در تاریخ 1399/09/24 خانم س. و. به طرفیت همسرش اقای ج. ج. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق بدلیل تخلف زوج ازبندهای 1 و 2 شروط ضمن عقد نکاح مبنی بر عدم پرداخت نفقه و سوی رفتار شدید و اختلاف شدید که موجب افتراق جسمانی به مدت بیش از ده ماه گردیده است.تقدیم و تصویر ارای متعددی که از جمله انها مربوط به محکومیت زوج به پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک و رد دعوی تمکین زوج بوده به پیوست دادخواست ارائه نموده است.دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد اقای ع. و. اذغان وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان (زوجه) اعلام وکالت نموده است.در جلسه مورخ 99/11/8 که با حضور زوجین و وکیل خواهان تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت عرایض به شرح لایحه تقدیمی و ارائه شده میباشد. تمام شرایط طلاق در این پرونده به استناد مواد 1129 و 1130 و بندهای 1 و 2 و 3 عقد نامه کاملا مشهود میباشد. خواهان (زوج) اظهار داشت خواسته من صدور حکم بر احراز شرایط اعمال وکالت جهت اجرای صیغه طلاق به جهت تحقق شرط های یک و دو از شروط ضمن عقد نکاح مبنی بر عدم پرداخت نفقه است.در تاریخ 1391/11/10 با همسرم ازدواج کرده ایم و صاحب یک فرزند به نام ا. متولد 97/7/18 هستیم جهیزیه ام را با خود خواهم برد حامله نیستم فرزند مشترک با دستور موقت نزد من است.و حضانت فرزند مشترک را می خواهم و نفقه فرزند را هم می خواهم مهریه ام 514 قطعه سکه است.که ان را می خواهم راجع به نفقه ام رای صادر شده و ان را می خواهم. خوانده ضمن تقدیم لایحه دفاعیه که ضمیمه پرونده بوده اظهار داشت من همسرم را طلاق نمی دهم. بچه ام کوچک است.برای نگهداری به ایشان داده ام من مشکل روانی ندارم. مدارک مربوط به توقیف پول از حساب های بانکی و توقیف اموال و اجناس مغازه ام و طلبم از دو پلاک ثبتی را تقدیم می نمایم که وجه نقد بمبلغ 192/709/887 ریال به همسرم از بابت مهریه از طریق اداره اجرای ثبت تبریز پرداخت شده است.نفقه موضوع محکومیت خودم را در تاریخ 99/11/2 پرداخت کرده ام سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه به موجب دادنامه شماره 2198 مورخ 1399/11/30 پس از ذکر خواسته خواهان با اعلا م اینکه زوجین در تاریخ 1391/11 با همدیگر ازدواج کرده و صاحب یک فرزند مشترک به نام ا. متولد 1397/07/18 هستند و زوج به علت عدم پرداخت نفقه همسرش محکوم به پرداخت نفقه وی به مدت بیش از شش ماه از تاریخ 1398/11/01 لغایت 1399/07/15 از قرار هر ماه پنج میلیون ریال شده و در روز دادرسی به تاریخ 1399/11/02 نفقه زوجه را پرداخت نموده که حکایت از قصد وی مبنی بر اذیت نمودن زوجه را دارد. و تا زمان تقدیم دادخواست به تاریخ 1399/09/24 زوج نفقه همسرش را پرداخت ننموده و شرط اول از شروط ضمن عقد نکاح محقق شده است.و تلاش دادگاه و مساعی داوران در اصلاح ذات البین زوجین موثر واقع نشده و زوجه اصرار در طلاق گرفتن از همسرش را دارد. لذا خواسته خواهان را وارد تشخیص و به استناد مواد 1119 و 1143 و 1144 و 1145 و 1146 و 1150 و 1151 قانون مدنی و بند 9 از ماده 4 و مواد 26 و 29 و 31 و 32 و 33 قانون حمایت خانواده حکم به احراز شرایط اعمال وکالت جهت اجرای صیغه طلاق به دلیل تحقق بند اول از شروط ضمن عقد نکاح مبنی بر عدم پرداخت نفقه صادر نموده و توضیح داده که میزان مهریه زوجه 514 قطعه سکه تمام بهار ازادی و هزینه سفر حج عمره است.و راجع به مهریه از طریق اداره ثبت اقدام شده است.و زوجه تمامی مهریه اش را می خواهد و زوجه هزینه سفر حج عمره بمبلغ سی میلیون ریال به زوجه پرداخت خواهد کرد. نسبت به نفقه زوجه از تاریخ 98/10/11 لغایت 1399/07/15 طی دو فقره دادنامه صادره از شعبه *اتخاذ تصمیم شده و طبق ان اقدام خواهد شد و از تاریخ 1399/07/16 لغایت جاری شدن صیغه طلاق و تا پایان مدت عده زوج ماهیانه پنج میلیون ریال به عنوان نفقه به زوجه پرداخت خواهد نمود. نوع طلاق در فرض وقوع رجعی است. مدت اعتبار حکم صادره شش ماه از تاریخ قطعیت ان است. جهیزیه زوجه در منزل مشترک است.و در زمان جاری شدن صیغه طلاق ان را با خودش خواهد برد حضانت فرزند مشترک به نام ا. متولد 1397/07/18 با زوجه است.