تاریخ دادنامه قطعی: 1391/07/23
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی زوجه میتواند به استناد شروط ضمن عقد و به دلیل غیبت و متواری شدن زوج خود را مطلقه کند که زندگی مشترک آنها آغاز شده باشد.
خانم س.ج. در تاریخ 11/2/90 دادخواستی به طرفیت همسرش آقای ع.س. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش تقدیم نموده که شعبه اول دادگاه عمومی تحت پرونده شماره 211/90 عهدهدار رسیدگی شده است. خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند ازدواج شماره 4547 مورخ 13/10/86 دفتر ازدواج شماره 47 حوزه ثبتی با صداقیه 300 عدد سکه بهارآزادی به عقد دائمی و رسمی خوانده در آمدهام ولی تاکنون مراسم عروسی صورت نگرفته است و این در حالی است که زوج از تاریخ وقوع عقد تا کنون متواری میباشد و حتی با وساطت آشنایان حاضر به ادامه زندگی مشترک نمیباشد فلذا مستندا به بند 8 شروط ضمن عقد تقاضای صدور حکم طلاق دارم. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 28/2/90 با حضور خواهان تشکیل میگردد. خوانده با وصف ابلاغ حضور ندارد ولی لایحهای ارسال نموده است. خواهان اظهار میدارد زوج فردی متواری است و از سال 86 تاکنون حاضر به زندگی با من نشده است و اصلا در شهرستان حضور ندارد. اینجانب مدت چهار سال است که بلاتکلیف میباشم. حتی حکم جلب وی صادر شده ولی به دلیل عدم حضور وی در شهرستان حکم اجرا نشده است. فلذا تقاضای طلاق دارم. زوج در لایحه ارسالی اعلام نموده است که اینجانبان فعلا نامزد هستیم و هیچگونه زندگی مشترکی از نظر عرفی و قانونی تشکیل ندادهایم که بتوانیم زیر یک سقف زندگی کنیم. از طرفی حکم تمکین زوجه صادر شده ولی حاضر به زندگی نیست. اخیرا درخواست طلاق نموده که حکم بر بیحقی وی صادر شده است اشخاصی را واسطه نمودم که یا طلاق توافقی بگیریم یا عروسی کنیم ولی به همه پاسخ منفی داده است فقط درخواست پول میکند. زوجه نیز طی لایحهای اعلام نموده که از سال 86 بلاتکلیف ماندهام و بدون دریافت نفقه و خرجی در منزل پدرم رها شدهام. مجبور شدم مهریه و نفقهام را مطالبه نمایم. [زوج] از هنگام طرح دعوی متواری شده است و حاضر به زندگی مشترک نیست. ضمن اینکه زوج به شرح صورتجلسه مورخ 5/3/88 شورای حل اختلاف متعهد گردید ظرف مدت یکماه مراسم عروسی را برگزار نماید ولی هیچگونه اقدامی ننمود. تصویری از دادنامه شماره --- مورخ 29/1/90 شعبه اول دادگاه عمومی که طی آن دادخواست طلاق زوجه به لحاظ عسر و حرج محکوم به رد شده است ضمیمه میگردد در این دادنامه اشاره شده که زوج نفقه زوجه را به موجب فیش بانکی پرداخته و طی دادنامه شماره --- مورخ 10/9/88 زوجه محکوم به تمکین شده است. زوج طی لایحه دیگری به دادگاه اعلام مینماید که برای کارکردن به شهرستانهای بزرگ رفتهام و متواری نمیباشم، زوجه حاضر به زندگی مشترک نیست، فقط مهریه میخواهد و قصدش زندانی کردن من است. ع.ش. خود را به عنوان وکیل زوجه معرفی مینماید.جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 17/3/90 با حضور وکیل خواهان تشکیل میگردد. خوانده با وصف ابلاغ حضور ندارد. وکیل خواهان اظهار میدارد زوج پس از عقد همسرش را بلاتکلیف در خانه پدری رها نموده و تاکنون حاضر به تعیین تکلیف وی نشده است. با توجه به عسر و حرج زوجه و تخلف زوج از بند 8 شروط ضمن عقد تقاضای طلاق دارد. در این جلسه شهادت دو نفر از شهود زوجه استماع میگردد. شهود اجمالا اعلام نمودهاند که زوج پس از عقد، زوجه را بلاتکلیف رها نموده و متواری است. در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران و طی تشریفات، نظر آنان که مفادا حکایت از عدم توفیق در ایجاد صلح و سازش بین زوجین دارد، ارائه میشود. پاسخ پزشکی قانونی حاکی از باردار نبودن زوجه است. دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوجه و وکیل وی با اشاره به اینکه زوج پس از عقد در سال 86 زوجه را بلاتکلیف رها نموده، مدعی عسر و حرج زوجه و تخلف زوج از بند 8 شروط ضمن عقد گردیده و شهود نیز ادعای زوجه را تایید نمودهاند، ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره --- مورخ 20/5/90 مستندا به مواد 1130 و 1143 و بند 8 شروط ضمن عقد، گواهی عدم امکان سازش صادر و اعلام میدارد که زوجه وکیل در توکیل است ظرف مدت سه ماه از تاریخ قطعیت رای با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت طلاق، طلاق خود را به صورت خلع بائن نوبت اول ثبت نماید. بدیهی است با توجه به اینکه طلاق صادره از نوع عسر و حرج است حقوق مالی زوجه به قوت خود باقی است. رای صادره غیابی اعلام میشود. پس از ابلاغ این رای به زوج، نامبرده مبادرت به تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه خود توضیح میدهد که زوجه به موجب دادنامه شماره --- مورخ 10/9/88 شعبه اول دادگاه عمومی محکوم به تمکین شده و خودش حاضر به زندگی مشترک نیست. کما اینکه یک بار تقاضای طلاق وی رد شد. وکیل زوجه نیز طی لایحهای به موارد مطروحه در لایحه تجدیدنظرخواه پاسخ میدهد. شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان ایلام، تجدیدنظرخواهی آقای ع.س. با وکالت خانم ک.ن. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 20/5/90 شعبه اول دادگاه عمومی را وارد ندانسته و طی دادنامه شماره --- مورخ 10/10/90 رای تجدیدنظر خواسته را تایید مینماید. این دادنامه در تاریخ 20/10/90 به وکیل زوج ابلاغ و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی، اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
دادنامه شماره --- مورخ 10/10/90 شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان که در مقام تایید دادنامه شماره --- مورخ 20/5/90 شعبه اول دادگاه عمومی اصدار یافته و متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به خواسته زوجه فرجامخوانده است بهجهات زیر واجد ایراد قانونی بوده و در خور نقض است. اولا - زوجه فرجامخوانده به شرح دادخواست نخستین و توضیحات بعدی وکیلش به شرح صورتجلسه دادرسی مورخ 17/3/90 با ادعای ترک زندگی مشترک از طرف زوج فرجامخواه و تحقق بند 8 شرط ضمنالعقد مقید در سند ازدواج درخواست طلاق نموده است در حالی که حسب اقرار نامبرده و وکیل ایشان در دادخواست و جلسات دادرسی و هم چنین اقرار زوج فرجامخواه در لایحه تقدیمی، زوجین هنوز در دوران عقد و نامزدی بسر برده و مراسم عرفی عروسی انجام نشده و عملا زندگی مشترک خود را در زیر یک سقف آغاز ننمودهاند و چون بعد از شروع زندگی مشترک بین زوجین ترک این زندگی از ناحیه هر یک از آنان قابلیت تحقق را خواهد داشت لذا به لحاظ عدم شروع زندگی مشترک بین طرفین دعوی، ادعای ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج و تخلف وی از بند 8 شروط ضمن عقد مقید در قباله نکاحیه و مآلا تحقق شرط مزبور فاقد وجاهت بوده و ادعای مطروحه موضوعا منتفی خواهد بود و از این حیث موجبات اعمال وکالت تفویضی