شرایط تحقق محاربه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره دادنامه: *تاریخ رسیدگی: 1401/10/04

فرجام خواهان: اقایان ص. م. ب. با وکالت غ. ص. ک. م. و م. ق. ن. با وکالت م. ا. ر. و م. م.

فرجام خواندگان: خانم س. م. ن.، اقایان ع. ا. ا.، ع. ن.

فرجام خواسته دادنامه شماره 1424 1401/07/16 صادره از شعبه *

تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجامخواه: 1401/07/19 تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 1401/08/10

مرجع رسیدگی: شعبه *

هییت شعبه اقایان: م. ع. ق. (مستشار) ت. ح. (عضو معاون)

خلاصه جریان پرونده:

خلاصه جریان پرونده به شرحی است. که در گزارش و مقدمه رای شماره 1720 1401/05/09 این شعبه دیوان عالی کشور امده (ص 443) اجمالا بر اینکه: اقایان م. ق. ن. و ص. م. ب. به شرح دادنامه شماره 355 1400/12/28 صادره از شعبه *به اتهام محاربه از طریق درگیری مسلحانه با مامورین انتظامی منتهی به قتل احدی از مامورین و زخمی شدن یکی دیگر به اعدام محکوم شده اند. که این رای به موجب رای شماره 1720 1401/05/09 صادره از شعبه *(همین شعبه) به شرح استدلالاتی که در رای امده به دلیل عدم احراز شرایط تحقق جرم محاربه نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع گردیده، پس از ارجاع پرونده به شعبه *شعبه مزبور نیز با تعیین وقت دادرسی و دعوت از متهمان و وکلای انان و نماینده دادستان، در وقت مقرر جلسه دادگاه به تاریخ 1401/07/16 با حضور مدعوین تشکیل گردیده و با شرح دلایل اتهام محاربه به هر دو متهم تفهیم می‌گردد.، ما از خودمان سلاح نداشتیم بعد اول مامورین تیراندازی کردند. ما قصد این کار را نداشتیم اول شب مست بودیم به اتفاق ص. م. با پژو 405 متعلق به خواهرم بود. ساعت 11 12 شب بود. که رفتیم مسکن مهر و ن. صمیمی خانمی که با او صیغه بودم انجا بود. یک سر می خواستم بزنم سریع میخواستم برگردم رفتم زنگ زدم رفتم دم خانشون و …. رفتم داخل جر و بحث کردیم مامور کلانتری رسید هر دو نفر رفتیم بالا، من بالا بودم مامور امد بالا، گفت ماشین از کیست گفتم از من است. گفتم دعوای خانوادگی است. حالم خوب نبود بی سیم را از او گرفتم گفتم کلید را بدهی بی سیم را می دهم و دیگر مطالبی که در تحقیقات سابق بیان داشته اند، بعد می گوید زمانی که ماشین سفید رسید و یک تیر به ما زد و ندیدم چه کسی است. چند تا تیر زدم و همان کسی که تیر می زد از من تیر خورد و …. بازجوییهای قبلی را هم قبول دارم. ما را اصلا به پزشکی قانونی هم نبردند. وکیل متهم نیز بیان می دارد.: دفاعیات به شرح لایحه ای است. که قبلا داده ام و بر اساس اصل برائت تقاضای تبریه موکل را دارم. ص. م. اظهار می دارد.: اظهار قبلی را قبول دارم. کلت دست من بود. وکیل ایشان بیان می دارد.: رفتار و اقدام موکل با ماده 279 قانون مجازات اسلامی انطباق ندارد. زیرا شرط تحقق ان کشیدن سلاح به قصد جان و مال و ناموس مردم می‌باشد. حال انکه به حکایت محتویات پرونده موکل ناخواسته و بدون قصد قبلی در مهلکه گرفتار می‌گردد. و بدون اینکه قصد تعرض به مال و جان و ناموس مردم را داشته باشد. صرفا به قصد فرار اقدام می نماید. و ناخواسته منجر به ایجاد درگیری با مامورین می‌گردد. و در حال فیلمبرداری بودن اهل محل حکایت از عدم وجود خافه و ترسیدن اهل محل دارد. که شرط تحقق بزه محاربه است. لذا درخواست برائت وی را دارم. از هر دو متهم دادگاه اخرین دفاع به اتهام محاربه اخذ و در نهایت به شرح دادنامه شماره 1424 1401/07/16 هر دو متهم را به اتهام محاربه بر اساس علم قاضی به اعدام محکوم می نماید. وکلای هر دو محکوم علیه در فرجه قانونی فرجام خواهی نموده اند. وکیل اقای م. ق. ن. اجمالا در لایحه خود بیان داشته: اتفاق در حدود ساعت 2 بامداد رخ داده که ظاهرا موکل مست از شرب خمر بوده که مست بودن وی مورد شهادت عده ای هم قرار گرفته و خانم ش. ص. هم مست بودن وی در زمان مراجعه به منزل ایشان و شروع درگیری را تایید نموده است. (ص 26٫29) و وی به همراه دوستش ص. م. به درب خانه خانم ص. رفته و در انجا انان جر و بحث داشته اند و با گزارش یکی از همسایگان مامورین در محل حاضر شده ابتدا هم بین موکل و مامور مباحثی پیش امده و موکل گفته اختلاف خانوادگی است. دخالت نکنید و پس از شرح ما وقع به صورت مفصل …. بیان می دارد. پس از خلع سلاح دو مامور حاضر و فرار مامورین، با ورود یک خودرو سمند با پلاک شخصی که حامل دو مامور بوده اقدام به تیراندازی متقابل می نمایند که منجر به تیر خوردن موکل و هر دو مامور داخل خودرو می‌شود. و از داخل خودرو بگفته خود ع. ا. ا. (مامور مجروح) 12 تیر از داخل خودرو به موکل و به طرف متهمان شلیک می نمایند که یک تیر به ق. ن. اصابت می نماید. (ص 44) و تیراندازی متهمان هم متقابل به سمت مامورین بوده که مرحوم ا. ن. شهید می‌گردد. در همین رابطه پرونده قتل عمدی تشکیل و به موجب دادنامه شماره 9955 1400/12/22 صادره از شعبه *به قصاص نفس و قصاص عضو و پرداخت دیه محکوم شده اند. و ایضا در مورد اتهامات دیگری همانند تهدید، ادم ربایی، اخلال در نظم عمومی، سرقت و ورود به عنف و ایراد ضرب و جرح عمدی و تمرد نسبت به مامورین و تخریب عمدی خودرو سازمانی دولتی و …. به موجب دادنامه شماره 7016 1400/12/14 در شعبه *حکم صادر گردیده که علاوه بر ان احکام به اتهام محاربه هم در این پرونده محکوم به اعدام شده در حالی که وی و دوست ایشان در اقدامات خود قصد و انگیزه رعب و وحشت نداشته بلکه این درگیری متعاقب یک درگیری خانوادگی به وجود امده و خارج از مصادیق ماده 279 قانون مجازات اسلامی خواهد بود. و حداقل در تحقق بزه محاربه شبهه و تردید جدی وجود دارد. لذا درخواست نقض رای را دارد. وکیل اقای ص. م. ب. در لایحه خود بیان داشته: موکل برخلاف میل باطنی و اصرار دوستش اقای ق. ن. به محل حادثه کشانده شده و تا زمان درگیری هیچ قصدی و برنامه ای برای این درگیری نداشته حتی در ابتدا به مامورین گشت اعلام می نماید. دعوای خانوادگی است. خودمان حل می کنیم شما برگردید.ولی با اصرار مامورین و ورود انان به داخل مجتمع و خانه خانم ش. ص. درگیری به وجود می اید و رفتار انان از تعریف محاربه و صدق عنوان مجرمانه موضوع ماده 279 قانون مجازات اسلامی خارج است. و در اینجا هم شروع کننده دعوا و درگیری ق. بوده و موکل در خاتمه وارد نزاع و درگیری شده است. و در ابتدا هم پس از خلع سلاح مامورین به سمت انان تیراندازی نکرده اند بلکه در فکر فرار بوده اند که با رسیدن مامورین بعدی این اتفاق افتاده است. لذا محکومیت وی با عنوان محاربه واجد ایراد است. و درخواست نقض رای را می نماید. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می‌گردد.

هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای م. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای م. ح. م. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

در خصوص فرجام خواهی وکلای اقایان م. ق. ن. و ص. م. ب. نسبت به دادنامه شماره 1424 1401/07/16 صادره از شعبه *حاوی محکومیت نامبردگان به مجازات اعدام به اتهام محاربه از طریق درگیری مسلحانه با مامورین انتظامی در داخل شهر و به شهادت رساندن مرحوم ا. ن. و مجروحیت شدید اقای ع. ا. ا. س. هر دو از پرسنل نیروی انتظامی با عنایت به استدلالات دادگاه در احراز تحقق بزه محاربه و پس از شور و تبادل نظر و ارزیابی دقیق استدلالات دادگاه و رفتار متهمان در نحوه ارتکاب بزه به نظر شعبه رای فرجام خواسته فاقد ایراد و اشکال اساسی است. و رفتار متهمان با عنایت به گزارش مامورین از چگونگی درگیری و اظهارات اهالی محل و تجزیه و تحلیل اقدامات اولیه متهمان در خلع سلاح مامورین اولی و ایجاد درگیری مسلحانه با مامورین کمکی بعدی و سایر قرائن و امارات موجود که برای دادگاه علم حاصل نموده است. از مصادیق محاربه محسوب می‌گردد. از سوی فرجام خواهان هم دلیل قاطعی که نقض رای را ایجاب نماید. اقامه نگردیده و در رسیدگی نیز اصول و قواعد دادرسی رعایت شده علیهذا مستندا به بند الف ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری ضمن رد فرجام خواهی نامبردگان رای فرجام خواسته ابرام می‌گردد./الف

شعبه *

مستشار: م. ق. عضو معاون: ت. ح.

