تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اتهام قتل عمد - هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن و یا هریک از شرایط مسئولیت کیفری مورد شبهه و تردید قرار گیرد و دلیلی برنفی آن یافت نشود. حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود
پرونده کلاسه --- شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی بخش بیستون تصمیم نهایی شماره 140150390001244936
شاکی:خانم ج. ن. فرزند ح.
متهمین: 1 . خانم ا. گ. ع. ا. فرزند ع. به نشانی صحنه- * بلوک 58
2 . اقای ب. ف. فرزند م. 3 . اقای ب. ف. م. ا. فرزند م. با وکالت اقای ش. ا. فرزند ت. به نشانی * و اقای ع. ا. و. فرزند ع. به نشانی دفتر: * دوم.
4 . اقای م. ق. فرزند ا. با وکالت اقای ب. م. فرزند ن. به نشانی * -
5 . اقای م. ق. فرزند ح. با وکالت خانم ن. ا. د. فرزند ا. به نشانی *
اتهام: قتل عمدی مسلمان
به نام خ.
ه تاریخ 29 / 03 / 1401 در وقت فوق العاده شعبه اول بیستون به تصدی امضا کننده ذیل تشکیل است.پرونده کلاسه فوق تحت نظر است.دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده با احراز کفایت رسیدگی ختم تحقیقات مقدماتی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور قرار مینماید.
قرار جلب به دادرسی و منع تعقیب
دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان هرسین
سلام علیکم
در تاریخ 10/11/1394 جسدی مجهول الهویه در * -قسمت داخلی دیوار کارخانه گونی بافی که در مجاورت * کشف شد که حسب حضور همکار محترم قضایی در محل و گزارش صورتجله ان، جسد اغشته به گل و لای متعلق به مردی جوان حدود 25 ساله با لباس کاپشن مشکی و تک پوش زرد رنگ و شلوار گرمکن که به حالت نشسته کنار یک درخت که به درخت تکیه زده در قسمت داخلی دیوار اطراف کارخانه متروکه گونی بافی کنار *) کشف شده است.که حسب اظهارات اولیه پزشک قانونی در محل کشف جسد علت فوت ضربه مغزی ناشی از اصابت جسم سخت بوده و از زمان فوت حداقل سه روز گذشته است. مشاهدات اولیه از کنده شدن خاک زیر پاهای جسد حکایت از ان داشت که مقتول بلافاصله پس از ضربه وارده فوت نشده است.و بعد از مدتی دست و پا زدن فوت نموده است.و یک فاصله زمانی مابین ضربات وارده و فوت مقتول وجود داشته است. پرونده در جریان تحقیقات مقدماتی قرار گرفته و هویت جسد مشخص گردیده که جسد متعلق به س. گ. فرزند ع. متولد 1368 ساکن * میباشد.، ب. ف. در تاریخ 10/11/94 (بعد از ظهر) در دادسرای شهرستان صحنه حضور می یابد و در خصوص مفقودیت س. گ. و کشف جسد و قتل ایشان اظهار بی اطلاعی مینماید. لکن توضیح می دهد که در تاریخ 01/11/94 قفل گوشی همسرش را که یک هفته قبل ان را از همسرم گرفته بودم (نامبرده به اتهام سرقت تحت تعقیب پلیس بوده است) را باز نموده است.و فهمیده است.که همسرش ا. با م. ق. ه ارتباط داشته، ب. در شعبه بازپرسی دادسرای * بیان داشته است.در تاریخ 01/11/94 به همراه دوستش ع. پ. به صحنه رفته است.و خودش دورتر ایستاده است.و ع. پ. به درب منزل ا. گ. (منزل مادر ا. گ.) رفته است.تا واسطه شود. و اعظم را دعوت به حل اختلافات و بازگشت به زندگی نماید.، نامبرده بیان داشته است.که ان شب (شب مفقودیت س.) دوستش به نام ر. د. منزل او بوده است.و از مفقودیت س. اطلاعی نداشته، ب. ف. در تاریخ 11/11/94 به اتهام سرقت + توهین + تهدید+ ایراد ضرب جرح عمدی با صدور قرار وثیقه توسط شعبه اول دادیاری شهرستان صحنه به * معرفی شده. پس از اظهارات ب. ف. و توجه اتهام به م. ق. ه نامبره در تاریخ 11/11/94 در شهرستان صحنه جلب میگردد. و در همان تاریخ توسط پلیس اگاهی شهرستان صحنه بازجویی میشود. که اتهام قتل مرحوم س. گ. را انکار نموده است.