اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

طبق کیفرخواست شماره *1400/09/15 دادسرای عمومی و انقلاب *اقای م. ع. ز. د. فرزند م. 48 ساله به اتهام قتل عمدی زن مسلمان با سلاح گرم تحت تعقیب واقع شده است. توضیحا ساعت 09:20 مورخ 1399/10/08 یک مورد تیراندازی منجر به قتل به مرجع انتظامی در *اعلام شده. مامورین در محل حاضر دو پوکه اسلحه شکاری کشف و هویت مضروب را خانم م. گ. فرزند م. 38 ساله یافته اند و اقای م. ع. ز. هم به کلانتری مراجعه و اظهار داشته همسرم به مشخصات فوق را با یک قبضه اسلحه شکاری مجاز به قتل رساندم (ص 1) و در تحقیقات نزد مامورین علت ان را ارتباط او با دیگران اعلام کرده (ص 18 9 و 4 و 3) و نزد بازپرس شعبه اول دادسرای مزبور هم ضمن اشاره به بدحجابی و رفتارهای مشکوک او از قبیل تبادل پیام تا ساعتی پس از نیمه شب با فرد یا افراد ناشناس و تاخیر در مراجعت به منزل از محل کار دانشگاه اظهار داشته هر موقع به او اعتراض می کردم می گفت ایا حق ندارم. با دوستانم بروم بیرون. من تصور می کردم با دوستان دختر می رود و چون شب ها دیر می امد من هم در مغازه ام می ماندم تا دیر امدن او را ببینم. در این اثنا فردی به نام ب. ر. به خانمم گفته بود. می خواهم از دخترت خواستگاری و با او ازدواج کنم من دیدم او 32 سال سن دارد. و دختر من 17 ساله است. تحقیق کردم گفتند او دختر باز است. جواب منفی دادم ولی انها کوتاه نیامدند و همسرم هم می گفت خوبه ماشین پرادو دارد. ولی من قبول نکردم و گفتم دخترمان باید حالا درس بخواند. مجبور شدیم از ان خانه مان نقل مکان کنیم و کم کم همسرم یک شب در میان خانه می امد لذا مشکوک شدم. به محل خانه ای که به عنوان مهریه به او داده بودم رفتم دیدم تا ساعت 10 10/5 بیرون است. کم کم به او گفتم با کی رابطه داری منکر می شد. وقتی به او تلفن می کردم جواب نمی داد مادرش هم می گفت شب هام نمی دانیم کجاست ما هم ناراحتیم … به همسرم گفتم بیا می خواهم چک کنم ببینم به من خیانت کرده ای یا نه؟ گفت می ترسم نمی ایم بالاخره امد لباسش را دراوردم دیدم شورت او خیس است. به نظرم رسید رابطه داشته. ان را بردم آزمایش گفتند چیزی قابل تشخیص نیست در رحم او خون دیدم و به او نشان دادم منکر شد عصر روز بعد پیش او بودم گفت برو خسته ام با تو … نمی کنم. رفتم. به دلم افتاد ساعت 8 یک سری به خانه اش زدم دیدم ماشینش نیست زنگ زدم جواب نداد رفتم ماشین را جای دیگری پارک کردم که نبیند رفتم *پنهان شدم ساعت 11 امد گفتم کجا بودی گفت رفتم شام بخورم پیتزا خوردم و پول دادم. روز بعد رفتم پیتزایی مربوطه پرسیدم قیمت را کمتر از قیمت اعلامی زنم می گفت و افزود به دلیل کرونا پول نمی گیریم فهمیدم با کسی بوده نهایتا تصمیم به طلاق گرفتم و حکم طلاق توافقی ما را دادگاه داد و از روز شنبه همین هفته صیغه طلاق جاری شد ولی عاقد گفت شما بهم محرم هستید و می توانید تا سه ماه بهم رجوع کنید. عصر همان روز از یک خیابان رد می شدم دیدم ماشین خانمم و ماشین ب. ر. کنار هم پارک هستند دنده عقب گرفتم رفتم دیدم همسرم داخل ماشین ر. است. پارک کردم ماشین حرکت کرد بعد از چند دقیقه خانمم را در فروشگاه روبرو دیدم. یکشنبه رفتم دانشگاه محل کار خانمم از او شکایت کنم (در حراست) به دکتر ا. جریان را گفتم گفت دو سه سال است. منتظر شماییم و مسئول حراست اقای ه. را گفت امد و گفتند چند سال است. خانم شما با ح. ز. و م. رابطه جنسی دارد. و خودش هم اقرار کرده … من که خیلی ابروی خود را بر باد رفته دیدم و دیدم زنم در طول 3 یا 4 سال اگر هر سال از 367 روز 200 روز هم بیرون از خانه رفته حدودا 600 مرتبه زنای محصنه کرده دیدم زنده بودن او هم باعث لکه دار بودن زندگی من است. و تحمل چنین خفت و ننگی را ندارم. تصمیم گرفتم از شرافت و حیثیت خودم در برابر مردم او را به سزای اعمالش (طبق شرع مقدس اسلام که اگر زنی یک بار هم زنای محصنه انجام دهد حکم اعدام