تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صرف محبوس بودن مدعی اعسار به لحاظ جنبه عمومی جرم و محکومیت کیفری، مثبت اعسار وی نیست.
در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان آقای م.ن. به طرفیت خوانده آقای ف.ر. به خواسته اعسار و تقسیط محکوم به دادنامه شماره --- ، نظر به استماع اظهارات خواهان و استماع اظهارات شهود تعرفه شده خواهان و عدم علم و آگاهی برخی از آنان نسبت به موضوع، شهادت شهود از عداد دلایل مشارالیه خارج و مستندا به مواد 194 و 197 از قانون آیین دادرسی دادگاههای و انقلاب در امور مدنی حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه کیفری دو تهرانمحمدعلی دادمهر
تجدیدنظرخواهی آقای م.ن. نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخ 1394/06/21 صادره ازشعبه --- دادگاه کیفری دو تهران که مشعربرصدور حکم بر بی حقی وی دردعوی مطروحه به خواسته اعسار ویا تقسیط محکوم به موضوع دادنامه شماره --- به طرفیت تجدیدنظرخوانده آقای ف.ر. است، مالاٌ وارد نیست. چه آنکه در رابطه با مدعیان اعسار دو گونه اشخاص متصوراند: 1 )کسانی که دعوی اعسارآنها مسبوق به مال نیست یعنی مالی یا وجهی تحصیل نکرده اند بلکه درنتیجه اموری مانند وقایع حقوقی ملزم به پرداخت مالی یا وجهی گشته اند. 2 )کسانی که دعوی آنها مسبوق به مال است یعنی اموال و وجوهی را تحصیل کرده اند، لیکن به هنگام مطالبه مدعی بی چیزی و ناداری شده اند. بدیهی است برخلاف گروه نخست، دسته اخیر چون حالت سابقه نسبت به آنها تمکن و یسار است، لاجرم میبایست به وجه اطمینان آوری عدم توانایی مالی خودرا اثبات نمایند و نظر به اینکه درمانحن فیه به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1393/08/07 صادره ازشعبه --- دادگاه عمومی جزایی سابق تهران مفروض این است که تجدیدنظرخواه در نتیجه اقدامات مجرمانه مبالغ معتنابهی را تحصیل نموده است. بر این مبنا دعوی وی مسبوق به مال تلقی و میبایست ناداری خود را مدلل نماید والا اقتضای امراستصحاب حالت سابقه وعدم اعتنا به نفی نافی خواهد بود. نظربه اینکه اقوی دلیل تجدیدنظرخواه دراثبات مدعای خود شهود تعرفه شده بوده و نظر به اینکه در موضوع شهادت بر اعسار بنابه قول فقهای خاصه و عامه، شهادت وقتی مسموع است که شاهد در مدت طولانی با مشهودله حشر و نشر داشته و به جزئیات زندگی اواحاطه کرده باشد، چه آنکه اعسار از امور خفیفه است و به سهولت دانسته نمیشود و نظر به اینکه درپرونده کار از مودای گواهی گواهان تعرفه شده این معنا حاصل نمیگردد. همچنین نظر به اینکه محبوس بودن تجدیدنظرخواه به لحاظ جنبه عمومی جرم ومحکومیت کیفری نیزنمی تواند به عنوان قرینه(حالیه)درکنارسایرقرائن (مقالیه) دلیلی برعسرت وبی چیزی وی به حساب آید، براین منوال دادگاه بارد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده است دادنامه تجدیدنظرخواسته را با قید این تذکار که اقتصای امر درمانحن فیه صدور حکم بربطلان ورددعوی مطروحه بوده ونه حکم به بی حقی خواهان، با توجه به قسمت اخیرماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی، درنتیجه تایید واستوارمینماید. این رای قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
محمدعلی بیک وردی - ولی الله فتاحی