تاریخ دادنامه قطعی: 1391/11/14
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: محکوم نمودن شخص شاکی به اتهام ارتکاب زنا محل تردید است.
به موجب دادنامه شماره --- - 1388/11/07 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی در خصوص اتهام 1 - خانم ر.ر. 2 - آقای ی.ع. دایر بر ارتکاب زنای غیرمحصنه و غیرمحصن و اتهام متهم ردیف دوم مبنی بر ازاله بکارت موضوع شکایت ر.ر. بنا به دلایل احصایی از جمله اقاریر صریح متهم ردیف اول و سه بار اقرار متهم ردیف دوم هر یک از متهمان را به تحمل یک صد ضربه تازیانه به عنوان حد محکوم کرده است و ضمنا آقای ی.ع. را بابت ارش البکاره به پرداخت یک صد میلیون ریال در حق ر.ر. محکوم نموده است که پس از تجدیدنظرخواهی به موجب دادنامه شماره --- - 13 - 1389/01/11 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان با توجه به اینکه خانم ر.ر. به میل خود تمکین نموده است وی را مستحق دریافت ارش البکاره ندانسته و آن را از رای صادره حذف کرده و دادنامه بدوی را با این اصلاح تایید نموده است. آقای ف.ی. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از سوی خانم ر.ر. درخواست اعاده دادرسی نموده و توضیح داده است که رابطه آنان طبق سنت مانند خانواده بوده است اما ثبت نگردیده است و بعضی از فقها پرداخت ارش البکاره را صحیح می دانند مشروح لایحه مربوطه به هنگام شور قرائت میشود پرونده در دیوان عالی کشور مطرح رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. پیرو گزارش سابق که به موجب آن پرونده امر مطالبه شده بود اکنون پرونده امر واصل شده است. خلاصه آن است که حسب گزارش مورخ 1388/09/26 خانمی به نام ر.ر. به مامورین نیروی انتظامی اعلام نموده است که دانشجو می باشم و در خانه مجردی زندگی می کنم با شخصی به نام ی.ع. آشنا شدم که هر دو اهل ت می باشیم و او به من قول داد که تو را دوست دارم و می خواهم تو را به عقد خود درآورم و من هم قبول کردم و هر چند گاهی از ت به منزل مجردی من می آمد و با من رابطه نزدیکی انجام می داد ومرا از حالت دختری درآورد و الان چند روز است که در خانه من است ومرا مورد آزار و اذیت قرار می دهد و به قولی که داده بود که مرا به عقد خود درآورد عمل ننموده است و حدود 3 میلیون تومان پول من دست وی میباشد که او به من پس نمی دهد (صفحه یک) مامورین در منزل مزبور متهمان ی.ع. و ر.ر. را دستگیر نمودهاند (صفحه 2 ) از آقای ی.ع. فرزند ب. شغل دانشجو تحقیق شده اظهار داشته به اصرارخانم ر.ر. با ایشان دوست شده و تا زمانی که خانم ر. در ت ساکن بود با ایشان حرف می زدم و زمانی که ایشان به ت آمد و خانه مجردی گرفت به خانه ایشان به عنوان یک دوست رفت و آمد می کردم و هر ماه دو بار بنا به درخواست خانم ر. به خانه ایشان می رفتم تا زمانی که امروز ایشان به بهانه رفتن به شمال و دادن پول به من از ت به ت آمدم و با توجه به خستگی در منزل وی شروع به استراحت کردم تا خانم ر. که موقع استراحت من به بیرون رفته بود با ماموران انتظامی وارد خانه شدند (صفحه 5 ) در مورد رابطه نامشروع اظهار داشته به خواسته خانم ر. که پول رفت و برگشت و خرجی مرا می داد و می گفتند من زن هستم و نیاز دارم و من به وسوسه خانم ر. که پول به حساب من می ریختند که بیایم به خانه ایشان که ماهی دو بار من با گرفتن پول به خانه ایشان می رفتم (صفحه 6 ) در تحقیق دیگر خانم ر.ر. فرزند غ. 19 ساله شغل دانشجو اظهار داشته حدود یک سال و نیم است که ایشان را می شناسم و دوست هستیم از حدود 6 ماه پیش رابطه جنسی داشتیم دیگر دختر نیستم (صفحه 8 ) ی.ع. نیز اظهار داشته از حدود 5 ماه قبل با هم رابطه جنسی داریم دیروز هم رابطه جنسی داشتیم خودش اصرار داشت حاضرم با ایشان ازدواج کنم (صفحه 9 ) آقای بازپرس اعلام نمودهاند چون رسیدگی به موضوع در صلاحیت مستقیم دادگاه میباشد عقیده دارم پرونده به دادگاه ارسال شود (صفحه 12 ) که پرونده به دفترکل دادگاههای ویژه ارشاد ارسال شده است (صفحه 15 ) فتوکپی کارت ملی ی.