تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/22
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در تعارض دو سند عادی برای تحقق عید بیع، سندی که دارای تاریخ است، مقدم و حاکم میباشد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/12/22
خلاصه جریان پرونده
در این پرونده آقای م. قربان پور به وکالت از حسین س. فرزند م. در مورخه 90/6/22 با تقدیم دادخواست به خواسته 1 - تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اثبات عقد بیع نسبت به پلاک ثبتی --- - 4239 بخش یکم شاهرود مقوم به پنجاه میلیون و یکصد ریال 2 - اثبات مالکیت موکل نسبت به پلاک ثبتی مرقوم مقوم به بیست میلیون و یکصد ریال 3 - الزام خوانده به انتقال پلاک مرقوم به نام موکل مقوم به بیست میلیون و یکصد ریال به انضمام پرداخت کلیه خسارات دادرسی به طرفیت الف: غ. ی.ع.الف. ی ب: الف. س. طرح دعوی نموده و اعلام کرده موکل در سال 1363 ششدانگ پلاک ثبتی ذکر شده را از خوانده ردیف یک به مبلغ دویست و بیست هزار تومان خریداری مینماید و کلیه ثمن معامله را در چند قسط به وی پرداخت نموده و ملک را تحویل میگیرد و به دلیل کسالت، خوانده ردیف دوم (برادر موکل) قسمتی از ملک را در اختیار وی جهت سکونت و انتفاع مجانی قرار میدهد. تا اینکه حدودا 4 سال قبل خوانده دوم به موکل مراجعه و اظهار میدارد که جهت اخذ وام نیاز به سند مالکیت پلاک مرقوم دارد و چون سند به نام خوانده ردیف اول بوده موکل به وی مراجعه و با اصرار موکل سند به نام خوانده ردیف دوم منتقل میگردد و از زمان انتقال تا کنون خوانده ردیف دوم اقدامی جهت اخذ وام ننموده و با مراجعات مکرر موکل جهت انتقال سند اقدامی نمینماید. اصل قولنامه در ید خوانده ردیف اول میباشد. و موکل قولنامه خود را گم کرده است. ضمنا اقرار نامه آقای غ. ی.ع.الف. ی مبنی براینکه ملک را به خواهان فروخته و ثمن را دریافت نموده و با اصرار خواهان سند را به نام برادرش حسین س. منتقل نموده است پیوست دادخواست میباشد در صفحه 11 پرونده آقای غ. ی.ع.الف. ی اعلام کرده قولنامه در یک نسخه بوده و مفقود شده ولی شهود آن آقایان 1 - علی م. ساغری 2 - علی اکبر ساغری 3 - معصومه ساغری بوده اند. پرونده به شعبه دوم دادگاه حقوقی شاهرود ارجاع و دادگاه با ابلاغ وقت درمورخه 90/8/12 جلسه رسیدگی تشکیل داده است. وکیل خواهان ابتدا خواسته را به شرح دادخواست اعلام وتقاضای استماع شهادت شهود از جهت مبایعه نامه مفقود شده را نموده است. خوانده اظهار داشته قولنامه به نام من تنظیم شده و شهود (ساغری ها) درزمان تنظیم حضور نداشته اند و بعد هم به محضر رفتیم. مطلب دیگری ندارم. وکیل خوانده اظهار داشته، ملک در سال 86 به بیع قطعی به موکل منتقل شده است.و قبل از آن نیز آقای عشرت آبادی در دفتر خانه 19 حاضر و وکالت بلاعزل به نام موکل داده و ملک در سال 85 به نام عشرت آبادی انتقال یافته است. وکیل خواهان اظهار داشته: ملک در سال 63 توسط موکل از عشرت آبادی خریداری شده و از آن تاریخ موکل در آن تصرفات مالکانه داشته و در حال حاضر نیز موکل در آن متصرف است. لیکن به دلیل کسالت خوانده ردیف 2 برادر موکل، قسمتی از ملک مجانی در اختیار وی قرار گرفته که حاضریم بنا و نقاش و گچ کار و سنگ کار که در ملک کار کرده اند را معرفی کنیم. که شهادت دهند. و تقاضای تحقیق محلی نیز در این جهت مورد استدعاست. بعد از اعلام برادر موکل برای اخذ وام از فروشنده