رای شماره 14‌033139‌0‌0‌03‌018‌084 مورخ 14‌03/12/14 هیات عموعی دیوان عدالت اداری

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

شماره دادنامه: 140331390003018084

تاریخ دادنامه: 1403/12/14

شماره پرونده: 0206686

مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: آقای علیرضا خان جان

طرف شکایت: معاونت حقوقی قوه قضاییه

موضوع شکایت و خواسته: 1- ابطال بخشنامه مورخ 1399/06/23 اداره کل اسناد و امور مترجمان رسمی قوه قضاییه 2- ابطال بند سوم اطلاعیه مورخ 1402/03/20 اداره کل نظارت بر امور وکلا، کارشناسان رسمی و خدمات حرفه ای قوه قضاییه

گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه مورخ 1399/06/23 اداره کل اسناد و امور مترجمان رسمی قوه قضاییه و ابطال بند سوم اطلاعیه مورخ 1402/03/20 اداره کل نظارت بر امور وکلا، کارشناسان رسمی و خدمات حرفه ای قوه قضاییه را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

" با توجه به ماده (8) قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی مصوب 1316/03/20 با اصلاحات و الحاقات بعدی و مواد (16) و (37) آیین‌نامه اجرایی مربوطه، تاسیس دفتر ترجمه جهت فعالیت در امور ترجمه رسمی (مطلق امور مربوط به دفتر ترجمه از جمله امور اداری و دفتری یا نگارش ترجمه) تنها توسط افرادی که دارای پروانه مترجمی باشند امکان پذیر است. از سوی دیگر ماده (35) آیین‌نامه، حضور و نظارت مترجم مسیول در دفتر ترجمه‌ای که مسیولیت آن را به عهده دارد، الزامی دانسته است. از این رو، مترجم مسیول موظف است مطابق ساعات حضور اعلامی، در دفتر ترجمه حضور داشته باشد؛ هرگونه فعالیت دفتر ترجمه، صرفاً در ساعات حضور مترجم مسیول، قانونی و مجاز می‌باشد؛ بدیهی است عدم حضور مترجم، در ساعات حضور اعلامی، تخلف محسوب می‌گردد و هرگونه فعالیت دفتر در غیرساعات حضور اعلامی، غیرمجاز تلقی و از آن جلوگیری به عمل خواهد آمد.

اثر حقوقی بخشنامه فوق آن است که سمت «مترجم مسیول» دفاتر ترجمه رسمی را مبدل به شغلی تمام وقت کرده است و حال آن که نه ماده (8) قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی (مصوب 1316/03/20) و اصلاحات و الحاقات بعدی‌ِ آن و نه مواد (16)، (35) و (37) آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور (مواد مورد اشاره در بخشنامه موضوع این دادخواست)، هیچ یک حکم به حضور و نظارت مستمر و تمام وقت مترجم مسیول در دفتر ترجمه رسمی خود نداده اند.

استفاده از عبارت «ساعات حضور اعلامی» در بخشنامه فوق الذکر خود مبین آن است که کار «مترجم مسیول» کاری تمام وقت نیست و مرجع صدور بخشنامه موردنظر نیز خود بر این واقعیت اشراف دارد اما در عمل حکم به وضعیتی داده است که امکان اشتغال پاره وقت را از «مترجم مسیول» سلب می نماید. مطابق ماده (35) آیین‌نامه اجرایی مذکور، «مترجم مسیول باید در دارالترجمه ای که مسیولیت آن را به عهده گرفته است حضور و نظارت داشته باشد» اما این حضور به معنای حضور دایمی نیست زیرا در غیر این صورت، می‌بایست برای جلوگیری از اشتغال کارکنان دولت (به عنوان مثال) در حرفه مترجمی رسمی، عنوان شغل «مترجمی رسمی» نیز ذیل تبصره 4 ماده واحده قانون «ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل» (مصوب 1373/10/14) در کنار مشاغلی همچون وکالت دادگستری، مشاوره حقوقی، نمایندگی مجلس شورای اسلامی و. .. احصاء می گردید.

