تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 1 -چنانچه دفتر دادگاه اخطار رفع نقص دادخواست را صادر کند،در صورت عدم رفع نقص در فرجه قانونی،خود دفتر دادگاه باید قرار رد دادخواست را صادر نماید. 2 -در دعوی اثبات حجر، در صورتی که پرونده بالینی جزء مستندات خواهان در دادخواست ذکر نشده باشد، صدور اخطاریه رفع نقص به دلیل عدم ارائه مستند آن، خلاف قانون است. 3 -در صورتی که در دعوی اثبات حجر، دو فقره نظریه پزشکی قانونی در پرونده موجود باشد که مفاد آنها با یکدیگر متضاد بوده و یکی مشعر بر سلامت عقلی خوانده و دیگری حاکی از زوال عقل در حد سفاهت باشد، دادگاه مکلف است این تعارض را به پزشکی قانونی منعکس کند تا با تشکیل کمیسیون پزشکی و بررسی سوابق امر در خصوص مورد نفیا یا اثباتا اظهار نظر کنند.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1392/12/21
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1391/04/27 وکیل خانمها ش. - زهرا - فاطمه و.م. - و زینب بیک پور دادخواستی به طرفیت 1 - خانم ک. ن. فرزند الف. 2 - م. واحدیان فرزند غ. 3 - دادسرای عمومی شهرستان مشهد به خواسته اثبات حجر مرحوم غ. و.م. از تاریخ سال 1375 لغایت زمان فوت ( 1382/08/17 ) به استناد استشهادیه محلی و شهادت شهود و مستندات دیگر تسلیم دادگستری شهرستان مشهد نموده که به شعبه --- دادگاه عمومی و انقلاب آن شهرستان ارجاع و چنین توضیح داده است که مرحوم غ. و.م. در تاریخ 1382/08/17 در اقامتگاه دائمی خود فوت نموده است آن مرحوم در سال 1375 طی تصادف رانندگی مجروح و محجور گردید و از نظر قوای بدنی و هوش و ذکاوت مشکل داشته است به استناد شهادت شهود درخواست اثبات حجر وی را از سال 1375 لغایت زمان فوت خواستار شده است. دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین را صادر نموده وقت رسیدگی برای روز 20/12/91 ساعت 9 صبح تعیین و به دادسرا ابلاغ شده است لکن دادگاه در وقت فوق العاده در تاریخ 9/5/91 به شرح دادنامه شماره --- -- 10/5/91 به استناد ماده 95 ق. آ. د. م به لحاظ عدم رفع نقص قرار ابطال دادخواست خواهان را صادر و اعلام نموده است وکیل خواهان از قرار مزبور تجدیدنظر خواهی نموده و پاسخ داده است که در موعد قانونی رفع نقص کرده و کتبا به دادگاه اعلام داشته که پرونده بالینی موجود نمیباشد لکن شهادت شهود از ادله اثبات دعوی میباشد و آن را مورد استناد قرار داده و درخواست صدور قرار استماع شهادت شهود نموده است و اضافه نموده است که در جلسه رسیدگی شهود نیز اقامه خواهد شد و از این حیث اعتراض خود را اعلام داشته شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی علیه السلام در وقت فوق العاده به شرح دادنامه شماره --- -- 15/8/91 دادنامه تجدیدنظر خواسته را مورد تایید قرار داده است. این دادنامه در تاریخ 27/8/91 ابلاغ شده و خانم ش. و.م. آقای علی ح.ز.ن. را به وکالت برگزیده و در فرجه قانونی از دادنامه مذکور فرجام خواهی کرده است و اجمالا اظهار داشته که طبق اظهارات موکله اش مورث آنان حدود بیست میلیارد ریال اموال داشته و ورثه در صدد تقسیم ترکه برمی آیند که متوجه میشوند کلیه مایملک به نام خوانده ردیف دوم آقای م. و.