و به شرح اقدامات خود و همکاری با خانواده گجری جهت پیدا نمودن س. مینماید. نامبرده در خصوص پیامک های رد و بدل شده با ا. گجری که حکایت از نگرانی و ترس انها از متهم شدن به قتل س. دارد. بیان داشته است: ا. گ. گفت ب. گوشی من را به سرقت برده است.و چون اس ام اس و پیام هایی بین ما در گوشی است.فردا قتل را میندازه گردن ما و من هم گفتم که ما کاری نکردیم و به امید خدا که مشکلی پیش نمیاد.در ضمن پیامک های متعدد بین ا. گجری (خواهر مقتول) و م. ق. ه وجود داشته که ضمیمه پرونده میباشد.، پرونده به همراه متهمین م. ق. و ک. ح. به دادگاه بیستون اعاده شده و متهمین در اختیار پلیس اگاهی قرار می گیرند که م. ق. ه به قتل عمد س. اقرار مینماید. و علت و انگیزه قتل را انتقام از س. به خاطر ارتباط به نامزد سابقش (ط.) و همچنین رسیدن به ا. گ. که س. را مانع دانسته بود اعلام نموده است، نامبرده در جلسه مورخ 13/11/94 به قتل مرحوم س. اقرار نمود و بیان داشت با همکاری ب. ف. اقدام به قتل نموده است. خلاصه اظهارات م. از این قرار است.که نامبرده با طراحی نقشه قبلی و با هماهنگی با ا. گجری و با انگیزه انتقام از س. که با نامزد سابقش رابطه داشته و انگیزه قوی تر اینکه قصد ازدواج با اعظم را داشته است.در تاریخ 01/11/94 (پنج شنبه شب) درب منزل س. رفتم، ان روز ماشین پژو 207 اعظم دست من بود، ماشین را البته از س. و با اجازه ا. گرفته بودم، در ضمن ا. در ارتباط بود که من می خواهم چکار کنم، یک روز قبل از اول بهمن ا. به من گفت که تورو خدا کاری کن که س. بین ما را به هم نزند و گفنت چکار کنم و نقشه ام را برایش گفتم، به ا. گفتم می خواهم س. را بکشم در واقع من موضوع ط. (نامزد سابق) را فراموش کرده بودم و انگیزه قتل س. صرفا به خاطر رسیدن به ا. بود. غیر از من و ا. کسی دیگر خبر نداشت، شب از درب منزل س. عبور کردم، س. را درب منزل دیدم و دیدم اعصابش خرد است، گفتم سوار شو دوری بزنیم، از قبل چند قرص خواب اور داخل رانی ریخته بودم که البته شک نمی کرد، وارد ماشین که شد رانی را به او دادم که خورد سپس سیگار کشیدیم و به سمت بیرون شهر به سمت * رفتیم، س. به خواب رفته بود. داخل یک روستای متروکه به نام ا. که داخل کوه بود و کسی انجا زندگی نمی کند رفتیم، * بود. فقط چراغ ماشین انجا را روشن می کردم، نامبرده در ادامه توضیح می دهد س. را داخل یک خانه مسقف گذاشتم و با مشت و لگد او را مورد ضرب و شتم قراردادم، برگشتم و نصفه شب به ا. زنگ زدم و موضوع را گفتم که هم خوشحال بود و هم ناراحت، تا سه چهار شب با موتور دوستانم به او سر می زدم که زنده بود و به او اب می دادم تا اینکه بعد از نه شب، یک شب با ماشین ا. رفتم و یک قمه در ماشین گذاشتم، تصمیم گرفتم این بار او را بکشم، یک ضربه با قمه به وسط سر س. زدم، نگذاشتم که خون بر جای بماند، یک نایلون کف ماشین انداختم و او را از کمربندی صحنه به سمت * بردم و کنار کارخانه گونی بافی انداختم زمین، ولی هنوز جان داشت. ا. گ. در دفاع از اتهام معاونت در قتل س. گ. بیان داشته: من به م. علاقه داشتم، ارتباط من با س. خوب بود و در برابر شوهرم ب. از من حمایت می کرد و به والله سوگند من در اجرای نقشه قتل م. نبوده ام.در تاریخ 14/11/94 اتهام مشارکت در قتل به ب. ف. تفهیم میشود. که نامیرده اتهام را رد مینماید. و م. نیز در همین تاریخ دخالت ب. در قتل را تکذیب مینماید. و می گوید فقط خودم اقدام به ربودن و قتل س. نمودم.وکیل م. ق. ه سپس اقرار موکل خویش را تحت اجبار پلیس اگاهی و فاقد اعتبار دانسته است.و تقاضای ادامه تحقیقات را نموده است.در تاریخ 29/01/1395 م. ق. ه اقرار خویش را ناشی از اجبار و شکنجه پلیس اگاهی اعلام نموده است.
