رای دادگاه بدوی
باسمه تعالی
گردشکار پرونده: … از پرونده توسط مستشار محترم دادگاه 11 صفحه گزارش تهیه و پس از تشکیل جلسه مقدماتی اداری نواقصی از جمله تعیین تکلیف استیذان موضوع ماده 356 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 برای فرزندان صغیر متوفی و تحقیق در خصوص ادعای شاکیان مبنی بر ایراد صدمه بدنی عمدی و مواجهه حضوری بین طرفین جهت تعیین ضاربین و همچنین بازسازی صحنه جرم در حضور متهم و شهود قضیه و نظریه مجدد پزشکی قانونی راجع به چگونگی وارد ضربات به مقتول و اینکه ایا با دست چپ بوده است.یا دست راست و همچنین موارد دیگر به شرح اوراق 910 الی 913 قرار رفع نقص صادر و پرونده مجددا به شعبه اول بازپرسی شهرستان جوانرود اعاده شده که در این اثنای متهم ب. ق. لایحه ای از زندان به شرح اوراق 958 الی 960 پرونده به شعبه اول بازپرسی جوانرود ارسال و ارتکاب قتل را انکار و شهادت شهود را غیر واقعی بیان داشته و سپس جلسه مواجهه حضوری و بازسازی صحنه جرم تشکیل و مطلعین نیز با حضور مجدد در شعبه بازپرسی اظهارات خود را بیان و تکرار نمودند که قاتل مرحوم غ. ط.، ب. ق. میباشد. و در جلسه بازسازی صحنه جرم متهم اظهارات سابق خود را مجددا تکرار و چنین بیان داشته: با چاقوی ضامن داری که در جیب داشتم یک ضربه به سر مقتول و ضربه دیگری به دستش زدم و مجددا اظهارات شاکیان اخذ و هر کدام از انان ضارب خود را تعیین نموده سپس از شخص ن. ق. که در پرونده توسط متهم ب. ق. از وی به عنوان ضارب احتمالی مقتول نام برده شده است.و به صورت پراکنده در پرونده در خصوص وی و اینکه ممکن است.ضربه نهایی و تامه مرگ را او زده باشد. به صورت مفصل در صفحات 976 الی 990 توسط پلیس اگاهی تحقیق که نامبرده ضمن تشریح چگونگی شروع و خاتمه درگیری تعداد شرکت کنندگان را در نزاع و اینکه م. ط. و ه. ط. را مجروح نموده تحقیق شده و بیان داشته: در شب حادثه فقط در ابتدای جر و بحث و قبل از هرگونه درگیری فیزیکی من و مرحوم غ. ط. با هم روبرو شدیم ولی موقعی که نزاع و کتک کاری شروع شد دیگر غ. را ندیدم و تا پایان نزاع با وی رو به رو نشدم و خداوکیلی اصلا ندیدم کجا و با چه کسی دعوا کرد و ندیدم که چه کسی به وی ضربه زده است.و من هیچ ضربه ای به وی نزده ام و من راست دست می باشم و از زمانی که به دنیا امدم اموراتم را با دست راستم انجام می دم و مامور تحقیق ستوان دوم ع. ن. راست دست بودن و نگارش و پاسخ به سوالات را که با دست راست نگارش شده گواهی نموده است. در پاسخ رفع نقص دیگری از سوالات و نقایص احصای شده توسط دادگاه که پزشکی قانونی نیز در بازسازی صحنه جرم حضور داشته است.علت تامه فوت را جراحات کشنده در سمت راست قدام قفسه تنه دانسته و احتمال اینکه ضارب فردی چپ دست بوده را قریب به یقین تشخیص داده است. پس از درخواست رئیس کل دادگستری استان کرمانشاه از معاونت محترم قوه قضاییه مبنی بر تعیین تکلیف حقوق صغار موضوع ماده 356 قانون مجازات اسلامی 1392 به لحاظ فقدان ولی قهری برای اولیایدم صغیر به اسامی مبین و م. طاهری اخذ دیه به میزان سهم انان به مصلحت تشخیص داده شده است.نهایتا پرونده با رفع نواقص ا. دادگاه مجددا به این دادگاه اعاده که در پی درخواست وکیل متهم مبنی بر اینکه نامبرده بیش از دو سال است.