تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/17
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در دعوی طلاق از ناحیه زوج، دادگاه باید نسبت به تمام حقوق مالی زوجه اظهارنظر و تعیین تکلیف نماید؛ در غیر این صورت رای صادره در خور نقض در دیوان عالی کشور میباشد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه چهل و یکم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/03/17 - 14 : 49 قاضی: حمید درخشان نیا قاضی: عبدالعلی احمدخان بیگی قاضی: علی رازینی قاضی: امیر صفیری
خلاصه جریان پرونده
آقای ت. الف. در تاریخ 93/8/20 به دادگستری سروآباد مراجعه و به طرفیت همسرش خانم گ. الف. دادخواست طلاق تقدیم داشته و اظهار میدارد قریب دو سال با خوانده ازدواج نموده ام و ازدواجمان بی ثمر بود و پس از ازدواج مشخص گردید که همسرم مبتلا به ناراحتی اعصاب میباشد و خانواده اش این امر را از بنده کتمان کرده بودند. به گفته پزشک متخصص ایشان باید در جای شلوغ زندگی نماید و از این رو عسر و حرج زندگی بنده را فراهم نموده لذا تقاضای طلاق دارم. خانم گ. الف. طی لایحه ای نوشته است، اظهار خواهان مبنی برکتمان ناراحتی اعصاب کذب میباشد. خواهان با من رابطه فامیلی نزدیک داریم. غیرممکن است که اگر من قبلا ناراحتی داشته باشم و ایشان اطلاع نداشته باشند اینجانب در دوران زندگی دچار ناراحتی اعصاب گردیده ام. به پزشک مراجعه و بهبود یافته ام و مشکلی ندارم.بنده مدت یک سال در منزل مادر فقیر و بی سرپرست هستم. در این مدت همسرم حتی یک ریال مخارج و نفقه به من پرداخت نکرده است. من خواهان طلاق نیستم و مشکلی با همسر و زندگی ندارم. در جلسه 94/3/3 نیز خوانده می گوید ما در 92/7/21 با هم عروسی کردیم و در منزل مشترک ساکن شدیم حدود 7 ماه با هم زندگی کردیم بعد از آن در بیمارستان و خانه پدرم بودم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر مینماید. ضمنا جهت تعیین اجرت المثل ایام زندگی مشترک به کارشناس خبره امور خانواده ارجاع نموده است. بعد از اظهارنظر داوران و کارشناس خبره برای تعیین میزان اجرت المثل، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب رای شماره --- - 94/10/10 اعلام می کند. در پرونده حاضر آقای ت. الف. فرزند الف. دادخواستی علیه خانم گ. الف. فرزند م.الف. دائر بر تقاضای صدور حکم طلاق مطرح و عنوان داشته در سال 1391/10/25 برابر سند ثبتی ازدواج شماره 251425 با خوانده ازدواج نموده ایم که پس از ازدواج متاسفانه مشخص گردید همسرم مبتلا به ناراحتی اعصاب میباشد و خانواده ایشان این امر را از بنده کتمان نمودهاند با توجه به عدم امکان ادامه زندگی مشترک و ناراحتیهای روحی تقاضای صدور حکم طلاق همسرم را دارم و کلیه حقوقات ایشان را نیز پرداخت نموده و فرزند مشترکی هم نداریم و خوانده نیز اظهار داشت: حاضر به جدایی نمی باشم ادعای ایشان کذب است من مشکل روحی و جسمی ندارم. جهت اصلاح ذات البین ارجاع امر به داوری گردید که به موجب نظریه داوران طرفین قادر به سازش نبوده و طرفین مصر به جدائی میباشد با ارجاع امر به کارشناس با در نظر گرفتن تمامی جوانب اجرت المثل ایام زناشویی ( 7 ماه) را 14/000/000 ریال تعیین نموده که مصون از اعتراض طرفین باقی مانده است. مطابق اقرار زوجه و نظریه پزشک معتمد دادگستری زوجه فاقد حمل میباشد نظر به محتویات پرونده با عنایت به آنکه مطابق ماده 1133 قانون مدنی مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در قانون با مراجعه به دادگاه همسرش را طلاق دهد و با توجه به رعایت مقررات در این زمینه حکم به طلاق صادر و اعلام مینماید متذکر میگردد اعتبار این گواهی از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعی سه ماه میباشد و بر این مبنا زوجین میتوانند پس از قطعیت رای با مراجعه به یکی از دفاتر طلاق نسبت به جاری شدن طلاق به نحو بائن و خلعی اقدام نمایند. عده این طلاق توجها به ماده 1151 قانون مدنی سه طهر از تاریخ وقوع آن میباشد رعایت وجود صحت اجرای صیغه طلاق از جمله مفاد مواد 1140/1135/1134 و 141 قانون مدنی حسب مورد به عهده مجری صیغه طلاق خواهد بود رای صیغه طلاق منوط به پرداخت مبلغ 14/000/000 ریال بابت اجرت المثل و 19 مثقال طلای هیجده عیار میباشد، رای صادره حضوری و ظرف 20 روز قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان کردستان میباشد. مدت اعتبار حکم مذکور شش ماه پس از تاریخ قطعیت دادنامه میباشد.