مضافاً به این که در ماده (3) (اصلاحی 1376/04/29) قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی، نه تنها ذکری از «عدم اشتغال به مشاغل دولتی» در فهرست شرایط متقاضیان دریافت پروانه مترجمی به میان نیامده بلکه اتفاقاً شرط «عدم محکومیت به انفصال از خدمات دولتی» نیز ذیل آن ماده ذکر گردیده که به طور ضمنی موید آن است که اشتغال به حرفه مترجمی رسمی از سوی کارکنان دولت در صورتی که مسبوق به محکومیت به انفصال از خدمات دولتی نبوده باشند، منع قانونی نخواهد داشت. چطور ممکن است در شرایطی که قانونگذار اشتغال کارمندان دولت به شغل مترجمی رسمی را مجاز دانسته است، در عمل به موجب مفاد بخشنامه مورد اعتراض این دادخواست، این حق تا حدود زیادی از ایشان زایل گردد؟

از سوی دیگر، به موجب ماده (2) آیین‌نامه اجرایی «قانون اصلاح ماده (3) قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی مصوب سال 1316 و الحاق چند ماده به آن (مصوب 1376/04/29)»، متقاضیان دریافت پروانه مترجمی باید «درخواست مترجمی» خود را به همراه مدارک پنج گانه ای به اداره امور مترجمان رسمی ارسال کنند که یکی از آن مدارک «گواهی عدم سوء پیشینه» است اما ذیل همان ماده عنوان گردیده است که «برای کارمندان رسمی دولت گواهی اداره مربوطه مبنی بر اشتغال کافی است». بنابراین، پر واضح است که نظر قانونگذار و قوه قضاییه (هیچ یک) ممنوعیت کارمندان دولت از اشتغال به حرفه مترجمی رسمی نبوده است بلکه برعکس، تسهیلاتی نیز برای ورود آنان به حرفه مذکور مدنظر بوده و هست.

به استناد بخشنامه مورد شکایت (بخشنامه مورخ 1399/06/23)، مسیولین اداره کل نظارت بر امور وکلا، کارشناسان رسمی و خدمات حرفه ای قوه قضاییه گاه به صراحت از مخالفت با اشتغال کارکنان دولت به تصدی سمت «مترجم مسیول» در دفاتر ترجمه رسمی سخن می گویند، کما این که در فروردین ماه سال جاری بدواً با تقاضای تمدید پروانه تاسیس دفتر ترجمه رسمی اینجانب به دلیل اشتغال به کارمندی دولت مخالفت گردید و صرفاً بعد از اخذ تعهد کتبی مبنی بر این که دفتر تحت تصدی اینجانب صرفاً در ساعات حضور اعلامی بنده (4/5 تا 7/5 عصر) فعالیت خواهد داشت (تعهد موضوع نامه شماره 9000/1852/500 مورخ 1402/02/16)، با صدور پروانه مزبور موافقت شد. گاهی نیز مسیولین اداره کل یاد شده (طبعاً به پشتوانه همان بخشنامه مورخ 1399/06/23) به طور ضمنی در اطلاعیه های خود عملاً اشتغال گروه هایی همچون کارمندان دولت و اعضای هیات علمی دانشگاه ها را در حرفه مترجمی رسمی غیرممکن می‌سازند از جمله این که در بند سوم اطلاعیه مورخ 1402/03/20 خود (که در حال حاضر در آرشیو اطلاعیه های سامانه سنام در دسترس می‌باشد) اعلام داشته اند: «مترجم مسیول باید در دفتر ترجمه رسمی که مسیولیت آن را برعهده گرفته است حضور و نظارت مستمر داشته باشد و اشتغال به کار غیر از مترجمی رسمی به گونه ای که مانع حضور و نظارت مستمر بر دفتر ترجمه رسمی شود، مانع صدور یا بازصدور پروانه تاسیس دفتر ترجمه رسمی برای این قبیل ازمترجمان رسمی خواهد بود.»

