تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/10
پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ میباشد.
خلاصه جریان پرونده: به این شرح است.که اقای د. ح. پ. دادخواستی به طرفیت همسرش خانم س. ف. ع. به خواسته فسخ نکاح تقدیم و در متن دادخواست وکیل او توضیح داده است.که موکل در مرداد 99 اقدام به انعقاد نکاح دائم با خوانده نموده است.از حسب عرف و اخلاق بنای عقد بر اوصافی است.که بعضا در زوجه اعم از از صداقت و نجابت و ایمان و عدالت و عدم سابقه کیفری ملحوظ میگردد. خوانده خود را بانو با وصف یک بار جدایی ان هم در دوران عقد معرفی کرده و در زمان عقد از سوابق اختلافات با شوهر سابق خود و تعدد پرونده های حقوقی و کیفری از جمله روابط نامشروع منتهی به محکومیت به جزای نقدی بدل از حبس اشاره ای نداشته و اخیرا کاشف به عمل امده که علاوه بر سبق ازدواج با شخص دیگری نیز سابقه ازدواج داشته و 7 ماه قبل از ازدواج باردار بوده و مبادرت به سقط جنین نموده انچه به وقوع پیوسته مصداق فریب و تدلیس است.تقاضای صدور حکم به فسخ نکاح به لحاظ تدلیس دارم. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است.جلسه رسیدگی در مورخ 1400/06/26 با حضور خوانده و وکیل خواهان تشکیل شده است.خوانده لایحه ای به دادگاه تقدیم و پاسخ داده است.خواهان از زمان عقد که زندگی مشترک شروع شده سویرفتار داشته صبر پیشه نموده ام اصل ان است.که یک بانوی سیده ایرانی با ایمان نجیب صادق است.و اثبات خلاف ان مستلزم ارائه دلیل است.قبل از سن تکلیف تا به امروز به واجبات و مستحبات خود پرداخته ام عقد اول کاملا رسمی محقق شد و قبل از از شروع زندگی مشترک متوجه رفتار مذموم از ناحیه وی شدم پس از مدتی به دلیل اعتیاد به مواد مخدر متارکه نموده ام در عقد دوم از 114 سکه 100 عدد ان را بذل نمودم ادعا و شکایت همسر سابق به قصد ایجاد اهرم فشار در جهت بذل مهر بوده است.دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین و رسیدگی به دلایل خواهان ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 400 نظر به ملاحظه دفاعیات خوانده و ملاحظه لوایح اصحاب دعوا صرفنظر از اینکه خیار فسخ فوری بوده و پس ازحدود یک سال و اندی از تاریخ ازداوج خواهان اقدام به تقاضای فسخ نکاح نموده نظر به اینکه موارد اعلامی از سوی خواهان با توجه به ازدواج سابق خوانده دلیل بر تدلیس نبوده و اینکه در ازدواج های سابق علی رغم شکایت کیفری در خصوص تدلیس حکم بر برائت و در خصوص دادخواست فسخ نکاح حکم بربطلان صادر شده است.و اینکه خواهان فعلی از ازدواج قبلی خوانده اطلاع داشته و ادعای اینکه خوانده با ازدواج متعدد سعی در گرفتن مهریه دارد. نیز متکی به دلیل نبوده چرا که اولا مهریه پس از انعقاد عقد نکاح حق زن بوده و دوم اینکه خوانده با ارائه مدارکی در این پرونده اظهار نموده که مهریه را از ازدواج های قبلی وصول نکرده است.ودر عقد نکاح مذکور نیز صفت خاصی که باید در خوانده وجود داشته باشد. شرط نگردیده لذا با این اوصاف و سایر قراین و امارات موجود در پرونده دلیل و مدارک کافی بر وجود تدلیس در عقد نکاح مذکور نبوده و با این اوصاف موجبی برای فسخ نکاح وجود ندارد. لذا با توجه به نظر قاضی مشاور خانواده در عدم پذیرش دعوای خواهان، خواسته خواهان را محمول بر صحت تشخیص نداده و حکم بر بطلان دعوی او صادر نموده است
این رای مورد اعتراض خواهان قرار گرفته و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به شعبه *ارجاع شده است.و دادگاه تجدید نظر در جلسه فوق العاده مورخ 400/12/8 به اعتراض رسیدگی و به شرح دادنامه شماره --- - 400 نظر به اینکه دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق موازین قانونی صادر گردیده و ایراد و اعتراض موجهی که موجب نقض ان گردد. به عمل نیامده است.زیرا تجدیدنظرخواه دلیل یا مدرکی مبنی بر تدلیس در نکاح ارائه ننموده است.بنابراین ضمن رد تجدیدنظرخواهی وی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است
این رای در تاریخ 400/12/21 به طرفین ابلاغ و وکیل زوج در تاریخ 401/1/14 نسبت به ان فرجام خواهی نموده است.و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.لایحه فرجام خواهی او هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 400 صادره از شعبه *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
عقد ازدواج درمرداد 1399 با مهریه تعداد 114 قطعه سکه تمام بهار ازادی منعقد شده است.زوج به دلیل تدلیس در عقد تصمیم به انحلال نکاح گرفته است.و در ابان ماه 1400 دعوی فسخ عقد را تقدیم نموده در پرونده دلیلی بر سوی رفتار مستمر زوج مشاهده نمیگردد. و دادگاه صرفنظر از اینکه خیار فسخ فوری بوده و پس ازحدود یک سال و اندی از تاریخ ازداوج، زوج اقدام به تقاضای فسخ نکاح نموده، مو جبات قانونی برای فسخ عقد را ثابت ندانسته و حکم بر بطلان دعوی زوج صادر نموده است.فرجام خواهی وکیل زوج نسبت به رای صادره از دادگاه تجدید نظر با هیچ یک از جهات ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد. و ایراد و اشکال موثری بر نحوه رسیدگی و توجه به دلایل و رعایت اصول و قواعد دادرسی در پرونده مشاهده نمی گردد. هییت شعبه مستندا به ماده 370 همان قانون رای فرجام خواسته (دادنامه شماره --- - 400 صادره از شعبه *) را ابرام مینماید./ت
شعبه *
ح. ط. (رییس) ج. ب. (عضو معاون)