دعوی نفی نسب

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

محتویات پرونده حاکی از این است.که خانمها 1 - و. م. م. 2 - س. م. م. با وکالت اقای ع. ز. در تاریخ 1400/07/21 با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان *به طرفیت خانمها 1 - ز. م. ا. 2 - ف. ب. ن. 3 - س. م. م. 4 - اقای ر. م. م. 5 - سازمان **6 - سازمان *با خواسته نفی نسب و ابطال شناسنامه خانمها ز. م. ا. و ف. ب. ن. تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: پدر و مادر واقعی موکلین با یکدیگر ازدواج دائم نموده‌اند که حاصل ازدواج انان فرزند ا. مندرج در گواهی حصر وراثت: 1 - ر. م. م. 2 - و. م. م. 3 - س. م. م. 4 - س. م. م. می‌باشند حال خواندگان محترم ردیف اول و دوم خود را منتسب به پدر موکلین می دانند و در حال حاضر پرونده تقسیم ترکه مطرح نموده‌اند که به شماره کلاسه *در شعبه *ثبت گردیده که تقاضای رسیدگی و صدور حکم به استناد بند 11 از ماده 4 قانونی حمایت خانواده مورد استدعاست. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع می‌شود. و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/12/17 به شرح و استدلال مندرج در متن ان مبادرت به صدور رای به شرح ذیل نموده است:

