تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: دادگاه کیفری استان در صورتی میتواند رسیدگی به پرونده های ثبت شده قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 را ادامه دهد که با توجه به قانون مذکور،به دادگاه کیفری یک تبدیل شده باشد و درمواردی که به عنوان دادگاه تجدیدنظر استان ادامه فعالیت می دهد،پرونده باید در دادگاه کیفری یک جانشین رسیدگی شده و دادگاه کیفری استان در این خصوص صالح به رسیدگی نیست.
آقای ش. پ. به اتهام لواط به عنف با آقای ص. خ. و آقای الف. خ. به اتهام معاونت تحت تعقیب قرار گرفته و به موجب دادنامه فرجام خواسته آقای ش. پ. به اعدام و آقای الف. خ. به تحمل 25 سال حبس تعزیری محکوم شده اند و شرح موضوع به این صورت است که اداره زندان الف. به شرح برگ 42 در تاریخ 1394/03/04 به دادستان عمومی و انقلاب الف. اعلام کرده است که زندانی ص. خ. با تقدیم شکوائیه ای اعلام کرده است که زندانیان ش. پ. و الف. خ. ساعت 22 مورخ 1394/03/03 در بند 8 زندان با او درگیر شده و علاوه بر ضرب و جرح او در داخل بند او را برهنه کرده و به دستشویی و سپس حمام برده و زندانی ش. پ. به زور به او تجاوز کرده است و زندانی الف. خ. نیز با او همکاری کرده و نگهبانی می داده و وقوع جرم را تسهیل کرده است. شاکی در برگ های 36 و 38 شکایت خود را اجمالا به شرح فوق مطرح کرده است پزشکی قانونی اردبیل به شرح برگ 43 در تاریخ 1394/03/04 از شاکی معاینه کرده و علاوه بر تایید کبودی ،تورم و جراحت (حارصه) طرف چپ مخاط داخلی لب فوقانی و کبودی سمت چپ مخاط داخلی لب تحتانی اعلام کرده است که پارگی ساعت 12 حلقه مقعدی همراه با خراشیدگی در ساعت 6 حلقه مقعدی مشهود است که دال بر دخول جسم سخت مانند آلت تناسلی مردانه نعوظ یافته (لواط) طی یکی دو روز اخیر میباشد زندانیان ت. ک.، د. ف.، ش. س.، ن. م. ،ت. ر. و م. ج. به شرح بر گهای 19 تا 31 تایید کرده اند که آقایان ش. پ. و الف. خ. پس از درگیری با شاکی او را برهنه کرد و به دستشویی وحمام بردند و خ. مانع کمک کردن بقیه به شاکی بود و جوی ایجاد کرده بودند که کسی جرات کمک به شاکی را نداشت اما نمی دانیم در داخل حمام چه اتفاقی افتاده است. متهمین پ. و خ. به شرح برگهای 32 تا 35 صرفا اصل درگیری را تایید کرده اند اما سایر موضوعات و بردن شاکی به دستشویی و حمام را تکذیب کرده اند. دادیار ناظر زندان به شرح برگ های تا 62 در تاریخ 1394/03/05 از 10 نفر از زندانیان بند 8 به اسامی 1 - ن. م. 2 - ر. الف. 3 - ح. ن. 4 - د. ف. 5 - ی. ر. 6 - ر. د. 7 - ک. ب. 8 - ب. ع. 9 - ح. و. 10 - ت. ر. به عنوان مطلع تحقیق کرده است که اظهارات آنان اجمالا به این صورت مطرح شده است که آقای ن. م. اظهار داشته نقشه اول متهمان من بودم و زندانی ح. ن. به الف. خ. التماس کرد گفت تو را خدا از این دست بردارید و به پایش افتاد تا از من فاصله گرفت و گفت عیبی ندارد تو را عفو می کنم و آقای ش. پ. جو مرا عفو کرد و هر دو به سمت ص. آمدند و یقه او را گرفتند و به پآیین کشیدند و ش. با سر به صورتش زد و او به زمین افتاد و گفت من چه کار کرده ام و گناه من چیست من شما را نمی شناسم و وقتی به زمین خورد ش. و الف. لباس او را درآوردند و با زور و در حالت کشیده او را به طرف دستشویی بردند و ص. ر. آمد و گفت ولش کنید ولی او را هل دادند و به او فحش ناموسی دادند و هر دو ص. را به داخل دستشویی بردند و ب. ع. هم درب را نگه داشته بود و ما فقط می شنیدیم و ص. مدام به آنها التماس می کرد و الف. ص. را می زد و می گفت باید آلت مرا به دهانت بگیری و ص. داد و فریاد می زد و او را از دستشویی خارج کردند و به