بنا به مراتب مذکور در خصوص شکایت خانم ج. ن. ولی دم مرحوم س. گ. با وکالت اقای م. ر. علیه اقایان 1 - ب. ف. م. ا. فرزند م. ر. 30 ساله دارای سابقه کیفری با وکالت اقای ع. ا. و. متهم است.به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم س. گ. و مشارکت در ادرم ربایی 2 - م. ق. ه فرزند ح.، 29 ساله دارای سابقه کیفری با وکالت خانم پ. ا. د. متهم است.به اتهام مشارکت در قتل عمدی مرحوم س. گ. و مشارکت در ادرم ربایی 3 - ب. ف. م. ا. فرزند م. ر. 41 ساله با وکالت اقای ع. ا. و. متهم است.به اتهام معاونت در قتل مرحوم س. گ. با ترغیب به ارتکاب جرم 3 - م. ق. پ. ر. فرزند ا. ا. دایر بر مشارکت در ادم ربایی، این دادگاه به جانشینی از بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان هرسین و نظر به اینکه:
1 - مطابق نظریه پزشکی قانونی علت تامه مرگ مقتول س. گ. خونریزی مغزی و عوارض ناشی از ان در اثر اصابت جسم سخت اعلام شده است.
2 - مشاهدات اولیه در محل کشف جسد از کنده شدن خاک زیر پاهای جسد حکایت از ان داشت که مقتول بلافاصله پس از ضربه وارده فوت نشده است.و بعد از مدتی دست و پا زدن فوت نموده است.و یک فاصله زمانی مابین ضربات وارده و فوت مقتول وجود داشته است.
3 - انکار شدید ا. گ. به همدستی و هماهنگی و معاونت در قتل برادر خویش س. گ. ؛ نامبرده به ارتباط تلفنی و علاقه به م. ق. ه اقرار نموده است.لکن دلیلی که حکایت از طراحی قتل س. داشته باشد. وجود ندارد.
4 - اظهارات و اقرار م. ق. ه در جلسات رسیدگی دادگاه ودر پلیس اگاهی هرسین با کیفیت و باجزییات مطروحه به شرح مضبوط در پرونده به قتل مرحوم س..و ارتباط س. گ. با نامزد م. ق. ه.
5 - اظهارات خانم ژ. ع. که دوست ا. گج است.و در شب مفقودیت س. منزل به همراه پسر خردسالش و ا. در منزل مادر س. (* حضور داشته است.
6 - سابقه درگیری و ایراد ضرب و جرح عمدی ( 15 مورد صدمات بدنی عمدی) ب. ف. توسط مرحوم س. گ. به دلالت پرونده کلاسه --- شعبه --- کیفری شهرستان صحنه منجر به صدور دادنامه شماره --- مورخ 21/10/1393 و محکومیت س. گ. به سه ماه و ده روز حبس تعزیری و پرداخت دیه به ب. ف..
7 - اختلافات خانوادگی ب. ف. و همسرش ا. گ. که ب. به علت محکومیت مالی مهریه مدتی زندان بوده است.
