در تاریخ 1400/04/15 خانم ف. ا. به طرفیت همسرش اقای م. م. ت. دادخواستی بخواست صدور حکم طلاق به علت عسر و حرج ناشی از سوی رفتار زوج به نحو اذیت و ازار و ضرب و شتم و توهین و بدرفتاری و پرخاشگری های مکرر و تهمت و افترا و نیز عدم پرداخت نفقه و هم چنین تخلف نامبرده از شروط ضمن عقد نکاح به استناد تصویر چهار فقره دادنامه متضمن محکومیت حقوقی زوج به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1398/11/20 لغایت پایان دیماه 1399 و نفقه جاریه در حق زوجه و نیز محکومیت کیفری نامبرده به پرداخت دیات معینه به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه و هم چنین صدور قرار جلب به دادرسی ایشان به اتهام توهین نسبت به زوجه و نیز رد دعوی مشارالیه به خواسته الزام زوجه به تمکین تقدیم نموده که بدوا جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین به شعبه *ارجاع گردید.و شورا سرانجام به لحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به دادگستری شهرستان *ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد دادگاه در وقت فوق العاده قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و اقای م. ح. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است. داوران زوجین به اتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه رسیدگی مورخ 1400/05/23 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان (زوجه) اظهار داشت به لحاظ عسر و حرج درخواست طلاق دارم. ایشان محکوم به پرداخت دیه شده و در پرونده ضرب و جرح نسبت به من محکوم شده و سود رفتار دارد. و به پرداخت نفقه هم محکوم گردیده و در حال حاضر نفقه جاری را نمی پردازد و معوق را اعسار زده و از هفت میلیون تومان مبلغ یک میلیون و نیم پرداخت کرده و در پرونده تمکین هم بدلیل همین ضرب و جرح خواسته اش رد شده و نصف مهریه را در ازای اجرای صیغه طلاق بذل میکنم خوانده (زوج) اظهار داشت با طلاق مخالفم چون دو بچه داریم و خودش و پدرش امدند جلوی در داد و بیداد کردند. و شکایت کردیم و همسایه ها شهادت ندادند و به جایی نرسیدیم نفقه هم تازه مشخص شده و کارگر هستم. خواهان اظهار داشت از بهمن 98 جدا هستیم که از ان تاریخ خودش و پدرش من را زدند. خوانده گفته است.من او را نزدم این دعوایی بود که با خانواده من بوده نه من و من نبودم و شکایت پدر من هم هست که ان شب امدند جلوی در خانه ما. خواهان میگوید ایراد ضرب شوهرم دقیقا جلوی در بوده که بین درب من را انداخته بودند و من را لگد میزدند پدرش به گوش مادرم کشیده زد بچه ها الان پیش همسرم هستند م. 6 ساله و د. 3 ساله داریم که همسرم گفت بچه ها را به تو نمی دهیم. راجع به مهریه قبلا رای صادر شد ولی راجع به اجرت المثل رای صادر نشده است.و جهیزیه دست خودم است. سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور ختم دادرسی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/06 پس از ذکر خواسته خواهان با اعلام اینکه ایراد ضرب حسب اقرار نامبرده یک درگیری با حضور خانواده های دو طرف در جلو درب منزل بوده و این منصرف از وضعی است.که زوجه بیم ایراد ضرب زوج در منزل را داشته باشد. و در مورد نفقه هم حکم جلبی ارائه نشده و زوجه در منزل زوج زندگی نمی کند و از سال 1398 تاکنون فرزند ان خود را ملاقات نکرده و حتی دادخواستی در این خصوص نداده و این نشاندهنده این است.که زوجه تمایل و علاقه ای به حفظ خانواده نداشته است.و به علاوه دلیل قابل توجهی برای طلاق ارائه نکرده و هم چنان نیمی از مهریه اش را مطالبه دارد. که اماره و قرینه ای براین است.که عسر و حرج شدیدی ندارد. لذا دعوی خواهان را غیروارد تشخیص و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/07/25 و با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظر خواه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/07/25 به طرفین ابلاغ شد و زوجه در تاریخ 1400/08/04 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/11/4 به شرح زیر انشای رای نموده است.
