اقای بازپرس شعبه *ضمن قرار نهایی مورخ 97/8/3 در خصوص اتهام اقایان:
1- ا. ب. فرزند ب. م. المکان که به او دسترسی حاصل نگردیده 2- ک. ش. فرزند م. 3- س. م. ج. فرزند س. د. و خانمها:4- ز. ی. پ. چ. فرزند غ. 5- ر. ی. پ. چ. فرزند غ.، نفرات اول تا سوم مشارکت در ادم ربایی با وسیله نقلیه و نفرات چهارم و پنجم معاونت در ادم ربایی موضوع شکایت اقای م. ع. پ. پ. ن.، علاوه بر ان اقای ا. ب. به اتهامات مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی صدمات بند اول تا چهارم گواهی پزشکی قانونی و غصب عنوان پلیس اگاهی موضوع شکایت شاکی نامبرده و تهدید به قتل با چاقو و قمه و توقیف غیرقانونی موضوع شکایت اقای ش. گ. و اتهامات اقای ک. ش. دایر به ایراد جرح با چاقو و ایجاد صدمه بند 5 گواهی پزشکی قانونی به مباشرت و مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی صدمات بند اول تا چهارم گواهی پزشکی قانونی موضوع شکایت اقای م. ع. پ. پ. ن. و همچنین تهدید با چاقو نسبت به اقای س. م. ج. قرار جلب به دادرسی صادر و معاون دادستان ضمن موافقت با ان با صدور کیفرخواست از دادگاه کیفری یک استان *تقاضای تعیین کیفر کرده است. (صص 382 تا 384) پرونده به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه پس از جری تشریفات قانونی و تشکیل جلسه مقدماتی در جلسه دادرسی مورخ 98/2/29 که نماینده دادستان و شاکیان و متهمان ردیفهای دوم تا پنجم و وکلای انان حاضر بوده اند به اتهام متهمان رسیدگی و بعد از قرائت کیفرخواست و استماع اظهارات شاکیان اتهامات متهمان حاضر را با دلایل به انان تفهیم نموده و مدافعات متهمان و وکلایشان را استماع و سپس جلسه را ختم نموده است. متعاقب ان با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای نموده است. به موجب رای صادره دادگاه حکم بر برائت متهمان ردیفهای اول تا سوم از اتهام ادم ربایی و متهمان ردیفهای چهارم و پنجم را از اتهام معاونت در ادم ربایی تبریه کرده است.ولی سایر اتهامات انتسابی به اقایان ا. ب. و ک. ش. را محرز و مسلم دانسته و حکم بر محکومیت انان به مجازات حبس و پرداخت دیه صدمات وارده به اقای م. ع. پ. پ. ن. صادر کرده است. اقای ا. ب. دستگیر و رای صادره بر محکومیت او به مجازات حبس (دو سال بابت تهدید با چاقو، سه سال بابت توقیف غیرقانونی و دو سال بابت غصب عنوان) و دیه در حق اقای م. ع. پ. پ. ن. که غیابی صادر شده به او ابلاغ گردیده و او نسبت به ان واخواهی کرده (ص 460) و دادگاه به واخواهی او رسیدگی و رای واخواسته را طبق دادنامه شماره *تایید کرده است. (ص 510) اقای ج. ش. که به تقاضای متهم به وکالت تسخیری او تعیین گردیده (ص 495) و همچنین خود متهم از رای اخیر درخواست فرجام کرده اند. درخواستهای مذکور به انضمام پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح اعتراضیه زمان شور خوانده میشود. عضو ممیز- ج. ا.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و ملاحظه نظریه کتبی اقای غ. ا. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر این که به اعتراض معترض باید در دادگاه تجدیدنظر استان رسیدگی شود. مشاوره نموده به شرح ذیل رای میدهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
نظر به این که طبق ماده 426 اصلاحی قانون ایین دادرسی کیفری دادگاه تجدیدنظر استان مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست تجدیدنظر از کلیه ارای غیرقطعی کیفری است.جز در مواردی که در صلاحیت دیوان عالی کشور باشد. و طبق ماده 428 اصلاحی همان قانون ارای صادره درباره جرایمی که مجازات قانونی انها در ان ماده مذکور گردیده و از جمله انها تعزیر درجه 3 و بالاتر و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه انها نصف دیه کامل یا بیش از ان است.در صلاحیت دیوان عالی کشور میباشد.، بنابراین چون متهم از ارتکاب بزه ادم ربایی که به اعتبار ان دادگاه کیفری یک به سایر جرایم انتسابی به او رسیدگی کرده تبریه شده است.و مجازات قانونی جرایمی که به علت ارتکاب انها محکوم شده از جمله مجازاتهای مقرر در ماده 428 اصلاحی قانون مرقوم نیست و رای شماره *هیات عمومی دیوان عالی کشور نیز منصرف از مورد است.و قابل فرجام دانستن رای از سوی دادگاه موثر در مقام نیست به اعتراض او باید در دادگاه تجدیدنظر استان رسیدگی شود. لذا با اعلام عدم قابلیت به رسیدگی به اعتراض نامبرده در دیوان عالی کشور پرونده به دادگاه اعاده میگردد. تا به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال نمایند.
شعبه *رئیس: ج. ا. مستشار: ح. ق.