رای دادگاه بدوی
تاریخ رسیدگی: 1400/08/04 شماره دادنامه: *کلاسه پرونده: *
فرجام خواهان: اقایان ک. و ک. ا. و خانم ف. ا. با وکالت اقای ح. ش.
فرجام خواندگان: سازمان *و امور خیریه گناباد - ض. ا. و ع. ا. س. ب.
فرجام خواسته دادنامه شماره *00/4/29 صادره از شعبه *
تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه:1400/04/29
تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 1400/05/17
مرجع رسیدگی شعبه *
هیات شعبه اقایان ر. ا. س. (رئیس) ع. م. (مستشار)
خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 99/5/20 اقای م. د. ب. گی از ض. ا. و سازمان *و امور خیریه گناباد دادخواستی به طرفیت اقایان م. ح. ا. و ع. ا. س. ب. به خواسته اثبات وقفیت یک قطعه زمین زراعی به مساحت 1800 متر مربع (هیجده من محلی) واقع در اراضی مسکونی *اصلی - ابطال اجاره نامه عادی مورخ 1391/07/01 و خلع ید خواندگان از زمین مذکور بانضمام خسارت دادرسی به دادگستری گناباد تسلیم و در شرح دعوی اعلام می دارد. طبق وقف نامه استشهادیه محلی پیوستی، شیاع محلی، سبق تصرف موقوفه و سایر ادله و قرائن یک قطعه زمین زارعی به مساحت 1800 متر مربع (هیجده سن محلی) در سوم شعبان سند 1305 هجری قمری وقف عام شده و معروف به موقوفه ا. م. (معروف به موقوفه ض. ا.) به نام واقف میباشد. سالهای خیلی دور است.که موقوفه قبض شده و به نیت واقف عمل شده است.طبق تحقیقات محلی صورت گرفته واقف در حال حاضر ورثه ای نداشته و در نتیجه طرف دعوی قرار گرفتن ورثه واقف در این دعوی موضوعیت ندارد. اما خوانده در سالهای اخیر علیرغم اطلاع و اگاهی کامل از وقفیت اراضی مورد خواسته دعوی حاضر مبادرت به تصرف مورد عقد وقف و در مقطعی از زمان طبق قرارداد اجاره عادی مورخ 1391/07/01 ملک موقوفه را بدون اجازه موقوفه (اعم از متولی یا متصدی موقوفه) به خوانده ردیف دوم به اجاره واگذار و پس از انقضای مدت اجاره تخلیه شده و در حال حاضر در تصرف و استیلای خوانده ردیف اول میباشد. و از ان استیفای منفعت مینماید. با عنایت به مراتب تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته بانضمام خسارات دادرسی مورد استدعاست رسیدگی به شعبه *حقوقی گناد محول شده و ان مرجع طرفین را به دادرسی دعوت مینماید. در وقت مقرر مورخ 99/6/15 که با حضور خوانده ردیف دوم و درغیاب سایرین تشکیل شده سازمان *گناباد لایحه ای فرستاده و مندرجات دادخواست را تکرار کرده و خوانده ردیف دوم اظهار داشته زمین دست من نیست خود اوقاف جواب استعلام را داده که هیچگونه مدرکی در اینجا ندارد. ولی به نظر من وقف عام است.اقای ا. امد که یک ساعت اب به من بده من بیسواد هم کاغذ را امضا کردم و بعداز شکایت اقای ا. فهمیدم که پای اجاره ا. امضای مرا گرفته است.من زمینی از اقای ا. اجاره نکرده ام و از سال 55 تا 97 یا 98 روی این زمین کشت و کار می کرده ام خودم مقداری شک کرده بودم که موقوفه باشد. رفتم به سازمان *که گفتند هیچ مدرکی ندارند حالا می گویند پلاک ش در امده است.بزرگان ده هم می گفتند این زمین وقف است.و دادگاه وضعیت ثبتی و مشخصات مالک پلاک ثبتی مندرج در دادخواست را از اداره ثبت استعلام و نماینده خواهان را جهت ادای توضیح راجع به حدود اربعه زمین موضوع خواسته و ارتباط ان با استشهادیه محلی ارائه شده و ارتباط وقف نامه ضمیمه دادخواست با زمین مذکور علیرغم اشاره به عدم وجود وقف نامه در نظریه شماره 510703 سازمان *دعوت نموده سازمان *گناد طی لایحه ارسالی توضیحاتی در خصوص موارد مورد نظر دادگاه داده و اداره ثبت اسناد پاسخ داده اراضی *اصلی مفروز بوده و بالغ بر 638 شماره *. که بعضی از این شمارات به نام افراد معرفی شده و مجهول است.و تعدادی از این پلاک ها به نام افراد درخواست ثبت گردیده و تعدادی از فروعات سند مالکیت به نام افراد صادر و تسلیم شده است.و دادگاه پس از ملاحظه توضیحات سازمان * به شرح لایحه ارسالی قرار ارجاع امر به کارشناس صادر نموده تا کارشناس منتخب پس از ملاحظه پرونده مراجعه به محل و بازدید ملک و استماع اظهارات طرفین و با در نظر گرفتن کلیه عوامل موثر در قضیه اولا مساحت ملک را با ترسیم کروکی و قید ابعاد مشخص نماید. ثانیا حدود اربعه ملک را معین کند چنانچه ملک متنازع فیه به اراضی *شود. مالک یا متصرف ملک روی کروکی مشخص شود. ثالثا سابقه ثبتی ملک را بررسی و پلاک ثبتی ان را بیان کند رابعا متصرف فعلی ملک را با قید نوع تصرفات (کشت و زرع، احداث بنا) مشخص کند و میزان تصرفات وی را به صورت دقیق با قید ابعاد بر روی کروکی معین کند در این فاصله اقایان ح. ش. و م. ت. به وکالت اقای م. ح. ا. انتخاب شده اند و اقای ح. ش. لایحه ای فرستاده و ضمن ان اعلام نموده ملک موضوع دعوی متعلق به مادر موکل مرحوم ن. ض. بوده است.