در سند ازدواج از طرف زوجه فرجامخوانده به لحاظ عدم تحقق شرط فراهم نمیباشد مضافا به اینکه زوج در مدافعاتش اعلام داشته که برای اشتغال به کار به شهرهای بزرگ رفته و وکیل ایشان هم غیبت وی را در محل ناشی از ترس از بازداشت شدنش از بابت مهریه که مورد مطالبه زوجه قرار گرفته اعلام نموده است اعم از اینکه عدم حضور زوج در شهر محل اقامت زوجه ناشی از اشتغال به کار وی در دیگر شهرها یا ناشی از ترس از بازداشت شدنش بوده باشد به هر تقدیر غیبت زوج به هر یک از علل مذکور عرفا مصداق ترک زندگی مشترک را که هنوز آغاز نکردهاند نخواهد داشت و از این حیث موجبات اعمال وکالت تفویضی از طرف زوج در سند ازدواج از ناحیه زوجه فرجامخوانده به لحاظ عدم تحقق شرط فراهم نبوده است بنابراین تشخیص دادگاه بدوی و مرجع تجدیدنظر در احراز تحقق شرط در خصوص مورد ناصواب و تجویز اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط از طرف زوجه فرجامخوانده غیرموجه میباشد
.ثانیا - بفرض اینکه عسر و حرج زوجه از جهات درخواست طلاق وی محسوب گردد اگرچه عقد نکاح فیمابین زوجین در تاریخ 13/10/86 منعقد گردیده و علیرغم گذشت چهارسال و اندی هنوز زندگی مشترک خود را آغاز نکردهاند و زوجه مدعی بلاتکلیفی خود میباشد ولی چون زوجه به موجب دادنامه شماره --- مورخ 10/9/88 شعبه اول دادگاه عمومی به تمکین از زوج محکوم گردیده و زوج در مدافعاتش ضمن تقدیم استشهادیه و استناد به گواهی گواهان ادعا نموده که زوجه فرجامخوانده حاضر به شروع زندگی مشترک با وی نبوده و کرارا هم از طریق افراد مختلف و حتی از طریق اقوام خود زوجه از نامبرده برای شروع زندگی مشترک دعوت به عمل آورده که مورد قبول وی قرار نگرفته است و نتیجتا حدوث وضع موجود و بلاتکلیفی وی را ناشی از تقصیر خود ایشان اعلام داشته است که جهت روشن شدن قضیه اقتضا داشته که دادگاه با اختیار حاصله از ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی اولا - پرونده مربوط به دادنامه تمکین فوقالذکر و نیز پرونده اجرایی مربوط به آن را از مرجع ذیربط مطالبه و ملاحظه و خلاصه مفید آن را در صورتمجلس منعکس و بررسی و معلوم دارد که بعد از صدور حکم تمکین و قطعیت آن از ناحیه زوج فرجامخواه جهت اجرای حکم صادره چه اقداماتی بهعمل آمده است و اساسا آیا از طرف نامبرده درخواست اجرای حکم بهعمل آمده یا اینکه فقط بهصدور حکم تمکین از طرف دادگاه صرفا برای اثبات نشوز زوجه به سنده نموده است. ثانیا - از گواهان و مسجلین استشهادیه مدرکیه زوج فرجام خواه در خصوص مراتب ادعائی نامبرده و اینکه آیا از طرف ایشان بعد از انعقاد عقد نکاح اعلام آمادگی برای انجام مراسم عروسی بهعمل آمده و از زوجه برای انجام عروسی و شروع زندگی مشترک دعوت بهعمل آورده و بهعلاوه مقدمات زندگی مشترک از حیث مسکن و اسباب و لوازم زندگی فراهم نموده است یا خیر و به طور کلی علت اختلاف طرفین و عدم شروع زندگی مشترک بین آنان در طول این چند سال چه بوده است تحقیق و سرانجام بر اساس نتیجه محصله از اقدامات فوقالذکر نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید بنابراین دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه بهموارد مرقوم در فوق انشاء گردیده بهعلت نقص تحقیقات و رسیدگی مخدوش بوده، مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی نقض میشود و رسیدگی مجدد به دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
عباسیان - اللهیاری - کریمپور نطنزی