خواسته شده سند رسمی به نام خوانده انتقال یابد. ضمنا برادر خانم های خوانده نیز شاهد میباشند. و اگر خوانده مدعی خرید میباشد اعلام کند ثمن معامله را چگونه پرداخت نموده است. وکیل خوانده 2 : با انکار ادعای وکیل خواهان اظهار نموده حتی یک برگ قولنامه هم ندارد و موکل از روی برادری وی را در منزل خود سکنی داده است. و با توجه به اختلاف پیش آمده اقدام حقوقی نموده چون موکل دادخواست خلع ید داده است. مدارک ارائه شده توسط خوانده ردیف 2 1 - وکالت مورخه 69/11/18 دفتر 19 شاهرود که توسط مالک غ. یوسفی به ایشان (الف. س.) داده جهت اخذ پروانه و ساخت و ساز و مشارکت و فروش و اخذ وام و هر گونه تعهدی نسبت به پلاک ثبتی مورد دعوی 2 - فروش نامه رسمی 85/2/3 تنظیمی در دفتر 2 اسناد رسمی شاهرود که به موجب آن ملک مورد دعوی از ناحیه سازمان ملی مسکن به آقای غ. یوسفی انتقال یافته است. 3 - سند مورخه 86/2/18 (رسمی) مبنی بر فروش قطعی ملک مورد دعوی از آقای غ. یوسفی به الف. س. (ص 24 ) دادگاه دستور تجدید وقت جهت استماع شهادت شهود را داده است. و جلسه بعدی در مورخه 90/10/20 تشکیل گردیده ابتدا آقای م. ن.ح. به وکالت از الف. س. به عنوان خواهان تقاضای خلع ید خوانده آقای حسین س. را در پلاک ثبتی مورد دعوی نموده و خوانده آقای حسین س. پاسخ داده من خانه را خریدم و به نام خواهان کردم. تا کارهایی انجام دهد جواب نمی دهد و مطالب به شرح لایحه میباشد. نماینده ثبت اظهار داشته: ملک برابر سند رسمی 85/2/3 از سازمان زمین و مسکن به غ. یوسفی عشرت آبادی واگذار و طی سند رسمی 86/2/18 به نام الف. س. انتقال قطعی یافته است. دادگاه با توجه به دو فقره پرونده بین طرفین رسیدگی توام را دستور داده است در جلسه مورخه 91/6/8 (ص 45 ) دادگاه از شهود استماع شهادت نموده است. 1 - خانم معصومه ساغری 52 ساله اظهار داشته آقای الف. س. مستاجر ما بود در منزل ما خودم دیدم که مبایعه نامه را با فردی که رضا نام داشت (فروشنده) نوشتند و پول اولیه را حسین داد و مبلغ آن هفتاد هزار تومان بود که پنجاه هزار تومان از ما طلب داشت و بیست هزار تومان خودش (حسین) روی آن گذاشت و داد و بقیه قرار شد اقساط پرداخت گردد و این ملک دو اتاق داشت که الف. س. رفت و ساکن شد و بعد ساخت و ساز انجام شد که تا آنجا که من اطلاع دارم حسین هزینه ساخت و ساز را داد البته چایی و صبحانه کارگران را همه الف. زحمت می کشید و تهیه می کرد. س- ثمن معامله چقدر بود؟ دویست و بیست هزار تومان بود که هفتاد هزار تومان نقد و بقیه ماهی بیست هزار تومان پرداخت شود. س- در مورد انتقال سند چه اطلاعی دارید ؟ شنیدم سند به نام الف. زده شده است از حسین س. پرسیدم چرا سند به نام الف. زدید گفت می خواست وام بگیرد سند را به نام اوزدم. س- در زمان تنظیم مبایعه نامه چه کسانی حضور داشتند ؟ من بودم شوهرم علی اکبر ساغری و برادر شوهرم علی م. ساغری و مرحوم ابراهیم ساغری و همسرش و الف. س. و حسین س. و فروشنده حضور داشتند و محل منزل الف. س. بود که مستاجر ما بود و در یک حیاط با هم سکونت داشتیم و حتی غذایمان با الف. س. مشترک بود این قضیه بیش از 25 سال قبل اتفاق افتاد. س- شما ذیل مبایعه نامه راامضا کردید؟ خیر من امضا نکردم. فقط مردها امضا کردند زمان امضا من حضور نداشتم.س- آیا شخص دیگری هم بود؟ فکر نکنم، شاید ح. خاکی هم بود.دقیق نمی دانم.س- مبایعه نامه به نام حسین س. تنظیم شد یا الف. س. ؟ به نام حسین س. نوشته شد. س- در آن سال که معامله شد الف. س. توان خرید ملک به این قیمت را داشت ؟ خدایی اگر بخواهی حساب کنی نداشت. س- چرا حسین ملک را در اختیار الف. س. گذاشت ؟ چون الف. مستاجر بود حسین گفت برو در این خانه بنشین تا مستاجر نباشی در آن زمان حسین منزل پدری ساکن بود.س- اطلاع دارید چند سال است حسین و الف. مشترکا دراین ملک ساکن هستند ؟ فکر کنم حدود 13 یا 14 سال است.دقیقا به خاطر ندارم.از آقای علی م. ساغری 53 ساله صفحه 49 به بعد استماع شهادت شده است.س- نسبت خود را با طرفین بیان کنید ؟ هر دو پسرخاله من هستند. س- خواهان مدعی است پرونده کیفری دارید ؟ من سال 72 به اتهام حفاری غیر مجاز دستگیر و حکم برائت گرفتم.س- مورد گواهی تفهیم میشود بفرمائید؟ در سال 59 یا 60 که به مستضعفین زمین میدادند به من و برادرم علی اکبر هر کدام یک قطعه دادند که ساختیم ولی الف. س. مستاجر برادر من شد بعد اختلاف افتاد از منزل خود بیرون کرد و الف. رفت در کشتارگاه در منزل حاج میرزا الف. نشست حسین واسطه شد و الف. را به منزل برادرم برگرداند بعد حسین زمین مورد دعوی را از رضا نامی که فامیل وی را نمی دانم در حضور من و برادرم علی اکبر و خانم معصومه ساغری وابراهیم ساغری (مرحوم) به 220 هزار تومان خرید که در زمین دو اتاق با سقف چوبی بود حسین س. به برادرش الف. اجازه داد که در خانه سکونت کند و بعددر طی این مدت حسین در زمین ساخت و ساز کرد و توسعه داد و سنگ کار آن م. یوسفی به من مراجعه کرد وگفت س. پول من را نمی دهد که من شخصا پول را از حسین س. گرفتم و به یوسفی دادم. در مورد انتقال سند یکروز حسین به من مراجعه و گفت میخواهد سند را برای اخذ وام به برادرش الف. منتقل کند من او را منع کردم. حتی فر وشنده زمین هم او را منع کرد گفت برادرم می خواهد دخترش را عروس کند احتیاج به وام دارد که سند رابرای اخذ وام به نام الف. کرد. س - در زمان تنظیم مبایعه نامه بودید؟ بله به نام حسین س. تنظیم شد.به مبلغ 220 هزار تومان و 60 یا 70 هزار تومان نقد وبقیه اقساط ماهیانه 20 هزار تومان که گاهی حسین بابت قسط آن از من پول قرض می کرد.س- مبایعه نامه به خط چه کسی بود و چه کسانی امضا کردند ؟ به خط مرحوم ابراهیم ساغری که با سواد ما بود نوشته شد. و فروشنده آقای رضا و خریدار حسین س. من و علی ا کبر ساغری و الف. س. و ابراهیم ساغری امضا کردند یاد ندارم که خانم معصومه امضا کرد یا نه.سدر چه تاریخی سند را به نام الف. زدند ؟ من فقط به حسین پیشنهاد کردم این کار را نکن اما تاریخ تنظیم را نمی دانم. نبودم. س - چه سالی الف. س. دختر خود را شوهر داد ؟ حدود دوازده سال قبل بود. از آقای علی اکبری ساغری 60 ساله به شرح صفحه 54 به بعد استماع شهادت شده است. اظهار داشته طرفین پسرخاله من هستند درسالهای شاید 63 یا 64 یا سال دیگری پسر عمویم ابراهیم ساغری که مرحوم شده گفت حسین س. می خواهد زمینی بخرد من پیدا کردم اگر قصد دارد بگو بیاید بخرد که من با حسین س. صحبت کردم و جلسه ای با حضور فروشنده به نام رضا و برادرم علی م. ساغری و همسرم معصومه ساغری و خودم و الف. س. که مستاجر من بود مبایعه نامه نوشته شد و طرفین امضا کردند وحسین س. مبلغ هفتاد هزار تومان به فروشنده داد و قرار شد بقیه به صورت اقساط ماهیانه 20 هزار تومان پرداخت کند و حاضرین به عنوان شاهد امضا کردند یاد ندارم خانم من امضا کرد یا نه حتی بعد از مدتی که حسین س. قسط زمین را پرداخت نکرده بود فروشنده به من مراجعه و گفت حسین پول من رانمی دهد من از دست شما که شاهد بودید شکایت می کنم. با حسین صحبت کردم و او پول فروشنده را داد البته زمین شامل دو اتاق وآب و برق و سرویس دستشوئی بود، بعدها حسین با هزینه خود ساخت و ساز کرد.