فرجام خواهی خانم ف. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/07/25 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/06/06 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجام خواه) صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا زوجه فرجام خواه به شرح دادخواست اولیه و توضیحات بعدی در جلسه دادرسی به علت عسر و حرج ناشی از سوی اخلاق و سوی رفتار مستمر زوج به نحو ایراد ضرب و شتم و اذیت و ازار و توهین و تهمت و افترا و هم چنین عدم پرداخت نفقه صدور حکم طلاق را خواستار گردیده و محتویات پرونده و پیوست ان دلالت براین دارد. که فیمابین زوجین اختلاف شدیدی وجود داشته و به علت همین اختلاف از بهمن ماه سال 1398 تاکنون جدا از هم زندگی مینمایند و ابرازی زوجه حاکی از انستکه اختلاف طرفین به خانواده انان کشیده شده و موجب درگیری و برخورد فیزیکی بین مادر زوجه و پدر زوج وهم چنین برخورد فیزیکی بین زوج و زوجه شده که در نهایت زوج و پدرش به موجب دادنامه شماره *صادره از شعبه *هریک به پرداخت دیات معینه در حق زوجه و مادرش گردیده اند و هم چنین در خصوص اتهام زوج مبنی بر توهین نسبت به زوجه به موجب قرار شماره *مورخ 1400/03/31 صادره از شعبه *قرار جلب به دادرسی ایشان صادر شده و به علاوه دعوی زوج مبنی بر الزام زوجه به تمکین دادنامه شماره *صادره از شعبه *به علت مظنه ضرر برای زوجه محکوم به بطلان اعلام گردیده و نیز به موجب دادنامه شماره 1358 مورخ 1399/12/26 صادره از شعبه *به پرداخت نفقه معوقه از تاریخ 1398/11/20 تا پایان دیماه 1399 و پرداخت نفقه جاریه در حق زوجه محکوم گردیده است.و در طول مدت اختلاف و افتراق جسمانی نه تنها از ناحیه زوج اقدام مفید وموثری جهت رفع کدورت و حل و فصل اختلافات و ترغیب و تشویق زوجه به مراجعت به زندگی مشترک به عمل نیامده بلکه با سوی رفتار و اقدامات خود عملا موجب تشدید اختلاف فیمابین گردیده و زمینه هر گونه صلح و سازش را منتفی ساخته و وضعیتی را برای زوجه بوجود اورده که زوجه به لحاظ غیرقابل تحمل بودن این وضعیت برای او مبادرت به تقدیم دادخواست طلاق نماید. وحتی برای رهایی خویش از این وضعیت حاضر شده که نصف کل مهریه مافی القباله خود به تعداد چهارصد و پنجاه سکه تمام بهار ازادی را در قبال طلاق به زوج بذل نموده که میتواند خود قرینه بر استیصال و عسر و حرج وی در استمرار زوجیت بوده باشد. از این رو جهت روشن شدن موضوع واحراز واقعیت امر اقتضا داشته که دادگاه محترم اولا- پرونده های حقوقی و کیفری موضوع دادنامه های فوق الاشعار و همچنین پرونده اجرایی مرتبط با حکم نفقه صادره را از مراجع ذیربط مطالبه و پس از وصول خلاصه مفید هریک از انها را در صورتمجلس منعکس و تصویر اوراق موثر هریک از این پرونده ها را استخراج و ضمیمه رونده تحت امر نموده و قطعیت ارای صادره و سرانجام هریک از پرونده ها را بررسی و معلوم نموده و در پرونده تمکین بررسی شود. که ایا از ناحیه زوجه در مقام اثبات سوی رفتار زوج علاوه بر دادنامه متضمن محکومیت زوج به پرداخت دیات معینه به لحاظ ایراد صدمه بدنی عمدی ادله دیگری بر اثبات سوی رفتار زوج اقامه و ابراز شده است.یا خیر و در صورت مثبت یودن پاسخ این دلایل استنادی معلوم و در صوتمجلس درج شود. و هم چنین در پرونده اجرایی مربوط به نفقه چگونگی اقدامات اجرایی حکم نفقه صادره بررسی و دقیقا معلوم گردیده که در چه تاریخی اجراییه صادر و به زوج محکوم علیه ابلاغ شده و متعاقب ان از ناحیه زوح تا تاریخ دادخواست طلاق از طرف زوجه (1400/04/15) چه اقداماتی جهت پرداخت نفقه موضوع اجراییه به عمل امده است.