تاریخ دادنامه قطعی: 1393/08/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: سن کم شاکیه در زنای مطاوعی، زنا را در حکم به عنف قرار داده و موجب استحقاق ارش البکاره و مهرالمثل است.
خانم ک. متولد 1342 ، شغل خانه دار، با سواد، در تاریخ 1392/06/23 شکایت کرده است که ساعت 6 بعدازظهر از خانه خارج شده و ساعت 12 شب به خانه مراجعت نموده و متوجه میشود که مقداری طلا (گردنبند و انگشتر) و مقداری پول بیش از 4 میلیون تومان را از خانه آن ها به سرقت برده اند (صفحه 3 ). از خانم س. 12 ساله، محصل، اهل و ساکن تهران، به نام شاکی تحقیق شده مطالبی را ظاهرا به خط خود نوشته است که به خوبی مفهوم نیست آنچه از گفته های وی استفاده میشود این است که شخصی به نام س. با شماره تلفن همراه با او صحبت کرده و از او مطالبه پول نموده و سارق منزل او بوده است و عده ای نیز شاهد میباشند (صفحه 6 به بعد). از س. به تاریخ 1392/60/25 معاینه پزشکی به عمل آمده نتیجه حاکی میباشد که مدخوله میباشد و اثر زخم خون مردگی دیده میشود که مربوط به کمتر از پنج روز میباشد (صفحه 8 ). س. در تحقیق دیگر اظهار داشته: ساعت 30/4 (س.) زنگ زد گفت کجایی گفتم خانه گفت مامانت را دیدم که از خانه رفت، گفت بیا بیرون همدیگر را ببنیم گفتم نه گفت لااقل در خانه تان را باز کن بیایم ببینمت گفتم باشد. در را باز کردم آمد تو و با اجبار کار را انجام داد وقتی داشت کار را انجام می داد گریه می کردم بعد گفت پول و طلا را بده من هم ترسیده بودم به او دادم (صفحه 9 ). هم چنین نامبرده متهم را به نام ع. معرفی کرده است (صفحه 9 ). گواهی پزشکی قانونی س. حاکی است که مدخوله قدیمی است ضمنا کبودی در حال جذب مشهود است که میتواند مربوط به 2 - 1 هفته گذشته باشد،... در حال حاضر آثار ظاهری ضرب و جرح مشهود نیست (صفحه 14 ). در تاریخ 1392/07/13 آقای ع. خود را به کلانتری معرفی نموده است که در بازرسی از وی اشیاء ممنوعه ای به دست نیامده آثار جراحت بر روی سر و آثار خراشیدگی روی هر دو دست داشته است (صفحه 15 ). از ع. فرزند اهل و ساکن تهران به نام متهم تحقیق شده، اظهار داشته: خانم س. را می شناسم من ایشان را حدود دو ماه پیش دیدم و به او شماره دادم مدتی بعد از دوستی چون برادرش ازدواج کرده بود و خودش و مادرش تنها زندگی می کردند به من پیشنهاد داد به منزلشان بروم چون یکی از دوستان نزدیک من همسایه طبقه بالای آن ها بود من چند بار مخالفت کردم ولی بالاخره رفتم در طول دوران دوستی با ایشان سه دفعه به منزل آن ها رفتم که کلا با هم دوبار رابطه داشتیم و بعد از مدتی مادرش فهمید و بعد دیگر ما هیچ رابطه ای نداشتیم و نزدیکی با رضایت خودش بوده است (صفحه 16 ). وی گفته است در زمان نزدیکی ایشان باکره نبوده و احساس درد و خون ریزی نداشته است و با رضایت خودش مبلغ پانصد هزار تومان به عنوان قرض به من داده است (صفحه 16 ). در شعبه دادیاری نیز تقریبا همین مطالب را تکرار کرده است (صفحه 23 ). ع. نیز در دادیاری گفته است: دو بار به منزل ایشان رفتم و در هر دو بار از جلو با ایشان جماع کردم ولی پرده بکارت را من ازاله نکرده ام (صفحه 25 ). خانم ک. نیز به خاطر سرقت و تجاوز از متهم مذکور شکایت کرده است (صفحه 29 ). آقای... وکیل پایه یک دادگستری به عنوان وکیل خانم س. خود را معرفی نموده است (صفحه 33 ). سرانجام دادسرا به موجب نظریه مورخ 1392/07/11 پرونده را به دادگاه کیفری استان ارسال کرده است (صفحه 30 ). دادگاه مجددا از شاکیه تحقیق نموده، شکایت خود را تکرار کرده است وی اظهار داشته: پدرم فوت کرده پدربزرگ دارم (صفحه 73 ). دادگاه از متهم ع. به اتهام تجاوز به عنف آخرین دفاع اخذ کرده، گفته است: قبول دارم رابطه نزدیکی داشته ام (صفحه 74 ). دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- - 