و زوج به نحو مقرر در حکم فرزند را ملاقات خواهد کرد و زوج ماهیانه پنج میلیون ریال با افزایش سالانه بیست درصد از بابت نفقه فرزند مشترک پرداخت خواهد کرد. پس از ابلاغ رای صادره زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *اذربایجان شرقی شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/01/30 با توجه به مستند دعوی و صدور حکم تمکین زوجه و پرداخت نفقه محکومیت یافته برای یک بار هر چند تاخیر که این قسمت مورد استناد دادگاه بدوی قرار گرفته و ان را نشانه قصد زوج مبنی بر اذیت کردن زوجه دانسته که این امر قسمت اخیر شرط را با توجه به تادیه نفقه را تحقق بخشیده و با در نظر گرفتن میزان نفقه موصوف و مطالبه کلیه مهریه از طرف زوجه به میزان 514 قطعه سکه تمام بهار ازادی لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد و موجه تشخیص و ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/02/01 به وکیل زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/02/18 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/5/5 به شرح زیر انشای رای نموده است.
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه خانم س. و. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/01/30 شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز تخلف زوج (فرجام خوانده) از شرط ضمن عقد نکاح ضمن نقض دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی (فرجام خواه) صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا تخلف زوج فرجام خوانده از بند اول از شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه مبنی بر عدم پرداخت نفقه زوجه یکی از علل و اسباب درخواست طلاق زوجه فرجام خواه در دادخواست نخستین بوده است.و حسب پیوست پرونده زوج فرجام خوانده به موجب دادنامه قطعیت یافته شماره 930 مورخ 1399/07/16 شعبه *به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1398/11/01 لغایت 1399/07/15 به مدت بیش از شش ماه در حق زوجه فرجام خواه محکوم گردیده و در تاریخ 1399/09/16 اجراییه صادر و زوجه فرجام خواه در تاریخ 1399/09/24 مبادرت به تقدیم دادخواست طلاق در پرونده حاضر نموده و زوج فرجام خوانده نیز حسب فیش بانکی پیوست پرونده (ص 52) مبلغ 43/986/798 ریال بابت نفقه در تاریخ 99/11/2 به حساب صندوق دادگستری تودیع نموده است.لذا جهت احراز اینکه ایا در تاریخ تقدیم دادخواست طلاق تخلف زوج از بند اول شرط ضن عقد نکاح ثابت و تحقق شرط مذکور محرز بوده است.یا خیر اقتضا داشته که دادگاه محترم پرونده محاکماتی موضوع دادنامه فوق الذکر و همچنین پرونده اجرایی مرتبط به ان را از مرجع ذیربط مطالبه و پس از وصول خلاصه مفید و موثر انها را در صورتمجلس منعکس و بررس و معلوم دارد. که اجراییه در چه تاریخی به زوج محکوم علیه ابلاغ گردیده و ایا از ناحیه زوج پس از ابلاغ اجراییه در مهلت قانونی مقرر در ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی نسبت به پرداخت نفقه مورد حکم موضوع اجراییه به نحو کامل پرداخت شده است.یا خیر و اساسا ایا از طرف زوج بعد از ابلاغ اجراییه نسبت به پرداخت نفقه مورد حکم اقدامی به عمل امده است.یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ مبلغ پرداختی به چه میزان و در چه تاریخی بوده است.و انگاه پس از انجام اقدامات مذکور و تکمیل تحقیق سرانجام در خصوص تخلف یا عدم تخلف زوج از بند اول شرط عقد نکاح اتخاذ تصمیم و سپس با لحاظ ان نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجام خواسته در وضعیت موجود به علت نقص تحقیق قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیق و رسیدگی به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. پس از اعاده و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر استان *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و پس از وصول پرونده مربوط به نفقه از شعبه *وجب رای صادره به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1398/11/01 لغایت *از قرار ماهیانه مبلغ پنج میلیون ریال در حق زوجه محکوم گردیده و رای صادره در شعبه *تایید و قطعی شده و در تاریخ 1399/09/16 اجراییه صادر و محکوم له در تاریخ 1399/11/08 فیش پرداختی را اخذ نموده است.و در جلسه دادرسی مورخ 1400/06/22 که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده دادگاه اظهارات زوجین و وکیل زوجه را که تکرار همان مطالب سابق در پرونده حاضر بوده در صورتمجلس منعکس نموده که در این جلسه زوجه در قسمتی از اظهارات خود گفته است.