رای دادگاه بدوی
پرونده های کلاسه *و *و *و *و *و *و *و *تصمیم نهایی شماره *
خواهانها:.1 اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
2. اقای م. ب. فرزند ب. به نشانی *
3. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
4. اقای ف. م. فرزند ع. م.، به نشانی *
5. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
6. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. با وکالت اقای ح. ن. فرزند ا. به نشانی *
7. *سازمان *با وکالت خانم س. ن. ن. فرزند ح. به نشانی *و با وکالت اقای ع. ف. فرزند ر. به نشانی *
8. رئیس سازمان *، به نشانی *
9. اقای ف. م. فرزند ع. م.، به نشانی *
10. اقای غ. ن. فرزند ع. به نشانی *
11. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
12. اقای م. پ. فرزند ص. به نشانی *
13. اقای ع. ح. فرزند ق. به نشانی *
14. اقای ف. س. فرزند ت.، به نشانی *
15. اقای ر. ب. فرزند ب.، به نشانی *
16. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
17. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
18. خانم ث. ط. فرزند م.، به نشانی *
19. اقای م. ق. ز. فرزند م.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
20. اقای ف. س. فرزند ت. با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
21. اقای ف. م. فرزند ع. م. نشانی *
22. اقای ح. س. ز. فرزند ع.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
23. اقای م. ا. فرزند م. خواهان، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
24. اقای م. س. فرزند ا. با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
25. اقای م. ب. فرزند ب.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
26. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
27. اقای ح. ن. فرزند ن.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
28. اقای د. ا. ا. فرزند ح.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
29. اقای م. ل. ب. فرزند م. با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
30. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خواهان، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
31. اقای خ. م. م. فرزند خ.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
32. اقای غ. ن. فرزند ع. خواهان، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
33. اقای م. خ. فرزند ن.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
34. اقای ع. ح. فرزند ق.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
35. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خواهان، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
36. اقای ف. م. فرزند ع. م. به نشانی *
37. اقای ن. م. ز. فرزند م.، با وکالت اقای ر. ج. فرزند م. ا. به نشانی *
38. اقای ا. ب. فرزند ی.، به نشانی *
39. اقای ف. م. فرزند ع. م.، به نشانی *
40. اقای ح. ز. فرزند ع. به نشانی *
41. اقای ف. م. فرزند ع. م.، به نشانی *
42. اقای ف. م. فرزند ع. م.، به نشانی *
43. سازمان *بازرگان *خواهان، با مدیریت اقای پ. ص. فرزند ن. ا. به نشانی *
44. اقای ا. چ. فرزند ح.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
45. اقای ر. ا. ج. فرزند ا.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
46. اقای ح. ز. فرزند ع. خواهان، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
47. اقای ا. ب. فرزند ی.، با وکالت اقای ا. ج. فرزند ا. به نشانی *
خواندگان:
48. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
49. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
50. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
51. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
52. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
53. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
54. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
55. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
56. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
57. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
58. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
59. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
60. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
61. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
62. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
63. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
64. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
65. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
66. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
67. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
68. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
69. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
70. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
71. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
72. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
73. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
74. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
75. *سازمان *خوانده، به نشانی *
76. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
77. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
78. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
79. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
80. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
81. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
82. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
83. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
84. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
85. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
86. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
87. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
88. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
89. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
90. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
91. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
92. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
93. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
94. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
95. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
96. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
97. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
98. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
99. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
100. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
101. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
102. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
103. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
104. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
105. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
106. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
107. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
108. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
109. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
110. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
111. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
112. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
113. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
114. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
115. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
116. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
117. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
118. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
119. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
120. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
121. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
122. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
123. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
124. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
125. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
126. دادسرای *دادستان خوانده، به نشانی *
127. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
128. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
129. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
130. *سازمان *خوانده، به نشانی *
131. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
132. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
133. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
134. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
135. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
136. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
137. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
138. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
139. دادستان *خوانده، به نشانی *
140. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
141. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
142. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
143. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
144. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
145. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
146. اقای ف. م. فرزند ع. م. خوانده، به نشانی *
147. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
148. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
149. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
150. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
151. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
152. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
153. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
154. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
155. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
156. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
157. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
158. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
159. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
160. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
161. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
162. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
163. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
164. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
165. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
166. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
167. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
168. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
169. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
170. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
171. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
172. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
173. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
174. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
175. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
176. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
177. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
178. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
179. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
180. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
181. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
182. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
183. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
184. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
185. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
186. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
187. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
188. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
189. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
190. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
191. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
192. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
193. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
194. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
195. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
196. اقای ف. م. فرزند ع. م. خوانده، به نشانی *
197. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
198. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
199. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
200. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
201. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
202. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
203. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
204. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
205. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
206. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
207. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
208. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
209. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
210. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
211. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
212. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
213. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
214. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
215. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
216. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
217. *سازمان *خوانده، با وکالت اقای ع. ف. فرزند ر. به نشانی *و با وکالت خانم س. ن. ن. فرزند ح. به نشانی *
218. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
219. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
220. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
221. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
222. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
223. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
224. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
225. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
226. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
227. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
228. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
229. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
230. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
231. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
232. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
233. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
234. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
235. *سازمان *خوانده، به نشانی *
236. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
237. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
238. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
239. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
240. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
241. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
242. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
243. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
244. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
245. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
246. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
247. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
248. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
249. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
250. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
251. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
252. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
253. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
254. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
255. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
256. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
257. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
258. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
259. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
260. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
261. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
262. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
263. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
264. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
265. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
266. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
267. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
268. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
269. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
270. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
271. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
272. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
273. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
274. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
275. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
276. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
277. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
278. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
279. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
280. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
281. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
282. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
283. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
284. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
285. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
286. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
287. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
288. دادستان *خوانده، به نشانی *
289. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
290. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
291. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
292. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
293. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
294. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
295. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
296. دادسرای *دادستان خوانده، به نشانی *
297. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
298. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
299. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
300. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
301. *سازمان *خوانده، به نشانی *
302. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
303. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
304. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
305. دادسرای *دادستان خوانده، به نشانی *
306. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
307. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
308. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
309. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
310. *سازمان *خوانده، به نشانی *
311. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
312. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
313. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
314. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
315. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
316. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
317. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
318. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
319. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
320. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
321. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
322. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
323. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
324. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
325. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
326. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
327. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
328. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
329. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
330. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
331. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
332. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
333. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
334. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
335. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
336. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
337. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
338. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
339. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
340. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
341. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
342. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
343. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
344. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
345. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
346. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
347. *سازمان *خوانده، به نشانی *
348. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
349. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
350. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
351. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
352. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
353. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
354. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
355. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
356. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
357. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
358. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
359. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
360. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
361. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
362. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
363. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
364. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
365. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
366. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
367. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
368. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
369. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
370. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
371. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
372. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
373. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
374. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
375. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
376. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
377. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
378. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
379. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
380. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
381. *سازمان *خوانده، به نشانی *
382. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
383. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
384. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
385. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
386. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
387. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
388. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
389. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
390. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
391. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
392. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
393. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
394. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
395. *سازمان *خوانده، به نشانی *
396. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
397. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
398. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
399. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
400. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
401. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
402. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
403. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
404. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
405. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
406. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
407. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
408. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
409. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
410. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
411. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
412. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
413. دادستان *خوانده، به نشانی *
414. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
415. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
416. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
417. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
418. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
419. دادسرای *دادستان خوانده، به نشانی *
420. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
421. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
422. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
423. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
424. *سازمان *خوانده، به نشانی *
425. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
426. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
427. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
428. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
429. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
430. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
431. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
432. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
433. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
434. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
435. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
436. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
437. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
438. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
439. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
440. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
441. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
442. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
443. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
444. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
445. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
446. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
447. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
448. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
449. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
450. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
451. دادسرای شعبه *دادستان خوانده، به نشانی *
452. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
453. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
454. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
455. *سازمان *خوانده، به نشانی *
456. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
457. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
458. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
459. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
460. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
461. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
462. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
463. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
464. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
465. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
466. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
467. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
468. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
469. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
470. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
471. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
472. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
473. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
474. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
475. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
476. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
477. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
478. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
479. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
480. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
481. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
482. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
483. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
484. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
485. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
486. دادسرای *دادستان خوانده، به نشانی *
487. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
488. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
489. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
490. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
491. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
492. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
493. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
494. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
495. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
496. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
497. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
498. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
499. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
* اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
501. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
502. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
503. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
504. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
505. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
506. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
507. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
508. *سازمان *خوانده، به نشانی *
509. هییت مدیره شرکت خوانده، به نشانی *
510. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
511. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
512. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
513. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
514. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
515. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
516. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
517. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
518. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
519. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
520. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
521. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
522. *سازمان *خوانده، به نشانی *
523. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
524. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
525. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
526. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
527. اقای و. ع. ز. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
528. اقای ح. ن. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
529. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
530. اقای م. ل. ب. فرزند م. خوانده، به نشانی *
531. اقای خ. م. م. فرزند خ. خوانده، به نشانی *
532. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
533. اقای غ. ن. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
534. اقای ا. چ. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
535. اقای ر. ا. ج. فرزند ا. خوانده، به نشانی * c *
536. اقای ح. س. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
537. اقای م. ق. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
538. اقای ف. س. فرزند ت. خوانده، به نشانی *
539. اقای ر. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
540. خانم ث. ط. فرزند م. خوانده، به نشانی *
541. اقای م. پ. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
542. اقای ع. ت. ز. فرزند ص. خوانده، به نشانی *
543. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
544. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
545. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
546. اقای ن. م. ز. فرزند م. خوانده، به نشانی *
547. اقای ن. س. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
548. خانم م. غ. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
549. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
550. هییت مدیره خوانده، به نشانی *
551. خانم م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
552. خانم ز. ج. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
553. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
554. دادسرای *دادستان خوانده، به نشانی *
555. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
556. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
557. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
558. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
559. اقای ح. ح. م. فرزند ج. خوانده، به نشانی *
560. دادسرای *دادستان خوانده، به نشانی *
561. رئیس سازمان *خوانده، به نشانی *
562. اقای ح. ز. فرزند ع. خوانده، به نشانی *
563. اقای ا. ب. فرزند ی. خوانده، به نشانی *
564. اقای م. خ. فرزند ن. خوانده، به نشانی *
565. *سازمان *خوانده، به نشانی *
566. اقای ع. ح. فرزند ق. خوانده، به نشانی *
567. اقای د. ا. ا. فرزند ح. خوانده، به نشانی *
568. اقای م. ب. فرزند ع. ا. خوانده، به نشانی *
569. اقای م. ا. فرزند م. خوانده، به نشانی *
570. اقای م. س. فرزند ا. خوانده، به نشانی *
571. اقای م. ب. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
572. اقای م. خ. ق. ک. فرزند م. خوانده، به نشانی *
573. اقای س. ب. ر. س. فرزند ر. خوانده، به نشانی *
574. سازمان *بازرگان *خوانده، به نشانی *
575. اقای ب. ب. ز. فرزند ب. خوانده، به نشانی *
خواسته: صدور حکم ورشکستگی
بسمه تعالی در تاریخ 1402/07/18 تعداد 15 فقره پرونده با کلاسه های فوق در وقت نظارت تحت نظر هستند و دادگاه با اعلام ختم دادرسی در همه ی پرونده های مذکور و با استعانت از خداوند متعال، به شرح زیر مبادرت به انشا رای می نماید.
