تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/04
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورت وقوف اجمالی زوج بر عدم سلامت زوجه پیش از عقد و اشراف وی نسبت به نوع بیماری بعد از عقد، اقدام او در ازاله بکارت زوجه موید انصراف از حق فسخ عقد نکاح بر اساس قاعده اقدام است.
خانم م. الف.ف. به وکالت از آقای م. د. دادخواستی به طرفیت خانم ر. ح. به خواسته صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح دائم به لحاظ خیار تدلیس و تخلف وصف به انضمام خسارات قانونی تقدیم محاکم عمومی شهرستان یزد نموده که در تاریخ 1391/12/09 به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی آن شهرستان ارجاع شده است وی در دادخواست که مستند آن سند نکاحیه است توضیح داده است خواهان در تاریخ 1391/08/25 عقد ازدواج با خوانده منعقد نموده است نظر به اینکه در جریان مذاکرات امر ازدواج خوانده خود را دارای اوصافی معرفی کرده در حالی که فقدان وصف مذکور به اثبات رسیده است و مورد فریب واقع شده فلذا به استناد مواد 438 و 1128 قانون مدنی و ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی صدور حکم به فسخ عقد ازدواج مورد استدعاست. وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده اند در جلسه دادرسی مورخ 1392/02/07 خواهان و وکیل او حاضر شده و خوانده حاضر نگردید لیکن لایحه ای تقدیم و طی آن به لحاظ عدم رعایت فاصله قانونی ابلاغ درخواست تجدید وقت رسیدگی را نموده است وکیل خواهان در جلسه دادرسی مزبور توضیح داده است درخواست صدور حکم به اعلان فسخ نکاح به لحاظ بیماری اعصاب را دارم موکل یک هفته بعد از ازدواج پی به بیماری برده و خود زوجه گفته 13 سال است که تحت مراقبت دکتر د. هستم. خواهان که در جلسه دادگاه حضور داشته نیز توضیح داده است یک روز قبل از محرم عقد کردیم همان شب عروسی که می خواست برقصد نتوانست یک هفته بعد رفتم دیدم همان طور است روی چیزی تمرکز می کرد خنده نابجا می کرد اشیاء را در جای خود نمی گذاشت دو هفته از ازدواج گذشت دیدم خوب نشد... علت اینکه دیر دادخواست دادم این بود که فکر می کردم خوب میشود استرس است نمی دانستم فوریت دارد از بیماری وی به من نگفته بودند. دادگاه استعلام از پزشک معالج آقای د.را ضروری دانسته است. و پزشک مزبور در پاسخ استعلام اظهار نموده است خانم ر. ح. دارای تیک عصبی و علایم افسردگی بوده و از تاریخ 1391/11/02 لغایت 1381/12/07 (؟)به اینجانب مراجعه و تحت درمان بوده است.... دادگاه وقت دیگری را جهت رسیدگی تعیین نموده و در جلسه رسیدگی مورخ 1392/03/29 که با حضور وکیل خواهان و شخص خوانده تشکیل شده بود، وکیل خواهان بر مفاد خواسته تاکید نموده و خوانده توضیح داده است قبل از ازدواج به خواهان گفتم که بیماری تیک عصبی دارم و قرص می خورم از بچگی داشتم من خودم متوجه نمی شوم فقط سرم تکان می خورد دکتر رفتم گفته که مشکلی نیست فقط نباید عصبی باشد قبل از ازدواج پیش دکتر ی. می رفتم یک سال است پیش دکتر د. می روم و دارو می خورم به دلال هم گفته بودیم همسایه ما از او پرسید دختر را دیدی گفت بلی کمی سرش را تکان می دهد ولی چیزی نیست فقط پیش شوهرم بیماری را گفتم دیپلم دارم. وکیل خواهان هم اظهار نموده است موکل گفت که گفته اگر سرش تکان می خورد به خاطر استرس شب عقد است. خوانده اظهار نمود درخواست استماع شهادت شهود خود را دارم. وکیل خواهان اظهار نموده است ما نیز شاهد داریم که گفتند استرس دارد اگر می دانست موکل که او 13 سال تحت نظر دکتر است قبول نمی کرد. دادگاه در همان جلسه دادرسی اظهارات خانم ص. س. مادر خوانده را استماع نموده است مشارالیها اظهار نموده « همدیگر را نمی شناختیم از زمان دبستان یا راهنمایی دخترم تیک عصبی داشته سرش ناگهان تکان می خورد وقتی برای خواستگاری آمده بود به او گفتم دخترم تیک عصبی دارد قرص می خورد یک کاری نکن من و تو غصه بخوریم گفت باشد بعد بیرون آمد در هال کنار همسایه ما که دلال بود نشست و پرسیدند گفته سرش را تکان می دهد ولی مسئله ای نیست شاهد داریم به خواهر و مادرش چیزی نگفتیم وقتی فکر و خیال می کند یا روی کاغذ نگاه می کند بدتر میشود... » دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده است و بدین منظور وقت