که با قرار بازداشت موقت در زندان میباشد. و تکلیف پرونده وی مشخص نشده است.دادگاه در راستای اعمال ماده 242 از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره ان، قرار بازداشت موقت نامبرده را فک و به قرار وثیقه به مبلغ چهار میلیارد تومان تبدیل که پس از تودیع وثیقه و صدور قرار قبولی و طی دستور مورخه 1399/06/29 این مرجع در صفحه 1050 پرونده متهم از زندان ازاد شده است.و دادگاه با دستور تعیین وقت رسیدگی به تاریخ 1399/09/08 با تشکیل جلسه و حضور اولیایدم و متهم ردیف اول و وکیل مدافع تعیینی وی و همچنین دیگر شکات و متهمین و منازعین و نماینده محترم داستان به موضوع رسیدگی و اولیایدم اظهار داشتند تقاضای صدور حکم قصاص متهم ب. ق. به اتهام قتل عمدی مرحوم غ. ط. را داریم و حاضریم سهم دیه فرزندان صغیر مقتول را هم پرداخت کنیم. پس از ان دادگاه نسبت به تحقیق از متهم ردیف اول پرونده به نام اقای ب. ق. برامده و ضمن تفهیم اتهام با دلایل احصایی در پرونده، نامبرده اظهار داشته با چاقوی ضامن دار به سر ان مرحوم زدم اما ضربه به داخل قفسه سینه وی نزدم، در ادامه بیان داشته:با ان مرحوم درگیر شدم و جراحت وارده به سر وی را قبول دارم. و جراحت وارده به دستش نیز شاید من زنده باشم، قبول دارم. که در منازعه بوده ام اما جرح قفسه سینه را قبول ندارم. از خودم دفاع کردم احتمال می دهم ن. ق. قاتل باشد. ولی من چیزی ندیدم و به چپ دست بودن خود نیز اقرار نموده است.و در پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر اینکه ایا می دانید چاقو یک وسیله کشنده و برنده است؟ اظهار داشته: بله متوجه می باشم و در پاسخ به سوال دیگر دادگاه مبنی بر اینکه ایا شما با علم و اختیار و اراده به طرف ان مرحوم ضربه وارد کرده اید؟ اظهار داشته: بعد از اینکه برادرم را زدند ان مرحوم به طرف من حمله کرد و من با اراده و اختیار خود به سر وی ضربه زدم حتی بعد از ان درگیری با من، ان مرحوم دعوای خود را ادامه داده ولی به هیچ وجه ضربه وارده به قفسه سینه را قبول ندارم. و در زمان درگیری تعامل روحی و روانی داشتم که دادگاه به جهت ضرورت اخذ اظهارات مطلعین به اسامی خانم ها پ. ق.، ی. ط.، ه. م. وقت رسیدگی بعدی تعیین و به تاریخ 1399/12/18 مجددا جلسه رسیدگی با حضور طرفین و وکلای انان و مطلعین تشکیل و قبل از تشکیل جلسه لایحه وکیل متهم ردیف اول به شرح اوراق 1080 الی 1092 واصل و ضمیمه پرونده شده است.و مورد مطالعه قرار گرفته و همچنین اقای ح. م. خ. با ارایه وکالتنامه جدید از وراث مرحوم ر. ق. مادر مقتول که در اثنای رسیدگی فوت نموده است.اعلام وکالت نموده و در جلسه رسیدگی اخیرالذکر اولیایدم مجددا و متفقا با ضرس قاطع اعلام داشتند چون ما خود در درگیری حضور داشتیم قاتل م. ب. ق. است.و با چشمان خود دیدیم که وی غ. ط. را به قتل رساند و تقاضای قصاص نامبرده را داریم و متهم نیز در مقابل اظهارات قبلی خود را تکرار و بیان داشته: بعد از اینکه برادرم ل. ق. توسط مرحوم غ. ط. زخمی شد من به سر ان مرحوم ضربه زدم ما برای میانجیگری امدیم ان مرحوم نیز با عصبانیت به سوی من امد و با چاقوی ضامن دار دو ضربه به سمت سرش انداختم که یکی به دستش خورد و دیگری هم به سرش ولی من به قلبش نزده ام.