8 - ب. ف. به اتهام سرقت گوشی تلفن همراه از همسرش ا. گ. تحت تعقیب پلیس بوده است.لکن ایشان در تاریخ 10/11/94 یعنی در تاریخی که جسد س. کشف میگردد. خود را به پلیس معرفی مینماید. و از ارتباط ا. و م. و احتمال قتل س. توسط م. با همکاری ا. به پلیس اگاهی اطلاع می دهد که این خبر منجر به دستگیری م. به اتهام قتل عمد و ا. به اتهام معاونت در قتل میگردد.
9 - مراجعه ب. به همراه ع. پ. به شهرستان صحنه در تاریخ 01/11/1394 که ع. با هدف حل اختلاف بین زوجین به درب منزل مادر ا. می رود و با خانم ج. ن. در خصوص بازگشت ا. و رفع اختلافات صحبت مینماید. که به نظر میرسد قصد ب. این بوده است.از حضور س. در منزل مطمین شود. و ب. حتی به ع. در خصوص اینکه دو روز قبل از ان اقدام به سرقت وسایل و گوشی اعظم نموده است.و تحت تعقیب پلیس است.چیزی نگفته است، س. همان شب ربوده میشود.
10 - ب. ف. که احتمال این را می دهد پس از قتل س. به عنوان متهم تحت تعقیب قرار گیرد در شب جنایت دوستان خود به نام ع. پ. و ر. د. را به منزل دعوت مینماید. تا شهودی جهت اثبات بی گناهی خود داشته باشد. و حتی ع. تا فردا ظهر یعنی روز جمعه مورخ 02/11/94 در منزل وی بوده است.واظهارات ع. پ. در این مرجع قضایی و وعدم مطابقت اظهارات ب. ف. با اظهارات ایشان در شب قتل س. به شرح مضبوط در پرونده.
11 - ا. گ. در روز جمعه 02/11/94 با گوشی ع. تماس میگیرد تا در خصوص مفقودیت س. و ارتباط ب. با ان سوال نماید. که ب. سراسیمه و بدون اینکه توجه نماید. چه کسی تماس گرفته است.چندین بار م. را صدا می زند. ب. به علت عدم شارژ گوشی خود، با گوشی ع. با م. تماس داشته است.و هنگامی که گوشی ع. زنگ می زند تصور می کند م. زنگ زده است.
12 - اظهارت ب. ف. در تاریخ 20/05/95 در پلیس اگاهی و سپس اظهارات ایشان در جلسه مورخ 21/05/95 دادگاه که بیان داشته است: عرض شود. پس از انکه من گوشی ا. را بردم ایشان به من زنگ زد و تهدید کرد که می خواهم از طریق چند نفر شما را بدزدند، حتی به ع. پ. هم زنگ زده بود که من چه زمانی به دانشگاه می روم، ع. گفته بود پس فردا می رود، ع. از ا. پرسیده بود که چه کاری به ب. دارید که ا. گفته بود می خواهم با او صحبت کنم، ان روز پنج شنبه 01/11/94 من و ع. از صحنه برگشته بودیم و برادرم ب. که ساکن * است.به منزل من امد، من جریان را به ب. گفتم، به ب. گفتم که دوادور مواظب من باش، حتی برادرم ناراحت شد و گفت که چرا اجازه ندادی دفعه قبل س. را ادب کنم. خیلی ناراحت شد و گفت که باید یک گوشمالی به س. بدهیم، ب. به من گفت که می خواهم با دو سه نفر از دوستانم برویم و س. را ادب کنیم و قصد انها کتک کاری س. بوده است، من گفتم این کار را نکنید که گفت به تو ارتباطی ندارد. خودم مسیولیت ان را بر عهده می گیرم، حتی شب به ب. زنگ زدم که منصرف شود. ولی قبول نکرد، حدود ساعت 30/11 الی 40/11 شب ب. و سه نفر دیگر به اسامی م. فرزند ا. و دو نفر دیگر که نمی شناسم امد خانه من و گفت با س. درگیر شده ایم و از خانه بیرون امده است.