حمام بردند و الف. دم درب ماند و ش. داخل بود و ش. که خارج شد الف. داخل حمام رفت و الف. هم که آمد حالت و وضعیت آنها طوری بود که خیس عرق بودند و می توانستیم حدس بزنیم که چه کاری با وی کرده اند و ب. ع. شورت و شلوار ص. را برد به او داد تا بپوشد و وقتی بیرون آمد دهانش پر از کثافت بود و از پشت وی خون می رفت و به او گفتیم چه شده حرفی نزد سرش را پآیین انداخت و گفت مرابه بهداری ببرید ولی کسی نبرد و حتی وکیل بند آقای ش. س. نیز از ترس کاری نکرد. آقای ر. الف. نیز ضمن شرح ماجرا اظهار داشته ابتدا می خواستند با ن. م. این کاررا بکنند که ما قرآن آوردیم و آنها را سوگند دادیم و نگذاشتیم و منصرف شدند و به طرف ص. خ. آمدند و در حمام ش. داخل بود و ص. تجاوز کرد و الف. دم درب ایستاده بود و چاقو داشت نمی گذاشت کسی نزدیک شود و ص. به شدت داد و فریاد می کرد. آقای ح. ن. نیز ضمن شرح ماجرا اظهار داشته درهمان روز حدود ساعت 5 عصر ش. و الف. به سمت ن. م. آمدند و می خواستند به او تجاوز کنند و به زور می خواستند او رابه دستشویی ببرند و منتظر بودند دربها بسته شود ولی من نگذاشتم و به روح برادر الف. که تازه فوت شده قسم دادم و بالاخره دست از سر او برداشته و در ساعت 9/30 حدودا به سمت ص. خ. آمدند و او را لخت کردند و به زور به دستشویی بردند و ش. داخل بود و الف. دم درب ماند و به ش. گفت هر کاری دوست داری بکن و ما هر چه کردیم راضی نشدند و و بعد از آن که حدودا نیم ساعت طول کشید ص. آمد و من دیدم پشت شلوارش پر از خون است و می گفت حالم خراب است می خوام به بهداری بروم ولی ش. و الف. نگذاشتند و ص. خ. استفراغ می کرد و می گفت به دهان من کردند و کسی به داد و فریاد وی نیامد و من ندیدم در داخل حمام چه کاری با او کردند ولی هر از گاهی صدای فریادش می آمد. آقای د. ف. ضمن شرح ماجراو اینکه ازیک هفته قبل که ش. و الف. به بند 8 آمدند امنیت بند سلب شده بود و هر شب کتک کاری می کردند بقیه ماجرا را مانند دیگران نقل کرده است و اظهار داشته الف. و ش. به زور شاکی را در حالت کشیده به داخل دستشویی و بعد حمام بردند و الف. نمی گذاشت کسی نزدیک شود و جلو همه را می گرفت و اصل کار و عامل اصلی الف. بود و ش. در دستشویی و حمام با ص. خلوت کردند وبه زور به او تجاوز کردند که ما فقط صدا را می شنیدیم و ص. را طوری تهدید کرده بودند که نمی توانست فریاد آنچنانی بزند و وقتی آمد بعد از 15 تا 20 دقیقه حالش خراب شد هر چه گفت مرا به بهداری ببرید الف. گفت هر کس جرات دارد درب را بزند و وی رابه بهداری ببرد چرا که هر کس این کار را بکند بلایی بدتر ازسر خودش خواهم آورد و بعد از آن نیز الف. و ش. همه را تهدید کردند کسی حق ندارد صدایش درآید. آقای ی. ر. اظهاراتی مانند سایرین مطرح کرده است... آقای ر. د. ضمن شرح ماجرا اظهار داشته الف. و ش. با طنابی که درست کرده بودند خواستند ن. م. را دار بزنند و ح. ن. واسطه شد صورت الف. را بوسید دست از سر منجم برداشتند وشب کمی مانده به ساعت خاموشی به سمت ص. رفتند و بعد از کتک کاری شورت و شلوارش را درآوردند و بعد به کمک من به زور وی رابه داخل دستشویی بردند و از آنجا به داخل حمام آوردند و ب. ع. درب سالن حمام و دستشویی را بست و کسی را نگذاشت به آنجا برود الف. داخل سالن آنجا قدم می زد و ش. داخل حمام با ص. بود و سر و صدایشان می آمد ولی زبان ص. بند آمده بود و نمی توانست حرف بزند و بعد که آمد گفت حالم خراب است اما کسی کمک نکرد همه ازترس خود نتوانستند کاری بکنند. آقای ک. ب. ضمن شرح ماجرا مانند سایرین اظهار داشته ش. و الف. با کمک هم اورا به دستشویی بردند و الف. جلو دستشویی ایستاد و