1392/12/26 به اختصار چنین رای صادر کرده است: در خصوص شکایت س. علیه ع. دایر به ارتکاب زنای به عنف به لحاظ فقدان ادله اثباتی رای به برائت (متهم) صادر میگردد. راجع به اتهام دیگر متهم دایر به ارتکاب زنای غیرعنف با توجه به شکایت شاکی خصوصی و صدور گواهینامه پزشکی قانونی و اعترافات صریح متهم ارتکاب بزه انتسابی از ناحیه متهم محرز و مسلم است و مستندا به مواد 211 و 230 قانون مجازات اسلامی 1392 متهم را به تحمل یکصد ضربه شلاق به عنوان حد زنا محکوم مینماید (صفحه 86 به بعد). آقای... به وکالت از طرف خانم س. نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی کرده و توضیح داده است که متهم از غیبت مادر موکله سوء استفاده نموده و به دختری که 12 سال بیشتر نداشته تجاوز کرده است و (مادر شاکیه) پس از شکایت سرقت متوجه میشود که دخترش مورد تجاوز قرار گرفته است و متهم میبایست مهرالمثل شاکیه را بپردازد. آقای ع. نیز لایحه ای تقدیم داشته که امضا یا اثر انگشت وی ذیل آن مشاهده نمی شود و توضیح داده است که پدرش او را از خانه طرد کرده است و تقاضای تخفیف مجازات خود را نموده است و تعهد نموده که از این به بعد عمل خلافی مرتکب نخواهد شد. مشروح لایحه مربوطه به هنگام شور قرائت میشود. پرونده در دیوان عالی کشور مطرح رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
اولا در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم س. با نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن متهم آقای ع. از اتهام زنای به عنف تبرئه گردیده و به اتهام زنای غیرعنف به یکصد ضربه شلاق محکوم شده است و تجدیدنظرخواه به صدور حکم برائت مشتکی عنه و خفیف بودن مجازات او اعتراض کرده است؛ با عنایت به مجموع محتویات پرونده از جمله این که ابتدا مادر شاکیه (خانم ک.) اقدام به طرح شکایت آن هم در مورد سرقت نموده است و سپس دختر وی (خانم س.) نیز در مورد سرقت مطالبی را بیان کرده است (صفحه 6 ) و نهایتا در خصوص تجاوز به عنف شکایت خود را مطرح نموده است و در تحقیقات به عمل آمده اظهار داشته: بار اول خود خواستم و بار دوم هم با رضایت خودم بود بار سوم را قبول نداشتم (صفحه 19 ) شبهه قوی بر اکراهی نبودن تجاوز وجود دارد (هر چند که شاکیه کم سن و سال بوده و احتمال فریب او در این گونه موارد ممکن به نظر میرسد)، لذا با رد اعتراضات شاکیه و آقای وکیل وی مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت تایید و ابرام میگردد. لازم به یاد آوریست که با توجه به ماده 231 قانون مجازات اسلامی 1392 و تبصره 2 ماده 224 و تبصره 2 ماده 658 همان قانون و به مستفاد از مسئله پنج از مبحث دیات در قسمت دیه مربوط به زنان کتاب تحریرالوسیله حضرت امام (ره) و نظر به این که شاکیه در تاریخ وقوع بزه حدود 12 سال داشته است که احراز رضایت قلبی وی نیز با اشکال مواجه میباشد لذا ارش البکاره و مهرالمثل او قابل مطالبه خواهد بود. هم چنین در مورد سرقت مورد اشاره در لایحه تجدیدنظرخواهی آقای وکیل موضوع جداگانه و از طریق دادسرا قابل پیگیری است. ثانیا در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع. نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته در قسمتی که مشارالیه را به اتهام زنای غیرعنف به تحمل شلاق محکوم کرده است نظر به شکایت شاکیه - گواهی پزشکی قانونی - اقاریر صریح اولیه تجدیدنظرخواه و نیز اقرار وی در جلسه مورخ 26/12/92 دادگاه (صفحه 74 ) که موجبات حصول علم دادگاه را ایجاب کرده است ایرادی اساسی به این قسمت از دادنامه معترض عنه نیز وارد نمیباشد و با رد دفاعیات وی مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی موصوف رای تجدیدنظرخواسته تایید و ابرام میگردد.
رئیس شعبه هفتم دیوان عالی کشور - مستشار
انتظاری - بلادی