سپس وکیل مدافع وی به دفاع از موکل خود پرداخته و در نهایت دادگاه به صورت جداگانه اقدام به اخذ اظهارات مطلعین نموده و بدوا خانم ه. م. به عنوان عروس برادر مقتول با اتیان سوگند شرعی بیان داشته است. (… اینجانب در شب حادثه در محل حضور داشتم و ب. ق. را با یک تی شرت ابی نفتی دیدم که یک خنجر دستش بود و او را دیدم که به طرف غ. ط. حمله ور شد ولی ندیدم که به وی بزند و من راه رو بالا بودم و از انجا نگاه می کردم خواهر شوهرم به نام ی. ط. که در پایین بود به من گفت ب.، غ. را زد ولی من با چشمان خودم ندیدم و فقط حمله ور شدن ب. به سمت غ. را دیدم …) در ادامه ی. ط. به عنوان برادرزاده مقتول اظهار داشته: (… به همراه مقتول که عمویم میباشد. داخل راه رو بودیم که اقای ب. ق. با چاقو ضربه به عمویم غ. زد یک ضربه به داخل سینه و یک ضربه به سر وی که عمویم پیش من افتاد و چون عمویم غ. به ل. برادر ب. زد، ب. فکر کرد که برادرش مرده است.و با خنجر به سمت عمویم غ. حمله کرد …) نامبرده در پاسخ سوال دادگاه مبنی بر اینکه ایا در لحظه درگیری ب. با مرحوم غ. اشخاص دیگری از جمله ن. ق. در ان لحظه حضور داشتند؟ اظهار داشت: (عرض شود. در لحظه درگیری و ضرب خوردن عمویم فقط ب. بود که به طرف وی با خنجر حمله ور شد و ضربه زد و کسی دیگر انجا حضور نداشت) در نهایت خانم پ. ق. به عنوان دیگر مطلع و زن برادر مقتول و دختر عموی متهم ب. ق. با اتیان سوگند و تفهیم و مجازات شهادت کذب به وی بیان داشته: (درگیری در خانه ما بود و من با شروع درگیری میانجیگری کردم یک لحظه دیدم که ب. ق. در حالی که خنجری در دست داشت به طرف مرحوم غ. حمله ور شد و من به عنوان میانجی گر از پشت کمر ب. را که پسرعمویم است.گرفتم ولی او قدرتمند بود و زور من به وی نرسید و به طرف غ. رفت و دیدم که دو ضربه به غ. ط. زد البته من چون پشت سر ب. بودم ندیدم که ضربات به کجای مرحوم غ. برخورد کرد و دخترم ی. ا در کنار مردم غ. ط. بود و رو به روی ب. ایستاده بود …) که در پایان دادگاه با اعلام کفایت مذاکرات ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از درگاه پروردگار متعال پرونده را اماده صدور رای دانسته و به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.:
رای دادگاه بدوی
((رای دادگاه))
در خصوص اتهام اقای ب. ق. ایرانی م.ان اهل سنت ساکن *فاقد سابقه کیفری در حال حاضر ازاد با صدور قرار قبولی وثیقه با وکالت تعیینی اقای م. م. دایر بر 1. مباشرت در قتل عمدی مرحوم غ. ط. 2. مشارکت در منازعه منجر به قتل عمدی ان مرحوم 3. مباشرت در ایراد صدمه بدنی عمدی غیر منتهی به فوت موضوع شکایت اولیایدم ان مرحوم و کیفرخواست شماره 98/504 مورخه 1398/11/27 صادره از سازمان* ؛ دادگاه با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده و شرح گردشکار تقدیمی از جمله 1. احراز اصل وقوع درگیری و منازعه که به تاریخ 1396/12/28 ساعت 20:50 که فی ما بین خانواده های ط. و ق. صورت گرفته و منجر به قتل مرحوم غ. ط. شده است.2. نظریه پزشکی قانونی که علت تامه فوت را خونریزی متعاقب پارگی ریه و عوارض ناشی از ان در اثر اصابت جسم برنده نامشخص تعیین نموده است.