ش. داخل دستشویی با ص. لواط می کرد و بعد در داخل حمام نیز این کار را کرد. آقای ب. ع. (که خود وی نیز به اتهام معاونت در لواط تحت تعقیب قرار گرفته وبه موجب دادنامه فرجام خواسته از اتهام انتسابی برائت حاصل کرده است) نیز اظهار داشته ش. و الف. ص. را از تخت پآیین کشیدند و او را کتک کاری کردند و شلوار و شورت او را درآوردند و وکیل بند هم از ترسش کاری نکرد و هر دو نفر به زور ص. را به داخل دستشویی بردند و ش. و ص. در دستشویی ماندند و الف. را بیرون آوردیم و ش. در دستشویی ص. را می زد و با سیلی میزد و می گفت باید بگویی چه کسی (ناخوانا) می گوید و الف. در سالن بود وکسی را نمی گذاشت نزدیک شود و هیچ کس جرات نمی کرد و ش. از دستشویی ص. را به حمام برد و همه دیدند و حدود 3 الی 5 دقیقه طول کشید و وقتی ص. آمد به وکیل بند التماس می کرد که حالم خراب است مرا به بهداری ببریدولی کسی کاری نکرد چون همه می ترسیدند. آقای ح. و. نیز شرح ماجرا را مانند سایرین بیان کرده اظهار داشته الف. و ش. به کمک هم ص. را به دستشویی بردند و الف. نگذاشت کسی جلو برود و از داخل دستشویی صدای ش. و ص. می آمد و بعد او رابه داخل حمام برد بعد ازحدود 10 دقیقه ص. آمد وحالش خراب می شد به وکیل بند می گفتیم او را به دکتر ببرد ولی از ترس خود کاری نکرد و به او شربت وقرص دادیم تا خوابید. آقای ت. ر. نیز اظهار داشته من 7 ماه است در آن بند می باشم الف. خ. و ش. پ. چندین بار تخلف کرده اند و به آن بند آمده اند حداقل روزی با یک یا دو نفر درگیر شده اند من حدس می زنم این دو نفر مشکل روانی دارند و فکر کنم زندانی دیگری در مورد آنها غیبت می کند و حدود ساعت 9/45 شب مورخ 1394/03/03 الف. یک دفعه بلند شد و گفت آقای ص. خ. بیا پآیین الان پیدا کردم که چه کسی پچ پچ می کند و او را لخت پآیین کشید به کمک ش. پ. و در وسط اتاق اورا لخت کردند و تنها شخصی که اعتراض کرد من بودم که به من هم فحش و ناسزا دادند ومن هم چون دیدم غیر از من کسی درمقابل آنها نمی ایستد من هم ساکت شدم چون آدم ضعیف و بیماری هستم و ص. را در حالت کشیده به داخل سالن حمام و دستشویی بردند الف. درب دستشویی را بست تا مانع رفتن کسی به جلو باشد و جلوی در ایستاد ص. خ. گریه می کرد و التماس می کرد و داد و فریاد می زد و کسی به داد و فریاد او نیامد و کسی ازمراقبین هم نیامد فکر می کنم علت نیامدن مراقبین این است که در آن بند همیشه سرو صدا زیاد است و مراقبین به آن صداها عادت کرده اند و حدود 20 دقیقه طول کشید بعد ازآن ش. درب راباز کرد و ب. ع. و ک. ب. خون دهان ص. را که در سالن ریخته بود را پاک می کردند و بعد که ص. آمد حالش خراب شد گفت مرا به بهداری ببرید و ش. س. نماینده بند ازترسش او را نبرد و ش. با آب سرد بدنش را شست و آمد وبدنش خیس عرق بود وبه اتاق آمد هیچ کس جرات نکرد اعتراض کند در وسط اتاق به همه فحش داد که هر کس کاری کند و گزارش دهد خانواده اش و بچه اش را فلان فلان می کنم. دادستان عمومی و انقلاب الف. به شرح برگ های 63 تا 65 در تاریخ 1394/03/05 از شاکی آقای ص. خ. ت ح. ق کرده است و شاکی اظهار داشته در تاریخ 1394/03/03 ساعت 10 شب من در بند 8 که حدود 30 زندانی دارد روی تخت دراز کشیده بودم ش. پ. و الف. خ. به طرف تخت من آمدند و گفتند بیا پآیین گفتم چه شده عربده کشیدند و الف. مرا پآیین کشید و هر دو شروع کردند به زدن من و مرا از ناحیه سر ولب و دست مورد ضرب و شتم قرار دادند و حتی لب و دهانم خونی شد و از ترس رفتم زیر تخت ومرا از زیر تخت بیرون آوردند ش. شلوار را از تن من خارج کرد و مرابه طرف دستشویی بردند با زور وکتک کاری و ش. گفت اگر آلت تناسلی مرا