دقت نظر در فحوای جملات مقدماتی بخشنامه موضوع این دادخواست (بخشنامه مورخ 1399/06/23) مبین تفسیر موسع و نادرستی است که اداره کل نظارت بر وکلا، کارشناسان رسمی و خدمات حرفه ای قوه قضاییه از اصطلاح «امور ترجمه رسمی» به عمل آورده و آن را معادل «مطلق امور مربوط به دفتر ترجمه از جمله امور اداری و دفتری یا نگارش ترجمه» تلقی نموده است (که، به زعم ایشان، باید «تنها توسط افراد دارای پروانه مترجمی» به انجام برسند). این برداشت از هیچ یک از مواد قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی (مصوب 1316/03/20) و اصلاحات و الحاقات بعدی‌ِ آن و از هیچ یک از مواد آیین‌نامه اجرایی آن قابل حصول نبوده و به هیچ روی با واقعیت‌های جاری در حرفه مترجمی نیز سازگار نیست.

مزید استحضار قضات دیوان، مترجمان رسمی به اقتضای ماهیت کار خود همواره در تنگنای زمان گرفتارند و با توجه به این که کمتر مترجمی قادر است روزانه بیش از حداکثر 10 صفحه ترجمه باکیفیت و دقیق به انجام برساند، طبیعتاً چاره ای نیست جز استخدام همکارانی که مسیولیت امور اداری و پشتیبانی همچون پاسخگویی به مراجعین، تلفن و فکس، بازاریابی و تبلیغات، امور مالی، پذیرش کار و تحویل ترجمه، تهیه فتوکپی، اسکن مدارک، اخذ پرینت، پلمب ترجمه و. .. را متقبل گردند. حتی در خصوص خود فعالیت ترجمه نیز قانونگذار الزام نمی کند که مترجم کلیه امور ترجمه را شخصاً و انحصاراً به انجام برساند. استفاده از واژه «نظارت» در ماده (35) آیین‌نامه اجرایی مبین آن است که مترجم مسیول می باید ناظر، بازبین و موید کار سایر مترجمان دفتر باشد. قاعده کار همواره بدین گونه بوده است که مترجمانی تحت عنوان «فرم زن» یا «مترجم یار» (و نه لزوماً مترجمان رسمی همکار) در تهیه پیش نویس ترجمه اسناد و مدارک با مترجم رسمی (خواه مترجم مسیول یا مترجم رسمی همکار) همکاری می‌کنند و در نهایت، مترجم رسمی ضمن بازبینی، ویرایش و اصلاح متون پیش نویس و مقابله آنها با اصل اسناد و مدارک مبدا (یا به صورت دستی یا در برنامه رایانه‌ای)، نگارش متن ترجمه را نهایی ساخته، آن را بر روی سربرگ رسمی چاپ، مهر و امضا می نماید. بنابراین، منطقاً حضور همکاران مترجم یار و همچنین پرسنل اداری در دفتر ترجمه رسمی در ساعات حضور یا عدم حضور مترجم مسیول برای انجام امور یادشده ضرورت خواهد داشت و این امر با نصّ صریح هیچ کدام از مواد (16) و (37) آیین‌نامه اجرایی (که در بخشنامه فوق الاشاره محل ارجاع بوده است) منافات ندارد.

تحمیل شرط «هرگونه فعالیت دفتر ترجمه، صرفاً در ساعات حضور مترجم مسیول، قانونی و مجاز می‌باشد» (در بخشنامه موضوع این دادخواست) مصداق بارز «تکلیف ما لایطاق» بوده و فرصت های فعالیت شغلی مترجم مسیول را در حرفه ترجمه رسمی تقلیل می دهد و این محدودیت تبعیض آمیز، به همان نسبت، حقوق اساسی وی را که به موجب اصول متعدد قانون اساسی می باید از آن بهره مند باشد، از وی سلب می نماید.

مزید استحضار، نظر شما را به مفاد بند سوم اصل (3) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر وظیفه دولت برای «رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، درتمام زمینه های مادی و معنوی» جلب می نماید. اصل (28) قانون اساسی نیز دولت را موظف نموده است که «با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید». همچنین، بند دوم اصل (43) قانون اساسی «تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل» را در زمره ضوابط زیربنایی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران به شمار آورده است.

این حقوق اساسی در بسیاری از قوانین موضوع دیگر هم به صراحت تکرار شده اند و بخشنامه موضوع این دادخواست عملاً مفاد آن قوانین را نیز نقض می کند. مطابق جزء 2 بند «الف» ماده (45) قانون اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی (ذیل فصل تسهیل رقابت و منع انحصار)، محدود کردن معاملات آنها [معاملات اشخاص] با رقیب ممنوع گردیده است. بند «ج» همان ماده نیز، «قایل شدن شرایط تبعیض‌آمیز در معامله با اشخاص مختلف در وضعیت یکسان» را ممنوع نموده است.