که این نظریه با سایر قراین و امارات موجود در پرونده همخوانی و سازگاری داشته 3. تحقیقات جامع و گسترده مراجع انتظامی خصوصا گزارش اولیه مامورین کلانتری 11 شهرستان جوانرود که بلافاصله در محل حاضر و حاضرین در محل در همان لحظه اولیه وقوع جرم و شروع به تحقیقات، ب. ق. را به عنوان قاتل مرحوم غ. معرفی نمودهاند و متعاقب این امر در جلسه مواجهه حضوری کلانتری که پس از دستگیری متهمین صورت گرفته برادران و فرزندان مقتول متفقا قاتل غ. ط. را ب. ق. معرفی کرده اند که تجربه رسیدگی به پرونده های کیفری و جنایی نشان می دهد اظهارات اولیه طرفین در لحظات اولیه از استواری و صحت بیشتری برخوردار است.4. متهم ب. ق. در ابتدای تحقیقات مقدماتی در جلسه مواجهه حضوری با دیگر متهمین هرگونه درگیری و ایراد ضربه به مقتول را انکار نموده است.ولی در جلسات بعدی در نزد مامورین انتظامی و بازپرس و نزد دادگاه به وارد اوردن دو ضربه به مقتول غیر از ضربه به قفسه سینه اقرار نموده است.و این در حالی است.که در تحقیقات اولیه هرگونه ایراد ضرببه به مقتول را انکار نموده که این دوگانگی در گفتار میتواند نشانگر کتمان هرگونه حقیقت از ناحیه نامبرده باشد. اما نهایتا پس از معرفی وکیل و تصمیمات لازم و اینکه به لحاظ محتویات و قراین و امارات موجود در پرونده امکان انکار حقیقت وجود نداشته، اصل درگیری و حتی نواختن دو ضربه به مقتول را پذیرفته و صرفا جرح منتهی به فوت را انکار نموده که این چنین اظهارات حکایت از تدارک و برنامه ریزی حساب شده متهم برای خلاصی از اتهام ارتکاب بزه قتل است.خاصه اینکه متهم بارها و به کرات بیان نموده است.قبول دارم. با چاقو به مقتول زده ام و حتی در صفحات 22 و 23 پرونده بیان نموده: ضربه وارد به سینه مقتول را نمی دانم من زدم یا کسی دیگر که این خود یک نوع اقرار ضمنی به زدن ضربه نهایی به مقتول است.و در ادامه اقاریر خود در کلیه مراحل تحقیقات و دادرسی انگیزه خود را حمله ور شدن به مرحوم غ. ط. ضربه ای دانسته است.که ان مرحوم به برادرش ل. ق. وارد اورده و چنین بیان داشته: ((در حین میانجیگری متوجه شدم غ. ط. با تبر به برادرم ل. حمله ور شد و ضربه ای به سر برادرم زد و برادرم افتاد و من هم عصبانی شدم و با چاقوی ضامن داری که در جیبم بود به سمت غ. ط. حمله ور شدم و یک ضربه به سر وی یعنی بالای چشم او زدم اما به ناحیه سینه وی نزد و من دو ضربه با چاقو به مقتول زدم که یکی از انها یقین دارم. به سر و صورت وی خورد و دیگریدقیقا نمی دانم به سرش خورد یا نه چون که در حین درگیری رد شدم غ. با تبر به من حمله ور شد و به پشت سر من ضربه ای زد زخمی نشدم اما دردناک بود …)) که این اقرار متهم با سایر قراین و امارات موجود در پرونده هم خوانی و همنوایی داشته هر چند که منکر ضربه وارده به قفسه سینه شده است.ولی از انجا که شخص یا اشخاص دیگر در ضرب و جرح مقتول مشارکت نداشته اند هر چند متهم به صورت اجمالی بیان داشته ممکن است.شخصیت ن. ق. ضربه نهایی را به مقتول زده باشد. ولی از انجا که هیچ کدام از منازعین حاضر در صحنه درگیری و مطلعین قضیه در خصوص ارتکاب قتل و حتی درگیری ن. ق. با مقتول مطلبی بیان نکرده اند و هیچکس درگیری فیزیکی ن.ق. با مقتول را گواهی نکرده است.و حتی متهم ب. ق. نیز به کرات بیان داشته است:من ندیدم ن.