و چیزی از داخل ماشین خود برداشته است، احتمالا به سوپرمارکت رفته است.و ب. داخل ماشین بوده است، دو نفر از دوستانش رفته اند که س. را بگیرند، س. چاقو داشته است.و ان دو نفر را زخمی کرده است، ب. سپس با یک چوب به پشت س. زده بود و س. را داخل ماشین خود گذاشته اند و داخل ماشین نیز او را کتک کاری کرده اند و به س. گفته بودند که چرا دنبال ناموس ما رفته ای که س. گفته بود در مورد چه کسی حرف می زنید، انها نیز گفته بودند مگر نمی دانی؟ ب. گفت س. من را نشناخته چون چهره من را ندیده است.و همان شب نزدیک * کرده اند و او را تکیه بر دیوار بلوار کنار جاده گذاشته بودند و ب. گفت که س. زنده بوده است.و نفس می کشید، سپس دوستان ب. جهت مداوا به بیمارستان * رفته بودند و ب. پس از ان شب هم حدود یک ماه یا بیشتر پیش من بود، خانواده گ.ری به پدرم زنگ زده بودندکه ادم ربایی شده و س. را برده اند که من گفتم از این جریان خبر ندارم. و من گفتم که احتمالا کار خودشان است، پس از اعلام مفقودیت س. حتی ب. و دوستانش به چند بیمارستان سر زده بودند که شاید س. را در بیمارستان پیدا کنند چون س. را زخمی کرده بودند می خواستند مطمین شوند که س. زنده است، ب. و دوستان او گفتند که چیز مهمی نیست و من هم دیگر سراغ این موضوع نرفتم. نامبرده در پاسخ سیوال دادگاه وقت مبنی بر اینکه چرا پس از گذشت بیش از شش ماه حقیقت را پنهان کرده اید بیان داشت: چون م. اعتراف کرده بود.
13 - اظهارات ب. در تاریخ 23/05/95 دادگاه که در پاسخ سیوال دادگاه مبنی بر اینکه واقعیت را بگویید چه کسانی در ربایش س. گ. نقش داشته اند بیان داشته است: با پراید برادرم ب. و به رانندگی ب. و با همدستی م. ق. فرزند ا. پسر عمه بنده و دو نفر دیگر از دوستان ب. که اسم انها را نمی دانم ولی از روی چهره می شناسم و ساکن روستاهای اطراف * میباشند. نامبرده در پاسخ سیوال دادگاه وقت، مبنی بر اینکه شما در روز جمعه 02/11/94 گوشی ع. پ. را در دست داشته اید و در پاسخ تماس خانم ا. گ. به ع.، سریعا چند بار گفته اید م. -م.، چرا از گوشی ایشان استفاده کرده اید و م. کیست؟ بیان داشت: م. پسر عمه ام است.و شب قبل گوشی من شارژ تمام کرده بود و از گوشی ع. استفاده می کردم، من روز قبل با م. در تماس بودم و به ب. زنگ زدم که بگویم نمی خواهد س. را ببرید که ب. جواب نداد، من به م. زنگ زدم و گوشی را جواب نداد چون کار از کار ظاهرا گذشته بود و روز جمعه که گوشی ع. زنگ خورد من فکر کردم م. است، شب حادثه من با گوشی ع. به م. زنگ زدم چون می دانستم انها ان شب قصد ان کار را دارند. ساعت 11 - 30/11 برگشتند. جریان را گفتند که چه شده است، دوستان ب. زخمی شده بودند ولی ب. سالم بود. ب. مطمین بود که س. را به قتل نرسانده است.فقط در حد کتک کاری او را زده اند و کنار * گذاشته اند.
14 - ب. ف. در جلسه مورخ 25/05/95 دادگاه یک بار دیگر با ذکر جزییات اظهارات قبل خود را تکرار مینماید.
