پس از گزارش مورخ 99/7/30 عضو ممیز این شعبه پرونده به جهت نقص در رای صادره از سوی شعبه *نقض و مستندا به بند 5 از ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی و بند الف ماده 401 همین قانون رسیدگی بعدی به همان شعبه رای منقوض محول گردیده است.تا با توجه به دلایل مندرج در رای شعبه پانزدهم دیوان رای مقتضی را صادر فرمایند، شعبه مرجوع الیه در تاریخ 99/10/10 تشکیل جلسه داده و با توجه به تقاضای طرفین مبنی بر حل و فصل موضوع از طریق مسالمت امیز جلسه دادرسی را برای یک نوبت تمدید نموده و وقت رسیدگی بعدی را به طرفین اعلام نموده است. (116) وکیل زوج با تقدیم لایحه ای در تاریخ 99/11/2 اعلام نموده پیرو جلسه قبلی زوجین در تمامی موارد به توافق رسیدند الا در مورد مهریه زیرا زوج توانایی مالی ندارد. و در مورد اعتیاد موکلم هم از نظر پزشکی قانونی ثابت نگردیده و در مورد سویرفتار زوج نیز متن تعهد توسط دیگری تهیه شده و موکل ان را امضای نموده و در ان نامه اعلام نمود اگر از این ببعد نسبت به همسرم تهمت بزنم یا ضرب و شتم نمایم و رفتار ناشایست داشته باشم. ایشان حق طلاق دارند که چنین چیزی بعد از ان به اثبات نرسیده است.در هر حال تقاضای ابرام رای صادره را دارم. (118) جلسه مورخه 99/11/2 نیز بخاطر جریان داشتن مذاکرات صلح و سازش برای یک جلسه دیگر تمدید گردیده است، (120) در جلسه مورخ 99/11/29 که با حضور وکیل زوجه و همچنین زوج و وکیل ایشان تشکیل گردیده است، وکیل زوجه خطاب به دادگاه اعلام نموده است: جلسات سازش به نتیجه نرسیده است.زوجه خواهان مهریه و اجرت المثل است.اما نفقات گذشته و حال و ایام عده و نحله را بذل مینماید. (در برابر طلاق) جهات عسر و حرج زوج اقرار زوج در سند 97/10/11 که با خط خودش اقرار نموده که تهمت میزند، سویمعاشرت دارد. فرزند ان و داور زوجه نیز بر این امر شهادت دادند، مفارقت جسمانی چندین ساله دارند، زوج توانایی مالی حتی در حد معرفی جهت تست اعتیاد را هم ندارد. و مبلغ ان از زوجه اخذ شده است. مجموع این دلایل بر عسر و حرج زوجه دلالت می نماید. تقاضای رسیدگی براساس خواسته زوجه را دارم. (123 - 122) وکیل زوج نیز همان مطالب لایحه تقدیمی را در این جلسه تکرار نموده است. (124) دادگاه در تاریخ 99/12/28 ختم رسیدگی را علام نموده و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: …. با عنایت به محتوی پرونده تجدیدنظرخواهی وارد نمیباشد. زیرا اولا اعتیاد زوج از نظر پزشکی قانونی ثابت نگردیده است.ثانیا سویرفتار باید مستمر باشد. ثالثا زوجه طبق رای صادره از دادگاه مربوطه محکوم به تمکین گردیده است.خامسا از تاریخ تعهد زوج نسبت به زوجه مبنی بر ترک سویرفتار و سویمعاشرت دلیلی که مثبت این رفتار باشد. از سوی زوجه ارائه نگردیده است.لذا دادگاه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید مینماید. (132) زوجه از رای صادره فرجامخواهی نموده و در لایحه فرجامی اعلام نموده است: پس از تعهد زوج ایشان چاقو زیر گلوی اینجانب قرار داده و مرا تهدید به مرگ نموده است.که این موضوع مورد تایید فرزند انم قرار گرفته است.ضمنا دادگاه محترم حتی از شهود تعرفه شده در جهت تحقیقات تکمیلی دعوت به عمل نیاورده است.نظر داور اینجانب و مفارقت جسمانی طولانی نشان دهنده قطع علاقه عاطفی بین ما میباشد. زوج حتی توانایی تامین مالی تست عدم اعتیاد را هم نداشته اینجانب جهت رهایی از عسر و حرج بخشی از مهریه و حقوق مالی خود را بذل نمودم که شعبه محترم تجدیدنظر به ان توجه ننموده است.تقاضای نقض رای صادره را از سوی دیوان محترم عالی دارم. (137) پرونده در این راستا به دیوان عالی ارسال و جهت رسیدگی (با توجه به سبق ارجاع) به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 99/11/15 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی خانم ز. ر. ا. ا. فرزند ح. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/12/28 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه شماره *مورخ 98/10/23 صادره از شعبه *حکم به بطلان دعوی زوجه به خواسته الزام زوج به طلاق به لحاظ فقد دلیل صادر شده است.با توجه به دلایل ذیل مالا درخور پذیرش میباشد.: 1- زوج در اقرارنامه مورخه 97/10/11 صریحا اقرار نموده که اگر نسبت به همسرش تهمت و افترا زده و یا او را مورد ایراد ضرب و شتم قرار دهد و همچنین نسبت به وی هرگونه رفتار سوی و ناشایست داشته باشد. و موجبات تالمات روحی و روانی وی را فراهم نماید. رسما به او وکالت داده که تقاضای طلاق بدهد و از او جدا شود. (ص 102) که طبق اظهارات زوجه این امر تکرار گردیده و مورد تایید فرزند ان مشترک (اعم از پسر و دختر) قرار گرفته است.و حتی اعلام نمودند یکبار زوجه توسط زوج با چاقو مورد تهدید قرار گرفته است.2- نظریه داور زوجه مبنی بر اینکه به لحاظ رفع خوف جانی، مالی و شرافتی طلاق به مصلحت زوجین میباشد. و دادگاه محترم بدون توجه به مر ماده 27 قانون حمایت خانواده و بدون ذکر استدلال نظریه داور محترم را رد نموده است. 3- تقاضای تمدید جلسه دادرسی توسط وکیل زوج جهت حل و فصل مسالمت امیز موضوع طلاق (دوبار) که این جلسات فقط و فقط بدلیل عدم توانایی زوج در پرداخت مهریه زوجه به نتیجه نرسیده است، تشکیل این جلسات بیانگر ان است.که زوجین برای پایان بخشیدن به زندگی مشترکی که در واقع وجود خارجی ندارد. به توافق رسیده و هیچگونه علاقه عاطفی فیما بین انان وجود ندارد. که این نکته مهم مدنظر دادگاه محترم قرار نگرفته است. اگر امتناع زوج از طلاق صرفا به لحاظ عدم توانایی وی در عدم پرداخت مهریه میباشد. (که طبق اظهارات وکیل محترم زوج این چنین است) و زندگی مشترک انان تمام شده تلقی میگردد. دادگاه محترم میبایست با توجه به اصل اختلاف نه موضوع برامده از اختلاف که عدم توانایی در پرداخت مهریه توسط زوج میباشد. تصمیم مقتضی را اتخاذ نماید. 4- مفارقت جسمانی چندین ساله و استرداد جهیزیه توسط زوجه که حکایت از ان دارد. زوجه تحت فشارهای مختلف روحی و روانی مجبور به ترک منزل گردیده و با محقق شدن طلاق عاطفی دیگر قصد بازگشت به زندگی مشترک را ندارد. 5- اظهارات وکیل محترم زوج مبنی بر اینکه موکل ایشان توانایی پرداخت هزینه انجام تست اعتیاد را ندارد. که بیانگر ان است.زوج از نظر مالی نیز توانایی مدیریت زندگی مشترک را ندارد. موضوع عدم پرداخت مناسب هزینه زندگی مورد شهادت و گواهی فرزند ان نیز قرار گرفته است.6- زوجه در مرحله فرجامخواهی اعلام نموده است.که حاضر است.مبلغ دویست میلیون ریال از هفتصد میلیون ریال مهریه خود را علاوه بر سایر حقوق مالی در برابر طلاق بذل نماید. موضوعات و دلایل فوق الذکر نشان دهنده ان است.که اقدامات زوج با فلسفه یک زندگی مشترک که در اغاز ازدواج متعهد به ان گردیده است.مناسبت نداشته و دوام و استحکام ان را متزلزل نموده است.ضمن توجه دادن دادگاه محترم به دلایل فوق الذکر خصوصا جلسات متعددی که بدلیل عدم توانایی زوج از پرداخت مهریه به نتیجه نرسیده و همچنین با توجه به بذل دویست میلیون ریال از مهریه توسط زوجه در برابر طلاق در لایحه فرجامی و نیز لزوم انجام تحقیقات تکمیلی از شهود و تحقیقات در خصوص وضعیت اجتماعی زوج، به جهات نقص رای صادره نقض میگردد. و رسیدگی بعدی به استناد بند 5 از ماده 371 و همچنین بند الف از ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول میگردد. تا با بررسی همه جانبه و توجه به فلسفه وضع تبصره ماده 1130 قانون مدنی جهت حل مشکلات زنان و نیز جلوگیری از ضرر بیشتر و سد نمودن هرگونه اسیب های احتمالی اجتماعی به لحاظ مفارقت جسمانی طولانی مدت و نهایتا دقت و توجه به توصیه شارع مقدس در ایه شریفه 129 از سوره مبارکه نسای که کالمعلقه نمودن زنان توسط مردان را نهی نموده است.رسیدگی و رای مقتضی را صادر فرمایند. /
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: ح. ح.