ع. نیز ضمیمه شده است (صفحه 17 ) در دادگاه ویژه نیز ی.ع. اظهار داشته حدود 6 بار با هم نزدیکی کامل داشتیم (صفحه 15 ) ر.ر. نیز گفته است 6 بار با هم نزدیکی کامل داشته ایم (صفحه 16 ) خانم ر.ر. تقاضای دیه (ارش البکاره) خود را نموده است (صفحه 27 ) در تاریخ 1388/10/02 دادگاه متهم ی.ع. اظهار داشته عمل زناشویی به طور کامل صورت می گرفت ولی هیچ قصد ازدواج ندارم زیرا غیر از من با چند نفر دیگر هم بوده است (صفحه 32 ) از خانم ر.ر. معاینه به عمل آمده نظریه پزشک قانونی حاکی است پرده بکارت از نوع حلقوی دارای محوشدگی توام بانسج التیامی میباشد که از زمان حدوث آن بیش از 3 هفته می گذرد (صفحه 35 ) نظریات حضرات آیات عظام و مراجع معظم تقلید نیز در مورد ارش البکاره و مهرالمثل در پرونده منعکس گردیده است (صفحه 62 تا 64 ) دادگاه پس از رسیدگی های لازم سرانجام از متهمان آخرین دفاع اخذ نموده (صفحه 66 - 71 ) و با اعلام ختم رسیدگی دادنامه شماره --- - 1388/11/05 را صادر کرده و به موجب آن متهمان را مجرم شناخته و به شرحی که قبلا گذشت هر یک را به تحمل یک صد ضربه شلاق محکوم نموده و ی.ع. را به پرداخت مبلغ یک صد میلیون ریال ارش البکاره نیز محکوم کرده است (صفحه 72 ) که پس از تجدیدنظرخواهی طبق دادنامه شماره --- - 13 - 1389/01/11 با حذف محکومیت به پرداخت ارش البکاره رای بدوی را تایید نموده است (صفحه 118 ) آقای ف.س. به وکالت از طرف خانم ر.ر. درخواست اعاده دادرسی نموده است که پرونده در دیوان عالی کشور مطرح و رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.
در خصوص درخواست اعاده دادرسی از طرف خانم ر.ر. با وکالت آقای ف.س. وکیل پایه یک دادگستری نسبت به دادنامه معترض ٌعنه که به موجب آن مشارٌالیها به اتهام زنای غیرمحصنه به تحمل یک صد ضربه تازیانه محکوم گردیده و با این وصف از دریافت ارش البکاره نیز محروم گردیده است نظر به موارد ذیل 1 - آقای وکیل محکومٌ علیها مدعی است که بین خانم ر.ر. و آقای ی.ع. به صورت مراسم محلی علقه زوجیت برقرار گردیده و نتیجتا موکله او به تصور اینکه همسر ی.ع. است با او همبستر شده است که با توجه به پشت نویسی جلد جزء سی ام کلام الله مجید که فتوکپی آن به پیوست درخواست اعاده دادرسی ارائه شده است و ضمن آن ی.ع. خانم ر.ر. را به عنوان همسر خود خطاب نموده است این شبهه به صورت قوی ایجاد میگردد که خانم ر.ر. به تصور ارتکاب عمل مشروع با محکوم ٌعلیه دیگر پرونده ارتباط جنسی برقرارنموده. است خصوصا که آقای ی.ع. به وی وعده ازدواج نیز داده است 2 - آقای ی.ع. نیز در ابتدا اظهار داشته حاضرم با خانم مزبور ازدواج نمایم (صفحه 9 ) و سپس اظهار داشته من هیچ قصد ازدواج ندارم (صفحه 32 ) که علت این تغییرعقیده معلوم نیست. لکن به هر حال مبین آن است که خانم ر.ر. به تصور ازدواج با وی ارتباط برقرار نموده است 3 - خانم ر.ر. در زمان ارتباط مزبور حدود 19 سال داشته و به علاوه در پرونده به عنوان شاکیه مطالب خود را مطرح نموده است که محکوم نمودن شخص شاکی به اتهام ارتکاب زنا محل تردید است 4 - با عنایت به موارد مذکور شبهه قویه وجود دارد که اولا: محکوم ٌعلیها به تصور ازدواج با آقای ی.ع. رابطه داشته است ثانیا: با توجه به مفاد ماده 64 قانون مجازات اسلامی علم محکوم ٌعلیها به حکم عمل وی نیز ثابت نمیباشد. لذا محکومیت ایشان به اتهام زنای غیرمحصنه و نتیجتا حذف حق مطالبه ارش البکاره از ناحیه وی قابل توجیه به نظر نمی رسد. مستندا به بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری و رعایت ماده 274 همان قانون با قبول درخواست اعاده دادرسی از سوی متقاضی مزبور و آقای وکیل ایشان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر از محاکم تجدیدنظر استان ت ارجاع میگردد.
رییس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
انتظاری - بلادی