خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1400/07/11 خانم س. ت. ز. گرمسیر به وکالت از طرف اقای ح. م. ا. به طرفیت خانم ن. ن. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ ابتلای زوجه به بیماری روحی و روانی تقدیم نوده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/08/04 خوانده حضور نیافته لیکن با تقدیم لایحه مدافعات خود را بیان نموده است.وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته موکل صدور گواهی عدم امکان سازش است.5 سال است.ازدواج کردند. خانم از نظر عقلی مشکل دارد. و رشد عقلی ندارد. یک فرزند مشترک دارند که 1/5 ساله است.و حضانت با پدر باشد. و مادر صلاحیت ندارد. مهریه 110 سکه عندالاستطاعه میباشد. زوجین با هم هستند نفقه ایام عده و اجرت المثل را حاضر به پرداخت هستند جهیزیه نیز تحویل زوجه میشود. و زوج فاقد اموال است.و پرونده سابق طلاق مختومه شده است.دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داوران زوجین به اتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ 1400/09/07 خوانده حاضر نشده لیکن با ارسال لایحه دفاعیه اعلام داشته که حاضر به تمکین بوده و هستم و همسرم دو ماه است.که نفقه او و فرزند را پرداخت نمی کند در حالی که استطاعت مالی دارد. وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت حسب دلیلی که در جلسه قبل بیان شده خوانده دچار مشکل ذهنی است.که در مقطع کودکی طبق نظر روانپزشک در سن 10 تا 12 سال باقی مانده و قادر به نگهداری و اداره امور زندگی نمیباشد. دارای سوی رفتار شدید است.که ادامه زندگی مشترک را ناممکن ساخته است.مدارک پزشکی ایشان در مرکز مشاوره بنیاد شهید منطقه مجیدیه میباشد. تقاضای استعلام و اخذ مدارک پزشکی نامبرده از مرکز یاد شده مورد استدعاست در خصوص حقوق مالی ایشان، موکل اموالی اعم از منقول و غیرمنقول ندارد. موکل کارگر کارخانه سبزی خردکنی است.مهریه خوانده 110 سکه است.نفقه ایام عده و اجرت المثل در صورتی که دادگاه تشخیص دهد موکل حاضر به پرداخت است.در خصوص نفقه ایام زندگی مشترک کلیه نفقه پرداخت گردیده و باظهار موکل از دو هفته قبل موکل توسط زوجه از منزل بیرون شده است. (در تاریخ 1400/08/24 از منزل بیرونش کرده). یک فرزند مشترک دختر 18 ماهه دارند که فعلا نزد زوجه است.و با توجه به مدارک پزشکی فوق الاشعار صلاحیت نگهداری فرزند را ندارد. تقاضای حضانت فرزند برای موکل مورد استدعاست سپس دادگاه جهت تعیین میزان نفقه ایام عده و اجرت المثل خدمات زوجه موضوع را به کارشناس ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان نفقه ایام عده را چهل و پنج میلیون ریال و اجرت المثل را جمعا یکصد میلیون ریال تعیین و اعلام نموده است. اعتراضی نسبت به نظریه کارشناس در پرونده مشهود نیست سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادامه شماره *مورخ 1400/09/24 با توجه به خواسته خواهان و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین و اصرار زوج به طلاق به استناد ماده 1133 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی صادر و عده این طلاق را از تاریخ وقوع طلاق سه طهر و نیز مدت اعتبار اجرای گواهی عدم امکان سازش صادره را از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعیت یافته به طرفین سه ماه اعلام نموده و در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده در خصوص حقوق مالی فیمابین طرفین به شرح ذیل اتخاذ تصمیم نموده است.1- مهریه تعداد 110 سکه بهار ازادی 2- اجرت المثل مبلغ یکصد میلیون ریال 3- نفقه ایام عده مبلغ چهل و پنج میلیون ریال 4- حضانت فرزند مشترک با پدر میباشد. و ملاقات برای مادر هر هفته 24 ساعت از ساعت 16 روز پنجشنبه لغایت ساعت 16 روز جمعه تعیین میشود. و در خصوص شرط تا نصف دارایی، اموالی از سوی طرفین که متعلق به زوج باشد. تعرفه نشده و اموالی از زوج به دست نیامده است. پس از ابلاغ رای صادره به طرفین زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخاهی نموده و عمده اعتراض او در مورد واگذاری حضانت فرزند مشترک به پدر میباشد. که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان شعبه *تجیددنظر حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/11/02 با لحاظ سن فرزند مشترک و عدم اراه دلیل بر عدم صلاحیت مادر در حضانت فرزند مشترک لذا حضانت فرزند مشترک را به مادر واگذار و برای پدر به نحو مقرر در رای حق ملاقات با فرزند با تعیین زمان و مکان ان تعیین نموده و بر این اساس اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق مقررات قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته با اصلاح به عمل امده در قسمت حضانت فرزند نتیجتا تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/11/05 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/11/13 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
دادنامه شماره *مورخ 1400/11/02 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/09/24 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی زوجه صادر گردیده و از سوی زوجه در مورد مدت ملاقات فرزند از سوی پدر و نیز عدم تعیین نفقه فرزند مشترک و عدم تعیین تکلیف در خصوص چگونگی پرداخت مهریه مورد اعتراض قرار گرفته، به جهات ذیل واجد ایراد و اشکال قانونی بوده و درخور نقض میباشد. 1- دادگاه محترم تجدیدنظر که در مقام اصلاح دادنامه تجدیدنظرخواسته حضانت فرزند مشترک دختر را به مادر (فرجام خواه) واگذار نموده، در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در خصوص نفقه ماهیانه فرزند مشترک تحت حضانت مادر اتخاذ تصمیم و تعیین تکلیف ننموده است.که تعیین نفقه ماهیانه فرزند مشترک و الزام پدر به پرداخت ان ضرورت قانونی دارد. 2- در دادنامه بدوی صرفا حقوق مالی استحقاقی زوجه تعیین و مورد لحوق حکم قرار گرفته، لیکن راجع به زمان و چگونگی پرداخت این حقوق از جمله مهریه از سوی زوج در حق زوجه تعیین تکلیف به عمل نیامده است.و در دادنامه فرجام خواسته هم این ایراد مترتب بر دادنامه بدوی مرتفع نشده و رفع ابهام در خصوص مورد به عمل نیامده است.که ضرورت دارد. دادگاه محترم در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده در مقام رفع ابهام از دادنامه بدوی در خصوص نحوه و زمان پرداخت حقوق مالی مقرر تعیین شده برای زوجه از سوی زوج اتخاذ تصمیم و تکلیف نماید. بنابراین دادنامه فرجام خواسته به جهات مرقوم واجد ایراد موثر بوده و قابلیت ابرام ندارد. لهذا به استناد بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض کامل ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا با تکمیل رسیدگی نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. مستشار:ح. م. ه. مستشار:م. ح. م.