گذشته از اینها، محدود کردن ساعات کاری دفاتر ترجمه رسمی به ساعات حضور مترجم مسیول همچنین مصداق بارز «مداخله در امور داخلی و یا معاملات بنگاه» است که به استناد بند «ح» ماده (45) قانون اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی (ذیل فصل تسهیل رقابت و منع انحصار)، ممنوع می‌باشد. الزام به عدم فعالیت دفاتر ترجمه رسمی در ساعات عدم حضور مترجم مسیول، عملاً در فضای به شدت رقابتی بازار ترجمه رسمی، به معنای اعطاء کمک و امتیاز تبعیض آمیز دولتی به دفاتر ترجمه رسمی رقیب می‌باشد. متن ماده (52) قانون اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی تصریح نموده است که «هرگونه کمک و اعطاء امتیاز دولتی (ریالی، ارزی، اعتباری، معافیت، تخفیف، ترجیح، اطلاعات یا مشابه آن)، به صورت تبعیض‌آمیز به یک یا چند بنگاه یا شرکت که موجب تسلط در بازار یا اخلال در رقابت شود، ممنوع است. نکته آخر آن که جمله پایانی بخشنامه موضوع این دادخواست «عدم حضور مترجم در ساعات حضور اعلامی» را تخلف محسوب نموده و «هرگونه فعالیت دفتر در غیر ساعات حضور اعلامی [مترجم مسیول] را غیرمجاز» تلقی کرده است. با عنایت به این که مصادیق «تخلف» مترجمان رسمی در مواد 6 و 7 (الحاقی 1376/04/29) قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی صراحتاً احصاء گردیده است و این دو مورد در عداد تخلفات مد نظر قانونگذار نبوده اند، لذا از دیدگاه اینجانب، مرجع صدور بخشنامه صدرالاشاره (بخشنامه مورخ 1399/06/23) خارج از حدود اختیارات خود در جایگاه قانونگذار قرار گرفته و اقدام به قانونگذاری نموده است.

با عنایت به مراتب فوق و نظر به این که صدور بخشنامه مورخ 1399/06/23 اداره کل سابق «اسناد و امور مترجمان رسمی قوه قضاییه» در موارد متعدد مفاد قوانین مختلف جمهوری اسلامی ایران را نقض نموده است، بدین وسیله در اجرای مفاد جزء «الف» بند 1 ماده (10) و بند 1 ماده (12) قانون دیوان عدالت اداری (مصوب 1402/02/10)، ابطال آن بخشنامه و همچنین ابطال بند سوم اطلاعیه مورخ 1402/03/20 اداره کل نظارت بر امور وکلا، کارشناسان رسمی و خدمات حرفه ای قوه قضاییه را از آن مقام عالی مسیلت می نمایم."

متن مقرره های مورد شکایت به شرح زیر است:

" الف- بخشنامه مورخ 1399/06/23 اداره کل اسناد و امور مترجمان رسمی قوه قضاییه

بخشنامه در خصوص نحوه حضور مترجمان رسمی مسیول در دفتر ترجمه

مترجم مسیول؛ موظف است مطابق ساعات حضور اعلامی، در دفاتر ترجمه حضور داشته باشد.

باتوجه به ماده (8) قانون راجع به ترجمه و اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی مصوب 1316/03/20 با اصلاحات و الحاقات بعدی و مواد (16) و (37) آیین‌نامه اجرایی مربوطه، تاسیس دفتر ترجمه جهت فعالیت در امور ترجمه رسمی (مطلق امور مربوط به دفتر ترجمه از جمله امور اداری یا نگارش ترجمه) تنها توسط افرادی که دارای پروانه مترجمی باشند امکان‌پذیر است. از سوی دیگر ماده (35) آیین‌نامه، حضور و نظارت مترجم مسیول در دفتر ترجمه‌ای که مسیولیت آن را به عهده دارد، الزامی دانسته است. از این رو:

- مترجم مسیول موظف است مطابق ساعات حضور اعلامی، در دفتر ترجمه حضور داشته باشد؛

- هرگونه فعالیت دفتر ترجمه، صرفاً در ساعات حضور مترجم مسیول، قانونی و مجاز می‌باشد؛

بدیهی است که عدم حضور مترجم، در ساعات حضور اعلامی، تخلف محسوب می‌گردد و هرگونه فعالیت دفتر در غیر ساعات حضور اعلامی، غیرمجاز تلقی و از آن جلوگیری به عمل خواهد آمد.