گردشکار
در این پرونده ها ابتدا دادستان محترم سازمان *به عنوان مدعی العموم متعاقب شکایت 110 نفر از رانندگان خودروهای سنگین در دادسرا و در راستای اختیارات مندرج در ماده 415 قانون تجارت، در تاریخ 1401/06/21 از دادگاه تقاضای رسیدگی به ورشکستگی سازمان *را نموده است.و به دنبال ان اقای ع. ف. و خانم س. ن. ن. نیز به وکالت از شرکت مذکور در تاریخ 1401/09/20 با اقامه ی دعوا به طرفیت برخی از طلبکاران از دادگاه تقاضا نمودهاند که حکم ورشکستگی شرکت را صادر نماید. سپس اشخاص دیگری به عنوان ثالث در این پرونده ها وارد شده اند و برخی از انها مدعی هستند که اولا شرکت از اشخاص مختلف مبالغ زیادی پول دریافت کرده و نمیتواند ورشکسته باشد. و در صورتی هم که ورشکسته باشد. نمیتواند ورشکسته ی عادی باشد. و مدعی هستند ورشکسته ی به تلقب است. عده ای هم نسبت به اینکه انها به عنوان طلبکار طرف دعوا واقع نشده اند ایراد گرفته اند. شعب اجرای احکام مدنی نیز در پاسخ به استعلام به عمل امده از سوی دادگاه اعلام کرده اند اجراییه های متعددی علیه سازمان *صادر گردیده است.و محکوم علیه تا کنون هیچ یک از تعهدات خود را اجرا ننموده است.و تصویر اجراییه ها را برای دادگاه ارسال نموده و اعلام کرده اند به درخواست یکی از محکوم لهم به خانم ث. ط. دو دستگاه صنعتی از محکوم علیه شناسایی و توقیف و به مبلغ 19 میلیارد ریال ارزیابی گردیده و مزایده هم برگزار شده است.ولی به لحاظ دستور توقیف اموال در پرونده ی کیفری، اموال به خریدار تحویل داده نشده است. این دادگاه نیز جلسات رسیدگی تشکیل داده است.و سپس حکم ورشکستگی شرکت را صادر نموده است.ولی دادگاه تجدید نظر حکم دادگاه را قرار تلقی کرده و ان را نقض نموده و به دادگاه بدوی اعاده کرده است.تا قرار رجوع به کارشناسی صادر نماید. دادگاه این کار را انجام داده است.و هم اکنون ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح زیر مبادرت به انشا رای می نماید.
رای دادگاه
دعوای ورشکستگی از جمله دعاوی ترافعی است.و باید به طرفیت طلبکاران اقامه شود. اما لازم نیست که همه ی طلبکاران طرف دعوا قرار بگیرند. نظریه ی کارشناسی نشان می دهد حساب بانکی به نام شرکت وجود ندارد. ولی حساب هایی به نام مدیر قبلی شرکت که فوت کرده وجود دارد. و جمع مبالغ موجود در ان حساب ها 17/323/465 ریال میباشد. که مبلغ ناچیزی است. همچنین کارشنس در نظریه ی خود اعلام کرده تعدادی خودروی فرسوده در محل شرکت وجود دارد. از نظر دادگاه اگر این خودروها ارزش مالی داشتند که طلبکاران شرکت انها را برای اسقاط به شرکت نمی دادند. بنابراین نمی توان برای انها ارزشی قایل شد که کفاف دیون شرکت را نماید. کارشناس در نظریه ی خود اعلام کرده است.مال غیر منقولی هم از شرکت وجود دارد. از نظر دادگاه با توجه به اینکه قانونگذار توقف از پرداخت دیون را تعریف نکرده و در ماده 412 قانون تجارت، صرفا به این به سنده کرده است.که ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف از تادیه وجوهی که بر عهده اوست حاصل میشود. … میان حقوقدانان اختلاف نظرهایی به وجود امده است. عده ای صرف عدم پرداخت دیون تاجر را بدون توجه به میزان دارایی واقعی او برای احراز توقف و صدور حکم ورشکستگی کافی می دانند و عده ای دیگر معتقدند برای تعیین و تشخیص توقف تاجر باید وضع کلی دارایی او را بررسی کرد و نباید صرف عدم پرداخت را دلیل توقف دانست و به دلیل اختلافاتی که در میان دادگاه ها و شعب دیوان کشور بروز نموده هیات عمومی دیوان عالی کشور به اتفاق ارا در رای شماره ی 3076 مورخ 42/12/26 نظر دادگاهی را پذیرفته که صرف عدم تادیه ی دیون و اجرای تعهدات را برای صدور حکم ورشکستگی کافی دانسته است. به نظر این دادگاه نیز رای دیوان و ان دسته از دادگاههایی که در جهت این رای نظر داده و می دهند با طبیعت امور تجاری و روح حاکم بر قواعد ورشکستگی در کشور ما انطباق دارد. در واقع ماده 412 قانون تجارت، بیانگر ان نیست که باید وضعیت مالی واقعی تاجر بررسی شود. امری که گاه مستلزم تحقیقات پیچیده ی مالی تجاری است.و با سرعت در رسیدگی که خاص امور تجاری است.تناقض دارد. لذا همینکه از اوضاع و احوال قضیه چنین بر اید که پرداخت تمام یا قسمتی از دیون حال مدیون از دارایی سهل الوصول او ممکن نیست، باید حکم ورشکستگی اش را صادر کرد. مساله اینجاست که فروش مال غیر منقول و پرداخت بدهی های شرکت به فوریت امکان پذیر نیست و مستلزم سپرش شدن وقت و پیدا شدن خریدار میباشد. همینکه الان شرکت قادر نیست بدون فروش اموال خود از عهده ی تعهداتش براید موید توقف شرکت میباشد. ضمن اینکه اگر حکم ورشکستگی شرکت هم صادر بشود. در مرحله ی تصفیه امکان فروش اموال شرکت و پرداخت وجه حاصل از فروش به طلبکاران وجود دارد. و صدور حکم ورشکستگی مغایرتی با فروش اموال و پرداخت وجوه حاصل از فروش به طلبکاران ندارد. مضاف اینکه در صورت صدور حکم ورشکستگی، فروش اموال و پرداخت وجوه به طلبکاران با نظارت اداره ی تصفیه ی امور ورشکستگی انجام میشود. لذا دادگاه بنا به تقاضای جناب دادستان و دعوای مطروحه از سازمان *به طرفیت اقایان ح. ح. م.، ث. ط.، ع. ت. ز.، ف. م.، و. ع. ز. و م. پ.، به لحاظ اجراییه های متعددی که علیه شرکت صادر گردیده است.و نتیجه ی استعلام به عمل امده از واحد اجرای احکام مدنی که نشان دهنده ی توقف شرکت میباشد. و به استناد مواد 415 و 412 قانون تجارت، حکم ورشکستگی سازمان *را صادر می نماید. و به استناد ماده 416 قانون مذکور، تاریخ 1401/04/22 که اولین اجراییه علیه شرکت صادر گردیده را به عنوان تاریخ توقف تعیین می نماید. بر اساس ماده 1 قانون اداره ی تصفیه ی امور ورشکستگی، امر تصفیه بر عهده ی اداره ی تصفیه ی امور ورشکستگی زنجان میباشد. و به همین دلیل نیازی به تعیین عضو ناظر نیست. دادگاه به استناد مواد 438 و 433 قانون تجارت، امر به مهر و موم اموال و اسناد و دفاتر و به طور کلی هر انچه که متعلق به سازمان *می باشد. را صادر می نماید.