15 - ب. ف. جلب میشود. و در تاریخ 25/05/96 در دفاع از اتهام قتل عمد س. گجری و ادم ربایی بیان داشته است: عرض شود. ب. به من گفت که همسرم به نام ا. گ. به من خیانت کرده است، من به پرینت های تلگرام نگاه کردم و من گفتم باید این پرینت ها را نشان سجاد بدهم که بداند با م. که با ا. رابطه دارد. چرا رفاقت می کند، من و م. پسر عمه ام و دو نفر دیگر که * بودند که مسافر من بودند ساعت 6 الی 7 غروب به سمت منزل س. گ. رفتیم، سر * دیدم، صدایش کردم که جریان را به او بگویم، با چاقو به من حمله ور شد، فکر می کرد که برای دعوی و درگیری رفته ام، رفقایم کاری نکردند.، من هم او را راضی کردم که سوار ماشین شود.، البته از خودم دفاع کردم و با یک چوب از داخل ماشین برداشتم و به پشت او زدم، بی هوش نشد، خودش سوار ماشین شد، داخل ماشین با هم بگومگو کردیم. در * نزدیک مغازه های اول بستون او را پآیین انداختم، نمی دانم جریان پس از ان چه بوده است، قمه ای نداشتم با چوب به پشت س. زدم، سپس مسافرانم را به * رفتم. پس دادگاه خطاب به نامبرده علت فوت س. گ. ضربه مغزی ناشی از اصابت جسم سخت بوده است؟ بیان داشت من به سر ایشان نزدم و فقط به پشت ایشان زدم. دادگاه خطاب به نامبرده اگر به پشت ایشان زده ای چرا اثار ان در گواهی پزشکی قانونی وجود ندارد.؟ بیان داشت زیاد محکم نزدم در این درگیری س. به من چاقو زد و زخمی شدم. خطاب ب نامبرده، او را کجا پیاده کردید؟ بیان داشت نزدیک دکه های اول * کنار جاده اصلی حدود ساعت 30/8 شب بود. سپس دادگاه اظهارات ب. را برای ب. قرائت نمود که ب. پس از شنیدن ان بیان داشت: دقیق زمان بردن س. را نمی دانم ولی شب بود و ایشان با لباس گرم بود ولی ان لباس که هنگام مرگ ایشان من دیدم (عکس) ان لباسها نبود. دادگاه خطاب به نامبرده: ضربه محکم را چه کسی به س. زد؟ بیان داشت من زدم ولی زیاد هم محکم نبود درحدی بود که چاقو از دست ایشان افتاد، یا داخل کتف یا پشت او زدم که چاقو افتاد. سپس ب. با حالت گریه بیان داشت: برادرم ب. درگیر زندگی من شده است. دادگاه خطاب به ب.: یعنی شما می گویید مرگ س. در اثر درگیری با شما نبوده است؟ بیان داشت فکر نمی کنم، نمی دانم. خطاب به نامبرده، م. و دو نفر دیگر چه نقشی داشتند؟ بیان داشت انها کاری نکردند.، خطاب به نامبرده ان دو نفر دیگر که همراه شما بودن چه کسانی هستند؟ بیان داشت: ف. ن. و ا. ر. بودند و شیرازی بودند و به عنوان مسافر به * جهت دیدن هم قطارهای قبلی امده بودند من انها را * پیاده کردم. من فقط زخمی شدم و انها زخمی نشده بود. س. چاقو در دست داشت من پیاده شدم که با او صحبت کنم، من را که دید با چاقو به من حمله کرد. دادگاه خطاب به نامبرده: شما فکر می کنید که س. در اثر خونریزی در درگیری با شما فوت نکرده است؟ بیان داشت امکان ندارد. شب بود من نمی دانم ایشان خونریزی داشته است.یا خیر. سپس دادگاه خطاب به ب. شما در اظهارات خود گفته اید که ب. به قصد ادب کردن س. و کتک زدن ایشان رفته است؟ ب. بیان داشت نمی دانم پرینت مکالمات را هم شاید ب. برده باشد. من به ب. گفتم که اگر درگیری شد فقط دست یا پای او را بشکنید و اینها رفته اند که او را کتک بزنند و قصد کشتن او را نداشته اند. سپس ب. بیان داشت هوا تاریک بود شاید ضربه چوب به سرش هم خورده باشد. چون هوا تاریک بود اگر خون امده ندیده ام.
16 - در تاریخ 01/06/95 بازسازی صحنه قتل انجام شد و متهم با ذکر جزییات به درگیری و سپس ربایش س. گ. و ضربه زدن به سر س. به وسیله چوب و سپس رها نمودن در کنار جاده و اطراف کارخانه گونی بافی اقرار نموده است.