خانم گ. الف. به این رای اعتراض مینماید وی اجمالا نوشته است. من رای دادگاه را قبول ندارم. اگر چه طلاق در دست مرد است ولی چنانچه بدون دلیل مرا مطلقه کند باید تمام حقوق شرعی و قانونی بنده را پرداخت نماید. برابر نظریه کارشناسی متعهد شده بود کل حقوق شرعی و قانونی بنده را بدهد. شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان در وقت فوق العاده و به موجب رای شماره --- - 94/12/17 اعلام می کند.به تاریخ 1394/12/16 جلسه دادگاه تجدیدنظر شعبه هفتم در وقت فوق العاده به تصدی اینجانبان امضاءکنندگان ذیل تشکیل پرونده امر تحت نظر قرار دارد ملاحظه با استعانت به نام خداوند متعال و با بررسی مجموع اوراق پرونده دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح آتی مبادرت به صدور رای مینماید.:رای دادگاه: به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1394/10/10 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی دادگستری شهرستان سروآباد گواهی عدم امکان سازش بین زوجین مترافعین با لحاظ نمودن حقوقات زوجه صادر گردیده است دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی خوانده بدوی قرار گرفته پرونده پس از تبادل لوایح به محاکم تجدیدنظر ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادنامه معترض عنه با اصول و مقررات و موازین انطباق دارد ایراد و اشکالی که بی اعتباری آن را ثابت کند مشاهده نگردیده است. فلذا دادگاه مستندا به به ماده 368 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب ضمن رد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظر خواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و اعلام میدارد رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور میباشد.خانم گ. الف. بعد از ابلاغ رای، نسبت به آن فرجامخواهی نموده و نوشته است اگرچه می پذیرم که طبق ماده 1133 قانون مدنی طلاق در دست مرد است ولی این مبین آن نیست که هر زوج هر وقت بخواهد به دلخواه خودش زندگی زوجه را که به امید و آرزو وارد خانه بخت شده تیره کند. ضمنا دادگاههای بدوی و تجدیدنظر اشاره به کلیه حقوق شرعی و قانونی ننموده اند. کل حقوقات مندرج در سند نکاحیه پرداخت نگردیده. در قسمت صداق که درج شده تحویل زوجه گردیده صحت ندارد. جهیزیه اهدایی از سوی کمیته امداد امام خمینی راتحویل ننموده. تقاضای نقض رای را دارم. پرونده به شعبه --- ارجاع گردیده است و اینک پس از تهیه گزارش جهت شور تحت نظر قرار دارد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی خان بیگی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای درخشان نیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر صدور رای شایسته برابر موازین قانون مورد تقاضاست در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی خانم گ. الف. به طرفیت آقای ت. الف. نسبت به دادنمه 901104 - 94/12/17 صادره از شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان که به موجب آن رای بدوی تایید شده و در دادنامه بدوی به تقاضای زوج حکم به طلاق صادر گردیده است وارد میباشد، زیرا در صورتی که طلاق به خواسته زوج باشد مطابق ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 دادگاه باید نسبت به تمام حقوق مالی زوجه تعیین تکلیف نماید. در پرونده امر به این مهم توجه نشده و در خصوص جهیزیه - نفقه و... اظهار نظر نشده است. لذا به استناد بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی و با رعایت بند الف از ماده 401 همان قانون ضمن نقض رای صادره پرونده را جهت رسیدگی مجددا به همان شعبه صادرکننده رای منقوض ارجاع مینماید.
شعبه چهل و یک دیوان عالی کشوررئیس: علی رازینی عضو معاون: عبدالعلی خان بیگی عضو معاون: امیر صفیری