بنده حاضرم به شرط طلاق از نصف مهریه و سایر حقوق مالی ناشی از زوجیت خود گذشت و انرا در قبال طلاق به زوج بذل نمایم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/25 با اعلام اینکه مساعی دادگاه در خصوص سازش منجر به نتیجه نگردیده و زوجه ضمن اصرار به درخواست خود، کلیه حقوق مالی خود به جزنصف مهریه را در قبال طلاق بذل نموده و با توجه به افتراق جسمانی بوجود امده تا به این تاریخ و اظهارات مغایر زوج در خصوص عدم اطلاع از رای محکومیت به پرداخت نفقه که با تجدیدنظرخواهی وی از دادنامه شماره 930 - 99 مورخ 1399/07/16 شعبه *در مورخ 1399/07/27 مغایرت دارد. لذا اعتراض زوج تجدیدنظرخواه را غیر موجه تشخیص و با اصلاح میزان بذل به شرح فوق الاشعار و تصریح به اینکه نوع طلاق باین خلعی بوده با استناد به مواد 348 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است.دادنامه مذکور در تاریخ 1400/06/30 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/07/18 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی اقای ج. ج. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/06/25 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه بدوی شماره 2198 - 99 مورخ 1399/11/30 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تخلف زوج (فرجام خواه) از بند یک شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه حکم به احراز شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه (فرجام خوانده) با شرایط مصرح در ان اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجام خواه به موجب دادنامه قطعیت یافته شماره 930 مورخ 1399/07/16 صادره از شعبه *به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1398/11/01 لغایت 1399/07/15 از قرار ماهیانه مبلغ پنج میلیون ریال در حق زوجه محکوم گردیده که در تاریخ 1399/09/16 منتهی به صدور اجراییه و ابلاغ ان به زوج محکوم علیه گردیده معهذا نامبرده در مهلت قانونی مقرر در ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی نسبت به پرداخت نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه اقدام ننموده و عملا الزام وی به اجرای حکم و پرداخت نفقه زوجه از طریق مجاری قانونی ممکن و میسر نگردیده است.بنابراین به هنگام تقدیم دادخواست طلاق از سوی زوجه تخلف زوج فرجام خواه از بند یک از شروط مندرج در سند نکاحیه ثابت و محرز بوده و اینکه نامبرده درجریان رسیدگی به دعوی طلاق اقدام به پرداخت نفقه مورد حکم به نحو کامل در صندوق دادگستری نموده است.این اقدام نامبرده موثر در مقام نبوده و تخلف نامبرده از شرط ضمن عقد نکاح را منتفی و حق ایجاد شده برای زوجه جهت تقاضای طلاق را ساقط نمی نماید. بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز تحقق بند یک شروط ضمن العقد و شرط وکالت در طلاق مندرج در سند نکاحیه صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در اصل و اساس حکم با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض انرا فراهم سازد النهایه چون زوجه خود متقاضی طلاق از همسرش بوده و تعیین تکلیف نسبت به حقوق مالی وی در دعوی طلاق مطروحه از شمول حکم مقرر در ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 که صرفا در دعوی طلاق به درخواست زوج جهت حفظ بنیان خانواده و جلوگیری از سوی استفاده زوج از اختیار مطلقش در طلاق همسر خویش قابل اعمال و اجرا بوده خارج بوده و چنانچه زوجه خواستار مطالبه حقوق مالی ناشی از زوجیت خود بوده باشد. بایستی وفق مقررات با طرح دعوی جداگانه و مستقل در مرجع ذی صلاح قضایی نسبت به استیفای ان اقدام نماید. بنابراین الزام زوج به پرداخت مهریه و نفقه جاریه تا زمان اجرای صیغه طلاق و نفقه ایام عده به شرح مقرر در دادنامه بدوی با موازین قانونی انطباق نداشته و به تجویز ماده 403 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که در ان قسمت که متضمن تعیین تکلیف نسبت به حقوق مالی زوجه و الزام زوج به پرداخت مهریه و نفقه جاریه و ایام عده در حق زوجه بوده به لحاظ تجاوز ان از حدود خواسته مندرج در دادخواست بدوی نقض بلاارجاع میگردد. و دادنامه فرجام خواسته در سایر قسمت ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی نتیجتا ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.