تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/16
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: طرح ادعای تهاتر همراه با اظهار عدم مدیونیت به طرف دعوا، از مصادیق دفاع متعارض بوده و قابل پذیرش نیست.
در خصوص دعوی خانم الف.ز. م. به وکالت از آقای ه. ب. به طرفیت آقای الف. ن. به خواسته مطالبه مبلغ 59/500/000 ریال وجه رسید عادی با احتساب خسارات دادرسی به شرح متن دادخواست تقدیمی با توجه به مفاد دادخواست خواهان و محتویات پرونده و اظهارات وکیل وی در جلسه دادرسی و نیز مستفاد از دفاعیات خوانده مبنی بر اینکه رسید را قبول داشته لیکن وی نیز از خواهان طلبکار است دادگاه دعوی را محمول بر صحت تشخیص و به استناد مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 59/500/000 ریال (پنج میلیون و نهصد و پنجاه هزار تومان) بابت اصل خواسته و نیز هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل وفق تعرفه در حق خواهان صادر و اعلام مینماید رای صادره حضوری و ظرف مهلت 20 روز ازتاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی است.
رئیس شعبه اول دادگستری ملارد - محمودی
در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای الف. ن. به طرفیت آقای ه. الف. ی با وکالت خانم الف.ز. م. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/09/10 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ملارد مشعر بر محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت مبلغ 59/500/000 ریال بابت اصل خواسته بانضمام خسارت دادرسی با وصف مندرج در دادنامه تجدیدنظر خواسته با عنایت به اینکه بر اساس دادنامه تجدیدنظر خواسته خدشه ای از حیث موازین و مقررات وارد نیست و تجدیدنظر خواهی به گونه ای که موجب گسیختن دادنامه مرقوم گردد مطرح نشده است به علاوه اینکه ایندادگاه جهت بررسی اعتراض مطروح و اخذ مدافعات و دلایل با تشکیل جلسه رسیدگی اظهارات و دفاعیات ایشان را استماع نبوده و تجدیدنظر صراحتا در جلسه دادرسی مورخ 1394/06/15 به موضوع تهاتر دینین به عنوان دفاع مجددا اشاره نموده و در لایحه اعتراضیه منضم دادخواست تجدیدنظرخواهی نیز بدین موضوع (تهاتر) استناد جسته است در حالی که هم چنین بیان داشته هیچ دینی به تجدیدنظر خوانده نداشته و این دفاع متعارض با دفاع تهاتر است چنانچه بدهی به تجدیدنظر خوانده نداشته چرا تهاتر دینین را اقامه نموده است بنابراین اعتراض مطروح قابل پذیرش نمیباشد از طرف دیگر در مرحله بدوی نیز صراحتا به بدهی اذعان داشته و موضوع تهاتر را بیان نموده در صورتی که مستندات ابرازی وی دلالتی بر وجود طلب وی از تجدیدنظر خوانده نداشته و دیگر تجدیدنظر خوانده نیز منکر دین موکل خویش به تجدیدنظر خواه شده به اضافه اینکه در جلسه دادرسی این مرحله آقای الف. ن. به تصریح بیان داشت من یک ریال پول از جیب خودم ندارم بلکه از دیگران می گرفتم و بدهی ایشان را می دادم بنا بمراتب و با توجه به اقرار خوانده بدوی تجدیدنظرخواهی با شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی انطباق نداشته از این روی با استناد به ماده 358 همان قانون ضمن رد تجدیدنظر خواهی مطروح دادنامه تجدیدنظر خواسته تائید و استوار میگردد این رای قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار
احمد کرمی - ناصر اسماعیلی