تاریخ دادنامه قطعی: 1398/04/31
پیام: تشکیک در ارکان و عناصر جنایت ارتکابی اعم از غیرعمد دانستن قتلی که دادگاه آن را عمدی و موجب قصاص تشخیص داده، مصداق دفاع ماهوی بوده و فاقد موقعیت قانونی برای درخواست اعاده دادرسی است.
خلاصه جریان پرونده:
مستدعی اعاده دادرسی به موجب بخشی از دادنامه شماره --- - 97/5/16 شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران که طبق دادنامه شماره --- شعبه بیست و نهم دیوان عالی کشور ابرام گردیده به اتهام مباشرت در دو فقره قتل عمدی (قتل عمدی مرحومان ف. ع. ن. و ج. خ.) و مباشرت در اتش زدن عمدی به دلایل مذکور در دادنامه بزهکار تشخیص گردیده و به ترتیب به دو بار قصاص نفس و سه سال حبس محکوم گردیده است.اقای ع. ک. - وکیل دادگستری - به وکالت نامبرده از رای محکومیت او به استناد بند (چ) ماده 474 درخواست اعاده دادرسی نموده که پس از ثبت در دبیرخانه دیوان برای رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. نامبرده در لایحه تقدیمی با ادعای این که محکوم علیه صرفا قصد اتش زدن موتور م. خ. را داشته و قصد اتش زدن منزل و قتل مجنی علیهما را نداشته به تفصیل در این زمینه مطالبی بیان داشته و خواستار پذیرش درخواست گردیده است. لایحه مزبور زمان شور خوانده میشود. عضو ممیز - ج. ا.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و مشاوره، چنین رای میدهد:
رای شعبه
وکیل مستدعی اعاده دادرسی با تشکیک در ارکان و عناصر جنایت ارتکابی او که دادگاه ان را قتل عمدی و مستوجب قصاص دانسته و ایراد و خدشه بر استدلال و استنباط دادگاه درخواست اعاده دادرسی کرده است. درخواست نامبرده موجه و در خور پذیرش نیست. زیرا ارکان و عناصر بزه و تطبیق رفتار مجرمانه با قانون از امور ماهوی است.و رسیدگی به مسایل ماهوی وتشخیص کفایت دلایل بزهکاری مرتکب از خصایص و شیوه دادگاه است.و ایراد و اشکال بر رای دادگاه و بحث و احتجاج در این خصوص در مقام اعاده دادرسی موقعیت قانونی ندارد. و قابل ترتیب اثر نمیباشد.بنا به مراتب چون درخواست با جهت مورد استناد انطباق ندارد. قرار رد اعاده دادرسی را صادر و اعلام مینماید.
رییس شعبه سی و چهارم دیوان عالی کشور: ج. ا. مستشار: ح. ق.