تاریخ دادنامه قطعی: 1392/06/09
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اصل بر مسئولیت غیرتضامنی است و مسئولیت تضامنی مستلزم تصریح در قرارداد یا قانون است.
در مورد دعوی خانم ن.پ. به طرفیت 1 - م. 2 - ب. 3 - ب. شهرت همگی ع. 4 - م.الف. به خواسته اجرت المثل ایام تصرف مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال و نیز مطالبه هزینه دادرسی و به علاوه رفع تصرف و رفع خلاف اولا خواهان در جلسه مورخ 11/9/91 خواسته های رفع تصرف و رفع خلاف را مسترد نمود لذا در این خصوص دادگاه به استناد ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا صادر مینماید. ثانیا خواهان طی لایحه مثبوت به شماره 3225 - 20/10/91 دعوی اجرت المثل را نسبت به آقای ب.ع. مسترد نمود بنابراین دادگاه به استناد ماده قانونی فوق الذکر قرار رد دعوی را نسبت به مشارٌالیه صادر و اعلام مینماید ثالثا خواهان طی پرونده کلاسه --- /511 به طرفیت آقای س.ع. نیز طرح دعوی نمود و خواستار محکومیت ایشان به پرداخت اجرت المثل به همراه سایر خواندگان گردید خلاصه ادعای خواهان این است که مشارٌالیه همسر سابق آقای ب. بوده که با مطالبه مهریه و اجرا گذاشتن آن در شعبه --- دادگاه عمومی خانواده تهران در تاریخ 18/7/90 برنده مزایده شده و دستور تملیک هفتادوپنج صدم دانگ مشاع از شش دانگ پلاک ثبتی --- مشتمل بر یک ساختمان چهار طبقه شده است که سهم الارث آقای ب. به وی تملیک شده مع الوصف به جهت وجود تخلف ساختمانی امکان تنظیم سند رسمی فراهم نشده است لذا خواهان با مالک دانستن خود خواستار پرداخت اجرت المثل از سوی خواندگان بابت تصرفات در ملک موصوف شده است خواندگان ردیف اول دوم و چهارم طی لایحه مثبوت به شماره 2691 - 8/9/91 با قبول ضمنی تصرف در ملک مزبور به جهت عدم مالکیت رسمی خواهان دعوی را مردود دانسته و خواستار رد آن شده اند خوانده دیگر به نام س.ع. باوجود ابلاغ قانونی در جلسه دادرسی حضور نیافته دفاعی ننموده است دادگاه برای برآورد میزان اجرت المثل آن را به کارشناسی ارجاع که طبق نظریه کارشناس رسمی دادگستری و نظریه تکمیلی آن میزان اجرت المثل از تاریخ 7/12/90 تا 25/9/91 به میزان نودویک میلیون ریال برآورد شده است که این نظریه گرچه مورد اعتراض احدی از خواندگان به نام ب.ع. قرارگرفته (برگ 28 پرونده)لیکن مشارٌالیه باوجود ابلاغ قانونی هزینه اجرای قرار توسط هیات سه نفره را پرداخت ننموده و لذا اعتراض وی موثر نیست لذا دادگاه با توجه به مراتب فوق و گزارش تهیه شده از پرونده اجرایی دادگاه خانواده به کلاسه --- / تجدیدنظرخواهی ج/ 156/2 خ که موید مزایده ملک و صدور دستور تملیک آن در تاریخ 7/12/90 میباشد که ازنظر دادگاه از این تاریخ مالکیت خواهان بر 75 صدم دانگ مشاع ملک محرز است و عدم تنظیم سند به نام وی مانع از استیفای حقوق نیست خواسته را فی المجموع ثابت دانسته به استناد ماده 308 قانون مدنی و مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی خواندگان یادشده غیر از آقای ب. را به پرداخت نودویک میلیون ریال بابت اجرت المثل سهمی خواهان به نحو تضامنی در حق خواهان محکوم مینماید دادگاه به علاوه مشارٌالیهم را به پرداخت یک میلیون و بیست وپنج هزار ریال بابت هزینه دادرسی و چهار میلیون و شش صد هزار ریال بابت هزینه کارشناسی در حق خواهان محکوم مینماید و اما در مورد مطالبه اجرت المثل از تاریخ 18/7/90 تا 7/12/90 با توجه به اینکه تاریخ تملیک 7/12/90 بوده و قبل از آن مشارٌالیها مالکیتی نداشته لذا دادگاه به جهت ذی نفع نبودن خواهان به استناد مواد 84 و 89 قانون اخیرالذکر قرار رد دعوی صادر مینماید. رای صادره در مورد آقای س. غیابی بوده ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی از سوی مشارٌالیه در این دادگاه میباشد در مورد سایرین رای صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد.
