در تاریخ 1398/02/14 اقایان ر. ب. س. و ح. ف. س. به وکالت از طرف خانم س. م. م. ف. به طرفیت اقای س. م. م. ن. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بندهای 1 و 2 و 7 از شروط ضمن عقد نکاح تقدیم و توضیح داده اند که زوجین حسب سند نکاحیه پیوست پرونده در تاریخ 89/5/14 به عقد دائم همدیگر در امده اند و حاصل این ازدواج یک فرزند مشترک میباشد. زوج در طول زندگی مشترک با زوجه سوی معاشرت داشته و مبتلا به اعتیاد شدید به مواد مخدر گردیده و هم چنین از پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک استنکاف مینماید. این امر موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم نموده و شروط ضمن عقد ازدواج هم مورد توافق زوجین قرار گرفته است.لذا با اعلام مراتب رسیدگی و صدور حکم رای مبنی بر احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به جهت تحقق بندهای 1 و 2 و 7 از شروط ضمن عقد نکاح مورد استدعاست. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. در جلسه رسیدگی مورخ 98/3/4 که با حضور احد از وکلای خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل حاضر خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست و تقدیمی است.موکل جهت اثبات دعوی شهود دارد. که عنداللزوم در دادگاه حاضر خواهد نمود و هم چنین استدعا دارم. که دادگاه محترم در خصوص صحت مراتب مندرج در دادخواست در محل زندگی مشترک تحقیق محلی به عمل اید. خوانده اظهار داشت بنده اعتیاد به مواد مخدر ندارم. قبلا قرص ترامادول مصرف میکردم حدود 8 ماه است.که قرص هم نخورده ام و حاضر به آزمایش هستم و خودش منزل را ترک کرد و نفقه ای به او تعلق نمیگیرد و در برج 7 سال 97 منزل را ترک کرده است.و به *در کنار عمویم در شیشه بری کار میکنم و خانه مستقل دارم. و فرزند مشترک با او زندگی می کند و به هیچ عنوان همسرم را طلاق نمیدهم سپس دادگاه به دادگاه عمومی و انقلاب *نیابت داده تا در خصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی و اعتیاد به مواد مخدر زوج و سوی رفتار وی با همسرش در محل و ادرس تعیین تحقیق و نتیجه را اعلام دارند و هم چنین از زوج جهت معرفی به پزشکی قانونی جهت آزمایش اعتیاد دعوت به عمل اورده است.در جلسه بعدی رسیدگی مورخ 98/4/15 زوجه خواهان اظهار داشت در تاریخ 89/5/14 عقد ازدواج کردیم و دو روز بعد عروسی کردیم و از شروع زندگی مشترک با من مواد مخدر مصرف میکرد و دو بار کمپ ترک اعتیاد در *بود الان از تاریخ 96/11 تاکنون در منزل خواهرم هستم دعاوی مالی را تاکنون مطالبه نکرده ام و حاضرم در قبال طلاق کلیه حقوق مالی ناشی از زوجیت اعم از مهریه و نفقه و اجرت المثل و جهیزیه را به شوهرم بذل نمایم و در این خصوص ادعایی نخواهم داشت حضانت فرزند م متولد 92/3/5 را میخواهم و فرزند مشترک با من است.و نفقه فرزند مشترک را نمی خواهم و کسی حاضر نیست بیاید و شهادت بدهد و تقاضای استعلام از کمپ ترک اعتیاد را دارم. و بی مسئولیت است.و سوی معاشرت دارد. و رفیق باز است. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر مینماید. مامورین *طی گزارش مورخ 1398/03/09 به نقل از اهالی محل اعلام گردیده که نامبرده دارای خصوصیات اخلاقی و اجتماعی خوب و مناسب است.و قبلا مواد مخدر مصرف مینموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است.و مدتی است.