م. میباشد و وقتی به ایشان مراجعه می نمایند مشارالیه در پاسخ میگوید که خود مرحوم در زمان حیات به نام ایشان منتقل نموده است این در حالی است که آن مرحوم فاقد قدرت تمیز بود و بنا باظهار موکل محجور بوده است که استشهادیه محلی موید این امراست و بنا به گفته موکل خوانده ردیف 2 مدتی قبل از فوت مرحوم مورث را به منزل خود برده و به هیچ یک از وراث اجازه ملاقات نمی داده و بعد از فوت متوجه شده اند کلیه اموال به نام خوانده ردیف 2 میباشد در آراء بدوی و تجدیدنظر قرار ابطال دادخواست بدلیل عدم ارائه دلیل و مدرک بالینی صادر گردیده در حالی که مراتب طی لایحه کتبی اعلام گردیده که اینچنین مدرکی قابل ارائه نمیباشد ولی به شهادت شهود که دلیل محسوبست استناد شده لکن مورد توجه واقع نشده در پایان درخواست نقض و رسیدگی مجدد به حجر متوفی را استدعا نموده و افزوده است که شهود تعرفه خواهند شد دفتر دادگاه صادرکننده حکم تبادل لوایح را انجام داده و سپس پرونده را به دبیرخانه دیوان عالی کشور ارسال داشته است رسیدگی در دستور کار این شعبه قرار گرفته اوراق لازم از سوابق ارسالی هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/11/28
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1391/04/27 وکیل خانمها شهناز - ز. - فاطمه و.م. - و زینب بیک پور دادخواستی به طرفیت 1 - خانم ک. ن. فرزند الف. 2 - م. واحدیان فرزند غ. 3 - دادسرای عمومی شهرستان مشهد به خواسته اثبات حجر مرحوم غ. و.م. از تاریخ سال 1375 لغایت زمان فوت ( 1382/08/17 ) به استناد استشهادیه محلی و شهادت شهود و مستندات دیگر تسلیم دادگستری شهرستان مشهد نموده که به شعبه --- دادگاه عمومی و انقلاب آن شهرستان ارجاع و چنین توضیح داده است که مرحوم غ. و.م. در تاریخ 1382/08/17 در اقامتگاه دائمی خود فوت نموده است آن مرحوم در سال 1375 طی تصادف رانندگی مجروح و محجور گردید و از نظر قوای بدنی و هوش و ذکاوت مشکل داشته است به استناد شهادت شهود درخواست اثبات حجر وی را از سال 1375 لغایت زمان فوت خواستار شده است. دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین را صادر نموده وقت رسیدگی برای روز 91/12/20 ساعت 9 صبح تعیین و به دادسرا ابلاغ شده است لکن دادگاه در وقت فوق العاده در تاریخ 91/5/9 به شرح دادنامه شماره --- -- 91/5/10 به استناد ماده 95 ق. آ. د. م به لحاظ عدم رفع نقص قرار ابطال دادخواست خواهان را صادر و اعلام نموده است وکیل خواهان از قرار مزبور تجدیدنظر خواهی کرده و پاسخ داده است که در موعد قانونی رفع نقص به عمل آورده و کتبا به دادگاه اعلام داشته که پرونده بالینی موجود نمیباشد لکن شهادت شهود از ادله اثبات دعوی میباشد و آن را مورد استناد قرار داده و درخواست صدور قرار استماع شهادت شهود کرده است و اضافه نموده است که در جلسه رسیدگی شهود نیز اقامه خواهد شد و از این حیث اعتراض خود را اعلام داشته شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی علیه السلام در وقت فوق العاده به شرح دادنامه شماره --- -- 91/8/15 دادنامه تجدیدنظر خواسته را مورد تایید قرار داده است. این دادنامه در تاریخ 91/8/27 ابلاغ شده و خانم شهناز و.م. آقای علی حاجی زاده نداف را به وکالت برگزیده و در فرجه قانونی از دادنامه مذکور فرجام خواهی کرده است و اجمالا اظهار داشته که طبق اظهارات موکله اش مورث آنان حدود بیست میلیارد ریال اموال داشته و ورثه در صدد تقسیم ترکه برمی آیند که متوجه میشوند کلیه مایملک به نام خوانده ردیف دوم آقای م. و.