امیدوار کردن مردم به امور واهی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1391/09/20
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در جرم کلاهبرداری، مصداق امیدوار کردن به امور واهی می‌تواند امیدوار نمودن به اعمال نفوذ برخلاف حق باشد.

رای دادگاه بدوی

در خصوص اتهام آقای م. فرزند الف. دایر برکلاهبرداری (به مبلغ پانصد میلیون ریال)، موضوع کیفرخواست شماره 1711 مورخ 13/7/90 دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک تهران. توجها به نحوه شکایت شاکی به شرح شکوائیه تقدیمی و اظهارات منعکس در صورت جلسه تحقیق و دادرسی، تحقیقات معموله، گزارشات مرجع انتظامی و عنایت به اینکه هر چند بنا به محتویات پرونده، پرداخت وجه مذکور و مورد ادعا از ناحیه شاکی به متهم برای انجام امر خلاف قانون قابل تامل و بررسی است ولکن، بنا به نحوه اظهارات شاکی و پاسخ ایشان به سوالات طرح شده از ناحیه دادگاه، مشارالیه از ناحیه متهم مورد فریب و اغوا واقع نشده است و از واهی بودن امر مورد ادعای متهم نیز مطلع بوده است. به عبارت دیگر خود وی به هردلیل و انگیزه ای قصد داشته تا از مسیری باطل، به حقی که وی مدعی است و البته از سوی محاکم قضایی ذی حق بودن وی مردود اعلام شده است، نائل گردد و لذا بنا به مراتب و عنایت به محتویات پرونده و خاصه اظهارات شاکی در محضر دادگاه و نظر به اینکه یکی از شرایط تحقق بزه کلاهبرداری، فریب خوردن مالباخته در اثر اقدامات متقلبانه مرتکب است که در مانحن فیه، چنین شرطی احراز نمی گردد و اقدام شاکی در پرداخت وجه به متهم نه از باب فریب، بلکه از باب طمع و طی مسیر باطل بوده است و درهمان ابتدای امر از واهی بودن ادعای متهم مطلع بوده است و لذا نتیجتا به لحاظ عدم احراز وقوع بزه مذکور، مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری، حکم بر برائت مشارالیه صادر و اعلام می‌گردد. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - زالی بوئینی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای د. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1390/10/14 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که ضمن آن به موجب شکایت تجدیدنظرخواه موصوف علیه آقای م. مبنی برکلاهبرداری حکم بر برائت متهم صادرگردیده است که با عنایت به محتویات پرونده و ملاحظه لایحه تجدیدنظرخواهی که حکایت از دریافت دو فقره چک شماره 518126 مورخ 20/3/87 و چک شماره 518116 مورخ 1387/05/15 توسط متهم جهت فسخ بیع نامه موضوع دادنامه بدوی 860063000400481 و فسخ دادنامه تجدیدنظر 1514 مورخ 30/10/86 و پرونده نظارت به کلاسه --- که شاکی را امیدوار به فسخ دادنامه های موصوف نموده که از نظر قانونی هیچ گونه سمت در پرونده نداشته و اخذ چک ها و امیدوار نمودن تجدیدنظرخواه به عنوان شاکی موجب کلاهبرداری گردیده است. فلذا دادگاه به استناد شق 4 از بند ب از ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن نقض رای صادره با توجه به شکایت شاکی و پرداخت چک های موصوف و عدم پرداخت وجه چک 518116 مورخ 1387/05/15 و اخذ یک فقره چک توسط شاکی از متهم به همان مبلغ نوشته شده و همچنین کیفرخواست صادره توسط دادسرا عمومی و انقلاب ناحیه یک تهران و احضار متهم از طریق نشرآگهی و عدم حضور ایشان با انتظار کافی دادگاه بزه انتسابی را محرز دانسته و به استناد ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس وکلاهبرداری مصوب 1364/06/28 مجلس شورای اسلامی و تایید 1367/09/15 مجمع تشخیص مصلحت نظام حکم بر محکومیت متهم آقای م.س. به تحمل یک سال حبس تعزیری صادر و اعلام می‌گردد و به لحاظ اخذ چک توسط شاکی در قبال وجه و چک های پرداخت شده و تبدیل تعهد موضوع رد مال و مجازات جزای نقدی منتفی است. این رای غیابی است و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین محکمه می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

شهرابی فراهانی - نوری نجفی

منبع