اثر ازدواج مجدد زوج بر وکالت زوجه در طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1400/06/01 خانم ن. م. ز. به طرفیت همسرش اقای م. ص. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ ازدواج مجدد خوانده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد اقای س. ک. م. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است.در جلسه رسیدگی مورخ 1400/06/21 که با حضور خواهان و وکیل خوانده تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت عرایض به شرح دادخواست می‌باشد. بدلیل ازدواج مجدد خوانده و اینکه مرا از منزل اخراج نموده و حدود سه سال است.بلاتکلیف می باشم درخواست طلاق دارم. در خصوص ضرب و جرح ایشان در شعبه *محکوم به پرداخت دیه شده و در خصوص ازدواج مجدد ایشان نیز گزارش پلیس 110 را تقدیم مینمایم در خصوص مهریه پرونده جداگانه داریم که به صورت اقساطی پرداخت می نماید. و حاضرم از 114 قطعه 14 قطعه را در قبال طلاق بذل نمایم و نفقه و اجرت المثل را میخواهم جهیزیه ام در اختیار خودم می‌باشد. و فرزند مشترک نداریم. وکیل خوانده دفاعا اظهار داشت در خصوص شرط ضمن عقد نکاح که وکالت در طلاق به زوجه داده می‌بایست اعمال شرط ضمن عقد مطرح میگردید. و از طرفی هم اذنی دلیل بر ازدواج موکل در پرونده ارائه نگردید.و وجود ندارد. و موکل نیز منکر ازدواج مجدد است.بنابراین دعوی مطروحه فاقد وجاهت قانونی است.و از طرفی خواهان پرونده به تمکین محکوم گردیده و اجرا نیز شده و ناشزه محسوب میگردد. که گواهی ان تقدیم میگردد. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و از اداره ثبت احوال شهرستان *مشخصات همسران و اولاد زوج را استعلام نموده است.و در جوابیه مورخ 1400/08/25 اداره ثبت احوال مشخصات همسران زوج اقای م. ص. فرزند م. 1- س. ا. م. تاریخ ازدواج 88/7/10 و تاریخ طلاق 1395/10/27 - 2- ن. م. ز. تاریخ ازدواج 1396/02/10 و مشخصات فرزند ان نامبرده 1- ا. ص. متولد 1391/07/22 نام پدر م. 2- م. ص. تاریخ تولد 1400/07/18 نام پدر م. اعلام شده است. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه مورخ 1400/09/16 که فقط با حضور خواهان تشکیل گردیده خواهان همان مطالب جلسه قبل را بیان نموده و اضافه کرده که همسرم ازدواج مجدد نموده و یک پسر به نام م. متولد 1400/07/18 از همسر جدیدش به نام س. ا. دارد. که مدارکش ضمیمه پرونده می‌باشد. من و همسرم فرزند مشترک نداریم و از کل مهریه خود تعداد 25 قطعه سکه تمام بهار ازادی و نفقه ایام عده و اجرت المثل ایام زندگی مشترک را در قبال طلاق بذل مینمایم و متعاقبا به شرح صورتمجلس مورخ 1400/11/03 اعلام نموده که برخلاف جلسه قبلی اعلام میدارد. که صرفا 70 عدد سکه را میخواهم و مابقی یعنی 34 عدد سکه را بذل مینمایم سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/05 پس از ذکر خواسته و توضیحات خواهان و اعلام احراز علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح و سازش بین طرفین موثر واقع نگردیده و نظر به اصرار خواهان و پیوستی و پاسخ استعلام از اداره ثبت احوال شهرستان *که موید این مطلب می‌باشد. که خوانده با خانم س. ا. در تاریخ 88/7/10 ازدواج کرده و در تاریخ 1395/10/27 طلاق گرفته است.و در صورتجلسه پلیس 110 مورخ 1400/05/17 که پس از اعلام گزارش رابطه نامشروع در منزل مسکونی با خانم س. ا. و مراجعه پلیس، خواهر خوانده اعلام نموده که خوانده با خانم س. ا. صیغه می‌باشند و از ایشان فرزند ی نیز دارند و غیرموجه بودن دفاعیات وکیل خوانده لذا دعوی خواهان را وارد تشخیص مستندا به بند 12 سند نکاحیه و مواد 12 و 26 و 27 و 28 و 29 و 31 و 33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1130 و 1146 قانون مدنی به خواهان اجازه داده که به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و نسبت به اعمال وکالت خود مبنی بر مطلقه نمودن خویش اقدام نماید. و توضیح داده که ارائه گواهی پزشکی قانونی در مورد وجود جنین و عدم ان برای ثبت طلاق الزامی است.