داخل دهانت نکنی تو را می کشم و من مقاومت کردم ولی هردو مرا مورد ضرب وشتم قرار می دادند ش. گفت می خواهم با تو لواط کنم اگرنگذاری این کار را بکنم چند نفر از دوستانم نیزاین کار راخواهند کرد ولی اگر بگذاری این کار را بکنم نمی گذارم آنها با تو کاری داشته باشند. ش. می خواست با من لواط کند مقاومت کردم الف. خ. آمد مرا کتک زدو می گفت بگذارکارش را بکند بعد ش. به شخصی به نام م. معروف به بکی گفت بروحمام را خالی کن او رفت حمام را خالی کرد و ش. و الف. مرا کشیدند داخل حمام کردند ش. به زور با من عمل لواط انجام داد مرا به روی زمین انداخته بود و دراز کشیده بودم می خواستم بلند شوم الف. که جلوی حمام ایستاده بود می آمد و به سرم میزد که حرکت نکنم ش. حدود 5 یا 6 بار با من عمل لواط انجام داد وی کاملا آلت تناسلی خود را داخل می کرد و حتی در دستشویی هم آلت خود را به دهانم گذاشت ش. آلت تناسلی خود را کاملا داخل کرد اما الف. خیر و مرا فقط مورد ضرب و شتم قرار می داد شخصی به نام م. معروف به بکی و ک. ب. نیزجلوی زندانیان حاضر در بند را می گرفتند تا نتوانند به من کمک کنند و وقتی با من لواط کرد از حال رفتم مرا ول کردند و بعد که به اتاق آمدم استفراغ کردم و تمام کسانی که در بند بودند شاهد ماجرا بودند و آقای ت. ر. به آنها گفت چرا با این بیچاره این کار را کردید به او جواب دادند خفه شو اگر حرف بزنی این بلا را برسرتو هم خواهیم آورد. به دستوردادستان متهمین دراختیار پلیس آگاهی قرارگرفته اند و در مرجع انتظامی تحقیقاتی انجام شده است به این شرح که متهم ش. پ. به شرح برگ های 69 تا 72 ضمن اقرار به درگیری با شاکی و ضرب و جرح وی به اتفاق الف. خ. اظهار داشته من درسالن شلوار شاکی را بیرون آوردم و او ازترس به طرف دستشویی فرار کرد و من به دنبال او رفتم و او را در دستشویی گرفتم و چون عصبانی بودم یک لوله که از قبل در دستشویی بود را به اندازه انگشت شست یک بار در مقعد او فرو کردم اما با نامبرده لواط نکرده ام و الف. فقط در ضرب وحرج دخالت داشت وعلت انکار اولیه این بود که من والف. خ. در زندان به طور مکرر با زندانیان دیگر درگیر می شویم و حتی مامورین زندان نیز ازما شاکی بودند و من و الف. فکر می کردیم کسی از زندانیان جرات شهادت دادن علیه ما را ندارند. با توجه به ادعای متهم دادستان به زندان دستور داده است که با بازرسی ازبند 8 زندان هر نوع وسیله اعم از طی،دسته جارو و لوله راجمع آوری و ارسال کنند وبه شرح برگ 77 صورتجلسه تنظیمی ماموران زندان حاکی است که پس از بازدید غیرمترقبه از بند 8 (اتاق ،سرویس های بهداشتی و حمام) یک عددجاروی پلاستیکی دسته دار،یک عدد طی پلاستیکی دسته دار و یک عدد جاروی معمولی که در زندانهای دیگر هم معمول است مشاهده شده است.در تاریخ 1394/03/06 به شرح برگ های 78 تا 81 دادستان از آقای ش. پ. ت ح. ق کرده است و متهم مذکور ضمن تکرار مطالب قبلی اظهار داشته دوبار دسته طی را به مقعد شاکی فرو کرده است و مرتکب لواط نشده است و الف. خ. نیز با فحش و ناسزا نمی گذاشت دیگران جلو بیایند اما شاکی در همان اوراق اظهارات متهم را تکذیب کرده و اظهار داشته است اگر دسته طی بود همان جا این کار را می کرد چرا مرا به حمام برده است و در حمام به کمک دوستش الف. خ. با من لواط کرده دوخول نیز انجام شده است و من از حیث ضرب و جرح شکایت ندارم اما از نظر آبروریزی و لواط با زور و اکراه شکایت دارم. دادستان با صدور دستوراتی جهت بررسی موارد فوق متهمین را در اختیار پلیس آگاهی قرار داده است. آقای الف. خ. به شرح بر گهای 85 تا 86 در پلیس آگاهی اظهارداشته فقط شاکی را کتک زده است و نقشی در بیرون