دیگری تعیین گردیده است در جلسه دادرسی مورخ 1392/05/13 که با حضور طرفین و وکیل خواهان تشکیل شده بود اظهارات گواهان استماع گردید آقای م. س. به عنوان گواه اظهار نموده است: « همسایه خوانده هستم در جلسه اول و دوم خواستگاری بودم در جلسه دوم از خواهان پرسیدم دختر را دیدی هیچ عیب و نقص دارد پسند میباشد یا خیر خواهان گفت جزء مریضی حساب نمی شود گفت مریض هست ولی مشکل حساب نمی شود نگفتت چه بیماری دارد من با دلال صحبت نکردم خواهان در جلسه خواستگاری خوانده را دیده بود. » آقای سید ا. م. نیز به عنوان گواه شهادت داده است: « من دلال ازدواج بودم شخص دیگری خوانده را معرفی کرد و شناخت قبلی نداشتم کسی به من گفت که خوانده مشکل دارد سه روز بعد از عقد خواهان به پسرم گفته بود که خانم مشکل دارد من دعوا کردم با او چند بار گفت من سعی در سازش داشتم روز سوم گفت زنم مریض است در مراحل گفت خواستگاری و تعیین مهریه بودم. » پس از آن خواهان اظهار نموده است که روز اول برای خواستگاری رفتم کسی چیزی در مورد بیماری نگفت در جلسه دوم خواستگاری مادرش گفت استرس دارد چیزی نیست 5 تا 10 روز خوب میشود من پرسیدم چرا این جوری هستی گفت خوب می شوم چیزی نیست دلال از بیماری تیک عصبی چیزی نگفت خوانده اظهار نموده است ما فقط به خود شوهرم گفتم تیک عصبی دارم نگفتم 5 تا 10 روز خوب می شوم خواهان مجددا اظهار نموده است من سه روز بعد از عقد متوجه بیماری شدم به پدر و مادر و خواهرم گفتم مریضی دارد نمی توانم با او زندگی کنم پدر و مادر و خانواده ام مانع شدند اعلام فسخ نکاح نمایم. در مورد رابطه زناشویی به پزشکی قانونی برود و اگر باکره نبود گردن خودم. خوانده اظهار نموده است رابطه زناشویی داشتم. دادگاه از پزشکی قانونی در خصوص وضعیت بیماری و زمان شروع آن و باکره بودن زوجه استعلام نموده است آن مرجع در تاریخ 1393/07/14 در پاسخ اعلام نموده است پرده بکارت از نوع حلقوی قابل اتساع و دارای محو شدگی در ناحیه ساعت شش میباشد که از زمان آن بیش از سه هفته می گذرد و در خصوص وضعیت بیماری زوجه حضور زوجین را ضروری دانسته است دادگاه به لحاظ عدم پرداخت هزینه پزشکی قانونی از سوی خواهان با استناد به ماده 259 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار ابطال دادخواست صادر نموده است که در پی تجدید نظر خواهی وکیل خواهان شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد طی دادنامه شماره --- - 1392/11/23 آن را نقض و پرونده را جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی اعاده نموده است. پس از معرفی زوجه به پزشکی قانونی آن مرجع در نظریه مورخ 1392/02/27 (ا ص 88 ) اعلام نموده است. هر چند نامبرده دچار مشکل جسمانی (به شکل تیک عصبی حرکتی) میباشد ولیکن اختلال روانی عمده در وی احراز نگردید. » همان مرجع مجددا در پی استعلام دادگاه اعلام نموده است: « بیماری نامبرده (حرکات غیر ارادی در گردن و پلک ها) تاثیری در روابط جنسی زوجین نداشته و معمولا اختلالی در روابط رفتاری ایشان با دیگران ایجاد نخواهد کرد. » متعاقب آن دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره --- - 1393/07/26 با این استدلال که زوجه در زمان عقد فاقد وصف سلامت که عقد بر مبنای آن واقع میشود بوده، دعوی خواهان را محرز دانسته و با استناد به مواد 1128 و 1124 قانون مدنی حکم به اعلام فسخ نکاح فیمابین زوجین صادر و خوانده را به پرداخت خسارات دادرسی محکوم نموده است. پس از ابلاغ دادنامه خانم ر. ح. با پیوست یک برگ استشهادیه مبنی بر اینکه زوج تا دو ماه پس از عقد به منزل زوجه رفت و آمد داشته با این ادعا که خواهان در زمان عقد و قبل از آن اطلاع از بیماری من داشته و خودم به او گفتم تیک عصبی دارم قرص می خورم و تیک عصبی من به گونه ای است که هر کس با صرف چند دقیقه وقت متوجه آن میشود و تاریخ عقد 1391/08/24 و تاریخ ازاله بکارت 1391/12/08 میباشد و او به مدت دو ماه از من بهره جنسی برده است و حال ادعای فسخ دارد نسبت به دادنامه مزبور تجدید نظر خواهی نمود. و شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد پس از تعیین وقت دادرسی و استماع اظهارات تجدید نظر خواه و وکیل تجدید نظر خوانده طی دادنامه شماره --- - 1394/01/22 با این استدلال که اولا دو نفر شاهد مرد گواهی داده اند که زوج قبل از عقد از بیماری همسرش مطلع بوده ثانیا زوجه نیز چنان است که شخص میتواند به بیماری تیک عصبی او پی ببرد و حتی زوج نیز در اظهارات خود بیان داشته وقتی از تیک عصبی او سوال کردم گفتند استرس زمان عروسی است و ده پانزده روز بعد خوب میشود ثالثا زوج به فوریت نیز اقدام ننموده و در اظهارات خود بیان داشته پدرم مانع اعلام فسخ شد و یا اینکه گفتند بعد از مدتی خوب میشود، تجدید نظر خواهی را موجه دانسته و ضمن نقض دادنامه تجدید نظر خواسته، حکم بر بطلان دعوی خواهان را صادر نموده است این دادنامه در تاریخ 1394/02/09 به وکیل زوج ابلاغ و وی طی دادخواست فرجام خواهی که به شماره و تاریخ 00004 - 1394/02/29 ثبت دفتر دادگاه شده به پیوست سه برگ لایحه و خلاصتا با این ادعا که زوجه به دلالت گواهی پزشکی قانونی دچار مشکل جسمانی است و زوج اطلاعی از شدت و نوع بیماری وی نداشته و دو نفر شاهد مورد اشاره در دادنامه فرجام خواسته سابقه ای در پرونده ندارد نسبت به دادنامه مزبور فرجام خواهی نموده است. محتویات پرونده دلالتی بر پاسخ فرجام خوانده در تبادل لوایح ندارد. پرونده پس از ارسال به دبیرخانه دیوان عالی کشور و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه ارجاع گردیده است. مفاد لایحه وکیل فرجام خواه حین المشاوره قرائت میشود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید صالح سجادی عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/01/22 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد.
فرجام خواهی خانم م. الف.ف. به وکالت از آقای م. د. به طرفیت خانم ر. ح. نسبت به دادنامه شماره --- - 1394/01/22 شعبه هشتم دادگاه تجدید نظر استان یزد متضمن نقض دادنامه شماره --- - 1393/07/26 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان یزد مشعر بر اعلام فسخ نکاح فیمابین زوجین مذکور و صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی (فرجام خواه) موجه نبوده و انطباقی با جهات قانونی فرجام خواهی ندارد و دادنامه فرجام خواسته مستعد نقض و رسیدگی مجدد نیست زیرا اولا فرجام خواه در جلسه دادرسی مورخ 1392/02/07 اظهار نموده که فرجام خوانده نتوانست در شب عقد رقص نماید و متعاقبا در جلسه دادرسی مورخ 1392/05/13 توضیح داده است که مادر زوجه در جلسه دوم خواستگاری گفت که دخترش استرس دارد و سه روز پس از عقد متوجه بیماری او شدم. من پرسیدم چرا این جوری هستی گفت خوب می شوم به پدر و مادرم گفتم نمی توانم زندگی کنم خانواده ام مانع شدند. بنابراین از اظهارات فرجام خواه چنین مستفاد میشود که وی قبل از عقد از تیک عصبی زوجه مطلع شده و اجمالا به عدم سلامت او واقف گردیده است ثانیا اظهارات مادر فرجام خوانده و همچنین توضیحات آقای سید ا. م. دلالت کافی بر اطلاع فرجام خواه از وضعیت ظاهری و تیک عصبی فرجام خوانده دارد ثالثا علیرغم اطلاع فرجام خواه از وضعیت زوجه قبل از عقد و متعاقبا اشراف او نسبت به بیماری همسرش بعد از عقد، اقدام او در ازاله بکارت زوجه موید انصراف او از فسخ عقد نکاح بر اساس قاعده اقدام بوده است رابعا تاریخ عقد دائم 1390/08/25 و تاریخ تقدیم دادخواست فسخ نکاح 1391/12/09 میباشد در نتیجه مضی مدت طولانی از زمان اطلاع از وضعیت بیماری زوجه بنا به قولی که فرجام خواه آن را سه روز پس از عقد بیان نموده تا زمان تقدیم دادخواست منافات با فوری بودن حق فسخ دارد و بنا بر آنچه که او اظهار نموده است که خانواده اش مانع طرح ادعای فسخ شده اند خود موید اطلاع و علم او به فوری بودن آن میباشد مضافا بر اینکه عرفا در این موارد به فاصله اندکی از زمان عقد چنین ادعایی مطرح میشود در نتیجه حق فسخ مزبور به فوریت اعمال نگردیده است. بنابراین و بنا به جهات و دلائل مذکور و لحاظ وحدت ملاک ماده 1126 قانون مدنی و اطلاع فرجام خواه از وضعیت جسمی فرجام خوانده قبل از عقد و مستندا به ماده 1131 قانون مذکور دعوی فرجام خواهی مستند به دلیل قانونی و شرعی نبوده مالا با استناد به مواد 366 ، 370 ، 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد دعوی فرجام خواهی، دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
سید احمد طباطبائی - سید صالح سجادی