دارد.) برسانم و به زندگی او پایان دهم و خودم را به قانون تحویل دهم. به او پیام دادم گفتم می خواهم برایت گل بگیرم و یک میلیون هم برای انگشتر به حسابش ریختم تا اعتماد کند و بیاید امد گفتم بشین پشت فرمان مقداری صحبت کرد دیدم باز هم دروغ می گوید از صندوق ماشین اسلحه را دراوردم و درب راننده با بازکردم و او را بیرون کشیدم و به ا و شلیک کردم که عمل نکرد لوله اسلحه را گرفت. مجددا مسلح کردم که مجددا شلیک نکرد متوجه شدم گلوله ها روی زمین افتاده برداشتم و مسلح کردم و در حالت گلاویز بودن او را روی زمین انداختم و به حالت نیمه نشسته یک تیر شلیک کردم و تیر دوم را بدون هدف گیری از فاصله 5 متری به شکم زدم و اسلحه را در صندوق گذاشتم و به همسایه ها گفتم می روم کلانتری و … (ص 32 20) وی با قرار بازداشت موقت توقیف شده. پزشکی قانونی ضمن شرح معاینه جسد علت فوت را خونریزی شدید داخلی ناشی از صدمات متعدد بر اثر اصابت جسم سخت پرتابه ای به قفسه سینه و اندام ها تعیین کرده است. (ص 53) متهم فاقد سابقه معرفی شده (ص 60) خانم گ. ع. ز. د. و اقای م. گ. پدر و مادر مقتوله از متهم شکایت و تقاضای قصاص او را نموده اند. (ص 63 61) اقایان ز. و غ. منکر ارتباط با متوفیه شده اند. (ص 75 64) فتوکپی اوراق مطالبه شده از محل کار متوفیه و نامبردگان حاکی است. مقتوله به حراست دانشگاه اعلام کرده که در محل کار مورد اذیت و ازار جنسی توسط دکتر ز. قرار می گرفته است. (ص 119 113) و (ص 52 44) گواهی انحصار وراثت ارائه شده غیر از پدر و مادر و شکات فوق خانم ها م. و پ. ع. ز. فرزند ا. و متهم به عنوان همسر از دیگر وراث متوفیه می‌باشند (ص 91) صحنه قتل بازسازی شده و متهم اظهاراتش را به همان نحو بیان نموده است. (ص 104 100) اقای ب. ر. گفته چون اخلاقمان بهم نمی خورد نامزدی با دختر متوفیه بهم خورده است. و افزوده متوفیه می گفت از همسرم محبت نمی بینم (ص 112 و 111) اقای ح. ز. نزد بازپرس گفته قبلا که مسئول کارگزینی بودم متوفیه یک بار برایم گل اورد و یک مرتبه دستش را جلو اورد و گفت دستبندم را ببوس و من مچ و تک دستبند او را بوس کردم دفعه دوم تو اتاقم امد که مانتویش باز بود. روسریش را هم بالا کشید و امد کنارم من تحریک شدم او را بغل کردم همیشه به او می گفتم مرا تحریک نکن (ص 120) مدیر حراست دانشگاه ولی عصر (عج) هم گفته است. مقتوله گفت دکتر ز. به من تجاوز داشتند لذا هر دو به مرخصی اجباری رفتند. (ص 124) متهم وکیل معرفی کرده است. (ص 125) خانم م. ع. ز. فرزند م. 19 ساله رضایت خود را از پدرش اعلام کرده است. (ص 139) اقای م. ع. ز. جد پدری خانم پ. ع. ز. متولد 1392/02/30 هم ولایتا از سوی او گذشت خود را اعلام نموده (ص 140) اقای ا. ح. ش. به عنوان شاهد قتل گفته وقتی رسیدم دیدم متهم تیر را به پای متوفیه و تیر دیگر را به سر شانه او زد با او صحبت کردم گفت همسرم به من خیانت کرده (ص 147) کارشناس اسلحه و مهمات هم مراتب را تایید کرده است. (ص 159 و 158) نهایتا قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست صادر (ص 175 163) و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک *ارجاع که در رفع نواقص اعلامی مجددا از مسئول حراست دانشگاه تحقیق و متهم هم بررسی گوشی همسرش را در راستای اثابت ادعایش در تحقیقات خواستار شده و پدر و مادر متوفیه از اولیای دم هم گفته اند از زمانی که متهم با دخترمان ازدواج کرد با فرزند مان اختلاف داشت و وی روانی شده (دخترمان) و خانم م. ع. ز. گفته وقتی گوشی مادرم را دیدم فهمیدم با رشیدی ارتباط جنسی داشته و از مادرم هم که پرسیدم گفت او با من ارتباط دارد. مشکل اصلی ر. است. باید پدرم ر. را می کشت. (ص 196) مفاد مواد 387 الی 389 و 391 قانون ایین دادرسی کیفری اجرا و در جلسه رسیدگی مورخ 1400/12/23 ابتدا نماینده دادستان مجازات متهم را طبق کیفرخواست درخواست و سپس پدر و مادر مقتوله از اولیای دم قصاص نفس متهم