آوردن شلوار شاکی نداشته است و کمکی به ش. پ. نکرده است فقط چون عصبانی بوده و فحاشی می کرده است کسی جلو نیامده است و وقتی ش. پ. و ص. خ. داخل دستشویی بودند من در حال فحاشی بودم و دوستانم مرا آرام کردند و به اتاق بردند و من خوابیدم ضمنا اظهار داشته دارای 8 فقره سابقه کیفری است که 4 بار به اتهام درگیری و 1 بار به اتهام شرب خمر و 3 باربه اتهام مواد مخدر بوده است. آقای ب. ع. به شرح برگ های 87 و 89 ضمن تکرار مطالب قبلی در مورد کمک کردن به متهمین اظهار داشته وقتی الف. ص. را کتک زد و با ش. شلوار او را درآوردند وکیل بند که ش. س. است جرات نکرده اقدامی انجام دهد و به من و ص. ر. گفت شما با الف. و ش. هم خرج هستید بروید نگذارید بلایی سر ص. بیآورند ما نیز این کار را کردیم اما آنها به ما نیز فحاشی کردند و الف. و ش. افراد خطرناکی هستند و با کوچکترین بهانه دیگران را مورد ضرب و شتم و اذیت قرار می دهند و هیچکس از زندانیان و مسئولین زندان و مامورین مراقب جرات برخورد و اعتراض به آنها را ندارد و هرکاری دلشان بخواهد مانند تجاوز و مصرف مواد و خرید و فروش مواد و فحاشی و اذیت دیگران انجام می دهند. در تاریخ 1394/03/06 به شرح برگ های 90 تا 94 بین شاکی و متهمین ش. پ. و الف. خ. و ب. ع. مواجهه حضوری انجام شده است شاکی اظهارات قبلی را تکرار کرده است واظهار داشته وقتی ش. آلت تناسلی خود را در دهانم کرد ب. ع. معروف به...شاهد بود و مراتب تجاوز به عنف توسط ش. پ. مساعدت با وی از طرف الف. خ. را تشریح کرده است. آقای ش. پ. ضمن شرح درگیری وی و الف. خ. با شاکی اظهار داشته به اتفاق شاکی را زدیم و من شلوار و شورت ص. را درآوردم و او را به دستشویی بردم ولی الف. داخل نیامد و در مقابل درب دستشویی ماند و برای اینکه سایرین دخالت نکنند اقدام به فریاد زدن و فحاشی کرد و به خاطر کار او کسی جرات نکرد مداخله کند و ص. در دستشویی مقاومت کرد اما من آلت خود را در دهان او نکردم و چون محیط دستشویی کوچک بود و مقاومت می کرد به دلیل عصبانیت و کینه قبلی که من عقلم را از دست داده بودم به مقاومت و التماس های ص. توجه نکردم و او را به سالن مقابل که حمام است بردم و علیرغم مقاومت ص. و در حالی که در اثر اجبار من او به حالت چهار دست و پا قرار گرفته بود و به خاطر زور وتوان هیکل من که خیلی بزرگتر از هیکل و زور ص. بود چاره ای جز تسلیم در برابر من نداشت و آلت خود را به داخل مقعد او فرو کردم و این کار بسیار زشت را انجام دادم و هدف من از این کار شهوت و لذت بردن جنسی نبود بلکه بخاطر خالی کردن کینه خودم با ص. به زور به او تجاوز نمودم و عمل لواط را انجام دادم و از زمان انجام این کار زشت شدیدا پشیمان شدم و دچار عذاب وجدان گردیده ام و الف. خ. در انجام عمل لواط و تجاوز به عنف مشارکت نداشت فقط در سالن میان درب دستشویی و حمام ایستاده بود برای اینکه دیگران دخالت نکنند فریاد می زد و به آنها فحش می داد و خ. نیز این موضوع را تایید کرده است و ب. ع. نیز اظهارات سایرین را تایید کرده است اما اظهار داشته او ندیده است که ش. آلت خود را در دهان ص. فرو کند و صحنه تجاوز را نیز ندیده است. ضمنا در پایان مواجهه حضوری آقایان ش. پ. الف. خ. و ب. ع. در پاسخ به سوال بازجو تایید کرده اند که در طول انجام مواجهه حضوری اهانت و بی احترامی به آنها نشده و با میل و اختیار خود و در کمال صحت و سلامت اظهارات خود را نوشته اند وهیچگونه اجباری وجود نداشته است و به خاطر عذاب وجدان و آرزوی بخشش از شاکی حقیقت را بیان کرده اند. ضمنا از آقای ک. م. مدیر زندان و آقای غ. ص. مسئول نگهبانی پوسته داخلی زندان و آقای الف. ص. مراقب