برادرش می خواست وام بگیرد، گفت قصد تنظیم سند به نام او دارد. من گفتم این کار را نکن ولی کرد.س- در چند نسخه مبایعه نامه نوشته شد ؟من بیاد دارم که رفتیم از رضائی نامی که همسایه ما در شهرک امام مغازه داشت کارین خریدیم و مبایعه نامه دردو نسخه تنظیم شد در منزل ما بعدا رضا فروشنده زمین به من گفت حسین س. گفته سند را به نام الف. س. بزن فردا اگر مشکلی پیش بیاید به من نگوید چرا سند زدی. الف. در زمان معامله توان مالی نداشت حسین حتی طلای همسرش را به من داد که در طلافروشی کار می کردم. فروختم و پنجاه هزار تومان مادرش که خاله من بود دست من داشت و می گفت مال حسین است و اگر مردم بده به حسین و داده بود من با آن کاسبی کنم من آن پول را به حسین دادم وهفتاد هزار تومان تهیه شد و به فروشنده داد. وکیل آقای حسین س. اظهار داشته با توجه به شهادت شهود و پرداخت ثمن توسط موکل و اینکه بیع به نام وی بوده درخواست دارم از خوانده سئوال شود چه کسانی درزمان انتقال سند در دفترخانه حضور داشتند. وکلای الف. س. اظهار داشته اند شهادت شهود کذب محض است و سند رسمی به نام موکل میباشد و وجود مبایعه نامه رسمی و وکالتنامه درسالهای 63 و 69 در تایید ادعای موکل میباشد.دادگاه: مبایعه نامه ارائه شده وکلای الف. س. را ملاحظه فرمائید چه پاسخی دادید (خطاب به شهود) ؟ این مبایعه نامه ای نیست که ما امضا کردیم وکیل حسین س. نسبت به این مبایعه نامه ادعای تردید نموده است.چون این سند در این جلسه ارائه گردیده است.و قبلا ارائه نشده است وکلای الف. س. ارجاع به کارشناسی را قبول نموده اند. دادگاه: 1 - قرار ارجاع به کارشناسی سند ارائه شده از ناحیه الف. س. را صادر نموده 2 - گواهان ذیل سند را برای استماع شهادت دستور احضار داده است. آقای حسین مظفری طی لایحه ای به شرح صفحات 70 و 71 پرونده اعلام کرده 1 - مبایعه نامه 63/2/15 که الف. س. ارائه داده امضا من در ذیل آن جعلی است. و من اطلاعی ندارم 2 - من برادر خانم الف. س. هستم و اطلاع کامل دارم که این زمین را حسین س. خریده و پول آن را داده و ساخت و ساز کرده من پنج سال مستاجر حسین س. بودم. در جلسه مورخه 92/6/20 دادگاه به شرح صفحه 82 پرونده آقای علی م. ساغری 56 ساله اظهار داشته: سندعادی 63/2/15 به اینجانب در محکمه نشان داده شد امضای من در ذیل آن نیست و من امضا نکردم. در صفحه 102 پرونده کارشناس خط و امضا الف. ق. ی با بررسی سند عادی مورخه 63/2/15 اعلام کرده امضا ذیل سند منتسب به غ. یوسفی باامضائات وی مطابقت دارد.آقای غ. ی.ع.الف. ی نسبت به این نظریه اعتراض نموده است. دادگاه مراتب را به هیات کارشناسان سه نفره ارجاع نموده است. هیات آقایان 1 - منصور رضوانی 2 - علی خوری 3 - اکبر شه وردیخانی طی نظریه صفحه 133 پرونده اعلام نمودهاند 1 - امضا ذیل سند 63/2/15 باامضا رضا ی.ع.الف. ی مطابقت دارد.دادگاه در خصوص امضا احدی از شهود ذیل قولنامه وانکار وی دستور کارشناسی داده است در جلسه مورخه 93/8/14 دادگاه (صفحه 162 به بعد) از آقای الف. س. سوال شده در خصوص محل تنظیم سند عادی ارائه شده توضیح دهد پاسخ داده در منزل غ. عشرت آبادی (فروشنده) با اعلام آدرس قولنامه توسط ابراهیم ساغری (مرحوم) و در دو نسخه نوشته شد و هر دو نسخه بدون کاربن و به صورت اصل نوشته شد 2 - ثمن معامله چقدر بود و چگونه پرداخت کردید ؟ 