که به دلایل نامعلوم با همسر خود اختلاف پیدا کرده و هم اکنون همسرش در خانه پدرش زندگی می کند. مرکز ترک اعتیاد طهارت *در پاسخ به استعلام دادگاه اعلام نموده که اقای س. م. م. ن. از مورخه 97/3/30 لغایت 97/4/13 در این مرکز پذیرش و ترخیص گردیده و ماده مصرفی نامبرده شیشه میباشد. داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 69 مورخ 1399/04/08 پس از ذکر خواسته و توضیحات خواهان و مدافعات زوج خوانده و مفاد گزارش تحقیق محلی انجام شده از طرف مرجع انتظامی و پاسخ استعلام واصله از مرکز کمپ ترک اعتیاد با اعلام اینکه تلاش داوران طرفین جهت صلح و سازش و بازگشت به زندگی مشترک بی نتیجه بوده و نظر داوران بر جدایی طرفین میباشد. و اینکه جدایی طولانی مدت طرفین از همدیگر از مصادیق عسر و حرج برای زوجه میباشد. لذا دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد ماده 1130 قانون مدنی و تبصره ذیل ان و موادی از قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه صادر و توضیح داده که زوجه در قبال طلاق کلیه حقوق مالی خود را اعم از مهریه و نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت و جهیزیه را به زوج بذل می کند و حضانت فرزند مشترک به نام م. متولد 1392/03/05 را به عهده زوج محول و برای زوجه به نحو مقرر حق ملاقات با فرزند تعیین نموده و مدت اعتبار حکم طلاق صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجامخواهی و نوع طلاق را باین خلعی اعلام و مقرر داشته که سر دفتر در صورت امتناع زوج از اجرای طلاق نمایندگی دارد. پس از ابلاغ رای صادره زوج در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده و هم چنین وکیل زوجه هم نسبت به دادنامه صادره در قسمت مربوط به واگذاری حضانت فرزند مشترک به پدر اعتراض و تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده مرجع تجدیدنظر *، شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1399/06/22 با عنایت به تحقیقات محلی و گزارش مامورین در خصوص وضعیت اخلاقی زوج که به شرح صورتجلسه مورخ 98/3/9 اعلام گردیده که از اهالی حاضر در محل در خصوص وضعیت نامبرده (زوج) اظهار داشته نامبرده دارای خصوصیات اخلاقی و اجتماعی خوب و مناسب که قبلا مواد مخدر مصرف نموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است.و مدرک و مستندی دال بر اعتیاد مضر که به اساس زندگی خانواده خلل وارد نموده است.از ناحیه زوجه ارائه نگردیده است.لذا شروط ضمن عقد را محقق و عسر و حرج زوجه را محرز ندانسته و بر این اساس دادنامه تجدیدنظر خواسته غیرقابل تایید تشخیص و با قبول اعتراض زوج و رد اعتراض زوجه مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی (زوجه) صادر نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/06/24 به وکلای زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1399/07/13 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی وکلای فرجامخواه خانم س. م. م. ف. نسبت به دادنامه شماره *99 مورخ 1399/06/22 شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز تحقق شروط ضمن عقد نکاح و نیز عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت ضمن نقض دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی (فرجامخواه) صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه است.زیرا وکلای زوجه به شرح دادخواست نخستین و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی با اشاره به سوی رفتار و سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه و اعتیاد شدید نامبرده به مواد مخدر و عدم پرداخت نفقه زوجه و فرزند مشترک مدعی عسر و جرح زوجه در استمرار زوجیت و تخلف زوج از بندهای 1 و 2 و 7 از شروط ضمن عقد نکاح گردیده و صدور حکم طلاق را خواستار شده اند. محتویات پرونده و اظهارات طرفین در جلسات دادرسی دلالت بر این دارد. که اولا زوجین باظهار زوجه از برج 11 سال 96 و باظهار زوج از برج 7 سال 97 به علت بروز اختلاف بین انان جدا از یکدیگر زندگی می نماید. و زوجه در منزل پدری خود در بلاتکلیفی بسر میبرد و در طول این مدت از ناحیه زوج فرجامخوانده هیچ اقدام مفید و موثری جهت رفع کدورت و اختلاف و ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و سر و سامان دادن به زندگی مشترک به عمل نیامده است. ثانیا زوج طی صورتمجلس مورخ 98/3/4 صریحا به عدم پرداخت نفقه زوجه اقرار نموده و در توجیه ان اعلام نموده که زوجه زندگی مشترک را ترک نموده و نفقه ای بوی تعلق نمیگیرد و به این ترتیب محرز و مسلم است.