ق. به مقتول بزند فلذا این این ادعای متهم و وکیل وی مبنی بر اینکه صرفا دو ضربه وارده به سر و دست راست مقتول را از ناحیه متهم دانسته اند ولی ضربه کشنده به قفسه سینه را قبول نداشته قابل توجیه نیست و در زمانی این ادعا مورد صحت واقع می شد که شخص دیگری نیز در وارد اوردن ضربات به مقتول دخیل بوده باشد. در حالی که همانگونه در شرح فوق امده صرفا درگیری فیزیکی منجر به مجروحیت مقتول فی ما بین ب. ق. و مرحوم غ. ط. محرز بوده است.و از دیگر قراینی که موجب تقویت دلایل اثباتی علیه متهم ب. ق. بوده است.نظریه پزشکی قانونی در خصوص چپ دست بودن ضارب بوده که در نظریه نهایی پزشکی قانونی به شرح صفحه 528 پرونده سطر اخر امده است.که به نظر میرسد ضربات وارده به مقتول با دست چپ و از بالا به پایین وارد شده است.و نتیجه اینکه متهم ب. ق. به چپ دست بودن خود اذعان داشته و تنها فردی که در منازعه حضور داشته و چپ دست بوده نامبرده است.و در استکتاب به عمل امده از اقای ن. ق. راست دست بودن وی احراز شده با این وصف ارتکاب قتل عمدی توسط متهم ب. ق. بیش از پیش قابل تصور است.5. مطلعین به اسامی خانم ها ه. م.، ی. ط. و پ. ق. که در صحنه درگیری حضور داشته اند متفقا درگیری متهم ب. ق. با مقتول را به کرات گواهی داده اند خصوصا ی. ط. که به صراحت و عینا وارد اوردن ضربه با چاقو به ناحیه قفسه سینه مقتول را توسط متهم ب. ق. گواهی داده است.و این اظهارات مطلعین در هیچ کدام از مراحل رسیدگی مورد جرح قرار نگرفته است.6.نهایتاض دادگاه با توجه به جمیع دلایل صدرالاشاره و قراین و امارات که بین مستند علم برای هیات دادگاه میباشد. و یقین حاصل از این، مجرمیت متهم ب. ق. را برای ارتکاب قتل عمدی مرحوم غ. ط. فراهم نموده و این حصول علم با ادله قانونی دیگر در تعارض نبوده و ارکان و شرایط مواد 211 و 213 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در حصوص علم برای دادگاه حاصل گردیده و خصوصا اظهارات مطلعین و اقاریر متهم پس از ضربه خوردن برادرش ل. ق. توسط مقتول و به تصور اینکه برادرش فوت گردیده و این امر انگیزه و قصد مرتکب را در ارتکاب بزه تقویت نموده و علم و اگاهی نامبرده به کشنده بودن الت جرح و قتاله و علم نوعی وی به کشنده بودن موضع اصابت و نهایتا احراز سلامت روحی و روانی نامبرده در حین ارتکاب جرم توسط کمیسیون پزشکی قانونی که هیچ گونه اثاری از علایم جنون در حین ارتکاب جرم و بعد از ان در وی مشاهده نشده است.دادگاه مستندا به مواد 16٫17٫140٫144٫160٫211٫212، بند الف ماده 291٫301٫356٫381ف 385٫417٫418٫448٫709 همگی از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و ماده 615 از قانون تعزیرات و مجازات های بازدارنده مصوب 1375 و با رعایت قاعده تعدد جرم موضوع ماده 134 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و اصلاحات بعدی موضوع قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399 حکم به محکومیت متهم ب. ق. به 1. یک بار قصاص نفس به عوض قتل عمدی و عدوانی مرحوم غ. ط. فرزند ا. از طریق چوبه دار تا ازهاق کامل روح از بدن پس از استیذان از م. م. ر. و پس از تودیع سهم دیه صغار از سوی اولیایدم کبیر بنا به درخواست معاونت محترم قوه قضاییه که نظر به پرداخت دیه داشته اند. بدیهی است.با توجه به اینکه تاریخ وقوع قتل 1396/12/28 شمسی مصادف با اول رجب سال 1439 هجری قمری صورت پذیرفته است.