اما در خصوص دعوای ورود ثالث مطرح شده از سوی اقای ح. ن. به وکالت از اقای ب. ب. ز. به طرفیت سازمان *و اقایان ح. ح. م.، ث. ط.، ع. ت. ز.، ف. م.، و. ع. ز. و م. پ. و دعوای ورود ثالث مطرح شده از سوی اقای ر. ج. به وکالت از اقای ن. م. ز. و از سوی اقای ا. ج. به وکالت از اقایان د. ا. ا.، م. ل. ب.، خ. م. م.، ح. ن.، م. ب.، م. ا.، ع. ح.، م. س.، م. ب.، ا. ب.، م. خ. ق. ک.، ح. ز.، س. ب. ر. س.، غ. ن.، ا. چ.، ر. ا. ج.، ح. س. ز.، م. ق. ز. و ف. س. و از سوی اقای م. پ. با وکالت اقای ح. ن. و از سوی اقایان ر.، م. و ا. ب. و ع. ح. و از سوی شرکت سازمان *بازرگان منطقه ازاد ماکو با مدیریت اقای پ. ص. و از سوی اقای ح. ز. و خانم ث. ط. و اقای غ. ر. ن. و اقای ف. م. همگی به طرفیت سازمان *و دادستان محترم سازمان *مبنی بر عدم صدور حکم ورشکستگی سازمان *و در صورت صدور، ورشکستگی به تقلب و ایراد به عدم طرف دعوا قرار دادن همه ی طلبکاران، با عنایت به اینکه همانطوری که توضیح داده شد اولا نیازی به طرف دعوا قرار دادن همه ی طلبکاران نمیباشد. ثانیا توقف شرکت از تادیه ی دیون خود برای دادگاه محرز است. ثالثا احراز ورشکستگی به تقلب مستلزم شکایت کیفری میباشد. لذا نسبت به تمامی دعاوی ورود ثالث مذکور، به استناد ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی، حکم بر بطلان دعوا صادر میگردد.
در خصوص دعوای ورود ثالث مطرح شده از سوی اقای ح. ن. به وکالت از اقای ب. ب. ز. به طرفیت سازمان *و از سوی اقای ف. م. به طرفیت سازمان *و مدیران شرکت اقای ن. س. و خانم ها م. ا. و ز. ج. و م. غ. و از سوی اقای غ. ر. ن. به طرفیت سازمان *و هیات مدیره ی شرکت و از سوی اقای ح. ز. به طرفیت هیات مدیره ی شرکت و از سوی سازمان *به طرفیت سازمان *، با توجه به اینکه دادسرا یک اداره میباشد. و دادستان یک مقام قضایی است.و از هم متمایز میباشند و دعاوی ای که مربوط به شخص اقای دادستان میباشد. باید به طرفیت خود ایشان اقامه شود. نه اداره ی متبوع ایشان. ضمن اینکه لازم نیست دعوای ورشکستگی به طرفیت اقای دادستان مطرح شود.؛ زیرا دادستان جز در مواردی که قانون در رابطه با امر ورشکستگی تکلیفی بر عهده ی ایشان گذاشته (از جمله تقاضای ورشکستگی مدیون) تکلیفی به پاسخگویی به دعوای ورشکستگی ندارد. در خصوص مدیران که همان اعضا هیات مدیره ی شرکت میباشند نیز بر طبق ماده 583 قانون تجارت، شرکت های تجاری دارای شخصیت مستقلی هستند و شخصیت انها با شخصیت مدیران شرکت فرق دارد. و دعاوی مربوط به شرکت ارتباطی به خود شرکت ندارد. لذا در خصوص موارد اخیر، به استناد بند 4 ماده 84 و ماده 89 قانون ایین دادرسی مدنی، قرار رد دعوا صادر میشود. رای صادر شده حضوری است.و ظرف مهلت حداکثر 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدید نظرخواهی در دادگاههای تجدید نظر *می باشد.
رای دادگاه بدوی
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: *با وکالت اقای م. د. ن. فرزند ا. به نشانی *
خواندگان:
1. مهندسی *توان با وکالت اقای ا. س. فرزند م. به نشانی *
2. دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 22 (مجتمع *معاون دادستان به نشانی *
خواسته: درخواست حکم ورشکستگی خوانده
گردشکار: ملاحظه میگردد. خواهان دادخواستی به خواسته ذیل الذکر به طرفیت خوانده اتی الذکر تقدیم داشته که پس از ارجاع به این شعبه و ثبت کلاسه فوق و جری تشریفات قانونی تحت نظر است. لذا دادگاه با توجه به جمیع اوراق و محتویات پرونده ضمن اعلام ختم دادرسی و با استعانت از خداوند متعال به شرح ذیل مبادرت به انشا و صدور رای می نماید.
رای دادگاه
بخش نخست: مقدمه
خواهان پارس اسکله با وکالت م. د. ن. دادخواستی به طرفیت خواندگان سازمان *و دادستان عمومی و انقلاب شعبه *به خواسته صدور حکم ورشکستگی را تقدیم نموده و اظهار داشت:
خوانده شرکت سازمان *(سهامی خاص) به شناسه ملی 10103468834، حسب مفاد دادنامه صادره به شماره *مورخ 1399٫02٫05 در پرونده کلاسه *و دادنامه شماره *مورخ 1400٫03٫04 و دادنامه شماره *مورخ 1400٫07٫19 صادره از شعبه *و اوراق و محتویات پرونده کلاسه اجرایی به شماره بایگانی *مطروحه در شعبه *، محکوم به پرداخت 58/842/296/544 ریال شده است. موکل با اقدامات و پیگیری های به عمل امده نهایتا موفق به وصول صرفا مبلغ 21٫756٫663٫227 ریال از اموال محکوم علیه گردیده و الباقی محکوم علیه به میزان 37٫085٫633٫317 ریال باقی مانده است. و علی رغم انجام استعلامات سه گانه (اداره ثبت اسناد و املاک، راهور، بانک) و غیره هیچ گونه مالی اعم از منقول یا غیر منقول و غیره از خوانده شناسایی نشده است. با توجه به مواد 1 و 2 و 3 قانون تجارت، خوانده تاجر محسوب میشود. و بنا به جهات یاد شده و عدم شناسایی اموال خوانده و میزان محکوم به نسبت به سرمایه ثبت شده شرکت خوانده، توقف خوانده به عنوان تاجر از پرداخت دیون و وجوه بر ذمه محرز و ثابت است. مضافا اینکه حسب مواد 412 و 413 قانون تجارت خوانده به عنوان تاجر میبایست ظرف (3) روز از تاریخ وقفه نسبت به اعلام ورشکستگی و توقف به محکمه اقدام می نمود. متاسفانه خوانده به تکالیف مقرر در قانون عمل ننموده و بالطبع مستندا به بند (ب) ماده 415 قانون تجارت موکل نیز به عنوان احدی از طلبکاران میتواند درخواست توقف و ورشکستگی را به عمل اورد.