پس از فوت ان مرحوم ع. ا. س. مبادرت به تصرف ملک نموده و در سال 1391 با حضور موکل اقدام به انعقاد و اجاره دو ساله با ایشان نموده است.پس از اتمام مدت اجاره حکم بر محکومیت ایشان به اتهام تصرف عدوانی صادر و ملک از ایشان رفع تصرف گرید در دعاوی دیگری که از ناحیه اقای س. علیه موکل طرح گردیده ایشان مدعی مالکیت در ملک و خرید ان از مادر موکل بوده اظهارات ایشان دایر بر وقفیت ملک در تعارض با ادعای مالکیت قبلی ایشان است.ایشان در رابطه با ادعای وقفیت مطالبی عنوان نموده که هنگام طرح و شور قرائت میشود. قرار کارشناسی اجرا و نظریه کارشناس واصل و به موارد مندرج در قرار کارشناسی پاسخ گفته و اضافه کرده ششدانگ پلاک شماره 295 *یک قطعه زمین در دفتر توزیع اظهارنامه به نام شیخ م. ح. ر. به تصدی در وقف معرفی شده است.و مجهول میباشد. که تاکنون درخواست ثبت انجام نشده، متصرف فعلی ملک بنا باظهار نماینده سازمان *اقای م. ح. ا. به مساحت 1853 متر مربع میباشد. و در حال حاضر کل زمین فوق زیر کشت زعفران میباشد.، نظریه کارشناس بطرفین ابلاغ شده و اعتراض نرسیده و دادگاه به لحاظ استناد خواهان به شهادت شهود قرار استماع شهادت شهود را صادر و طرفین را دعوت و تذکر داده نماینده خواهان شهود خود را معرفی کند.در تاریخ 99/11/11 از شهود معرفی شده تحقیق و اظهارات نماینده سازمان *و وکیل خوانده ردیف اول و پاسخ انها به سوالات دادگاه منعکس گردیده سپس تصویر اوراق مربوط به پرونده ثبتی *92 اصلی مطالبه شده که تصویر دفتر توزیع اظهارنامه حاوی پلاک مذکور ارسال گردیده که پیوست شده سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *پس از شرح دعوی و ادعای خواهان و مدافعات وکیل خوانده ردیف اول و اشاره به نظریه کارشناس منتخب و شهادت شهود به لحاظ اینکه ملک دارای کشت و کار میباشد. لیکن قلع زرع خواسته نشده و در چنین کیفیتی خلع ید از ملک بدون تعیین تکلیف زرع ان قابل استماع نیست اقامه دعوی در قسمت مذکور را مطابق قانون ندانسته و قرار عدم استماع دعوی در بخش فوق الذکر صادر و در قسمت دیگر خواسته (اثبات وقفیت) خواسته را وارد تشخیص و حکم به اثبات وقفیت قطعه زمین مورد بحث ضمن صدور حکم به اعلام بطلان قرارداد اجاره مورخ 1391/07/01 بین خواندگان خوانده ردیف اول را به پرداخت خسارات دادرسی و حق الزحمه کارشناس در حق خواهان ها محکوم نموده و در رابطه بامطالبه خسارات دادرسی از خوانده دوم حکم بی بیحقی خواهان صادر مینماید. با ابلاغ دادنامه صادره اقای ح. ش. به وکالت خانم ف. ا. (وراث مرحوم م. ح. ا.) به دادنامه فوق الذکر اعتراض و تجدیدنظر خواسته که شعبه *به موجب دادنامه شماره *00/4/29 با رد تجدیدنظر خواهی مطروحه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار نموده است.باین دادنامه نیز اعتراض و در خواست رسیدگی فرجامی شده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و پس از وصول در دستور کار این شعبه قرار گرفته اعتراضات فرجامی و پاسخ نماینده سازمان *هنگام طرح و شور قرائت میشود.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل است.پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
((رای))
اعتراضات اقای ح. ش. به وکالت خانم ف. ا. به دادنامه شماره *00/4/29 شعبه *موجه به نظر نمی رسد زیرا دادنامه معترض عنه بر اساس محتویات پرونده و ادعای خواهان و مدافعات خوانده و شهادت شهود و نظریه کارشناس طبق موازین قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی صحیحا صادر شده و اعتراضات فرجامی بگونه ای نمیباشد. که بر اساس استدلال و تصمیم دادگاه خدشه وارد و موجب بی اعتباری و نقض ان گردد. بنا به مراتب فرجام خواهی مطروحه رد و دادنامه فرجام خواسته به استناد ماده 370 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ابرام میشود. و فرجام خواهی نامبرده به وکالت اقایان ک. و ک. ا. نسبت به دادنامه مذکور به لحاظ اینکه نامبردگان بدادنامه بدوی اعتراضی نداشته و درخواست تجدیدنظر ننمودهاند و از اصحاب دعوی مرحله تجدیدنظر نبوده و تصمیمی علیه نامبردگان اتخاذ نشده قابلیت سیر در مرحله فرجامی را نداشته رد میشود.
شعبه *
رئیس: ر. ا. س. مستشار: ع. م.