تاریخ دادنامه قطعی: 1391/07/01
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صرف شناسایی متهم توسط شاکی یا صرف اقرار متهم در آگاهی به چندین فقره جرم که موجب یقین قاضی و برهان قاطع دال بر بزهکاری متهم نباشد، کافی برای صدور حکم محکومیت نیست.
در خصوص اتهام آقای م.، فرزند ع.، متولد 1373 ، مجرد، دایر به مباشرت در سرقت گردنبند شاکیه، خانم ر. در تاریخ 1390/04/25 دادگاه با عنایت به شکایت مطروح و چگونگی فرار متعاقبی و دستگیری متهم توسط مردم و مامورین و اظهارات مقدماتی متهم و تحقیقات به عمل آمده در شعبه ی دوم بازپرسی ناحیه ی 29 دادسرای تهران و مفاد قرار مجرمیت و مدلول کیفرخواست اصداری از شعبه و دادسرای مرقوم به شرح صفحات 81 و 82 پرونده و اظهارات و اقاریر متهم در جلسه ی دادگاه، بزهکاری مرتکب، محرز است. بنابراین دادگاه به استناد مواد 657 و 667 قانون مجازات اسلامی، م.م. را به ده ماه حبس با احتساب و کسر حین الاجرا ایام بازداشت سابق (و با اعمال بند پنجم ماده ی 22 همان قانون و لحاظ وضعیت خاص مرتکب) و پانزده میلیون ریال جزای نقدی (بدل از چهار سال حبس) و به شصت ضربه شلاق و رد مال السرقه، عینا یا قیمتا در حق مالباخته، محکوم مینماید. راجع به دیگر اتهام متهم مبنی بر سرقت گردنبند شاکی، آقای م. فرزند م.، با وکالت آقای ب. فرزند الف.، در تاریخ 1390/03/18 دادگاه با عنایت به تحقیقات به عمل آمده و اظهارات طرفین و مدافعات متهم، دلیل وافی بر توجه اتهام به متهم، حاصل نیست. مآلا به استناد اصل منیع برائت (اصل 37 قانون اساسی) و ماده ی 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، از جهت اخیر، رای برائت صادر و اعلام میدارد که رای اصداری، حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد.
قاضی شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - خجسته نیا
به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1390/10/11 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم --- تهران آقای م. فرزند ع. به دلیل ارتکاب یک فقره سرقت موضوع شکایت خانم ر. به استناد مواد 657 ، 667 و 22 قانون مجازات اسلامی به تحمل ده ماه حبس و پانزده میلیون ریال جزای نقدی بدل از چهار سال حبس و 60 ضربه شلاق و رد مال محکوم گردیده و نسبت به شکایت آقای م. مبنی بر سرقت به لحاظ عدم کفایت ادله تبرئه شده است. محکوم علیه بدوی نسبت به محکومیت خود و همچنین آقای م. با وکالت آقای ب. نسبت به رای برائت اعتراض کرده اند. محکوم علیه بدوی با ضمیمه نمودن گذشت منجز شاکیه محترمه خانم ر. به لایحه اعتراض خود بیان نموده است پشیمان است پدرش جانباز است و او وظیفه نگهداری پدرش را به عهده دارد، لذا تقاضا دارد کیفر زندان او به جزای نقدی تبدیل شود (برگ 107 الی 109 پرونده) در قسمتی از لایحه تجدیدنظرخواهی آقای وکیل نیز آمده است: 1 - متهم پس از دستگیری به سرقت بیش از پنجاه فقره اقرار کرده است. 2 - هم سرقت از موکل وی و هم سرقت موضوع محکومیت در یک منطقه وقوع یافته است. 3 - موکل وی متهم را شناسائی کرده است. لذا تقاضا دارد رای برائت نقض و رای محکومیت صادر شود (برگ 111 الی 113 پرونده) این دادگاه نظر به اینکه تعیین سه کیفر حبس و جزای نقدی و شلاق با مفاد ماده 657 قانون مجازات اسلامی مغایرت دارد پرونده را به دادگاه محترم بدوی جهت امعان نظر مجدد اعاده کرد. (برگ 114 پرونده) دادگاه محترم بدوی به موجب نوشته مورخ 1391/05/22 بیان نموده است که مجازات تعیین شده برای محکوم علیه جمعا چهار سال و ده ماه حبس و شصت ضربه شلاق و رد مال بوده است که به جهات مخففه مندرج در دادنامه چهار سال حبس و شصت ضربه شلاق آن، ارفاقا به پانزده میلیون ریال جزای نقدی تبدیل شده است. (برگ 114 پرونده) بنا به مراتب مذکور و با توجه به مفاد تمام اوراق پرونده و در نظر گرفتن قوانین و مقررات موضوعه و اصول راهنمای دادرسی کیفری اولا: اعتراض محکوم علیه بدوی را وارد تشخیص نمی دهد زیرا اساس دادنامه بدوی یعنی احراز بزهکاری تجدیدنظرخواه با نحوه دستگیری وی (برگ 1 پرونده) و اقاریر مقرون به واقع نامبرده در دادسرا و دادگاه محترم بدوی (برگ های 13 ، 76 و 99 پرونده) سازگار است و مغایر قانون به نظر نمی رسد. النهایه نظر به اینکه شاکیه محترمه گذشت منجز خویش را اعلام داشته است و تجدیدنظرخواه فاقد سابقه کیفری است، مجازات وی از آنچه در رای بدوی آمده است به استناد تبصره 2 ماده 22 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب به تحمل چهار ماه حبس و پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی تغییر می یابد و با این اصلاح به استناد تبصره 4 ماده 22 قانون مزبور رای بر تایید دادنامه معترض عنه در نتیجه صادر میگردد. ثانیا: اعتراض آقای م.ص. وارد تشخیص داده نمی شود. زیرا صرف اینکه محل وقوع سرقت اموال وی همان محل دستگیری محکوم علیه است و یا اینکه وی متهم را شناسائی کرده است و یا اینکه متهم در آگاهی به بیش از پنجاه فقره سرقت اقرار کرده است، کافی برای صدور حکم محکومیت نبوده است برای اینکه صدور حکم محکومیت نیازمند یقین قضایی و برهان قاطع دال بر بزهکاری است که در این پرونده در خصوص شکایت آقای ص. چنین یقینی فراهم نبوده است. علی هذا نظر به اینکه بر اساس حدس و احتمال و ظن و گمان نمی توان رای محکومیت صادر نمود به استناد ماده 240 قانون آیین دادرسی کیفری رای بر رد اعتراض آقای ص. صادر میگردد. این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
محمدعلی زاده اشکلک - ناصری نژاد