م. میباشد و وقتی به ایشان مراجعه می نمایند مشارالیه در پاسخ میگوید که خود مرحوم در زمان حیات به نام ایشان منتقل نموده است این در حالی است که آن مرحوم فاقد قدرت تمیز بود و بنا باظهار موکل محجور بوده است که استشهادیه محلی موید این امراست و بنا به گفته موکل خوانده ردیف 2 مدتی قبل از فوت مرحوم مورث را به منزل خود برده و به هیچ یک از وراث اجازه ملاقات نمی داده و بعد از فوت متوجه شده اند کلیه اموال به نام خوانده ردیف 2 میباشد در آراء بدوی و تجدیدنظر قرار ابطال دادخواست بدلیل عدم ارائه دلیل و مدرک بالینی صادر گردیده در حالی که مراتب طی لایحه کتبی اعلام گردیده که اینچنین مدرکی قابل ارائه نمیباشد ولی به شهادت شهود که دلیل محسوبست استناد شده لکن مورد توجه واقع نشده در پایان درخواست نقض و رسیدگی مجدد به حجر متوفی را استدعا نموده و افزوده است که شهود تعرفه خواهند شد دفتر دادگاه صادرکننده حکم تبادل لوایح را انجام داده و سپس پرونده را به دبیرخانه دیوان عالی کشور ارسال داشته است رسیدگی در دستور کار این شعبه قرار گرفته است در تاریخ 1392/12/21 هیات شعبه پس از رسیدگی به موضوع به شرح دادنامه شماره --- - 1392/12/21 چنین رای صادر و اعلام کرده است:«فرجام خواهی از دادنامه شماره --- -- 1391/08/15 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که به موجب آن قرار ابطال دادخواست شماره 9109975114101023 -- 1391/05/10 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مشهد در مقام اعمال ماده 95 قانون آیین دادرسی مدنی مورد تایید قرار گرفته است موجه است زیرا اخطاریه توسط دفتر دادگاه نخستین و به استناد بند 6 ماده 51 و ماده 54 ق. ا. د. م صادر شده است. اگر اقدام دفتر صحیح بود باید خود دفتر قرار رد دادخواست صادر می نمود نه دادگاه، موضوع اخطاریه دفتر مشتمل بر دو بخش است 1 - عدم ارائه مستندات 2 - نظریه بالینی - اولا مستندات و استشهادیه + شهادت شهود در ستون خواسته قید شده است ثانیا نظریه بالینی جزء مستندات نبوده تا مستوجب صدور اخطاریه گردد و اخطار دفتر خلاف قانون صادر شده است. ماده 95 استنادی دادگاه نیز از این قضیه خروج موضوعی دارد و ربطی به مطلب ندارد بنا به مراتب دادنامه های نخستین و تجدیدنظر که مغایر موازین قانونی صادر گردیده مستندا به مواد 370 و بند الف 401 و ذیل ماده 405 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه نخستین ارجاع میگردد. »;دفتر شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی (خانواده) مشهد دادنامه دیوان عالی کشور را به اصحاب دعوی ابلاغ نموده و وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت کرده است - در تاریخ 93/3/31 اسماعیل رحمانی وکیل دادگستری خود را به وکالت از م. و.م. معرفی و پرونده را مطالعه کرده است - جلسه رسیدگی در روز 93/5/6 برگزار شده وکلای طرفین حضور یافته و وکیل خوانده دعوی حجر را بکلی تکذیب نموده است و افزوده استکه مورث موکل هیچگاه محجور نبوده است فقط بر اثر تصادف در سال 1375 در بیمارستان بستری شده و بعد هم بهبودیافته و در سال 1379 از حیث روانی از طریق دایره سرپرستی به پزشکی قانونی معرفی و گواهی شده که در سلامت کامل بسر می برد- در پایان با ارائه تصاویر مدارک پزشکی رد دعوی را خواستار شده در برگ 91 پرونده نظریه کمیسیون پزشکی قانونی مرکب از روان پزشکان و پزشک قانونی پیوست گردیده و دادگاه وقت رسیدگی را تجدید و دستور استماع شهادت شهود در جلسه معینه را صادر نموده جلسه برای 93/8/11 تعیین شده خواهانهای حاضر در جلسه گفته اند ما شاهد نداریم شاهد ما خداست - لکن در پایان جلسه وکیل خواهانها حضور یافته و گفته است که یک نفر شاهد معرفی میشود و دادگاه از وی با نام حبیب حسین زاده فرزند م. متولد 1306 بنشانی زشک مشهد استماع شهادت نموده و گفته است که شوهر خواهر خوانده است که ز. باشد - و اضافه نموده استکه وی مریض جسمانی بوده لکن دیوانه و سفیه نبوده است مجددا دادگاه برای روز 93/10/25 تعیین جلسه نموده و طرفین را دعوت کرده است و گواهان وکیل خواهانها را استماع نموده است - سپس از گواهان معارض هم استماع گواهی کرده است و سرانجام برابر دادنامه شماره --- - 1394/04/04 با استدلالی که به عمل آورده دعوی خواهانها را غیر وارد تشخیص و حکم به رد آن صادر و اعلام کرده است و سپس رای مزبور را در قسمت سالهای مورد درخواست تصحیح نموده است- با ابلاغ این حکم خانم ز. و.