنامه معترضعلیه استنادا به شق الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، عینا ابرام میگردد.
رئیس و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور
علی بابائی - اکبر فیض