که زوج در طول مدت افتراق جسمانی هیچ نفقه ای به زوجه پرداخت ننموده است. ثالثا زوج در جلسه دادرسی مورخ 98/3/4 به مصرف قرص ترامادول اقرار النهایه ادعا نموده که حدود هشت ماه است.که قرص مذکور را مصرف نمی نماید. و هم چنین در گزارش تحقیق محلی مورخ 98/3/9 مامورین انتظامی هم اعلام شده که زوج قبلا مواد مخدر مصرف می نموده ولی هم اکنون مصرف نمی کند و ترک کرده است. (ص23) و نیز مرکز ترک اعتیاد طهارت طی گواهی بدون تاریخ (ص29) اعلام نموده که زوج فرجامخوانده از مورخه 97/3/30 لغایت 97/4/13 در این مرکز پذیرش و ترخیص گردیده و ماده مصرفی نامبرده هم (شیشه) میباشد. که جملگی دلایل مذکور مدلل میدارد. که زوج در ایامی که با زوجه دارای زندگی مشترک بوده و هنوز افتراق جسمانی بین انان حاصل نشده دارای اعتیاد به مواد مخدر از نوع شیشه بوده که همین امر و عوارض ناشی از ان در نهایت موجب مراتب اختلاف شدید بین طرفین و سرانجام موجب ترک زندگی مشترک از سوی زوجه و مفارقت جسمانی انان گردیده که هنوز هم ادامه دارد. بنابراین اعتیاد زوج اعتیاد مضر محسوب بوده که باساس زندگی خانوادگی خلل وارد نموده و موجب بروز اختلاف بین طرفین و جدایی انان گردیده به نحویکه در طول این مدت طولانی هم به هیچوجه صلح و سازش بین انان ممکن و میسر نگردیده است.مضافا هر چند در گواهی کمپ ترک اعتیاد به درمان و ترک اعتیاد قطعی زوج هیچ اشاره ای نشده و گزارش مامور انتظامی هم نمیتواند دلیل قاطع بر ترک اعتیاد زوج محسوب گردد. ولی با فرض اینکه زوج در ایامی که از همسرش جدا بوده اعتیاد خود را ترک کرده باشد. این اقدام نامبرده در چنین موقعیت و وضعیتی موثر در مقام نبوده و تخلف نامبرده از شرط ضمن عقد نکاح و حرجی بودن دوام زوجیت برای زوجه را منتفی نمیسازد و رابعا زوجه برای رهای خود از این تنگنا و وضعیت بوجود امده که مشقت بار و غیرقابل تحمل بوده حاضر شده که کل مهریه مافی القباله خود به تعداد سیصد سکه تمام بهار ازادی و هم چنین سایر حقوق ناشی از زوجیت خود را در قبال طلاق بذل نماید. که این امر خود اماره قضایی بر صحت ادعای زوجه و استقبال وی در زندگی و غیرقابل تحمل بودن وضعیت موجود برای نامبرده و عسر و حرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود بنابراین و با توجه به مجموع دلایل و قرائن مذکور و اوضاع و احوال حاکم بر روابط طرفین و زندگی انان و ممکن نشدن صلح و سازش بین انها و لحاظ شرایط سنی جوانی زوجه علاوه بر محرز بودن تخلف زوج از بند هفتم از شروط ضمن عقد نکاح، ادامه این وضعیت نوعا وچه از جنبه شخص برای زوجه فرجامخواه مشقت بار و تحمل ان سخت و دشوار بوده و با ان موجب عسر و حرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود که قواعد فقهی لاجرح لاضرر و نیز مقررات قانونی انرا نفی نماید. بنابراین درخواست طلاق زوجه قانونی و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده به لحاظ عدم انطباق ان با دلایل و قرائن موجود در پرونده موازین و مقررات قانونی واجد ایراد قانونی بوده و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *به عنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد. تا با توجه به دلایل و قرائن موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.