صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: 1400/12/05
برگزار شده توسط: استان اردبیل/ شهر مشگین شهر
موضوع
صدور قرار اناطه در گواهی حصر وراثت برای احراز وراث مقتول
پرسش
پدری فرزند مجرد خود را به قتل (عمدی) رسانده است؛ در دادسرا با قرار بازداشت موقت روانه زندان و در دادگاه کیفری یک، به یک سال حبس و پرداخت دیه در حق اولیاء دم محکوم شده است. برخی از وراث به تشخیص شعبه که برادر و خواهر وی بودند رضایت دادهاند و با اعتراض یکی از برادران مقتول و فرزند قاتل پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و دیوان پرونده را اعاده تا گواهی حصر وراثت ارائه گردد. با وجود اینکه هیچکدام از وراث حاضر به اقدام نبودند نهایت با اقدام احدی از وراث، شورای حل اختلاف اعلام کرد: گواهی حصر وراثت منوط به تعیین تکلیف قتل عمدی است؛ چراکه با وجود پدر (قاتل) طبقه دوم ارث نمیبرد و صدور گواهی به نام طبقه دوم و حذف پدر منوط به اثبات قتل عمدی است که هنوز قطعی نشده است؟ حال سوال این است:1- خود قاتل (پدر) در صورت عدم اقدام سایر اشخاص ذینفع میتوانست جهت گواهی حصر وراثت اقدام کند؟ 2- اقدام شورای حل اختلاف در صدور قرار اناطه صحیح است؟ 3- دیوان عالی کشور میتواند بدون گواهی حصر وراثت اقدام به تصمیم نماید؟ فروض پاسخ منفی و مثبت چگونه خواهد بود؟ اگر در خلال این مدت رفع نقص، حبس یک سال تمام شود و پرونده در دادسرا یا کیفری یک باشد، چه اقدامی باید نسبت به تامین (با توجه به اختلاف در مشخص نبودن وراث و رضایت برخی از آنها از نظر دیه) صورت گیرد؟
نظر هیات عالی
در فرض سوال صدور قرار اناطه برای گواهی حصر وراثت و موکول نمودن آن به تعیین تکلیف پرونده قتل و اتهام پدر مبنی بر قتل عمدی فرزند در دیوان عالی کشور صحیح نبوده؛ مضافاً این که به لحاظ فقدان گواهی حصر وراثت، شعبه دیوان به دلیل نقص پرونده از جهت عدم وجود گواهی انحصار وراثت، پرونده را اعاده نموده است؛ به نظر میرسد شورای حل اختلاف باید مطابق تصمیم شعبه دیوان عالی، مبادرت به صدور گواهی حصر وراثت نموده و در گواهی اصداری قید نماید در صورت وجود موانع ارث نسبت به پدر متوفی، سایر وراث عبارتاند از... (با ذکر اسامی و تعیین سهمالارث آنان) درهرحال صدور گواهی حصر وراثت در احراز اولیاء دم ضروری است.
نظر اکثریت
در مورد بند اول سوال؛ هر شخص ذینفعی حتی قاتل میتواند طبق مواد 1 و 2 قانون تصدیق انحصار وراثت تقاضای گواهی حصر وراثت داشته باشد، البته این ذینفع بودن و تقاضا به معنی درج نام وی یا ذیحق بودن در درج نام وی در شمار وراث نیست.
در مورد بند دوم سوال، صدور قرار اناطه صحیح نیست. علت بر اینکه، اولاً؛ در گواهی حصر وراثت درصدد تعیین سهمالارث هستیم نه تقسیم آن. ثانیاً؛ ماده 862 قانون مدنی، طبقات ارث را گفته است و هر طبقه میتواند گواهی حصر وراثت بخواهد. (برخی معتقدند حتی اگر لازم شد میتوانیم طبقه اول را که پدر است بنویسیم و در جلوی آن قید کنیم که به اتهام قتل عمدی محروم است و بعد طبقه دوم را بنویسیم و درهرحال نیازی به قرار اناطه نیست.) ثالثاً؛ صدور قرار اناطه که در ماده 19 قانون آیین دادرسی مدنی تحت عنوان توقیف دادرسی اسم برده شده است برای زمانی که رسیدگی به ادعا و صدور حکم برای آن منوط به اثبات ادعای دیگری باشد که در صلاحیت دادگاه دیگر است و صدور گواهی حصر وراثت که از امور حسبی است ادعایی نیست که رسیدگی به آن منوط به اثبات ادعای دیگر در دادگاه دیگر باشد. رابعاً؛ حصر وراثت به صورت «گواهی» و «تصدیق» است؛ نه رای دادگاه و هرزمان امکان اصلاح و صدور دارد.
در مورد بند سوم؛ دیوان عالی کشور میتواند بدون گواهی حصر وراثت اقدام به اتخاذ تصمیم نماید؛ چراکه نحوه شناسایی وراث طریقیت دارد نه موضوعیت؛ نظریه مشورتی 1641/7- 27/3/76 هم موید این مطلب است.
در مورد بند چهارم سوال؛ با اتمام مدت یکساله بازداشت موقت باید طبق ماده 242 قانون آیین دادرسی کیفری تبدیل به تامین دیگر غیر از بازداشت موقت از جهت تامین دیه نمود. اگر احراز وراثت داشته باشیم با توجه به اشخاصی که رضایت دادهاند و اشخاصی که دیه آنها مانده است میتوانیم به تناسب، تامین را اخذ کنیم و در صورت شک به مقدار وراث به اندازه یک دیه کامل به عنوان تامین میگیریم.
نظر اقلیت
در مورد بند اول سوال؛ قاتل چون ذینفع نیست و جزء ورثه محسوب نمیشود نمیتواند تقاضای گواهی حصر وراثت داشته باشد؛ در مورد بند دوم سوال؛ صدور قرار اناطه صحیح است و طبق ماده 19 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، چنانچه رسیدگی به دعوایی منوط به اثبات ادعایی که رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه دیگری است باشد، رسیدگی به دعوی تا اتخاذ تصمیم از مرجع صلاحیتدار متوقف میشود و در این مورد نیز تا زمانی که قتل عمدی به صورت حکم قطعی از دیوان عالی کشور صادر نشود نمیتوانیم، پدر را که تنها وارث طبقه اول است از ارث محروم کنیم و چهبسا دیوان عالی کشور رای بر برائت متهم صادر کند. در مورد بند سوم سوال؛ دیوان عالی کشور چون بحث دیه مطرح است نمیتواند بدون گواهی حصر وراثت رای صادر نماید.