یا خیر و اساسا ایا نامبرده نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه را تا تاریخ تقدیم دادخواست به نحو کامل پرداخت نموده است.یا خیر و درصورت عدم پرداخت کامل ان، نفقه مورد حکم استحقاقی زوجه در زمان تقدیم دادخواست طلاق به میزان و بابت چند ماه پرداخت نشده است.و هم چنین ایا بعد از تقدیم دادخواست طلاق نفقه جاریه زوجه طبق دادنامه صادره تاکنون از سوی زوج پرداخت شده است.یا خیر. ثانیا - با استفاده از اختیار حاصله از ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی از طریق مددکار دادگستری یا بهر طریق دیگری که مورد وثوق دادگاه محترم بوده باشد. در محل سکونت مشترک زوجین در خصوص چگونگی اخلاق و رفتار و عملکرد زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک وعلت ومنشای اختلاف طرفین و افتراق جسمانی انان و مدت ان از همسایگان و مجاورین و مطلعین و معتمدین محل به نحو جامع و کامل تحقیق به عمل اورده و چنانچه از ناحیه زوجه گواهانی به دادگاه تعرفه شوند در جلسه دادرسی وفق مقررات از انان در خصوص موارد و موضوعات فوق الذکر به نحو مستوفی تحقیق و استماع گواهی به عمل اورده و انگاه پس از انجام تحقیقات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی مطروحه موثر بوده باشد. سرانجام براساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجام خواسته در وضعیت فعلی به علت نقص تحقیقات قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیقات به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. پس از اعاده پرونده شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی مجدد شده و پرونده های استنادی زوجه را از مراجع ذیربط مطالبه نموده و در جلسه دادرسی مورخ 1400/12/17 که با حضور زوجین و وکیل زوج تشکیل گردیده از سه نفر شاهد تعرفه شده از ناحیه زوجه که پدر و مادر و شوهر خواهر او میباشند در اوراق 101 و 102 و 103 پرونده استماع گواهی به عمل اورده و گواهان به اتفاق وجود اختلاف شدید بین زوجین و سوی رفتار و مستمر زوج نسبت به زوجه به نحو ایراد صدمه بدنی عمدی که حتی موجب سردرد و میگرن و دیسک کمر زوجه گردیده را تایید و تصدیق نمودهاند و سپس دادگاه اظهارات زوجین و وکیل زوج را که همان مطالب بیان شده در مراحل دادرسی بوده در صورتمجلس منعکس نموده است.سپس دادگاه بمرجع انتظامی ماموریت داده که در محل سکونت زوج از ساکنان و همسایگان و مدیر مجتمع در مورد اختلافات و درگیری های میان زوجین و وضعیت اخلاقی و رفتاری زوج نسبت به زوجه و علت و منشا اختلافات زوجین و مدت ان تحقیق و نتیجه را اعلام نماید. دادگاه پس از وصول پرونده کلاسه *مربوط به دعوی الزام زوجه به تمکین و پرونده کلاسه *مربوط به دعوی مطالبه نفقه از سوی زوجه و پرونده کلاسه *از شعبه *خلاصه هر یک از پرونده های مذکور را در صورتمجلس مورخ 1400/12/21 منعکس نموده و در گزارش مورخ 1400/12/18 مامور انتظامی اعلام گردیده که جهت انجام تحقیقات چند مرحله به ادرس اعلامی مراجعه گردیده و پس از دق الباب واحدهای *می باشد. ولی به نظر میرسد که در انجا سکونت ندارد. و جهت سرکشی به اینجا رفت و امد دارد. و هیچ گونه اطلاعات دیگری از همسرش خانم ا. و اختلافات زوجین و اخلاق و رفتار نامبردگان نداشته است. شعبه *در پاسخ به استعلام دادگاه طی جوابیه مورخ 1401/03/10 اعلام داشته که محکوم له خانم ف. ا. نفقه موضوع دادنامه به شماره 358 را به طور کامل دریافت نمودهاند و پرونده امر در تاریخ 1400/08/11 مختومه و بایگانی گردیده است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/03/18 با این استدلال که درخواست طلاق از سوی زوجه به لحاظ سوی رفتار زوج به حدیکه موجب عسر و حرج و کراهت شدید و منجر به اختلافات طولانی و مفارقت جسمانی فیمابین را در پی داشته است، بوده و به حکایت اوراق پرونده و اظهارات طرفین در این دادگاه بین طرفین اختلاف شدید وجود دارد. و از سال 1398 به علت همین اختلاف جدا از هم زندگی می نمایند و ادامه این اختلاف به خانواده انان سرایت نموده و موجب درگیری و برخورد فیزیکی بین مادر زوجه و پدر زوج و هم چنین برخورد فیزیکی بین زوج و زوجه شده و هر یک به پرداخت دیات معنیه در حق زوجه و مادرش گردیده اند و مشارالیه به موجب دادنامه شماره 1358 مورخ 1399/12/26 صادره از شعبه *به پرداخت نفقه از تاریخ 1398/11/20 و پرداخت نفقه جاریه در حق همسرش محکوم شده است.