مع الوصف با عنایت به مراتب معروضه و توجها به مستندات ابرازی، علی الخصوص عدم شناسایی اموال محکوم علیه و توقف در پرداخت دیون و از بین رفتن سرمایه ثبتی شرکت خوانده بر اساس میزان محکوم به و سایر قرائن و امارات موجود، مستندا به مواد 1 و 2 و 3 و 412 و 413 و 415 قانون تجارت، تقاضای استماع دعوا و رسیدگی و اتخاذ تصمیم شایسته را دارد.
وکیل خوانده در مقام دفاع اقدام به ارسال لایحه نموده که:
… 1 خوانده شرکت سازمان *(سهامی خاص) به شناسه ملی 10103468834، حسب مفاد دادنامه صادره به شماره *مورخ 1399٫02٫05 در پرونده کلاسه *و دادنامه شماره *مورخ 1400٫03٫04 و دادنامه شماره *مورخ 1400٫07٫19 صادره از شعبه *و اوراق و محتویات پرونده کلاسه اجرایی به شماره بایگانی *مطروحه در شعبه *، محکوم به پرداخت 58/842/296/544 ریال شده است.
2 موکل با اقدامات و پیگیری های به عمل امده، نهایتا موفق به وصول صرفا مبلغ 21٫756٫663٫227 ریال از اموال محکوم علیه گردیده و الباقی محکوم علیه به میزان 37٫085٫633٫317 ریال باقی مانده است. و علی رغم انجام استعلامات سه گانه (اداره ثبت اسناد و املاک، راهور، بانک) و غیره هیچ گونه مالی اعم از منقول یا غیر منقول و غیره از خوانده شناسایی نشده است.
4 با توجه به مواد 1 و 2 و 3 قانون تجارت، خوانده تاجر محسوب میشود. و بنا به جهات یاد شده و عدم شناسایی اموال خوانده و میزان محکوم به نسبت به سرمایه ثبت شده شرکت خوانده، توقف خوانده به عنوان تاجر از پرداخت دیون و وجوه بر ذمه محرز و ثابت است.
5 مضافا اینکه حسب مواد 412 و 413 قانون تجارت خوانده به عنوان تاجر میبایست ظرف (3) روز از تاریخ وقفه نسبت به اعلام ورشکستگی و توقف به محکمه اقدام می نمود. متاسفانه خوانده به تکالیف مقرر در قانون عمل ننموده و بالطبع مستندا به بند (ب) ماده 415 قانون تجارت موکل نیز به عنوان احدی از طلبکاران میتواند درخواست توقف و ورشکستگی را به عمل اورد.
6 مع الوصف با عنایت به مراتب معروضه و توجها به مستندات ابرازی، علی الخصوص عدم شناسایی اموال محکوم علیه و توقف در پرداخت دیون و از بین رفتن سرمایه ثبتی شرکت خوانده بر اساس میزان محکوم به و سایر قرائن و امارات موجود، مستندا به مواد 1 و 2 و 3 و 412 و 413 و 415 قانون تجارت، تقاضای استماع دعوا و رسیدگی و اتخاذ تصمیم شایسته را دارد.
بخش دوم: اسباب موجهه
سبب این که در رای، جزییات بیشتری ذکر میشود. که از یک سو امر ورشکستگی از امور حسبی میباشد. (نظرموافق: ک. ک.، حقوق ورشکستگی، ش41، ص33؛ نظر مخالف: دکتر ر. ا.، مبحث دوم بخش دوم فصل دوم دفتر اول باب اول حقوق تجارت، صص58 59) و به همین خاطر طبق بند ج ماده 415 قانون تجارت، دادستان در زمره ی اشخاصی است. که میتواند تقاضای حکم ورشکستگی نماید. و یکی از خطرات ورشکستگی مسری بودن ان میباشد. که گاه زنجیره ای طولانی از ناتواتی هایی پی در پی ایجاد می کند که نتیجه ی ان دومینویی از ورشکستگان میباشد. وانگهی مرجع شکایت از اقدامات اداره تصفیه، دادگاه صادر کننده ی حکم توقف میباشد. که گاهی منجر به اعلام بطلان اعمال اداره تصفیه از سوی دادگاه میشود. (ماده 5 قانون اداره تصفیه) از این روی، لازم است. دادگاه جزییات ورشکستگی را بیان کند تا علاوه بر دقیق بودن عمل تصفیه از تشکیل پرونده های اضافی زاییده شده از اقدامات ورشکستگی و تصفیه جلوگیری شود. و در تایید امور حسبی بودن نظریه شماره 7/9907 مورخ 1371/12/17 اداره حقوقی بیان داشته است: صرف اظهار تاجر برای صدور حکم ورشکستگی کافی میباشد. و این دعوی به معنای مصطلح که محتاج به طرف دعوی باشد.، نیست …) و اساسا گاهی مرگ شرکت، اثار اجتماعی زیانبار تری نسبت به مرگ اشخاص حقیقی دارد. و رای صادردارای اطناب ممل به از رای دارای ایجاز مخل دادگاه نظارت عالیه دارد. و در هدف باید فعال باشد. و نه منفعل.
نخست اینکه طبق قاعده منع مداخله، از زمان صدور حکم، مدیر تصفیه قائم مقام قانونی وجود شکسته میباشد. و نماینده (نه قائم مقام قانونی) طلبکاران میباشد. که باید غبطه و مصلحت موکل (طلبکاران) را رعایت نماید. که این منع مداخله تاجر دارای جنبه موضوعی دارد. و نه شخصی و در حقیقت مربوط به قوه دماغی تاجر نمیباشد. و بلکه یک نوع تامین و توقیف در جهت حفاظت از طلبکاران میباشد. در حالی که حجر، دارای جنبه شخصی میباشد. و در حجر نگاه حمایتی میباشد. ولی در مورد ورشکسته نگاه سو ظنی میباشد. و این منع مداخله علاوه بر تصرفات حقوقی و مداخلات مادی مخل به امر تصفیه را نیز شامل میشود.