دادرس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - جعفری افتخار
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم م.ع. و ب.ع. با وکالت آقای س.ح.الف. به طرفیت ن.پ. از دادنامه شماره --- مورخ 6/3/92 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران در آن بخش که ناظر بر محکومیت تجدیدنظرخواهان ها به پرداخت مبلغ نود و یک میلیون ریال بابت اجرت المثل سهمی تجدیدنظرخوانده از پلاک ثبتی موضوع دعوی از تاریخ 7/12/90 لغایت 25/9/91 به نحو تضامن در حق تجدیدنظرخوانده بانضمام خسارت دادرسی است دادگاه در این مرحله از دادرسی پس از بررسی مندرجات پرونده تجدیدنظرخواهی به عمل آمده را در اساس وارد ندانسته و آن را به کیفیتی نمی داند تا موجبات نقض و اعلام بی اعتباری دادنامه تجدیدنظر خواسته را برای این دادگاه موجه و مدلل نماید زیرابه دلالت مندرجات پرونده تجدیدنظر خوانده نسبت به میزان 75 صدم دانگ برنده مزایده بوده و از تاریخ تایید مزایده و صدور دستور تملک مالکیت میزان مذکور را تحصیل نموده ادعای عدم تصرفات خانم م.ع. قابل اعتنا نبوده زیرا تجدیدنظرخواه مذکور مدعی سکونت شوهر و خانواده خود در نشانی مندرج در دادخواست تجدیدنظرخواهی گردیده این امر دلیلی بر عدم تصرف در محل مختلف فیه نمیباشد بالاخص اینکه تجدیدنظرخواه ردیف اول در خلال دادرسی متعرض عدم تصرفات خود در ملک مشاعی موروثی نشده دفاعیات به عمل آمده راجع به میزان مالکیت تجدیدنظر خوانده به عنوان برنده مزایده و تعرض به آن موجه نمیباشد قدر متیقن میزان مالکیت تجدیدنظرخوانده به عنوان برنده مزایده هفتادوپنج صدم دانگ بوده قید سه دانگ یا شش دانگ فاقد خصوصیت لازم بوده و نمی تواند موثر در تغییر مالکیت تجدیدنظرخوانده گردد. نحوه استفاده از محل مختلف فیه بدون توافق و افراز نمی تواند در میزان مسئولیت سایر مالکین در استفاده از محل مورد ادعا و به نسبت سهم موضوع ادعا موثر باشد مع الوصف ایراد وکیل مدافع تجدیدنظرخواهان ها نسبت به محکومیت تضامنی وارد بوده و از این منظر دادنامه تجدیدنظرخواسته قابلیت اصلاح داشته زیرا مسئولیت تضامنی مستلزم دلیل و تصریح قانونی است در مانحن فیه در قوانین جاری چنین تصریحی ملاحظه نمی گردد دادگاه به لحاظ عدم انطباق تجدیدنظرخواهی با یکی از شقوق مختلف ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی موجبی در جهت ورود خدشه بر اساس رای ندیده از حیث رعایت قواعد دادرسی نیز پرونده واجد ایراد و اشکال قانونی نبوده دادگاه با اصلاح دادنامه تجدیدنظر خواسته از حیث مسئولیت تضامنی تجدیدنظر خواهان ها به مسئولیت بالمناصفه در پرداخت اجرت المثل ایام تصرف ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح صورت گرفته به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی تایید و استوار مینماید و اما در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ن.پ. به طرفیت آقای ب.ع. و م.ع. از دادنامه شماره --- مورخ 6/3/92 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران در آن بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته که متضمن صدور قرار رد دعوی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه به جهت عدم احراز ذی نفع بودن مشارٌالیه از بابت مطالبه اجرت المثل ایام تصرف از تاریخ 18/7/90 لغایت 7/12/90 (تاریخ تملک) میباشد دادگاه در این مرحله از دادرسی پس از بررسی مندرجات پرونده تجدیدنظرخواهی به عمل آمده را وارد ندانسته و اساسا آن را به کیفیتی نمی داند تا موجبات نقض و اعلام بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را برای این دادگاه موجه و مدلل نماید زیرا تجدیدنظرخواه قبل از تاریخ 7/12/90 که مراتب مزایده انجام شده به تایید دادگاه و متعاقب آن دستور تملک و انتقال مورد مزایده در حق تجدیدنظرخواه به عنوان برنده مزایده اصدار یافته مالکیتی برای ایشان قابل تصور نبوده تا از این منظر به عنوان ذی نفع بتوان حقوقی از مال مورد مزایده برای ایشان تصور نمود و چون دادنامه تجدیدنظرخواسته بر همین اساس اصدار یافته و تجدیدنظرخواهی به عمل آمده با هیچ یک از شقوق مختلف ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نمیباشد دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده به استناد ماده 353 قانون مذکور عینا دادنامه تجدیدنظرخواسته را در بخش مورد اعتراض تایید و استوار مینماید. رای صادره حضوری و قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان تهران - مستشار دادگاه
صیدی - رحیمی