بند نیز به شرح برگ های 95 تا 103 ت ح. ق شده است و نکته مرتبط با پرونده این است که در برخی از قسمت های زندان و از جمله بند 8 دوربین مدار بسته وجود نداشته است. در تاریخ 1394/03/07 به شرح برگهای 108 تا 111 توسط دادستان از شاکی و متهم ش. پ. ت ح. ق شده است که شاکی ضمن تکرار موضوع اظهار داشته متهم با زور و اجبار آلت خود را تا انتها داخل مقعد وی کرده است به حدی که تب و لرز نموده و دچار حالت تهوع وبیماری شده است و از آقایان خ. و ع. نیز بابت کمک و مساعدت به شتم مذکور اعلام شکایت کرده است اما اظهار داشته از نظر ضرب و جرح شکایت ندارد. متهم پ. نیز پس از تفهیم اظهارات شاکی اظهار داشته قبول دارم که این عمل زشت را انجام داده ام و یک بار آلت خود را کمی به مقعد وی فرو بردم دو سه دقیقه بیشتر طول نکشید و بسیار پشیمانم ودر ادامه دادستان با توجه به نوع اتهام رسیدگی را در صلاحیت دادگاه کیفری استان دانسته و قرار عدم صلاحیت صادر کرده است و با توجه به عدم اعتراض متهمان به قرار مذکور پرونده به دادگاه کیفری استان الف. ارسال و به شعبه اول دادگاه کیفری استان ارجاع شده است شعبه اول دادگاه کیفری استان به شرح برگ های 113 تا 117 در تاریخ 1394/03/07 به موضوع رسیدگی کرده است که شاکی اظهارات قبلی خود را تکرار کرده است و متهم ش. پ. نیز ضمن شرح ماجرا اظهار داشته افتادم رویش و دو دقیقه طول کشید و نمی دانم دخول انجام گرفت یا خیر و ارضا نشدم ولی آلت خود را فرو کردم و شاید داخل شده باشد و هیچ چیز در فرو کردن استفاده نکردم شاکی داد و فریاد کرد هیچکس از زندانیان نیامد. آقای خ. نیز اتهام معاونت را انکار کرده و اظهار داشته من فقط در سالن چند تا فحش دادم و جلوی دستشویی نگهبانی ندادم و آقای پ. پس از تفهیم اتهام لواط به عنف اظهار داشته اتهام وارده را قبول دارم و نمی دانم دخول انجام گرفت یا خیر و دادگاه در مورد آقایان پ. و خ. قرار بازداشت موقت صادر کرده است. به شرح برگ 121 آقای م. ح. به عنوان وکیل آقای ش. پ. اعلام وکالت کرده است و به شرح برگ 125 آقایان ص. ف. نیرو و ر. م. که نفر دوم کارآموز وکالت است برای مطالعه پرونده به عنوان وکیل متهم مذکور اعلام وکالت کرده اند اما دادگاه به شرح برگ 134 به این استدلال که نامبرده وکیل معرفی نکرده است آقای م. ح. را به عنوان وکیل تسخیری متهم مذکور انتخاب کرده است و به شرح برگ 147 نیز آقای ر. گ. به عنوان وکیل آقای الف. خ. اعلام وکالت کرده است. به شرح برگ 150 کمیسیون پزشکی متشکل از 2 نفر متخصص اعصاب وروان (روانپزشک) و یک نفر متخصص پزشکی قانونی در خصوص وضعیت روانی آقای الف. خ. اعلام نظر کرده است که ازنامبرده معاینه روانپزشکی به عمل آمده ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی بوده و حسب معاینه و مصاحبه روانپزشکی اختلال بارز روحی و روانی در نامبرده یافت نشد وبه شرح برگ 151 کمیسیون مذکور در مورد آقای ش. پ. جو اعلام کرده است از نامبرده معاینه روانپزشکی به عمل آمده و مدارک پزشکی ارائه شده شامل پرونده بالینی بیمارستان... و... الف. بررسی گردید. حسب معاینه و بررسی مستندات مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و ضد اجتماعی بوده و نیازمند درمانهای روانپزشکی است جنون در نامبرده یافت نشد. شعبه اول دادگاه کیفری 1 الف. (شعبه --- کیفری استان سابق) در تاریخ 1394/04/06 (پس از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 ) با حضور نماینده دادستان و شاکی و متهمین و وکلای آنان و با حضور 5 قاضی به موضوع رسیدگی کرده است (برگ های 157 تا 161 ) و شاکی از آقای ش. ی. به اتهام لواط و با تحقق دخول کامل و