امکان استماع دعوای خلع ید و قلع و قمع بنا در یک دادخواست

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: 1381/05/11
برگزار شده توسط: استان مازندران/ شهر تنکابن

موضوع

امکان استماع دعوای خلع ید و قلع و قمع بنا در یک دادخواست

پرسش

با توجه به اینکه دادخواست خلع ید و قلع و قمع بنا معمولاً به نحو واحد طرح می‌شود این سوال مطرح می‌شود که آیا امکان استماع هر یک از عناوین مذکور به تنهایی فراهم است یا خیر؟

نظر هیئت عالی

خلع ید و قلع و قمع بنا هر کدام دارای عنوان جداگانه و دعوای مستقلی هستند و در صورتی که هر یک از دعاوی
مذکور به طور جداگانه مطرح شوند قابل رسیدگی و استماع هستند. چنانچه دعوای خلع ید و قلع و قمع بنا ضمن یک دادخواست اقامه شوند، به لحاظ وجود ارتباط بین دعاوی ذکر شده، دادگاه باید نسبت به هر دو دعوا یک‌جا رسیدگی و اتخاذ تصمیم نماید.

نظر اتفاقی

دادخواست قلع و قمع معمولاً همراه با تقاضای خلع ید از سوی خواهان همراه است اما آیا قلع و قمع از متصرفات خلع ید می‌باشد؟ و ارتباط لازم و ملزومی، بین قلع و قمع بنا و خلع ید به عنوان دو دعوای کاملاً مرتبط و لاینفک ما بین آن دو برقرار است یا خیر؟ پاسخ این است که دعوای قلع و قمع فرع بر دعوای خلع ید نیست و یا خلع ید فرع بر قلع و قمع مستحدثات واقعیت نیست لیکن به دلیل رابطه زمانی و حرف های در وکالت و یا دادخواهی از مراجع قضایی معمولاً طرح این دو دعوا به شکل واحد صورت می پذیرد. اما وحدت مذکور وحدت ذاتی و مبنایی نیست بلکه از نوع اتحاد مصلحتی است. بنا به مراتب استماع، دعوای قلع و قمع به شکل واحد ایرادی نداشته و عدم استماع آن محتاج دلیل است هر چند امکان وجود شبهه ای در این خصوص می رود و آن اینکه در اجرا، عملاً برای قلع و قمع لازم است که خلع ید از عرصه صورت گیرد به استدلال آتی این ایراد نیز وارد نخواهد بود. زیرا اذن در شیء، اذن در لوازم آن است و لوازم اجرای قلع و قمع خلع ید است و با این تفاوت که خلع ید مذکور به دلیل لازم بودن اجرای حکم موقتی منحصراً برای اجرای قلع و قمع می‌باشد و پس از آن در صورت تصرف غاصب در ملک تصرف یاد شده از نوع تصرفات مجدد پس از اجرای حکم نیست بلکه در یک مقطع زمانی ید غاصبانه بر عرصه توسط لوازم اجرای حکم قلع و قمع (البته در بخشی از عرصه که شامل محدوده ورود مأمورین اجرا و مآلاً اجرای حکم است) و سپس قهراً و طبیعتاً به وضعیت سابق اعاده می‌گردد.

منبع