دوم این که تکلیف ماده 435 و 436 قانون تجارت مبنی بر قرار توقیف باید گفت که این توقیف صرفا برای شخص تاجر میباشد. و در مورد شرکا و یا مدیران شرکت قابلیت اعمال ندارد. و اگرچه این توقیف، دارای جنبه ی کیفری نمیباشد. و بلکه دارای ماهیت احتیاطی میباشد. و از این جهت قابل اعتراض و تجدیدنظرخواهی نمیباشد. و اجرای ان نیز منوط به قطعیت حکم ورشکستگی نمیباشد. و این در نظریه شماره 2911/95/7 مورخ 1395/11/16 نیز تصریح شده است. و اگرچه در لایحه الحاق چند ماده به قانون تصفیه امور ورشکستگی بازداشت مدیران شرکت ها پیش بینی شده است. ولی این لایحه به تصویب مجلس نرسیده است. تا لازم الاتباع باشد. به هر روی، با توجه به این که دارای ماهیت سالب ازادی میباشد. از این رو باید در موضع نض تفسیر و اعمال شود. (نظر موافق: دکتر ر. ا.، حقوق تجارت، صص165، زمستان 1398، چاپ بیست و پنجم؛ دکتر ک. ک.، حقوق ورشکستگی، شش 188و194، صص 60و135؛ نظر مخالف؛ رای شماره 910 مورخ 1317/4/11 شعبه *) که البته امکان اخذ تامین نظیر وثیقه و کفالت نمیباشد. همان طور که اخذ تامین در رای شماره 13 مورخ 1351/1/23 دادگاه عالی انتظامی قضات تخلف تلقی شده است. (هفته نامه دادگستری، سال 1351، ش 94، ص1 2)
سوم این که سه معیار بر مفهوم توقف ارائه شده است:1 معیار ناتوانی در پرداخت 2 معیار فزونی مجموع مبلغ بدهی ها بر ارزش اموال 3 معیار عدم تعادل مستمر بین درامد و هزینه های تاجر
بر اساس دیدگاه نخست، همین که تاجر از پرداخت یک دین به حال خود ناتوان گردد. متوقف است. و دادگاه برای صدور حکم ورشکستگی هیچ الزامی به بررسی و تحقیق در خصوص نسبت ارزش اموال تاجر با میزان بدهی های او ندارد. نتیجه عملی اتخاذ این رویکرد سرعت و سهولت احراز توقف و صدور حکم ورشکستگی است. بر اساس معیار دوم که به معیار ترازنامه شهرت یافته برای صدور حکم ورشکستگی، دادگاه باید مجموع ارزش اموال تاجر را با مجموع مبلغ بدهی های او قیاس کند و اگر جنبه منفی دارایی بیش از جنبه مثبت ان باشد. تاجر متوقف است. و محکمه میتواند حکم ورشکستگی او را صادر کند صرفا به دلیل ناتوانی در پرداخت یک دین میتوان حکم ورشکستگی صادر کرد اتخاذ این رویکرد رویکرد دادگاه را به ارجاع امر رسیدگی به وضعیت اموال و دیون تاجر به کارشناس وادار می کند و طبعا فرایند رسیدگی به ادعای توقف و ورشکستگی را طولانی از زمانی خواهد کرد که معیار ناتوانی در پرداخت ملاک عمل قرار گرفته است. بر اساس معیار سوم هیچ یک از رویکرد های فوق مناسب نیستند به این معنا که نه صرفا به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی صدور حکم ورشکستگی مجاز و قابل تایید است. و نه رسیدگی به وضع دارایی تاجر و احراز فزونی بدهی ها بر ارزش اموال را می توان راه حلی شایسته و قابل تایید دانست ان چه برای احراز توقف ضرورت دارد.، عدم تعادل مستمر بین درامد و هزینه های تاجر است. این ضابطه به معیار ناتوانی در پرداخت نزدیک تر است. اختلاف اصلی ان با معیار نخست در این است. که به موجب ان ناتوانی موقت و گذرا در پرداخت یک بدهی حال را نباید موجب ورشکستگی دانست. عدم تعادل بین درامد و هزینه های تاجر باید به گونه ای باشد. که بتوان استمرار ان در اینده را احراز کرد و باید توقف ماندگار و بحران زا جلوه کند.
این که، توقف در پرداخت دین به مفهوم واقعی و ضابطه ی باطنی (احراز ناتوانی واقعی) رخ داده است. بدین معنا که صرف عدم پرداخت دین، تاجر را ورشکسته نمی کند و بلکه این امر با بررسی وضعیت مالی وی اعم از نقد و مطالبات و دارایی و غیره که در نتیجه ی ان دارایی منفی وی بیشتر از دارایی مثبت وی باشد. اساسا با پذیرش نظریه ی و ضابطه ی ظاهری (مداخله فوری) بر تحقق مفهوم توقف، نیازی به ارجاع امر به کارشناس نمیباشد. که تمامی حساب ها و دفاتر و دارایی ها و وثایق و غیره را بررسی کند و باید از تفسیر لفظی از ماده 412 قانون تجارت دست کشید خصوصا با واقعیت های اجتماعی و اقتصادی امروز (در غیر این صورت باید بیشتر شرکت های در حال حاضر را باید ورشکسته اعلام نمود که دیون متعدد دارند!) و منطق حقوقی اقتضای گرایش به ضابطه ی باطنی را دارد. و از سوی دیگر پذیرش سهل ورشکستگی خلاف نظم عمومی اقتصادی میباشد. و گاهی به ضرر اشخاصی نظیر کارکنان و کارگران تاجر میباشد. که دخالی در این توقف نداشته اند و ضابطه ی سلب اعتبار تجارتی نیز نمیتواند راهگشا باشد. چرا احراز، این امر کار دشواری میباشد. و با لحاظ وضعیت اقتصادی باید قید عدم تعادل استمراربین درامد وهزینه را باید به توقف واقعی افزود. (برای دیدن نظرات مخالف؛ دکتر ح. س. ت.، حقوق تجارت، ج4، ص118؛ دکتر م. ص، حقوق بازرگانی: ورشکستگی نظری وعملی، ص 89، دکتر ا.، حقوق تجارت: ورشکستگی و تصفیه امور ورشکسته، دکتر ع. ع. ا.، مجله مهنامه قضایی، سال سیزدهم، تیر 1348، دکتر ع.، حقوق تجارت، ص288؛ دکتر ا. ز.، حقوق بازرگانی، ص322، رای اصراری به شماره 3076 با تاریخ 1342/12/26؛ برای دیدن نظر موافق؛ د. ج. ج. ل.، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج5، لغت شماره 14464، ص3762، دکتر ع.، حقوق تجارت، ج3، ص 65، دکتر ا. ا. ک.، نشریه *، توقف در پرداخت دیون شماره 19، اذر ماه 1355) و اینکه بعد از توقف، برای تاجر محدودیت معاملاتی به وجود می اید (بند ت ماده 423) که با لحاظ حقوق مدنی و اصل عدم باید توقف واقعی را ملاک قرار داد و واژه ی جمع وجوه در ماده 412 قانون تجارت نیز موید بر ضابطه ی واقعی میباشد.