220 هزار تومان بود که فی المجلس به فروشنده دادم. خطاب به غ. عشرت آبادی پاسخی دادید؟تمام حرف های ایشان دروغ است به خاطر اختلاف خانوادگی می خواستم همسرم را طلاق بدهم ناچار بودم مهریه اش رابپردازم. نتوانستم پول تهیه کنم تا اینکه به ابراهیم ساغری که دوست من بود مراجعه کردم بعد هم پیشنهاد و فروش ملک شد.گفتم موافقم ما را برد خانه پسر عمویش آنجا چند نفر بودند از جمله الف. س.، حسین س. و صاحبخانه واکبر و م. و ابراهیم ساغری که ابراهیم قولنامه نوشت من قبول نکردم. چون نمی خواست سی هزار تومان نقدی بدهد.خریدار حسین س. بود نه الف. و بعدمطلب مد نظر مرا ذیل قولنامه نوشتند وقبول کردم بعد از سه ماه خریدار نتوانست ثمن رابدهد بعد از سه الی چهار سال حسین س. باقیمانده ثمن را خورد خورد پرداخت کرد.بعد از پرداخت پول چند سالی گذشته بود حسین س. با یک خانم آمد تا سند رابه نام بزنیم بعد دیدم که به نام الف. س. نوشته اند از حسین پرسیدم گفت ایرادی ندارد. س- آیا امضا خود ذیل مبایعه نامه 63/2/25 قبول دارید ؟ شبیه امضا من است. ولی امضا من نیست.مجددا از علی م. ساغری استماع شهادت شده است. مطالب قبلی خود را بیان نموده و امضا خود را در ذیل مبایعه نامه الف. س. انکار و معامله حسین س. را تایید نموده است. از آقای حسین مظفری نیز استماع شهادت شده است. (ص 73 ) اظهار داشته امضا ذیل مبایعه نامه 63/2/15 شبیه امضا من میباشد ولی امضا من نیست وجعلی است. من در سال 63 و 5 سال بعد از آن مستاجرحسین س. بودم. و الف. س. شوهر خواهر من میباشد من در معامله آنها نبودم ولی اطلاع از فروش ملک به حسین س. داشتم و می دیدم که برای گرفتن قسط فروشنده آقای یوسفی به حسین س. مراجعه می کرد. در ساخت و ساز بعدی ملک من کارگری می کردم و از حسین س. مزد می گرفتم. دادگاه امضا شهود حسین مظفری و ساغری را که در ذیل قولنامه ادعائی الف. س. است به کارشناسی داده و کارشناس رسمی اصالت امضا ایشان را در ذیل قولنامه تایید نکرده است. نهایتا شعبه دوم دادگاه حقوقی شاهرود با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره --- مورخه 94/5/17 اولا با قبول دعوی آقای حسین س. حکم به شرح خواسته به نفع وی صادر و مضافا با رد ادعای آقای الف. س. حکم بر بطلان دعوی ایشان صادر نموده است.آقای الف. س. در مورخه 94/6/21 نسبت به قسمتی از دادنامه بدوی اعتراض نموده است. و اعلام کرده نسبت به قسمتی از دادنامه که حکم بر محکومیت اینجانب به انتقال سند صادر شده اعتراض و تقاضای نقض دادنامه را دارم و قصد دارم نسبت به سایر دعاوی فرجامخواهی نمایم. شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان به موجب دادنامه شماره --- مورخه 94/10/30 دادنامه بدوی رادر قسمت اعتراض از جهت الزام آقای الف. س. به انتقال سند پلاک ثبتی --- نقض وحکم بر بطلان دعوی ایشان صادر نموده است وآقای حمیدرضا ن.ح. و خانم ر. جمالیان به وکالت از الف. س. با تقدیم دادخواست و ثبت آن در مورخه 94/7/9 نسبت به بخش های دیگر دادنامه شامل سایر موارد دادنامه بدوی که نسبت به آن تجدیدنظر خواهی نشده فرجامخواهی نموده است، که لایحه تقدیمی وکیل فرجامخواه و پاسخ آقای م. ق. وکیل فرجامخوانده در هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید محمود تولیت عضو ممیز و اوراق پرونده اجمالا مبنی بر نقض دادنامه --- - 94/5/17 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