ب- اطلاعیه مورخ 1402/03/20 اداره کل نظارت بر امور وکلا، کارشاسان رسمی و خدمات حرفه ای قوه قضاییه

اطلاعیه در خصوص برخی تخلفات دفترهای ترجمه رسمی

نظر به این که اخیراً تخلفات برخی از دفترهای ترجمه رسمی منجر به تعطیل شدن دفترهای مزبور، تشکیل پرونده‌های انتظامی و در برخی موارد تشکیل پرونده‌های کیفری و ابطال پروانه برخی از مترجمان رسمی، طبق قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی و آیین‌نامه مربوط شده است، لازم می‌داند توجه مترجمان رسمی محترم را به موارد زیر جلب نماید:

...........................

3- مترجم مسیول باید در دفتر ترجمه رسمی که مسیولیت آن را بر عهده گرفته است حضور و نظارت مستمر داشته باشد و اشتغال به کار غیر از مترجمی رسمی به گونه‌ای که مانع حضور و نظارت مستمر بر دفتر ترجمه رسمی شود، مانع صدور و بازصدور پروانه تاسیس دفتر ترجمه رسمی برای این قبیل از مترجمان رسمی خواهد بود. "

در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل حقوقی قوه قضاییه به موجب نامه شماره 9000/16158/500 مورخ 1402/10/02، لایحه دفاعیه قایم مقام معاونت حقوقی و امور مجلس قوه قضاییه و سرپرست اداره کل نظارت بر وکلا، کارشناسان رسمی و خدمات حرفه ای قوه قضاییه به شماره 9000/16027/500 مورخ 1402/09/29 را ارسال کرده که مشروح دفاعیات به قرار زیر است:

" 1- بخشنامه مورد شکایت به زعم شاکی، نشانه تمام وقت دانستن شغل مترجمی، از سوی این اداره کل نیست (به همان دلایلی که خود شاکی در لایحه به آنها اشاره نموده است) و در این خصوص این اداره کل نیز، هم عقیده با شاکی پرونده، مترجمی رسمی را شغلی تمام وقت نمی داند.

2- در این اداره کل، دو نوع مجوز برای مترجمین رسمی صادر می‌شود:

الف- پروانه مترجم رسمی، به متقاضیانی اعطاء می‌شود که ضمن قبولی در آزمون های مربوط، حایز شرایط دریافت این پروانه جهت فعالیت در حوزه مترجمی رسمی باشند.

ب- پروانه تاسیس دفتر ترجمه رسمی: آن دسته از متقاضیانی اعطاء می‌شود که علاوه بر دارا بودن پروانه مترجم رسمی مندرج در بند الف، مکان واجد شرایطی را به عنوان محل تاسیس دفتر دارالترجمه رسمی جهت انجام فعالیت در حوزه ترجمه رسمی معرفی نمایند که مورد تایید این اداره کل قرار گیرد. مترجم رسمی دارای چنین پروانه ای، مترجم مسیول خوانده می‌شود.

3- ماده 9 «قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی» چنین بیان می دارد: «تشکیلات و نحوه اداره دفتر، ضوابط ترجمه، تعرفه حق الزحمه مترجم و مرجع تشخیص شرایط مذکور در این قانون به موجب آیین‌نامه ای می‌باشد که توسط وزارت دادگستری تهیه و به تصویب رئیس قوه قضاییه خواهد رسید.»:

از سوی دیگر، در ماده 35 آیین‌نامه اجرایی (اصلاحی 1384/09/08) قانون یاد شده، چنین آمده است: «مترجم مسیول باید در دارالترجمه ای که مسیولیت آن را بر عهده گرفته است حضور و نظارت داشته باشد و تغییراتی که در دارالترجمه موثر است به اطلاع اداره امور مترجمان رسمی قوه قضاییه برساند.»

