شکّات با تقدیم دادخواستی به طرفیت مشتکیعنه، تقاضای نقض و ابطال تصمیم بنیاد شهید مبنی بر سلب وصف تثبیت شده شهادت مورث خویش آقای ح. پ را نمودهاند، لذا با عنایت به محتویات پرونده، مفاد دادخواست شاکی و ضمائم آن و مفاد لایحه جوابیه مشتکیعنه مثبوت به شماره... مورخ 1392/07/08 و 896 مورخ 6/6/92 ، نظر به اینکه اولا- شرکت در جهاد سازندگی در سال 1358 جزء اولین دستورات انقلابی حضرت امام رضوانالله تعالیعلیه به منظور پیشبرد سریع کارهای عمرانی و حرکتی جهادی در راستای شکوفایی انقلاب اسلامی نظیر شرکت در جبهههای جنگ با توجه به اوضاع و احوال حاکم بر وضعیت کشور در سالهای 1358 و 1359 میباشد، ثانیا- بر اساس گواهیهای متعدد بنیاد شهید و جهاد سازندگی، نامبرده به عنوان شهید محسوب و خدمات بنیاد شهید، طی چند سال ارائه و هر ساله مراسم مربوط به شهداء برای وی برقرار میگردد، ثالثا- در احکام حقوقی و حکم بازنشستگی مخابرات نیز که در تاریخ 30/3/83 صادر شده است به عنوان شهید از وی یاد شده است، رابعا- بر اساس تبصره 2 ماده 4 قانون اصلاح قانون اساسنامه بنیاد شهید مصوب 1377 ، کلیه کسانی که تا تاریخ تصویب این قانون توسط بنیاد شهید به عنوان شهید، جانباز و یا آزاده شناخته شدهاند، همچنان از خدمات مربوطه برخوردار خواهند شد، خامسا- آییننامه مصادیق عملی شهید از حیث نفی وصف شهادت وی عطف به ماسبق نمیشود، لذا خواسته شاکی موجه بوده و به استناد مواد 1 ، 3 ، 10 ، 11 و 65 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، حکم به ورود شکایت و ابطال تصمیم بنیاد شهید مبنی بر سلب وصف شهادت و الزام طرف شکایت به بازسازی قبر شهید بزرگوار آقای ح. پ و قبول وی به عنوان شهید و صدور گواهی مجدد شهادت ایشان صادر و اعلام میگردد. رای صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری خواهد بود.
رئیس شعبه --- دیوان عدالت اداری
حسینیان
با توجه به اینکه حسب محتویات پرونده، مرحوم ح. پ در مورخه 1358/08/10 در حین بازسازی حمام مخروبه روستای... سبزوار در اثر ریزش آوار، دار فانی را وداع نموده است و ابتدا واجد عنوان شهادت گردیده و متعاقبا در مورخه 1362/02/31 این عنوان از آن مرحوم توسط بنیاد شهید سلب شده است؛ از آنجایی که اولا- برخلاف استنباط شعبه بدوی، صرف مشارکت در امور عمرانی مرتبط با انقلاب اسلامی نمیتواند عناوین شهادت یا جانبازی را حسب مورد در صورت وقوع سانحه در پی داشته باشد، ثانیا- برخلاف برداشت شکات و وکلای آنان اطلاق عنوان شهادت، حق مکتسبی نیست که در صورت زوال بتوان با استناد به آن حق، خواستار اعاده عنوان مذکور گردید، ثالثا- استفاده از عنوان شهید برای آن مرحوم در اماکن مربوطه نیز موجد حق در این خصوص نمیباشد، رابعا- نحوه فوت مرحوم مذکور با آییننامهتعیین مصادیق عملی شهید و خانوادههای شاهد مصوب 1382/01/27 به شرح مواد 1 و 2 و 3 آییننامه مذکور مطابقت ندارد و آییننامه مشابه موسوم به تعیین و احراز مصادیق عملی شهید، در حکم شهید و سایر مصادیق ایثارگری مصوب 1393/02/24 هیات وزیران نیز مویّد آییننامه قبلی مذکور است، خامسا- استناد شعبه بدوی به شرح دادنامه تجدیدنظرخواسته در صدور حکم به ورود شکایت، تبصره 2 ماده 4 قانون اصلاح قانون اساسنامه بنیاد شهید مصوب 1377 است، با این بیان که کلیه کسانی که تا تاریخ تصویب این قانون (یعنی سال 1377 ) توسط بنیاد، به عنوان شهید، جانباز یا آزاده شناخته شدهاند، همچنان از خدمات مربوط برخوردار خواهند بود. از آنجایی که برخلاف استنباط شعبه بدوی صادر کننده رای، توصیف مذکور در مورد متوفی وجود نداشته و در مورخه 1362/02/31 یعنی 15 سال قبل از تصویب قانون فوقالذکر، عنوان شهادت از مرحوم ح. پ سلب شده است، بنابراین موضوع از شمول قانون اخیرالذکر نیز خارج میباشد. بنابه مراتب مذکور، اعتراض تجدیدنظرخواه وارد تشخیص، در اجرای ماده 71 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 1392 ، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته، حکم به رد شکایت شکات (تجدیدنظرخواندگان) صادر و اعلام میگردد. این رای وفق ماده 3 قانون اخیرالذکر قطعی است.
دادرس شعبه دوّم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری - مستشار شعبه
اشراقی - عرفان