از سوی دیگر نظریه توقف واقعی با رویکرد فقهی به حقوق ورشکستگی نزدیک تر است. زیرا شرایط صدور حکم افلاس برای شخص در فقه امامیه عبارت است. از 1 ثابت شدن دین شخص نزد حاکم 2 فزونی مجموع مبلغ بر ارزش اموال ان از اعیان و منافع و مطالبات شخص از دیگران 3 حال بودن دین یا دیون 4 درخواست تمام یا برخی از بستانکاران
در حالی که وفق ماده 415 دادستان و خود تاجر متوقف نیز میتوانند توقف تاجر را اعلام و صدور حکم ورشکستگی را تقاضا کنند و حاکم صرفا در صورتی میتواند راسا و بدون درخواست طلبکار حکم افلاس صادر کند که طلب متعلق به اشخاصی باشد. که تحت ولایت حاکم قرار دارند و طبق ماده 421 به محض صدور حکم ورشکستگی تمام دیون مدت دار تاجر با رعایت تخفیفات مقتضیه حال میشود. در حالی که صدور حکم افلاس موجب حال شدن دیون مدت دار مفلس نمی شود.
چهارم این که مجموع دیون مدنی و تجاری تاجر، بیشتر از دارایی ان میباشد. و در ان دیون مدنی و تجاری هر دو ذکر شده است. و لزومی به تجاری بودن صرف دین نمیباشد. زیرا اولا ماده 412 به صورت مطلق است. و در ان تفکیکی بین دین تجاری و مدنی لحاظ نشده است. ثانیا ماده 5 قانون تجارت، کلیه معاملات تجار را تجاری دانسته است، مگر ان که خلاف ان ثابت شود. ثالثا ماده 512 قانون ایین دادرسی مدنی دعوای اعسار از تاجر را نمی پذیرد و حال ان که هزینه ی دادرسی دین مدنی میباشد. و نه تجاری رابعا ماده 274 قانون امور حسبی تصفیه ترکه ی متوفی را درصورتی که وی تاجر باشد. به صورت مطلق تابع مقررات تصفیه امور ورشکستگی دانسته است. و تفاوتی بین دین تجاری و مدنی قایل نشده است
پنجم این که طبق ماده 22 قانون ایین دادرسی این دادگاه صالح میباشد. زیرا مرکز اصلی ان در *می باشد. و ملاک مرکز اصلی (محل اداره حقوقی) میباشد. و نه مرکز عملیات (ماده 1002 قانون مدنی)
ششم این که در این پرونده اعلام توقف از سوی مدیون شده است. و اظهار تاجر اعم از حقیقی و حقوقی، اقرار محسوب نمی شود. و به همین جهت نیز ماده 415 قانون تجارت واژه ی اظهار را به کار برد و نه اقرار را در حالی که برابر ماده 202 قانون ایین دادرسی مدنی اگر ماهیت ان اقرار می بود. دیگر به امارات دیگری از جمله کارشناسی جهت صدور حکم ورشکستگی نیاز نمی بود. و البته این که تاجر (شرکت) توقف خود را ظرف سه روز از تاریخ توقف وفق ماده 413 و414 قانون تجارت اعلام نکرده است. موجب عدم استماع دعوا نمی شود. (رای وحدت رای به شماره 763) چرا که اساسا سه روز خصوصا برای شرکت ها مهلت بسیار اندکی میباشد. که با حسابرسی و بررسی ترازنامه و غیر معلوم گردد. که شرکت، متوقف بوده است، البته عدم رعایت مواد 413 و 414 قانون موصوف به موجب بند 2 ماده 542 قانون تجارت از اسباب ورشکستگی به تقصیر میباشد. و در ماده 435 از موجبات قرار توقیف دانسته شده است. که در رای وحدت رای به شماره 763 مورخ 1396/8/9 تصریح شده است.
هفتم این که رای وحدت رویه شماره 62 مورخ 1351/11/11 و رای وحدت رویه شماره 763 مورخ 1396/8/9 عدم ابراز دفاتر تجارتی و صورت حساب دارایی موجب نشنیده شدن دعوای ورشکستگی نمی گردد. و اگرچه نداشتن ایینه ی اعمال تاجر (دفاتر تجارتی) دارای ضمانت اجرای دیگری میباشد.
هشتم این که از انجا که دعوای ورشکستگی، دعوای غیر مالی میباشد. زیرا محتوی و مغز ان، حالت عجز مدیون از پرداخت بدهی های تاجر است. و نه پرداخت بعدی بر اساس تصفیه که از لوازم و نتایج حکم است. و نه خود حکم؛ بر این اساس طبق بند ب ماده 331 قانون ایین دادرسی مدنی ظرف مهلت بیست روز (در حالی که ماده 537 مهلت ده روزه مقرر داشته بود. و از این جهت ناسخ قانون تجارت میباشد.) از تاریخ اعلان حکم (ماده 537 قانون تجارت و نه ابلاغ حکم) قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر *می باشد. ولی قابل رسیدگی فرجامی نمیباشد.
وانگهی در امور تجاری و خصوصا مبحث ورشکستگی که به منزله موت نسبی شخصیت حقوقی تلقی میگردد. میبایست با احتیاط و جزم اندیشیدید و عمل نمود و به قدر متیقن از امر اکتفا نموده و از تفسیر موسع از مفهوم توقف و مصادیق ان پرهیز نمود.