17 - اظهارت ب. ف. در مورخ 02/06/1395 در دفاع از اتهامات قتل عمد س. گ. و ادم ربایی بیان داشته است: قبول دارم. ولی برای دعوی و جنگ نرفته بودم. نامبرده در پاسخ سیوال دادگاه مبنی بر اینکه ان سه نفر که همراه شما بودند چه نقشی داشتند؟ بیان داشت هیچ نقشی نداشتند، ضربه را من به سر زدم و انها دستشان به س. نخورد و همه مسیولیت با من است.و خودم به س. ضربه زدم و خودم هم راننده پراید بودم و او را از صحنه به اطراف * اوردم و وقتی که او را از ماشین پآیین انداختم جان در بدن داشت. نامبرده در اخرین دفاع خویش بیان داشت: قصد قتل ایشان را نداشتم و ایشان خودش شروع به درگیری کرد و در دفاع از خودم چوب به سر ایشان زدم، دفاع دیگری ندارم.
18 - دستور جلب متهم م. ق. (پسر عمه ب. و ب.) به اتهام مشارکت در ادم ربایی صادر گردید.و نامبرده همچنان متواری میباشد.، نامبرده از طریق نشر اگهی در روزنامه هدف و اقتصاد مورخ 21/02/96 احضار گردیده است.و مجددا د. از طریق روزنامه رسمی به اتهام مزبور به دادرسی دعوت که حاضر نشده و متواری است.و جلب وی نیز میسور نبوده است.
19 - وکیل مدافع متهمین ب. و ب. شاهدی زندانی به نام به پ. ع. کماسی که دادگاه معرفی مینماید. که نامبرده در خصوص قتل س. توسط م. اطلاع دارد. و م. در * مطالبی در خصوص قتل س. با ایشان در میان نهاده است.که دادگاه جهت کشف حقیقت اقای پ. ع. ک. را از زندان احضار نمود و از ایشان تحقیق نمود که نامبرده بیان داشت: من اطلاعی در خصوص قتل مرحوم گ. ندارم.، فقط به اتهام سرقت در * هستم که ب. ف. را دیدم و از ایشان پرسیدم چرا زندان شده ای؟ گفت به اتهام قتل عمد س. گجری و گفت که به علت مسایل ناموسی اختلاف داشتیم ولی دیگر چیزی نگفت، از قبل هم م. ق. ه به همین اتهام زندان بود که یک بار هم از ایشان سوال کردم که گفت من با خواهر س. ارتباط داشتم ولی قتل کار من نبوده است، همین، اطلاعات دیگری ندارم. ب. در زندان از من خواست حرف های دیگری نیز بزنم، من در جریان قتل نیستم و خدا خوش نمی اید چیزی که خبر ندارم. بگویم.
20 - اظهارات ب. ف. در غیاب ب. و سپس اظهارات ب. در غیاب ب. و سپس مواجه حضوری نامبردگان که در شرح مراحل ارتکاب جرم و ذکر جزییات ان با همدیگر مشترک است.نیز دلیل دیگری است.بر طراحی نقشه قتل س. گج.
21 - بعد از انکار متهمین ب. و ب. و ادعای اینکه اقرار انها تحت اجبار بوده است.دادگاه وقت به تقاضای وکیل نامبردگان پیامک های ا. و م. را از خطوط مختلف ایرانسل و همراه اول و رایتل بررسی که در پرونده مضبوط است.
22 - اقرار متهمین ب. و ب. ف. و ومیلاد ق. ه شرح ماوقع با ذکر جزییات جنایت به صورت منفرد و مشترک که به نظر دادگاه (جانشین بازپرس) اقرار نامبردگان مقرون به واقع است.و با سایر دلایل و * و قراین نیز منافاتی ندارد. لذا انکار نامبردگان با این ادعا که اقاریر ایشان تحت اجبار پلیس اگاهی بوده است.فاقد وجاهت قانونی است. و نظر به نظریه کارشناس و پلیس جنایی و تن پیمایی م. ق. ه توسط کارشناس و نیز اخذ بی تی اس تلفن همراه متهمان و نیز مواجه حضوری متهمان ب. و ب. ف. با م. ق. ه که در پرونده مضبوط است.