هر چند حسب استعلام به عمل امده از اجرای احکام شعبه *خر محکوم به تادیه و محکوم لها نفقه موضوع دادنامه را دریافت نموده است.معذالک وضعیت موجود اعم از سوی رفتار، افتراق جسمانی، عدم پرداخت به موقع نفقه و درگیری و برخورد فیزیکی فیمابین در خانواده های انان شرایط غیرقابل تحمل را برای خواهان بوجود اورده است.و پرونده های متعدد حقوقی و کیفری فیمابین موید این حقیقت است.نیز اظهارات گواهان که از نزدیکان زوجه بوده اند من حیث المجموع سوی رفتار زوج و شرایط نامناسب و نامساعد حاکم بر زندگی مشترک نامبردگان را تایید نمودهاند و خواهان اصرار به طلاق دارند و عسر و حرج و کراهت بوجود امده را علت اصرار به طلاق خود عنوان نمودهاند و در این راستا برای رهایی خود از این شرایط در این مرحله از رسیدگی حاضر شده مقدار پانصد مثقال نقره و 250 عدد سکه از مهریه اش را در قبال طلاق بذل نماید. که این خود میتواند قرینه ای بر وقوع عسر و حرج وی در استمرار زوجیت بوده باشد. و هیچ چشم اندازی هم برای رفع اختلاف و کدورت و حل و فصل قضیه و حصول سازش مشاهده نمیشود. لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد تشخیص و ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد ماده 1130 قانون مدنی و قاعده فقهی لاحرج حکم به الزام خوانده به طلاق همسرش صادر نموده و نوع طلاق را باین و مدت اعتبار حکم صادره را شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی اعلام نموده و مقرر داشته که در صورت امتناع خوانده از حضور در دفترخانه و اجرای طلاق سردفتر طلاق به نمایندگی دادگاه نسبت به اجرای طلاق اقدام خواهد نمود و زوجه تعداد پانصد مثقال نقره و تعداد 250 قطعه سکه بهار ازادی از مهریه ما فی القباله اش را بذل نموده و مابقی مهریه اش قابل وصول است.و ادعای دیگری راجع به مسایل مالی و حقوقی مطرح نشده و حضانت فرزند ان با پدر خواهد بود و حق ملاقات فرزند ان برای مادر محفوظ است.زمان و مکان و مدت ملاقات با توافق خودشان تعیین خواهد شد. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/03/22 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1401/04/09 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای م. م. ت. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/03/18 شعبه *که به موجب ان به لحاظ اثبات و احراز عسر و حرج زوجه در استمرار زوجیت ضمن نقض دادنامه شماره *مورخ 1400/06/06 صادره از شعبه *حکم بر الزام زوج (فرجام خواه) به مطلقه نمودن زوجه (فرجام خوانده) با شرایط مصرح در ان صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده و دلایل و موجود در پرونده و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. دادنامه فرجام خواسته که متکی بر ارزیابی دلایل و و قرائن موجود در پرونده و مبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده، با توجه به جهات و مبانی استنباط و استدلال موجه دادگاه و دلایل و قرائن استنادی و اسباب توجیهی منعکس در حکم و لحاظ ابرازی و قرائن موجود در پرونده و مودای گواهی گواهان که موید صحت ادعای زوجه و نیز موید سوی رفتار مستمر زوج نسبت به زوجه بوده، به نحوی که ادامه زندگی مشترک را برای زوجه غیرمقدور و موجب کراهت وی گردیده است، در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.