شخصی به نام اقای ب. م. ن. بر اثر تیراندازی مامورین در حین تعقیب و گریز در اثر تیراندازی یکی از مامورین به نام سروان اقای ا. گ. فوت می نماید.، با شکایت اولیای دم متوفی یعنی مادر وی خانم ت. اه ا. و همسرش خانم ک. دایر بر قتل وی پرونده ای در شعبه اول بازپرسی *تشکیل که پس از انجام تحقیقات مقدماتی و اخذ نظر کارشناس سلاح و مهمات و اخذ اظهارات مامورین و مطلعین در خصوص اتهامات قتل عمدی و شبه عمدی متهم سروان ا. گ. قرار منع تعقیب صادر و قطعی میگردد. (صفحه120و147پرونده) سپس فرجام خواه طی لایحه ای خطاب به بازپرس شعبه دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان گچساران مستندا به بند ت ماده 158و ماده 473 قانون مجازات اسلامی و تبصره ماده 85 قانون ایین دادرسی کیفری درخواست دیه متوفی را نموده است. (صفحه121پرونده)، سپس با موافقت معاون دادستان پرونده جهت اتخاذ تصمیم به استناد مواد فوق الذکر به شعبه سوم دادگاه کیفری یک *) ارجاع شده است. (صفحات123٫122و 124). پس از تهیه گزارش پرونده توسط مستشار شعبه مذکور (صفحات132تا137) با تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین و دادستان (صفحه138) و ملاحظه فتوکپی گواهی حصروراثت (صفحه141) ارایه شده در پرونده، با حضور فرجام خواه و وکیل وی و بدون حضور فرجام خوانده و بدون حضور نماینده دادستان با اعلام عدم حضور ضرورت وی تشکیل و پس از رسیدگی به شرح صفحات 142 تا 144 با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای می نماید. (صفحات144تا147) به شرح دادنامه فرجام خوانده دادگاه با پذیرش درخواست وکیل شاکی خانم خ. ک. به استناد ماده 85 قانون ایین دادرسی کیفری و مواد 473 و 555 قانون مجازات اسلامی حکم به پرداخت یک چهارم یک فقره دیه کامل انسان (به میزان سهم الارث همسر مطابق گواهی حصروراثت) مقتول بهنام ن. در حق خانم خ. ک. توسط صندوق بیت المال صادر می نماید. و با عنایت به این که قتل در ماه ذی الحجه که از ماه های حرام بوده علاوه بر دیه مذکور به میزان یک چهارم از یک سوم دیه کامل انسان در حق وی صادر می نماید. (صفحات147و148)، سپس وکیل فرجام خواه به لحاظ عدم تصمیم دادگاه در خصوص پرداخت کل دیه به ورثه و این که لازم بوده دادگاه به دین متوفی در رابطه با مهرالمسمی موکل نیز توجه می نمود، درخواست نقض دادنامه صادره را نموده است. سپس با وصول پرونده به دبیرخانه دیوان پرونده به شعبه 34 دیوان عالی کشور ارجاع شده است. وکیل فرجام خواه در لایحه فرجامی که زمان شور خوانده میشود. ضمن اشاره به مدیونیت مورث فرجام خواه به او از بابت مهرالمسمی به لحاظ عدم توجه دادگاه به این مساله رای صادره را واجد ایراد دانسته و قابل نقض دانسته است. عضو ممیزم. ص. ق.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ص. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای غ. ا. د.ار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی براین که رای صادره مطابق قانون با رعایت اصول دادرسی صادر گردیده و عقیده به ابرام ان دارم. مشاوره نموده چنین رای میدهد:
اعتراضات وکیل فرجام خواه وارد نیست. زیرا بر فرض که مورث فرجام خواه از بابت مهر به فرجام خواه مدیون بوده این امر در میزان سهم الارث او از دیه متوفا موثر نیست و فرجام خواه باید به طریق قانونی حقوقی خود را بابت مهریه استیفا نماید. بنا به مراتب و مستندا به بند الف ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری رای فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه سی و چهارم دیوان عالی کشور
رئیس: ج. ا. مستشار: م. ر. ص. قشلاقی