در خصوص دعوی خانم ها:1- و. 2- س. ش. هر دو م. م. فرزند ا. ع. ا. با وکالت اقای ع. ز. فرزند ر. به طرفیت خانم ها و اقا. 1- ز. م. ا. فرزند ع. ا. 2- ف. ب. ن. فرزند ص. 3- ر. م. م. فرزند ع. ا. 4- س. م. م. فرزند ع. ا. 5- سازمان *6- سازمان *به خواسته نفی نسب ز. م. اصل و و خانم ف. ب. ن. و صدور حکم مبنی بر ابطال شناسنامه های خانم ز. م. ا. و خانم ف. ب. ن. با احتساب خسارات دادرسی، با توجه به محتویات پرونده ملاحظه می‌شود. وکیل خواهان در شرح خواسته و جلسه دادگاه بیان داشته پدر و مادر واقعی موکلین با یکدیگر ازدواج دائم نموده که حاصل ازدواج انان فرزند ا. مندرج در گواهی حصر وراثت 1- ر. م. م. 2- و. م. م. 3- س. م. م. 4- س. م. م. می‌باشند حال خواندگان محترم ردیف اول و دوم خود را منتسب به پدر موکلین می دانند بدون انکه ادله اثباتی در این خصوص داشته باشند و متاسفانه مورث خواندگان فوق الذکر ردیف اول و دوم با مطرح کردن پرونده اثبات نسب و اینکه همکار قبلی در پرونده موضوع آزمایش dna را به موکلین اعلام ننموده چرا که در پرونده اثبات نسب خواسته دادگاه معرفی وراث به آزمایش جهت احراز dna وراث بوده است.که این مهم صورت نپذیرفته است.موکلین نیز در خصوص اینکه خواندگانی که خود را منتسب به مرحوم نمودند شاهدانی دارند که حاضر به شهادت در خصوص ادعای دروغین انان بوده و از انجایی که دعوا نفی نسب منافاتی با اثبات نسب ندارد. و دعوی جدایی می‌باشد. تقاضای معرفی وراث جهت آزمایش dna و احراز ژن مشترک فیما بین دارم. تا این موضوع به طور یقین برای موکلین و سایر خواندگان محرز گردد. و وکیل خواندگان ردیفهای اول و دوم در دفاع اظهار داشته وکیل محترم خواهان ها در دادخواست تقدیمی دو خواسته را مطرح نموده‌اند 1- صدور حکم مبنی بر نفی نسب خانمها ز. م. و ف. ب. که در دادخواست تقدیمی به جهت و مبنای ان هم اشاره نموده‌اند ولی از طرف دیگر نسب موکلین چه ربطی به خواهان‌ها دارد. به عنوان مثال خانم ف. ب. ن. که از پدر و مادری مشخص متولد شده و رابطه نسبی وی هم مشخص است.چه ارتباطی با خواهان ها دارد. که ایشان بخواهند مدعی نفی نسب ایشان شوند و در خصوص خانم ز. م.، اگر ادعای ایشان این است.که رابطه نسبی وی با خواهان ها مشخص نمی‌باشد. در واقع رابطه نسبی خانم ز. م. به تبع رابطه نسبی پدرش با مرحوم ع. ا. م.، پدر خواهان‌ها بوده که انهم طی رسیدگی قبلی و به موجب ارای صادره از شعبه *که مورد تایید شعبه *قرار گرفته و در شعبه 26 دیوان عالی کشور مورد ابرام قرار گرفته است.تکلیف ان مشخص گردیده است.و لذا با وجود ارای قطعی (بدوی - تجدیدنظر - دیوان عالی کشور) مقتضی این است.که ارای قبلی را نقض نمایند حال انکه ارای قبلی تایید و ابرام شده است.و به مرحله نهایی رسیده است2- در خصوص خواسته ابطال شناسنامه ز. م. و ف. ب. هم همان ایرادات مذکور در فوق وجود دارد. چون اولا رابطه نسبی خانم ف. ب. ارتباطی به خواهان‌ها ندارد. و در خصوص خانم ز. م. هم به تبع رابطه نسبی با پدرش بوده که موضوع دادنامه های قبل قرار گرفته است.لذا وکیل محترم خواهان ها اقدام به طرح دعوایی بدون توجه به ارای سابق الصدور و بدون جهت و مبنا و به صورت واهی نموده‌اند که با عنایت به ارای استنادی تقاضای صدور حکم به رد دعوا را دارم. و خوانده دیگر سازمان *نیز در دفاع مرقوم داشته 1- با توجه به اینکه دعوی نسب دارای تبعات حقوقی خاصی می‌باشد. و می‌بایست به طرفیت افراد ذینفع اقامه دعوی می گردیده 2- سند سجلی 089 *به نام ز. م. ا. فرزند ح. به شماره 089 *و ف. ب. ن. به شماره 43 -1358 فروتقه حوزه 6 *که سند با اعلام پدر و مادر و برابر ماده 15 و تبصره ماده 16 قانون ثبت احوال تنظیم و دارای اصالت و اعتبار بوده و هیچگونه اشتباهی در مندرجات سند رخ نداده است.و سند سجلی 43 -1358 فروتقه حوزه 6 *به نام ف. ب. ن. فرزند ص. و ع. که سند با اعلام پدرو دو نفر گواه برابر ماده 15 و 16 قانون ثبت احوال تنظیم و دارای اصالت و اعتبار بوده و هیچگونه اشتباهی در مندرجات سند رخ نداده است.و سند سجلی 089 *به نام ح. م. ا. فرزند ع. ا. بدون مشخصات و م. بدون مشخصات که سند برابر رای شماره *م مورخ 1397/10/19 شورای تامین شهرستان *صادر گردیده است.و اسناد سجلی فوق بر اساس مقررات قانونی تنظیم و موجب ماده 1287 قانون مدنی یک سند رسمی محسوب می‌گردد. و برابر ماده 8 قانون ثبت احوال مصوب سال 1355 سند سجلی و شناسنامه از اسناد رسمی است.و تازمانی که به موجب تصمیم هیات حل اختلاف و یا رای دادگاه بر حسب مورد تصحیح یا ابطال نشده به قوت و اعتبار خود باقی می‌باشد. (اصلاحی 1363/10/18) و با استناد به ماده 1292 قانون مدنی در مقابل اسناد رسمی یا اسنادی که اعتبار اسناد رسمی را دارد. انکار و تردید مسموع نیست با توجه به محتویات پرونده اولا در خصوص نسب خانم ف. ب. ن.، نظر به اینکه پدر و مادر نامبرده مشخص و معین می‌باشد. و هیچ یک از والدین وی نسبت به نسب وی خدشه ای ننموده‌اند و در نتیجه نسب وی صحیح می‌باشد. و ثانیا در خصوص نسب ز. م. اصل، با عنایت به اینکه نسب وی به اقای ح. م. ا. و خانم ف. ب. برمی گردد. و پدر وی فوت ومادر وی در قید حیات می‌باشد. که از سوی پدر و مادر وی از زمان تولد وی خدشه و ایرادی نسبت به نسب وی وارد نگردیده است.و نسب پدر وی حسب دادنامه های صادره از سوی این شعبه و محاکم تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور تایید و ابرام گردیده است.و بر اساس ان سند سجلی و شناسنامه برای انان صادر گردیده است.و تمامی موارد حسب موازین قانونی صورت گرفته است.لذا دادگاه با عنایت به مراتب فوق خواسته خواهان‌ها را در تمامی موارد وارد ندانسته و مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان‌ها صادر و اعلام می نماید. رای صادره ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در محاکم محترم تجدید نظر مرکز استان *می باشد.