و از سوی دیگر وقفه در پرداخت دیون تاجر با وصف مجموع دارایی وی بررسی میگردد. به بیان دیگر توقف در صورتی حاصل میشود. که مقدورات مالی شرکت بدهکار توانایی پرداخت بدهی طلبکاران را نمی دهد، یعنی با وجود اینکه شرکت قصد پرداخت دین خود را دارد.، اما به دلیل اختلالی که در امور مالی وی حاصل شده، امکان پرداخت دین فراهم نمی شود. چه ممکن است. شرکت دارای اموالی بوده که میبایست نقد شود. یا واجد مطالباتی باشد. که وصول نگردیده یا وصول انها مستلزم صرف زمان است. یا امکان دارد. شخص حقوقی دارای اعتبار باشد. و بتواند از اعتبار خود استفاده کرده و با استقراض از دیگران دین خود را پرداخت نماید.، لیکن سرعت در گردش امور تجاری این امکان را به وی نمی دهد و موجب اختلال در پرداخت های وی میشود. با این توضیحات صرف امتناع از پرداخت دین که ممکن است. منبعث از اختلافات طرفین و نه عدم توانایی واقعی خوانده در پرداخت دین باشد. و یا میتواند عامدانه از سوی خوانده صورت پذیرفته باشد.، به منزله وقفه در پرداخت دیون و توقف موجب ورشکستگی تلقی نمی گردد.
حال طلبکار خوانده دلیل محکمی بر ورشکستگی خوانده ارائه نکرده است. و صرف استنکاف در پرداخت دین، موجب ورشکستگی نمی شود. مویدا به دادنامه شماره*مورخ 1402/01/20 با شماره پرونده*و شماره بایگانی *با ریاست قاضی محترم اقای ا. چنین امده است: (نکته قابل تاویلی است. که از ماده 413 قانون استنادی صورت گرفته است. این امر در عین اینکه نسبت به توقف ظاهری صحت دارد. اما در مورد توقیف واقعی موثر نیست بنا براین اگرچه مقنن در ان مواد وفقه (تادیه قروض و سایر تعهدات) را به صورت مطلق ذکر کرده است. اما مراد و مقصود قابل انتساب مقنن از وقفه حکایت از تمامی دیون و سایر تعهدات نقدی دارد. و به هیچ وجه مشمول قسمتی از انها نمی شوند بر این اساس انچه که در رسیدگی محکمه باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است. که اساسا توانایی شرکت در خصوص تادیه دیون بر بستانکاران در مجموع چگونه است. و در صورتی که دارایی های شرکت مستغرق در بدهی ها باشد. شرکت در بین تجار اعتباری نداشته باشد. در این حالت قطعا چنین شرکت ورشکسته است. حال انکه به صرف مطالبات یک شخص و عدم تادیه وجه ان نمیتوان شرکت تجاری را ورشکسته اعلام نمود)
بخش سوم: منطوق
در دعوی پیش رو، نظر به میزان بدهی خوانده، از نظر دادگاه عدم پرداخت وجوه موضوع استناد خواهان ناشی از اختلافات طرفینی و نه ناشی از توقف شرکت خوانده میباشد.، لذا ادله خواهان برای اثبات ادعا و احراز توقف واقعی خوانده کفایت ننموده و بنابراین دادگاه دعای خواهان را موجه تشخیص نداده و مستندا به ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی حکم به بطلان ان صادر و اعلام میگردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است.
م. ف. - دادرس شعبه *
رای دادگاه تجدیدنظر استان
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
تجدیدنظرخواه: *با وکالت اقای م. د. ن. فرزند ا. به نشانی *
تجدید نظر خواندگان:
1. مهندسی *توان با وکالت اقای ا. س. فرزند م. به نشانی *
2. دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 22 (مجتمع *معاون دادستان به نشانی *
تجدیدنظر خواسته: دادنامه شماره *صادره از شعبه *
گردشکار دادگاه با توجه به محتویات پرونده و انجام مشاوره ختم دادرسی را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.
رای دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی *با وکالت اقای م. د. ن. به طرفیت 1 مهندسی ل. توان 2 دادستان عمومی و انقلاب شعبه *نسبت به دادنامه شماره *صادره از شعبه *که به موجب ان حکم بطلان دعوی خواهان به خواسته صدور حکم ورشکستگی خوانده ردیف اول صادر گردیده است. با توجه به محتویات پرونده و قطع نظر از صحت و یا سقم ماهیت موضوع نظر به اینکه امر ورشکستگی اشخاص حقوقی به لحاظ ارتباط ان با حقوق سایر اشخاص خصوصا طلبکاران از نظر قانونگذار واجد اهمیت ویژه ای بوده و خواهان به عنوان یکی از بستانکاران تقاضای صدور حکم ورشکستگی نموده است. هر چند صرف احراز بدهی از مورد ورشکستگی نیست اما محاکم دادگستری نیز در راستای کشف حقیقت در اجرای ماده ی 199 قانون اتی الذکر از انجام هرگونه تحقیقاتی منع نگردیده اند و انجام استعلامات از مراجع ذی ربط و نیز لزوم جلب نظر کارشناس که از جمله مستندات خواهان نیز بوده در مسیر کشف حقیقت راهگشا خواهد بود. هر چند بیان ت. ریک نظریات جهت غنا و استحکام احکام قضایی مفید است. اما صرف ارائه ی نظریه ت. ریک کافی نیست تکلیف محاکم قضایی کشف حقیقت و حل و فصل خصومت است. و دادگاه محترم نخستین صرفا با این استدلال که بدهی از موارد صدور حکم ورشکستگی نیست اقدام به صدور حکم ماهیتی نموده در حالی که اقتضای رسیدگی کامل و جامع بررسی کلیه مستندات میباشد. بنابراین دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته را قرار تلقی و با توجه به اینکه رسیدگی در سیستم قضایی *دو مرحله ای بوده و این رسیدگی در مرحله نخستین به صورت صحیح و کامل صورت پذیرفته و به دلایل و مستندات رسیدگی نشده و ورود در ماهیت نگردیده است، ان را شایسته تایید ندانسته با استناد به مواد 199٫348٫353 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض و جهت رسیدگی ماهوی به مرجع محترم نخستین عودت می نماید. این رای قطعی است
رئیس شعبه *مستشار دادگاه
ی. ی. م. ا. پ.