از الف. خ. به اتهام معاونت در بزه مذکور از این حیث که مانع شده دیگران به کمک شاکی بیایند و به شاکی گفته پ. باید با تو لواط کند تا روی تو کم شود اعلام شکایت کرده است. متهم ش. پ. منکر لواط شده و اظهار داشته با دسته طی دخول کرده است و در آگاهی ترسیده و چون شکنجه شده اقرار کرده است و در دادگاه نیز از ترس ماموران اقرار کرده است و زندانیان نیز چون با آنها درگیر شده ام می خواهند از من انتقام بگیرند. وکیل متهم مذکور نیز ضمن تکرار ادعای متهم وبه استناد مواد 218 و 241 قانون مجازات اسلامی و مواد 102 و 149 و 348 قانون آیین دادرسی کیفری به لحاظ فقد دلیل تقاضای صدور حکم برائت نموده است آقای الف. خ. نیزمنکر اتهام انتسابی شده است و اظهار داشته من با شاکی درگیر شدم و دو سیلی به ا و زدم شاکی از ترس به دستشویی رفت و من دو دقیقه در سالن بودم و قدم می زدم و رفتم خوابیدم و ندیدم پ. داخل دستشویی و حمام رفته باشد و وکیل وی نیزدفاعیات خود را به شرح لایحه اعلام کرده است و هر دو متهم در مقام آخرین دفاع نیز اظهارات فوق را تکرار کرده اند و دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه فرجام خواسته و با ذکر قرائن و امارات موجود در پرونده از جمله شکایت شاکی و نظریه پزشکی قانونی و اظهارات شهود و نیز اظهارات متهمین در مرحله تحقیقات مقدماتی و دادگاه بزهکاری هر دو متهم را از طریق علم متعارف احراز کرده و متهم ش. پ. رابه اعدام با طناب دار و متهم الف. خ. را به تحمل 25 سال حبس تعزیری محکوم نموده است و پس از صدور حکم به شرح برگ 168 صورتجلسه ای به امضا رئیس شعبه --- دادگاه تجدید نظر و کیفری استان سابق و مستشار دادگاه مذکور تنظیم شده است که اجمالا حاکی است نظر به اینکه دادگاه کیفری استان پس از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1393 و براساس تبصره 3 ماده 296 آن قانون به دادگاه کیفری یک تبدیل شده است و با توجه به خوف دادگاه کیفری استان به استناد بند الف ماده 11 قانون مجازات اسلامی ادامه رسیدگی پرونده در دادگاهی که وجود ندارد و از نظام حقوقی حذف شده است وجاهت قانونی ندارد بنابراین پرونده به دادگاه کیفری 1 ارسال شود و به این دلیل پرونده به شعبه اول دادگاه کیفری یک الف. تحویل شده است و وکلای متهمین در مهلت مقرر نسبت به رای صادره اعتراض کرده و پرونده به دیوانعالیکشور ارسال شده است. وکیل متهم ردیف دوم (خ.) ضمن نفی نقش موکل خود درماجرا و اینکه شهود فاقد شرایط شهادت هستند و لازم بوده فیلم دوربین بررسی شود و اساسا لواط صورت نگرفته است و به فرض وقوع نیز وحدت قصد بین مرتکب جرم و موکل وی وجود نداشته است نقض دادنامه را خواستار شده است و وکیل ردیف اول (پ.) نیز در لایحه تقدیمی ضمن ارائه سوابق بیماری روانی موکل خود و استناد به مقرراتی که در مرحله رسیدگی نیز مطرح کرده است اعلام کرده است موکل وی مرتکب لواط نشده است و صرفا با دسته طی (جارو) به شاکی تعرض کرده است و اظهارات متهم در پلیس آگاهی ناشی از جبر و قهر بوده است و جلسه اول دادگاه کیفری استان نیز بدون تعیین وقت و بدون حضور وکیل بوده است و در این مرحله متهم اقرار صریح به لواط نداشته است ومنکر لواط بوده است و از طرفی پرونده قبل ازقانون آیین دادرسی کیفری جدید در دادگاه کیفری استان ثبت شده است و طبق تبصره 3 ماده 296 قانون مذکور دادگاه کیفری استان صلاحیت ادامه رسیدگی را داشته است واز طرفی مبنای علمی نظریه پزشکی قانونی در مورد تایید دخول آلت تناسلی مردانه نامعلوم است واقرار درتحقیقات مقدماتی نیز معتبر نیست و شهود شاهد عینی لواط نبوده اند و نمی دانند پشت درب بسته چه اتفاقی افتاده