لذا پرداخت دیه نیز بایستی بر اساس تغلیظ دیه صورت گیرد 2. پرداخت جمعا دو و نیم صدم دیه کامل در حق اولیایدم مقتول بابت جراحات وارده به ناحیه شقیقه سر و مچ دست راست غیر منتهی به فوت در حق اولیایدم 3. تحمل سه سال حبس تعزیری بابت اتهام مشارکت در منازعه منجر به قتل صادر و اعلام می نماید. و اما در خصوص اتهام اقایان م. ط. فرزند ا.، ج. ط. فرزند ا.، ا. ط. فرزند غ.، ا. ط. فرزند غ. همگی دایر بر مشارکت در ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به اقای س. ق. فرزند م. و مشارکت در منازعه منتهی به قتل و نیز اتهام اقایان سردار و س. ق. فرزندان م. دایر بر مشارکت در ایراد صدمه بدنی نسبت به اقای م. ط. و مشارکت در منازعه منجر به قتل و اتهام اقای ن. ق. فرزند م. دایر بر مباشرت در ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به اقای ه. ط. و مشارکت در منازعه منتهی به قتل و نیز اتهام اقاین م. ط. فرزند ج.، ز. ط. فرزند ج.، ح. ن. ن. فرزند ا.، ع. ق. فرزند ع.، ل. ق. فرزند ع.، س. ق. فرزند ع.، م. ق. فرزند ا.، ع. ق. فرزند ا.، ح. ق. فرزند ع.، س. ق. فرزند م.، ه. ط. فرزند ا. د. با عنایت به شرح گردشکار تقدیمی و مواد فوق الاشاره و احراز اصل وقوع درگیری و منازعه و قتل مرحوم غ. ط. در حین درگیری و اقرار صریح و مقرون به واقع تمامی متهمان برای حضور در درگیری و دفاعیات بلاوجه انان که مدعی بوده اند که صرفا میانجیگری نموده و نقشی در درگیری نداشته اند، ملاحظه گواهی های متعدد پزشکی قانونی و شکایت شاکیان و صورت جلسات تنظیمی توسط مرجع انتظامی که دلالت بر حضور و دستگیری متهمان در صحنه درگیری داشته اند انتساب بزه های معنونه به تمامی انان محرز و مسلم است.لذا از حیث ارتکاب بزه مشارکت در منازعه کلیه متهمین را به غیر از (متهمین به اسامی ا. ط.، ا. ط.، س. ق.) به استناد بند الف ماده 615 از قانون تعزیرات و مجازات های بازدارنده مصوب 1375 و با رعایت قانون کاهش مجازات حبس تعزیری به تحمل یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می نماید. اما متهمان به اسامی ا. و ا. ط. و س. ق. را به لحاظ اینکه در زمان وقوع جرم کمتر از 18 سال تمام شمسی سن داشته اند به استناد تبصره 2 ماده 304 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392 و ماده 89 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و با رعایت جدول مجازات های نقدی مربوط به جرایم و مجازات ها مصوب 1399/12/25 هیات وزیران هر کدام از نامبردگان را به پرداخت مبلغ بیست و چهار میلیون ریال در حق صندوق دولت جمهوری اسلامی ایران محکوم می نماید.اما از حیث جنبه خصوصی جرم بزه به استناد مواد 593٫709٫710 و 714 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اقایان م. و ج. و ا. و ا. ط. را به صورت مساوی به پرداخت دیات زیر به میزان 1. جراحت دامیه در حد التیام روی سر به میزان دو صدم دیه کامل 2. جراحت در حال التیام در حد حارصه بند اول انگشت دوم دست راست به میزان یک سوم از یک دهم از یک صدم دیه کامل 3. جراحت در حال التیام بند اول انگشت سوم دست راست به میزان یک سوم از یک دهم از یک صدم دیه کامل در حق شاکی اقای س. ق. فرزند م. ظرف مدت یک سال تمام قمری و نیز اقایان سردار و س. ق. به میزان 1. جرح دامیه روی بینی به میزان دو صدم دیه کامل 2. شکستگی استخوان بینی که بدون عیب بهبود یافته است.