همان طور که ملاحظه می‌شود، عبارت «حضور» به صورت مطلق بیان شده و مقید به زمان خاصی نشده است. لذا با توجه به مطالبی که در ادامه ذکر خواهد شد واضح است که نیت مقنن، مقید کردن حضور مترجم مسیول به اوقات محدود و ثابت نیست بلکه منظور وی، حضور مترجم مسیول در زمان فعالیت دفتر دارالترجمه و مطابق اوقات مشخصی است که خود وی قبلاً به صورت مکتوب یا از طریق سامانه مربوط و به منظور نظارت موردنظر مقنن بر امور دارالترجمه، به این اداره کل اعلام نموده است:

4- اهم امور دفتر دارالترجمه شامل موارد ذیل می‌باشد:

- دریافت اسناد و مدارک از مشتریان و ارایه قبض رسید؛

- رعایت قواعد حفظ محرمانگی اسناد و مدارک دریافتی از مشتریان (این مدارک گستره وسیعی دارد از جمله: مدارک پزشکی، تحصیلی، خانوادگی، آرای قضایی و. ..)

- صحت ثبت اطلاعات اسناد و مدارک دریافتی از مشتری در سامانه و رعایت مقررات شکلی؛

- نحوه عملکرد کارکنان دفتر به ویژه در موضوع جعل و اشتباهات؛

- رعایت مقررات موجود در حوزه ترجمه از جمله تعرفه ترجمه رسمی.

ناگفته پیداست که حساسیت و اهمیت برخی از موارد یاد شده فوق، نظارت مستمر و دقیق مترجم مسیول را می طلبد و در صورت فقدان چنین نظارتی، احتمال بروز عواقب جبران ناپذیر برای مشتریان و حتی نظام حاکمیتی وجود دارد (با عنایت به این موضوع که ترجمه های رسمی پس از ممهور شدن به مهر اداره کل اسناد و امور مترجمان رسمی قوه قضاییه و و زارت امور خارجه، به نهادها و مراجع کشورهای بیگانه ارایه می‌شوند.)

یکی از عواقب جبران ناپذیر، می‌تواند سوء استفاده یا قصور کارکنان دفتر دارالترجمه در ترجمه اسناد و مدارک جعلی باشد همچنان که در حال حاضر پرونده های کیفری متعددی در دادسراهای عمومی و انقلاب در این زمینه تشکیل شده است.

این در حالی است که صلاحیت پذیرفته شدگان آزمون مترجمی رسمی به ویژه ردیف «ز» از ماده 3 (اصلاحی 1376/04/29) «قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی» از مراجع مختلف از جمله نهادهای امنیتی، استعلام شده است و سربرگ های قوه قضاییه و مهر مترجمی با درج عنوان قوه قضاییه، به همین اعتبار و به دلیل مورد وثوق شناخته شدن چنین مترجم رسمی، به ایشان سپرده می‌شود در حالی که همان گونه که مستحضرید، تایید صلاحیت مزبور در مورد کارکنان دفاتر ترجمه رسمی انجام نمی شود و با عنایت به حساسیت های پیش گفته، طبعاً مترجم مسیول باید با حضور خود در زمان فعالیت دفتر دارالترجمه، نظارت مستمر و دقیق بر تمام امور و شیون آن داشته باشد.

5- در پاسخ به ادعاهای مطرح شده از سوی شاکی مبنی بر «ایجاد تبعیض و بی عدالتی و. ..»:

در بین مترجمان رسمی مسیول، دو گروه وجود دارند:

- افرادی که مترجمی رسمی مسیول را به عنوان شغل اصلی و تمام وقت خود برگزیده اند؛

- اشخاصی که مترجمی رسمی مسیول را در کنار شغل اول خود، به عنوان شغل مکمل انتخاب نموده اند.