م. احد از خواهانها نسبت به آن درخواست تجدیدنظر کرده است و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به شرح دادنامه شماره --- - 1394/07/15 ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه نخستین راعینا تایید نموده است با ابلاغ دادنامه اخیر ز. و.م. فرزند غ. از آن فرجامخواهی کرده است ما حصل درخواست تکرار مطالبی استکه در مراحل بدوی و تجدیدنظر عنوان شده و مورد توجه قرار گرفته است دفتر دادگاه تبادل لوایح را انجام داده و با وصول پاسخ کتبی فرجام خواندگان پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته رسیدگی پیرو سابقه در دستور کار این شعبه قرار گرفته لایحه فرجامی فرجام خواه و پاسخ فرجام خواندگان هنگام شور قرائت میشود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
فرجام خواهی از دادنامه شماره --- -- 1391/08/15 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که به موجب آن قرار ابطال دادخواست شماره 9109975114101023 -- 1391/05/10 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مشهد در مقام اعمال ماده 95 قانون آیین دادرسی مدنی مورد تایید قرار گرفته است موجه است زیرا اخطاریه توسط دفتر دادگاه نخستین و به استناد بند 6 ماده 51 و ماده 54 ق. ا. د. م صادر شده است. اگر اقدام دفتر صحیح بود باید خود دفتر قرار رد دادخواست صادر می نمود نه دادگاه، موضوع اخطاریه دفتر مشتمل بر دو بخش است 1 - عدم ارائه مستندات 2 - نظریه بالینی - اولا مستندات و استشهادیه + شهادت شهود در ستون خواسته قید شده است ثانیا نظریه بالینی جزء مستندات نبوده تا مستوجب صدور اخطاریه گردد و اخطار دفتر خلاف قانون صادر شده است. ماده 95 استنادی دادگاه نیز از این قضیه خروج موضوعی دارد و ربطی به مطلب ندارد بنا به مراتب دادنامه های نخستین و تجدیدنظر که مغایر موازین قانونی صادر گردیده مستندا به مواد 370 و بند الف 401 و ذیل ماده 405 قانون آیین دادرسی مدنی نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه نخستین ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار
حسن غفارپور - رسول شاملو
رای شعبه
با توجه به دو فقره نظریات پزشکی قانونی مغایر هم یکی مضبوط در برگ 79 پرونده مبنی بر اینکه غ. و.م. در سلامت کامل عقلی و روانی است و جنون یا سفاهت ندارد و دیگری در برگ 91 پرونده که با وی مصاحبه به عمل آمده و سوابق بررسی شده تصریح گردیده که مبتلا به زوال عقل پیری در حد سفاهت میباشد و نیاز به قیم دارد بنابراین اقتضاء داشته دادگاه نتیجه تحقیقات خود را بای نحو کان بپزشکی قانونی منعکس تا با توجه به نتیجه تحقیقات و دو نظر متفاوت پزشکی قانونی عندالاقتضاء با تشکیل کمیسیون پزشکی مرکب از پزشکان متخصص و بررسی سوابق امر و اظهارات گواهان در خصوص مورد نفیا یا اثباتا اظهار نظر نمایند مستندا به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی با رعایت شقوق الف مواد 401 و 405 همان قانون با نقض دادنامه فرجامخواسته به لحاظ نقص تحقیقات رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده آن ارجاع میشود 0
شعبه --- دیوانعالی کشور - رئیس و مستشار
حسن غفارپور - رسول شاملو