عدم درج ثمن قرارداد در مبایعه نامه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/17
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: عدم ذکر میزان ثمن در مبایعه نامه، به منزله مجهول بودن ثمن معامله نیست؛ ،چراکه تنظیم بیع نامه،از لوازم وتشریفات عقد بیع نبوده و با معلوم بودن عوضین نزد طرفین قرارداد،خدشه ایی به صحت عقد بیع وارد نمی شود.

رای دادگاه بدوی

رای دادگاه

آقای ن. ص. به وکالت از خواهان‌ها س. ب.م. اصالتا و به وکالت از طرف ر. ؛ س.، ف.، م. جملگی ب.م. و م. س.ه. در دادخواست تقدیمی به طرفیت خوانده آقای م.ع. الف.ن. خواستار ابطال مبایعه نامه مورخ 1363/04/08 به علت مشخص نبودن ثمن معامله و احتساب کلیه خسارات دادرسی گردیده و بدین توضیح، قلم تبیین را به تشریح کشانده که مورث موکلین یک قطعه زمین واقع در... را مطابق بیع نامه مورخ 1363/04/08 با خوانده معامله می‌نماید که با دقت در آن در می یابیم ثمن معامله مجهول می‌باشد و در واقع هیچ ثمنی تعیین نشده است و شرایط اساسی صحت معامله وجود ندارد و عوض مجهول و نامشخص می‌باشد. خوانده در مدافعات خویش بیان داشته قرارداد تنظیمی فی ما بین بنده و مرحوم ع. ب.م.ع. (مورث خواهان‌ها) برابر مقررات و با تعیین ثمن از قرار هر متر مربع یکصد تومان (مجموعا 457 ، 500 تومان) تعیین و نقدا در حضور گواهان پرداخت گردید. دادگاه صرفنظر از عدم تعرفه شهود به محکمه و صرفنظر از اینکه آیا حسب ادعای خوانده عدم درج ثمن حسب درخواست مورث خواهان‌ها بوده یا خیر ؟ نظر به اینکه آنچه حسب مقررات قانونی انعقاد عقد بیع به عوضین معلوم می‌باشد و تنظیم بیع نامه از لوازم و تشریفات چنین عقدی نیست و از سوی دیگر بیع داد و ستد محسوب می‌گردد و مقررات قانونی معلوم نبودن و یا مبهم بودن مبیع به معامله خلل وارد می آورد و صرفا مجهول بودن ثمن سببب خدشه دار شدن عقد بیع می‌گردد و صرف عدم ذکر ثمن مترادف با جهل ثمن نیست به عبارت دیگر مغفول ماندن به معنای مجهول بودن نمی‌باشد. گذشت مدتی بیش از سی سال از زمان معامله که بیش از بیست سال آن در زمان حیات مورث خواهان‌ها بوده موید وجود ثمن معین و حتی پرداخت آن میباشد چرا که سکوت فروشنده نه آنکه سکوت صرف باشد بلکه همراه با ظواهر و قرائن دیگر از جمله نقل و انتقالاتی بر اراضی مورد معامله بوده که مرحوم مورث خدشه ای به آن وارد نیاورده و جملگی حکایت از ر. یت باطنی وی دارد. از سویی دیگر وکیل خواهان‌ها برخلاف اصول لزوم و صحت اقدام به طرح دعوی نموده و دلیلی که ناقض این اصول باشد ارائه نداده است. بنابراین دادگاه دعوی را وارد ندانسته مستندا به مواد 10 ، 219 ، 223 و 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان‌ها صادر و اعلام می‌دارد رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه پنجم دادگاه‌های حقوقی پاکدشت

سیدرضا علوی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

رای دادگاه

تجدیدنظرخواهی آقایان س. ر. و خانمها م. - ف. شهرتین ن. و خانم م. س.ه. به طرفیت آقای م.ع. الف.ن. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1394/04/20 صادره ازشعبه --- دادگاه حقوقی پاکدشت که براساس آن حکم بربطلان دعوی خواهان‌های بدوی به خواسته ابطال مبایعه نامه مورخ 1363/04/08 به علت مشخص نبودن ثمن معامله اصداریافته است وارد وموجه نمیباشد زیرا دادنامه تجدیدنظرخواسته وفق مقررات وبراساس محتویات پرونده صادرشده وازناحیه تجدیدنظرخواه علل وجهات موجهی که موجبات نقض وازهم گسیختن دادنامه تجدیدنظرخواسته رافراهم نماید ابراز واقامه نشده است براین اساس تجدیدنظرخواهی خارج ازشقوق مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی تشخیص به استنادصدر ماده 358 همان قانون باردتجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید میشود رای صادره قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

احمد شیخ علیا لواسانی - ناصر اسماعیلی

منبع