رای مذکور از ناحیه خانمها و. و س. م. م. با وکالت اقای ع. ز. مورد اعتراض و تجدید نظر خواهی قرار گرفته است.که شعبه *بر اساس دادنامه شماره *مورخ 1401/03/30 نسبت به ان چنین رای داده است:

درباره تجدیدنظرخواهی خانمها و. و س. هر دو فامیل م. م. فرزند ا. ع. ا. با وکالت اقای ع. ز. به طرفیت ز. م. ع. ا.، ف. ب. ن.، س. م. م.، ر. م. م. و سازمان **نسبت به رای شماره*صادره از شعبه *که به موجب ان حکم به بطلان دعوی تجدیدنظرخواهان به خواسته نفی نسب ز. م. ا. از ح. م. ا.، صادر شد، با توجه به محتویات پرونده محاکماتی مرحله بدوی و استدلال و مذکور در رای و نظر به اینکه در این مرحله از دادرسی دلیل و مدرک و موجبی که نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید. ارائه نگردیده لذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی مصوب 79 دادنامه ی مرحله نخستین را تایید واستوار می نماید. این رای ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان محترم عالی کشور می‌باشد..

رای مذکور نیز به طرفین ابلاغ گردید.که خانمها و. و س. هر دو م. م. با وکالت اقای ع. ز. در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که به هنگام شور قرائت می‌گردد. نسبت به ان فرجام خواهی نموده و اجمالا ادعا نموده اند: دادگاه بدوی صرفا اکتفا به پرونده اثبات نسب نموده این در حالی است.که رای اثبات نسب هیچگونه تعارض و تداخلی با موضوع نفی نسب ندارد. و صرف اکتفا به اثبات نسب نمی‌تواند مبانی رای پرونده نفی نسب باشد. ز. م. ا. فرزند ح. م. ا. یا همان ح. ع. است.که در روستا معرف حضور مردمان روستا می‌باشد. که متاسفانه ایشان فوت نموده و حال همسر و فرزند ایشان مدعی تقسیم ترکه می‌باشند و ادعای ذینفع بودن دارند. از قرائن و *دیگر اینکه فامیلی خوانده محترم م. ا. می‌باشد. و پدر ایشان هم به نام م. اصل خود را معرفی نموده و شناسنامه اخذ کرده در حالی که فامیلی موکلین م. م. می‌باشد. پرونده نفی نسب بدون ارجاع به آزمایش ژنتیک جهت تشخیص dna مشترک و بدون استماع شهادت شهود و بدون تحقیقات محلی منجر به صدور حکم بطلان دعوی شده که جای بسی تعجب دارد. و دادگاه نخستین به خواسته های مکرر ما جهت انجام موارد مذکور را اجابت نکرده است. بنابراین تقاضای نقض دادنامه مورد استدعاست. وکیل خانمها ف. ب. ن. و ز. م. ا. نیز در پاسخ به فرجام خواهی لایحه ای ارسال داشته اند که به هنگام شور قرائت خواهد شد. پرونده پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به فرجام خواهی به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ص. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:

رای شعبه

در خصوص دادخواست فرجام خواهی خانمها: و. و س. هر دو م. م. با وکالت اقای ع. ز. به طرفیت 1 - اقای ر. م. م. 2 - خانم س. م. م. 3 - خانم ف. ب. ن. 4 - خانم ز. م. ا. 5 - سازمان **6 - سازمان *مشهد نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/03/30 صادره از شعبه *نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می نماید./ط

شعبه *

ع. ص. (مستشار) س. ج. (عضو معاون)

منبع