را تقاضا و وکیل انان هم توضیحات لازم را بیان کرده است. متهم دفاعا اظهارات و مطالب قبلی را تکرار و وکیل او هم در همین راستا دفاع و گفته موکل به اعتقاد مهدور الدم بودن مقتوله مرتکب قتل شده و دادگاه ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره *1401/01/21 چنین رای داده است: (در خصوص اتهام اقای م. ع. ز. د. فرزند م. 49 ساله شغل ازاد مجرد مذهب اسلام تبعه *فاقد پیشینه کیفری بازداشت از تاریخ 99/10/9 طی قرار بازداشت موقت دایر به قتل عمدی مرحومه م. گ. فرزند م. ر. در تاریخ 99/10/8 با اسلحه شکاری به شرح مذکور در کیفر خواست صادره اینک با ملاحظه مجموع اوراق پرونده و گزارش کلانتری 11 و پلیس اگاهی و کشف اسلحه دارای مجوز و بازسازی صحنه قتل و گواهی صادره از سوی پزشکی قانونی که علت قتل را خونریزی شدید داخلی ناشی از صدمات متعدد اصابت جسم سخت پرتابه ای (مثل گلوله) اسلحه شکاری به قفسه سینه و اندامها تعیین نموده و نظر به تحقیقات صورت گرفته از متهم در تمام مراحل تحقیق که ارتکاب بزه منتسبه را ناشی از انگیزه های غیرت دینی و احساسات مذهبی که مقتوله مهدور الدم می دانسته و دلیل ان طرح پرونده در دانشگاه ولی عصر که به دلیل داشتن رابطه نامشروع وی با مرد اجنبی اعلام داشته و مضافا تحقیقات صورت گرفته از واحد حراست و مسئول مربوطه دانشگاه که موید دفاعیات متهم می‌باشد. و نظر به اینکه افراد عادی و در فرهنگ عامه خصوصا افراد مذهبی کسانی که هتک حرمت نموده و ایجاد ارتباط نامشروع با افراد برقرار نموده مهدورالدم دانسته خاصتا کسی که ناموس خود را در معرض چنین وضع خلاف دانسته لهذا بزه قتل محرز می‌باشد. و با توجه به مراتب فوق الذکر موضوع را مشمول قصاص نفس ندانسته و مستندا به مواد 303 و549 و462 و488 قانون مجازات اسلامی و 612 قانون تعزیرات و لحاظ بیم تجری و اخلال بوجود امده در نظم عمومی متهم موصوف را به پرداخت یک دوم از یک فقره دیه کامل مرد مسلمان در حق والدین مقتوله نسبت به سهم الارث و گذشت دیگر وارث و از جهت جنبه عمومی بزه به تحمل پنج سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت گذشته محکوم می نماید. و انتخاب نوع دیه به عهده محکوم علیه و مهلت پرداخت از زمان وقوع به مدت یک سال قمری می‌باشد.) وکیل شکات اقای ا. ط. ک. ا. ضمن فرجام خواهی از این رای نوشته ادعای متهم بر مهدورالدم بودن متوفیه بایستی بادلیل قابل قبول اثبات شود. و نمی توان بر پایه حدسیات و احتمالات مقتوله را مهدورالدم شناخت و دادگاه هم در این رابطه تحقیق نکرده و نزد بازپرس هم متهم ضمن اظهار ندامت هدفش را خانه نشین کردن متوفیه اعلام کرده که دلالت بر عدم اعتقاد او به مهدورالدم بودن متوفیه دارد. لایحه وکیل فرجام خواهان هنگام شور قرائت می‌شود. پرونده پس از وصول به دفتر کل دیوان عالی کشور و ثبت به این شعبه ارجاع شده است

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. ا. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: با عنایت به محتویات پرونده دادنامه فرجام خواسته وفق موازین شرعی و قانونی صادر گردیده که قابلیت ابرام دارد. در خصوص دادنامه شماره *1401/01/21 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی اقای ا. ط. ک. ا. به وکالت از اقای م. گ. و خانم گ. ع. ز. د. در حدی از تاثیر نیست که موجبات نقض حکم را فراهم اورد. دادگاه با توجه به دفاعیات متهم و امارات و قرائن شمارش شده در رای اعتقاد او را بر مهدورالدم بودن مقتوله احراز کرده، از حیث نحوه دادرسی و تعیین مجازات هم منقصتی مشهود نمی‌باشد. لذا مستندا به شق الف ماده 469 از قانون ایین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته ابرام می‌گردد. باتوجه به ماده 549 قانون مجازات اسلامی و عدم ذکر اغنام ثلاثه و سایر انواع دیات به دادگاه توصیه می‌شود. این قسمت از رای را اصلاح نمایند

رئیس شعبه *: ر. ف. ا.

مستشار: ع. ح. ح.

منبع