فرجامخواهی آقایان غ. م. و محمود مسگریان به وکالت از آقای الف. س. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 94/5/17 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان شاهرود که به موجب آن حکم به الف: اثبات عقد بیع نسبت به پلاک ثبتی --- - 4239 بخش یکم شاهرود ب: اثبات مالکیت نسبت به پلاک ثبتی مرقوم صادر و مضافا حکم به رد و ابطال دعوی فرجامخواه از جهت 1 - خلع ید آقای حسین س. از پلاک ثبتی مذکور 2 - قلع و قمع بنا و مستحدثات ایجاد شده توسط حسین س. در ملک صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا سند رسمی ملک به نام آقای الف. س. انتقال یافته است و هر گونه دعوی مخالف با سند رسمی شامل اثبات مالکیت و یا ابطال سند مطابق با مفاد ماده 1309 قانون مدنی پذیرفته نیست مضافا به اینکه ادعای فرجامخوانده در ما نحن فیه صرفا مستند به شهادت شهود میباشد و به این موضوع در ماده مرقوم تصریح شده است.ثانیا: اینکه شهادت شهود صرفا میتواند عقد بیع را نسبت به آقای حسین س. و غ. ی.ع.الف. ی محقق نماید. در حالی که 1 - تاریخ دقیق بیع فی مابین دو نفر مذکور مشخص نیست. لیکن: 2 - ارائه سند عادی از ناحیه آقای الف. س. حکایت از فروش ملک توسط آقای یوسفی در مورخه 63/2/15 به ایشان دارد و در مقام تعارض دو سند عادی برای تحقق بیع نیز سند آقای الف. س. که دارای تاریخ میباشد مقدم و حاکم خواهد بود مضافا به اینکه صرف نظر از عدم اصالت امضا شهود در ذیل این مبایعه نامه کارشناسان رسمی امضا فروشنده را ذیل سند تایید نموده اند.ثالثا با فرض اینکه الف: تاریخ عقد بیع مورد ادعای حسین س. روشن نیست. ب: سند عادی تنظیمی مورد ادعای ایشان نیز ارائه نشده و مدعی است مفقود گردیده است. در حالی که، الف: سند عادی بیع مورد ادعای آقای الف. س. ارائه گردیده ب: تاریخ آن ثبت و مشخص میباشد.پ: اصالت امضای فروشنده در آن تایید شده ت: سند اخیر منجر به وکالت رسمی از ناحیه فروشنده به آقای الف. س. در مورخه 69/11/18 گردیده که به موجب آن حق انتقال ملک را به هر کس از جمله خودداشته است.ث: سند رسمی پلاک ثبتی مورد دعوی بااختیارات حاصل از وکالتنامه به آقای الف. س. انتقال رسمی یافته است. لذا در مقام تعارض دو عقد بیع مورد ادعای طرفین آنچه میتواند مورد پذیرش و منطبق با اصول و مقررات باشد ادعای آقای الف. س. است که نتیجه آن به سند رسمی منتهی شده است. رابعا اظهارات مالک اولیه آقای غ. ی.ع.الف. ی در مقام تایید عقد بیع نسبت به پلاک ثبتی مورد دعوی باآقای حسین س. و امضای وی در ذیل مبایعه نامه عادی مورخه 63/2/15 نسبت به همین ملک باآقای الف. س. که مورد تایید هیات کارشناسان رسمی خط و امضا قرار گرفته معارض و متناقض بوده و قابل استناد نیست.لذا با توجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب دادنامه فرجامخواسته در مورد 1 - اثبات عقد بیع 2 - اثبات مالکیت مورد ادعای آقای حسین س. 3 - بطلان دعوی آقای الف. س. نسبت به خلع ید خوانده از پلاک ثبتی مورد دعوی وقلع و قمع مستحدثات ایجاد شده توسط ایشان درملک نقض و پرونده جهت رسیدگی به شعبه همعرض دادگاه عمومی حقوقی شاهرود ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور -عضو معاون و عضو معاون
مرتضی شریفی - سید محمود تولیت