است و از طرفی موکل وی مجنون است و کنترلی بر رفتارخود ندارد و طبق ماده 149 بیماری وی ازمصادیق جنون است اما پزشکی قانونی به لحاظ برخی ملاحظات از اظهار نظر صریح به جنون خودداری می کند و از طرفی موکل وی فاقد شرایط احصان است و متهم در محضر دادگاه توبه کرده است لازم به ذکر است حسب برگ 190 وکیل متهم ردیف اول تصویر نظریه کمیسیون روانپزشکی مربوط به تاریخ 1391/01/30 را ارائه کرده است که در نظریه مذکور نیز ذکر شده است متهم مبتلا به اختلال شخصیت فردی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی است و نیازمند درمانهای روانپزشکی است است و جنون در نامبرده محرز نشده لذا مسئول اعمال و رفتار خود میباشد. پرونده به دیوانعالیکشور ارسال شده و به این شعبه ارجاع شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حمید دلیر عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده و لوایح تقدیمی وکلای متهمین و نظریه کتبی آقای دکتر احمد رفیعی دادیار محترم دیوانعالیکشور اجمالا مبنی بر:با توجه به اینکه مقررات تبصره 3 ماده 296 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 از حیث رسیدگی به پرونده توسط دادنامه کیفری یک به لحاظ تشکیلات جدید قضایی مورد رعایت قرار نگرفته است تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را دارم.در مورد دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
پس ازلازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مطابق تبصره 3 ماده 296 قانون مذکور دادگاههای کیفری استان موجود به دادگاههای کیفری یک تبدیل شده اند که مطابق صدر ماده مذکور با حضور 2 یا 3 قاضی تشکیل میشوند و قسمت اخیر تبصره 3 در مورد توجه به تاریخ ثبت در مورد پرونده هایی که تا تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون در دادگاه ثبت شده است با توجه به فلسفه وضع این تبصره ناظر بر روابط و صلاحیت دادگاههای کیفری 1 و 2 است و در هر حال ادامه رسیدگی در دادگاه قبلی (کیفری استان)ناظر بر مواردی است که دادگاه کیفری استان به دادگاه کیفری 1 تبدیل شده باشد و در مواردی که دادگاه کیفری استان به دادگاه کیفری یک تبدیل نشده وبه عنوان دادگاه تجدید نظر استان ادامه فعالیت داده است ازشمول تبصره مذکور خارج است و در این موارد پرونده باید در دادگاه کیفری یک جانشین رسیدگی شود و با این وصف ادامه رسیدگی به پرونده تحت عنوان دادگاه کیفری 1 و کیفری استان سابق آن هم با حضور 5 قاضی خلاف صریح مقررات فوق است زیرا پس از لازم الاجرا شدن قانون فوق دادگاه کیفری استان از سیستم قضایی حذف شده است و این موضوع که رئیس و مستشار محترم شعبه هفتم دادگاه تجدید نظر پس از صدور رای به شرح برگ 168 ادامه رسیدگی به پرونده را به دادگاه کیفری 1 محول کرده اند نیز موید این است که دادگاه کیفری استان به کیفری 1 تبدیل نشده بوده است و برگ 205 پرونده که قاضی دیگری به عنوان رئیس شعبه --- دادگاه کیفری 1 اردبیل دستور ثبت لایحه وکیل را صادر کرده است نیز موید مراتب فوق است و در نتیجه چون دلیلی مبنی بر صدور ابلاغ قضایی از طرف ریاست محترم قوه قضائیه برای قضات محترم صادر کننده رای به عنوان قاضی دادگاه کیفری 1 در پرونده موجود نیست و دادگاه صادر کننده رای صلاحیت رسیدگی به پرونده را نداشته است اعتراض فرجام خواهان را وارد دانسته و به استناد بند 3 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته را نقض مینماید و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه کیفری 1 الف. ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
محمد ناصری صالح آباد - حمید دلیر