23 - گواهی پزشکی قانونی شماره 26397 /م/ 8 مورخ 29/03/96 حکایت از عدم جنون و یا اختلالات روانی توسط متهم ب. ف. در هنگام ارتکاب جرم دارد.
24 - ولی دم تقاضای مجازات متهمان را نموده است.و گواهی حصر وراثت متوفی در پرونده مضبوط است.
بنا به مراتب مذکور دادگاه به استناد ماده 171 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 (اقراربا کیفیت متهمان در جلسات رسیدگی و در مرجع انتظامی به قتل متوفی و انکار بعدی انان که با توجه به کیفیت و نحوه به قتل رسیدن متوفی وبازگو نمودن ان توسط متهمان و سوابق اختلاف و درگیری با یکدیگر و نیز ارتباط متوفی با نامزد م. ق. ه و نیز اطلاع متهمان ردف اول و دوم از ارتباط ا. گ. با م. ق. ه و متن پیامکهای انان، اخذ بی تی اس تلفن همراه متهمان در بازه های زمانی مفقود شدن متوفی به شرح مضبوط در پرونده و در محدوده مکانی حضور متوفی و نیز حضور متهمان، نحوه دستگیری متهمان، بنا به مراتب محکوم به رد میباشد.) و همچنین ماده 211 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 (علم قاضی) و شکیت ولی دم متوفی ومتواری بودن متهم م. ق.، ونظریه قضات محترم دیوانعالی کشور در پرونده، اتهامات انتسابی متهمین موصوف را محرز و مسلم دانسته لذا به استناد مواد 265 و 337 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 ناظر به ماده 302 همین قانون ومواد 2 ، 122 ، 140 ، 160 ٫ 290 ، 301 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و ماده 621 از قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات مصوب 1375 وقانون کاهش مجازات حبس تعزیری 126 - 289 و 290 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و ماده 621 از قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات مصوب 1375 وقانون کاهش مجازات حبس تعزیری، قرار جلب به دادرسی متهمین موصوف را صادر و اعلام میگردد.
در خصوص اتهام اقای ب. ف. دایر بر مباشرت در قتل مرحوم س. گ. و ادم ربایی و خانم ا. گ. فرزند ع. با وکالت اقایان ا. ح. و ش. ا. دایر بر معاونت در قتل عمد و معاونت در ادم ربایی و همچنین اتهام اقای ک. ح. فرزند م. دایر مشارکت در قتل عمد و ادم ربایی و همچنین اتهام اقایان ب. ف. دایر بر مشارکت در قتل عمد وع پ. دایر بر مشارکت در قتل عمد و ادم ربایی، دادگاه نظر به انکار متهمان و نظر به حاکمیت اصل برایت و نظر به اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی ونیز اینکه به حکم قاعده درای مندرج در ماده 120 ق.م.ا مصوب 92 هرگاه وقوع جرم یا برخی از شرایط آن ویا هریک از شرایط مسئولیت کیفری مورد شبهه و تردید قرار گیرد ودلیلی برنفی آن یافت نشود. حسب مورد جرم یا شرط مذکور ثابت نمی شود. واینکه دلیلی بر نقض اصل برایت ارایه وابراز نگردیده لذا مستندا با مواد 265 و 340 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 92 به لحاظ عدم کفایت دلیل در احراز وقوع بزه قرار منع تعقیب متهمان موصوف را صادر واعلام می دارد. ضمنا قرارمنع تعقیب صاده، ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر در دادگاه کیفری یک و سپس ظرف مهلت بیست روز دیگر قابل فرجامخواهی در دیوانعالی میباشد. دفتر پرونده جهت اظهار نظر و موافقت یا عدم موافقت با قرارهای صادره به نظر دادستان محترم * برسد پس از موافقت ابلاغ شود.در خصوص اتهام اقایان ف. ن. و ا. ر. دایر بر مشارکت در ادم ربایی پرونده مفتوح به رسیدگی است.
م. ا. -دادرس جانشین بازپرس دادگاه عمومی بخش بیستون