به میزان ده صدم دیه کامل 3. ارش خونریزی تحت ملتحمه چشم چپ به میزان نیم صدم دیه کامل 4. ارش جرح دامیه کف دست چپ به میزان یک صدم دیه کامل 5. جراحت در حد دامیه بند دوم انگشت اول دست چپ به میزان یک سوم از یک دهم از دو صدم دیه کامل 6. کبودی خلف بازوی چپ به میزان یک و نیم هزارم دیه کامل 7. جراحت در حد دامیه خلف ساعد چپ به میزان یک صدم دیه کامل 8. ا. جراحت حارصه سمت چپ قفسه سینه به میزان نیم صدم دیه کامل در حق اقای م. ط. ظرف مدت یک سال تمام قمری و نیز اقای ن. ق. فرزند م. را به پرداخت دیات به میزان 1. بابت جراحت حارصه مچ دست چپ به میزان نیم صدم دیه کامل 2. ارش اسیب نسج نرم ساعد راست به میزان سه صدم دیه کامل 3. ا. پارگی تاندون های خم کننده انگشت های چهارم و پنجم دست راست به میزان دو صدم دیه کامل 4. ا. پیدایش جوشگاه معیوب و همچنین درجاتی از اسیب عصبی ناحیه ساعد راست منجر به ایجاد محدودیت حرکتی و نقص عضوی در اندام فوقانی راست به میزان دو صدم دیه کامل در حق اقای ه. ط. ظرف مدت یک سال تمام قمری از تاریخ وقوع جرم محکوم می نماید. و اما راجع به اتهام اقایان ه. ط. فرزند ا.، م. ط. فرزند ج.، ز. ط. فرزند ج.، ح. ن. ن. فرزند ا.، ع. ق. فرزند ع.، ل. ق. فرزند ع.، س. ق. فرزند ع.، م. ق. فرزند ا.، ع. ق. فرزند ا.، ح. ق. فرزند ع.، س. ق. فرزند م. همگی دایر بر مشارکت در ایراد صدمه بدنی عمدی و نیز اتهام کلیه متهمین دایر بر اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد درگیری و هیاهو و جنجال نظر به اینکه اولاض: در خصوص بزه ایراد صدمه بدنی عمدی هر کدام از شاکیان در جلسه دادرسی به صراحت ضارب یا ضاربین خود را مشخص نموده و نسبت به متهمین اخیرالذکر شکایتی نداشته اند و همچنین در خصوص بزه اخلال در نظم عمومی از انجا که همانگونه در بالا مرقوم افتاد کلیه متهمین به اتهام مشارکت در منازعه محکوم گردیده اند فلذا محکومیت مجدد انان از حیث جنبه عمومی و مجازات مضاعف فاقد وجاهت قانونی است.لذا در خصوص این دو قسمت از پرونده با تکیه بر اصل منیع برایت و با استناد به مواد 4 از قانون ایین دادرسی کیفری و 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 حکم به برایت متهمان صادر و اعلام می نماید. در نهایت در خصوص ادعای متهم ب. ق. مبنی بر اعتراض به قرار منع تعقیب صادره از سازمان* نسبت به اقای ن. ق. مشعر بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم غ. ط. به لحاظ اینکه موجبات و ارکان و شرایط سمت معترض به قرار منع تعقیب در ماده 270 از قانون ایین دادرسی کیفری تشریح شده و فقط شاکی حق اعتراض به قرار منع تعقیب را دارد. و نه متهم و یا افراد دیگر بنابراین با عنایت به اینکه اعتراض از ناحیه فرد فاقد سمت به عمل امده است.دادگاه با تکلیفی مواجه نیست. رای صادره در خصوص کلیه متهمین به جز (اقایان م. ق. و س. ق.) حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور میباشد. و حکم غیابی صادره در خصوص اقایان م. ق. و س. ق. ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این شعبه و پس از مضی مدت مذکور ظرف مدت بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور میباشد./.
شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان ک.انشاه
ر. ا. ا. م. (رئیس دادگاه) م. ح. ن. (مستشار دادگاه)