رای شعبه دیوان عالی کشور

دادنامه شماره: *تاریخ رسیدگی: 1401/05/09

فرجام خواه: اقایان م. ق. ن. با وکالت اقای م. م. و ص. م. ب. با وکالت اقای غ. ص. ک. م.

فرجام خوانده: اقای ع. ن. و خانم س. ر. ن. و اقای ع. ا. ا. س.

فرجام خواسته دادنامه شماره 355 1400/12/28 صادره از شعبه *

تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجامخواه: 1401/01/06 تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 1/27٫1/11/ 1401

مرجع رسیدگی: شعبه *

هییت شعبه اقایان: ذکرا. ا. (رئیس) م. ق. (عضو معاون)

خلاصه جریان پرونده: جریان پرونده به شرحی است. که در رای قبلی این شعبه (شعبه *) در پرونده کلاسه *و دادنامه شماره 878 1401/03/17 امده که عینا تصویر رای مذکور پیوست این گزارش خواهد شد تا از گزارش مفصل پرهیز شود. اجمالا بر اینکه اقایان م. ق. ن. و ص. م. ب. به موجب دادنامه شماره 9955 1400/02/12 صادره از شعبه *به اتهام شرکت در قتل عمدی از طریق تیراندازی با سلاحهای جنگی (کلت و کلاش) مرحوم ا. ن. و پرداخت دیه در حق اقای ع. ا. ا. که هر دو از پرسنل نیروی انتظامی بوده و در حین انجام وظیفه و ماموریت جهت دستگیری نامبردگان در محل وقوع جرم حاضر شده بودند و مورد هدف تیر دو متهم مذکور قرار گرفته اند، در نهایت مرحوم ا. ن. به قتل می‌رسد و ع. ا. ا. هم با اصابت چندین گلوله کلاش و کلت کمری از سوی فرجام خواهان مذکور بشدت مجروح و مصدوم می‌گردد.، محکوم به قصاص و پرداخت دیه می گردند و این رای دادگاه طی دادنامه شماره 878 1401/03/17 صادره از شعبه *(همین شعبه) ابرام می‌گردد. و در همین رابطه برای دو مجرم مذکور پرونده دیگری با عنوان اتهامی محاربه تشکیل و در دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان جریانی بوده که در نهایت به شرح دادنامه شماره 355 1400/12/28 صادره از شعبه *که با شرح مفصلی از جریان پرونده تنظیم گردیده نامبردگان به اتهام محاربه به اعدام محکوم می گردند. وکلای مشارالیهما در فرجه قانونی از رای مرقوم فرجام خواهی نموده و وکیل ص. م. ب. اجمالا در لایحه خود بیان می دارد.: 1 با توجه به تعریف در ماده 279 عمل ارتکابی موکل از مصادیق محاربه نخواهد بود. زیرا وی در این درگیری که به صورت اتفاقی رخ داده به هیچ وجه قصد بر هم زدن نظم عمومی و یا تعرض به جسم و جان و حیثیت عامه را نداشته و نیز در تحقق جرم محاربه دچار رعب و وحشت همه اهالی محل شرط است. لکن در مانحن فیه تعدادی از مردم حاضر در محل اقدام به فیلم برداری نموده‌اند که حکایت از عدم وحشت انان از رفتار متهمان دارد. 2 شروع کننده این درگیری اقای م. ق. ن. بوده و موکل ناخواسته وارد معرکه شده است. و موکل به محض خلع سلاح افسر گشت اقدام به شلیک هوایی می نماید. اگر قصد قتل داشت همان اول مامور را هدف قرار می داد و به گفته وی انها قصد فرار از محل را داشتند و کلید ماشین ها را پیدا نمی کنند و این اتفاق می افتد. 3 موکل در شب حادثه قبل از درگیری مشروب الکل مصرف کرده و بارها به این اشاره نموده است. و با عدم تحقق شرایط محاربه به عنوان محاربه به عمل ارتکابی وی صدق نمی کند و تقاضای نقض رای را دارم. وکیل م. ق. ن. هم بیان می دارد.: به حکایت محتویات پرونده و چگونگی وقوع حادثه و درگیری بین موکل و دوست وی با مامورین انتظامی انان قصد و انگیزه ایجاد رعب و وحشت نداشته بلکه این حوادث متعاقب یک درگیری خانوادگی و حضور مامورین در محل اتفاق می افتد و شرایط مندرج در ماده 279 ق.م.ا در تحقق بزه محاربه هرگز وجود نداشته و عمل ارتکابی از مصادیق محاربه نمی‌باشد. و حداقل در تحقق ان شرایط شبهه جدی وجود دارد. که محل حاکمیت اصل برائت و جریان قاعده درا خواهد بود. و عمل انان شرکت در قتل و ایراد ضرب و جرح و تمرد نسبت به مامورین دولتی و …. محسوب گردیده و از عنوان محارب خارج می‌باشد. لذا درخواست نقض رای را دارم. و در خصوص عناوین مجرمانه دیگر هم حکم محکومیت انان صادر شده است. (اشاره به دادنامه شماره 9955 1400/12/12 صادره از شعبه *می باشد.) پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است

هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای م. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. س. س. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقص رای فرجام خواسته به دلیل عدم تحقق شرایط مربوط به تحقق و اثبات بزه انتسابی و حاکمیت قاعده تدر الحدود بالشبهات در مطلق و جمیع حدود الهی مشاوره نموده با استعانت از خدای متعال به شرح زیر رای صادر می‌گردد.:

رای شعبه

در خصوص فرجام خواهی وکلای اقایان م. ق. ن. و ص. م. ب. نسبت به دادنامه شماره 355 1400/12/28 صادره از شعبه *حاوی محکومیت نامبردگان بجرم محاربه به شرحی که در گزارش به ان اشاره گردید.با عنایت به محتویات پرونده به نظر شعبه رای فرجام خواسته مخدوش و غیر قابل ابرام می‌باشد. زیرا اولا متهمان ابتدا برای مسایل شخصی که اقای م. ق. ن. با خانم ش. صمیمی داشته به محل رفته بوده و درگیری ایشان با خانم صمیمی هم در داخل خانه بوده و هیچ کس از متهمان حامل سلاح گرم نبوده اند پس از حضور مامورین انتظامی در محل و ورود یکی از انان به داخل مجتمع و دستگیری متهم م. ق. در داخل خانه خانم ها صمیمی و هدایت وی به بیرون متهمان ابتدا درصدد فرار از دست مامورین بوده اند که ممکن نشده و سپس با کوتاهی و قصوری که مامورین داشته اند اقدام به خلع سلاح هر دو مامور حاضر در محل و به دست اوردن سلاح انان نموده و باز هم به دنبال سوییچ خودرو خود و یا سوییچ خودرو نیروی انتظامی جهت فرار از محل بوده اند لذا تا این مرحله هیچ اقدامی در هدف قرار دادن دو مامور انتظامی در محل برنیامده اند لکن پس از حضور دو مامور دیگر با یک خودرو و در محل و یاس از امکان فرار از محل با حضور مامورین کمکی بدون قصد و نیت قبلی و ایضا در جهت رهایی از دست انان شروع به تیراندازی به سوی مامورین نموده‌اند که متاسفانه یکی از مامورین به نام ا. ن. به قتل رسیده و دیگری به نام ع. ا. ا. هم بشدت مجروح شده ثانیا هیچ دلیل و مدرکی بر اینکه انها از ابتدا به قصد جان و مال و ناموس مردم محل و یا ارعاب انان که از شرایط تحقق بزه محاربه است. اقدام به کشیدن سلاح کرده باشند وجود ندارد. و درگیری نامبردگان بدنبال یک سری اتفاقاتی که در محل افتاده صورت گرفته و ان چه که مسلم می‌باشد. نامبردگان در این تیراندازی با انگیزه به شخصی و در جهت رهایی از دست مامورین و متواری شدن از محل سلاح کشیده و مرتکب جرم شده اند. و عنصر معنوی جرم محاربه محرز و مسلم نیست و تحقق شرایط مندرج در ماده 279 قانون مجازات اسلامی در محقق شدن جرم محاربه که از جرایم مشروط و مقید می‌باشد. حداقل با شبهه و تردید جدی مواجه است. که محل جریان ماده 120 از قانون مجازات اسلامی خواهد بود. بنابراین با استناد به بند 4 شق ب ماده 469 ق.ا.د.ک رای فرجام خواسته به لحاظ عدم احراز شرایط تحقق بزه محاربه نسبت به هر دو فرجام خواه نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع می‌شود./ح

شعبه *

رئیس: ذکرا. ا. ع. معاون:م. ق.

منبع