مقام منیع هیات وزرای عظام دامت شوکتهم
بخداوندی خدا قسم میدهم عقلاًّ تا آخر ملاحظه فرمائید که از عرضم مسبوق و الله دیکر[دیگر] از بسکه عجز و التماس نمودم کذشته [گذشته] بر سختی ها آبرویم رفت چکنم بواسطه سختی و پریشانی می ترسم خدای نکرده از روی عاصی کری [عاصی گری] عرض حقّه ام را بنمایم بر بنده خشم کیرند [گیرند] خلاف و خیانت که نکردم در اجماع مردم که حاضر نشدم درباره ام که هیچ مرحمت نفرمودند یکهزار دویست سی تومان مواجب تصویب پارلمان ببنده است چند سال بود چهار ماه به آخر سال مانده از قرار پنجهزار نقد عاید به علاوه سالی دویست تومان انعام مرحمتی موقع انفصال وزرای عظام با من بود سهواً دویست انعام پارسال را امسال تصویب فرمودند هر چه استدعا از این مقام منیع نمودم پارساله را مرحمت نفرمودید از میان رفت بعد از چهار ماه که روزها تا چهار از شب بودم التماس ها نمودم در سه ماه بعدی سیصد از مواجب بنده مساعده مرحمت دویست انعام پارساله هم که مرحمت نشد در عالم. ....... حق است که از قرار تومان هذه السنه را تصویب فرمایند به فوریّت در این ایام سختی و شب عید. ........ تصویب نمی فرمایند از پنجهزار اضافه تر مرحمت بخداوندی خدا قسم تمام شدم از سختی و ذلّت مردم تفضّل مکرمت و مرحمت بخدا قسم است برایم واجب است غیر مواجب که مدد و معاش ندارم ترحّم و رحم بفرمائید اضافه بر حقوقم که نمیخواهم اکر [اگر] با این شرح التماس و عریضه باز هم بخواهید با آن دویست تومان که از میان رفته است تومانی پنجهزار مرحمت فرمائید سیصد تومان که کرفته ام [گرفته ام] مبلغی هم در عدلیّه محکوم شدم باید بدهم دیکر [دیگر] برایم چیزی باقی نخواهد ماند با التماس زیاد دیکر [دیگر] منوط بر ترحّم و رحم و مروّت فرداً فرد به عدالت ثابته ام واکذار [واگذار] مینماید
تصویب شد در جلسه 23 ربیع الثانی 1333که قرار تومانی پنجهزار حقوق هذه السنه بارس ئیل آقای امین حضور پرداخته شود
پرداخت کمک هزینه به آقای امین حضور
مصوب 1293/12/19 هیات وزیران