با عنایت به این که در حال حاضر در قوانین و مقررات مربوطه، مترجمی رسمی به عنوان یک شغل تمام وقت دیده نشده است لذا قوه قضاییه دقیقاً در راستای رفع تبعیض و برقراری عدالت شغلی بین دو گروه مزبور، اقدام به صدور بخشنامه مورد بحث نموده است تا از این رهگذر هر مترجم رسمی که در راستای انجام وظایف و تکالیف قانونی خود اهتمام بیشتری داشته و زمان بیشتری در این حوزه و در دفتر دارالترجمه تحت نظر خود صرف نماید، بتواند از درآمد بیشتری در راستای تامین معاش برخوردار شود، بدیهی است منبع اصلی درآمد گروه اول، صرفاً همین مترجمی رسمی و فعالیت در دفتر دارالترجمه است در حالی که گروه دوم علاوه بر برخورداری از درآمد شغل اصلی، از حرفه مترجمی هم کسب درآمد دارند.

6- در پاسخ به ادعای مطرح شده در خصوص مخالفت بخشنامه مورد اعتراض با قاعده «لاحرج» و تکلیف مالایطاق؛ با عنایت به مطالب عنوان شده در بند 3 همین نوشتار، برخلاف نظر و برداشت شاکی، قوه قضاییه به دنبال رفع مضایق و ایجاد سهولت فعالیت در حوزه ترجمه رسمی است با این توضیح که: بخشنامه مورد شکایت به هیچ عنوان مترجم مسیولی را ملزم به فعالیت دفتر و حضور در دفتر دارالترجمه در اوقات خاص نمی کند بلکه صرفاً طبق نظر و تمایل شخص مترجم مسیول و مطابق همان ساعات و روزهایی که خود وی به عنوان اوقات حضور در دفتر دارالترجمه به این اداره کل، اعلام نموده (که در سامانه یا به صورت مکتوب در پرونده ایشان ثبت و ضبط می‌باشد)، اجازه فعالیت دفتر را صادر و حضور وی را در دفتر دارالترجمه به منظور اعمال نظارت مدنظر مقنن بر امور دارالترجمه، الزام می‌نماید لذا مترجم مسیول مختار است که هر نوع برنامه ریزی و شیفت بندی برای فعالیت دفتر دارالترجمه و حضور کارکنان تحت نظر خود در چهارچوب اعلام شده، انجام دهد."

هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1403/12/14 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.

رای هیات عمومی

به موجب ماده 8 قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی مصوب سال 1316 (الحاقی 1376/04/29) تشکیل دفتر یا موسسه و ترجمه اسناد و اظهارات افراد بدون رعایت مقررات این قانون ممنوع است و براساس ماده 16 آیین‌نامه اجرایی قانون راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی مصوب رئیس قوه قضاییه (اصلاحی 1384/09/08) «دایر کردن موسسه‌ای با نام دارالترجمه یا تحت عنوان دیگر که بدون مسیولیت رسمی یک نفر دارنده پروانه رسمی مترجمی به امر ترجمه اشتغال داشته باشد، ممنوع است و مدیران و مسیولین این گونه موسسات طبق مقررات کیفری با اعلام اداره امور مترجمان رسمی تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.» همچنین براساس ماده 35 این آیین‌نامه مترجم مسیول باید در دارالترجمه‌ای که مسیولیت آن را به عهده گرفته است حضور و نظارت داشته باشد و تغییراتی را که در اداره دارالترجمه موثر است به اطلاع اداره امور مترجمان رسمی قوه قضاییه برساند. با عنایت به مراتب مذکور، حضور مترجم مسیول در زمان فعالیت دفتر دارالترجمه، مطابق اوقات مشخصی است که خود وی قبلاً و به منظور نظارت مورد نظر قانونگذار اعلام کرده است و بر همین اساس بخشنامه مورخ 1399/06/23 اداره کل اسناد و امور مترجمان رسمی قوه قضاییه و بند سوم اطلاعیه مورخ 1402/03/20 اداره کل نظارت بر وکلا، کارشناسان و خدمات حرفه‌ای قوه قضاییه در خصوص اعلام ساعات حضور مترجم مسیول و لزوم فعالیت دارالترجمه در ساعات اعلامی و اعلام تخلف و غیرمجاز بودن فعالیت در ساعات دیگر در راستای اعمال اصل نظارت بر دفتر بوده و خلاف قانون و خارج از حدود اختیار نیست و ابطال نشد. این رای براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است./

احمدرضا عابدی

رئیس هیات عمومی دیوان عدالت اداری

منبع