و برای مهریه حکم جداگانه صادر شده و زوجه اظهار میدارد. که از کل مهریه خود صرفا 70 عدد سکه را میخواهم و مابقی یعنی 34 عدد را بذل مینمایم و هم چنین اجرت المثل ایام زندگی مشترک و نفقه ایام عده را در حق زوج بذل نمود و جهیزیه در اختیار زوجه می‌باشد. نوع طلاق باین خلعی است.و مدت اعتبار حکم طلاق صادره شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است.و خوانده را به پرداخت خسارت دادرسی در حق خواهان محکوم مینماید. وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/12/26 با اعلام اینکه دادنامه تجدیدنظر خواسته بر اساس اسناد و مدارک و ادله موجود از جمله تصویر گزارش مرجع انتظامی و نتیجه استعلام به عمل امده از اداره ثبت احوال در مورد وجود فرزند پسر به نام م. ص. برای زوج (به جهت عدم وجود فرزند مشترک بین زوجین معلوم است.که فرزند مذکور از خانم دیگری غیر از زوجه حاضر می‌باشد.) وفق موازین قانونی و با رعایت اصول و تشریفات دادرسی صادر شده است.لذا اعتراض وکیل تجدیدنظرخواه را غیرموجه تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/12/28 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/01/17 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای م. ص. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/12/26 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/11/05 اصداری از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز ازدواج مجدد زوج و تخلف نامبرده از بند 12 از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه حکم به تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا به دلالت محتویات پرونده زوجین فاقد فرزند مشترک بوده و حسب پاسخ استعلام واصله از اداره ثبت احوال شهرستان *زوج فرجام خواه صاحب فرزند پسری به نام م. ک. بوده که در تاریخ 1400/07/18 یعنی در زمانی که پرونده طلاق تحت امر در جریان رسیدگی قرار داشته متولد گردیده است.که این امر و مفاد پاسخ استعلام یاد شده و نیز مفاد گزارش پلیس 110 که متضمن اظهار خواهر فرجام خواه به نام ر. ص. مبنی بر اینکه خانم ا. م. و اقای ص. صیغه می‌باشند، در مجموع افاده بر این معنا دارد. که خانم س. ا. م. پس از اینکه در سال 1395 از زوج مطلقه گردیده، مجددا با نامبرده ازدواج نموده و از وی صاحب فرزند ی شده که در تاریخ 1400/07/18 متولد گردیده است. بنابراین ازدواج مجدد زوج فرجام خواه ثابت و محرز بوده و چون این اقدام نامبرده بدون اذن و رضایت زوجه فرجام خوانده و نیز بدون اخذ مجوز از دادگاه انجام شده لذا تخلف ایشان از بند 12 از شروط مندرج در سند نکاحیه محرز و مسلم بوده و به لحاظ ثبوت تحقق شرط مذکور، شرط وکالت در طلاق تفویضی در سند ازدواج محقق بوده و زوجه فرجام خوانده حق دارد. که با اعمال وکالت در طلاق حاصل از طریق تحقق شرط ضمن عقد نکاح، ضمن انتخاب نوع طلاق نسبت به اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن خود و ثبت رسمی ان اقدام نماید. بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز تخلف زوج از شرط مندرج در سند نکاحیه به جهت ازدواج مجدد بدون رضایت زوجه فرجام خوانده صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.

رئیس شعبه *: ح. ع.

مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع