تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تحقق شرکت در سرقت حدی، مشروط به این است که هریک از شرکا به تنهایی هتک حرز نموده و اقدام به اخراج مال مسروقه از حرز نماید.
حسب محتویات پرونده آقایان س. ع. و م. الف. نژاد با وکالت آقای ی. ط.، و. ک.، الف. ق. همگی دائر بر مشارکت در سی و نه فقره سرقت حدی از منازل در حوزههای قضایی شهرستانهای ---، س...، ن...، ف...، ج... و س... و نیز از استان اصفهان، لرستان موضوع شکایت شکات آقایان م. د. ق. ق.، غ. ن.، م. ز.، ن. ن.، م. ن.، ف. الف.، م. ا.، م. ب.، م. ه. زاده، س. خ.، م. ش.، ر. ع.، ه. ش.، م. غ.، ف.م.، ح. الف. ، ع. ج.، د. ز.، م. ع.، ن. ذ.، ع. ب.، س. ج.، م. ن.، ع. الف.، ذ. خ.، م. ا.، س. م. یک.، م. ف.، م. ا. با وکالت م. م.، م. ر. ئی، الف. ج.، الف. خ.، م. ن.، س. ش.، س. ن.، ل. ز.، م. ش. که در شعبه --- دادگاه عمومی جزایی دادگستری شهرستان --- تحت رسیدگی قرار گرفته و در تاریخ 1393/09/29 مبادرت به صدور دادنامه شماره --- نموده نظر به شکایت شکات و دستگیری متهمین از آنان به این شرح که ابتداءً از متهم و. ک. فرزند ق. م. 32 ساله شغل جوشکار ساکن استان لرستان و دارای سابقه سرقت از وی با این سوال که حسب شکایت شکات، گزارش و تحقیقات مرجع انتظامی کشف طلاهای مسروقه از شما متهم هستید به شرکت در سرقت طلاجات از منزل چه دفاعی دارید ؟ در پاسخ بیان داشته اولین بار دو یا سه شب قبل آمدهایم --- برای سرقت منزل و طلاجات و فقط یک سرقت کردهایم من و الف. قائدی میرفتیم داخل منزل سرقت میکردیم و الف. نژاد هیچکاره بود و س. هم نگهبانی میداد و دیدیم لامپ روشن نیست که س. از دیوار بالا میرفت و من و الف. داخل منزل میرفتیم و اگر قفل باز نمیشد آنها را میشکستیم و گاوصندوق هم با کلید خودش پیدا کردیم و بازش کردیم البته قبلش هم چند ضربه به آن زدیم ولی باز نشد و طلاها را که کشف کردهاند از این گاوصندوق برداشتیم و سه شب در شیراز مسافرخانه بودیم و در شیراز سرقتی نکردیم و در --- کسی نداشتیم که ما را راهنمایی طلاها را میخواستیم ببریم که نشد منزلی را که سرقت کردهایم جایش بلد هم هستم من اظهارات متهمان دیگر را قبول ندارم و فقط یک سرقت کردهایم بقیه اظهارات متهمان را قبول ندارم و من راستش را گفتهام و بقیه دروغ میگویند متهم ردیف دوم آقای س. ع. فرزند ع. سن 28 ساله ساکن لرستان دارای سابقه شربخمر و مجرد در رابطه شکایت و گزارش و تحقیقات مرجع انتظامی و کشف طلاها مسروقه از وی سوال به عمل آمده اظهار داشته به قرآن قسم حقیقت را میگویم من اولین بار است که آمدهام --- برای سرقت منزل و طلاجات و تاکنون سه بار از پنجشنبه قبل تاکنون آمدهایم --- و پنج تا سرقت کردهایم که چهار تایش را طلا و پول آوردند بیرون و مابقی دست خالی آمدند من فقط میرفتم زنگ خانه را میزدم و اگر خالی بود و یا با آچار باز میکردیم و یا اگر نمیشد از راه دیوار میرفتم بالا درب را برایشان باز میکردم و خودم میرفتم پیش راننده منتظر میشدم و دو نفر دیگر یعنی و. و الف. میرفتند داخل منزل سرقت میکردند معمولا از ساعت 8 تا 9 و نیم شب سرقت میکردیم مثلا دیدیم لامپ خانه روشن نیست یا یک تک لامپ روشن است میرفتند زنگش میزدم اگر بود که الکی یک اسم میگفتم صاحبخانه میگفت اشتباه است بعد میرفتیم و اگر هم کسی نبود که یا با آچار درب را باز میکردیم یا از دیوار بالا میرفتیم و آن دو نفر و. و الف. قفلها را میشکستند یا نمیدانم چطور بازشان میکردند و بعد از هر شبی که مثلا یک شب سه تا و شب دوم دوتا دیشب یکی بود و بعد از سرقتها شب به شیراز مسافرخانه میرفتیم و در شیراز سرقتی نکردیم و در --- کسی نداشتیم که ما را راهنمائی کند و و. و الف. میگفتند اینجا برو یا آنجا برو تا که موقعیت خوب پیدا کنیم طلاها را همه گذاشتند داخل یک پلاستیک و یک نفر آنها را جاسازی میکرد و در خروجی شهر میگذاشتیم و پولها را کنار طلاها یا برای خرج میگذاشتیم جمعا شش مورد یا 7 مورد بود ولی سه تایش بیشتر چیزی نداشت منزلها را که سرقت کردهایم جایش را بلد هستم و دو تایش نزدیک به هم هستند و سابق هم اگر خیابانهایشان را بروم میتوانم شناسائی کنم بعد طلاها و پولها را با یکدیگر تقسیم میکردیم از طلاها فقط یک و نیم سکه در شیراز از الف. ن. در خیابان ملاصدرا فروخت 650 هزار تومان و پول هم فقط 570 هزار تومان که از یک منزل بیرون آوردند و دیگر از طلاها نفروختیم خانهها را بلد هستم راستش را من گفتهام چرا بقیه واقعیت را نگفتهاند. حسب شکایت شکات به گزارش و تحقیقات مرجع انتظامی کشف طلاهای مسروقه از آقای الف. ق. فرزند ع. 30 ساله اهل و ساکن لرستان و دارای سابقه کیفری درگیری دایر به شرکت در سرقت طلاجات بازجوئی به عمل آمده متهم در پاسخ اظهار داشته اولین بار دیروز عصر در حرم شاهچراغ با این سه نفر برخورد کردم و با آنها آمدیم --- برای سرقت و فقط یک سرقت کردم من اصلا داخل منزل نرفتم و من با الف. ن. داخل ماشین منتظر بودیم و و. و س. رفتند داخل من نفهمیدم چکار کردند دیگر من چیزی نمیدانم و از من سوال نکنید من اظهارات سایر متهمان را قبول ندارم من خودم فقط راست میگویم بقیه دروغ میگویند از آقای م. الف. ن. فرزند م. سن 27 ساله ساکن لرستان و دارای سابقه کیفری نظامی دایر به شرکت در سرقت طلاجات از وی سوال به عمل آمده در پاسخ اظهار داشته اولین بار است که آمدهام --- برای سرقت منزل و طلاجات و تاکنون سه بار از جمعه قبل تاکنون آمدهایم --- و 7 بار سرقت کردهایم که سه تایش طلا و پول آوردند بیرون و مابقی دست خالی آمدیم من فقط راننده بودم و آن سه نفر دیگر میرفتند سرقت معمولا از ساعت 8 تا 9/5 شب سرقت میکردیم مثلا میدیدیم لامپ خانه روشن نیست یا یک تک لامپ روشن است میرفتند زنگش را میزدند اگر بود که یک اسمی میگفتیم میگفت اشتباه است بعد میرفتیم و اگر هم کسی نبود که از دیوار بالا میرفتند و قفلها را میشکستند یا نمیدانم چطور بازشان میکردند و جایی را که میخواستیم سرقت کنیم حدودا دویست یا سیصد متر فاصله را برای من مشخص میکردند که اینجا منتظر باشم و بعد از هر شبی که مثلا یک شب سه تا و شب دوم دوتا دیشب یکی بود و بعد از سرقتها شب به شیراز مسافرخانه میرفتیم و در شیراز سرقت نکردیم و در --- نیز کسی را نداشتیم که ما را راهنمایی نماید همینطور خودمان در کوچهها میگشتیم که موقعیت خوب پیدا کنیم طلاها را هم گذاشتند داخل یک پلاستیک و یک نفر آنها را جاسازی میکرد و در خروجی شهر میگذاشتیم و پولها را کنار طلاها یا برای خرج میگذاشتیم جمعا شش یا هفت مورد بود که سه تایش بیشتر چیزی نداشت منزلها را که سرقت کردهایم جایشان را بلد میباشم و بعد پولها و طلاها را تقسیم میکردیم هر چهارتایمان مال یک شهر هستیم من یک و نیم سکه از طلاها را فروختم. با عنایت به مفاد شکایت شکات و اظهارات و مراحل تحقیقات و بازجوئی از آنان و اقاریر صریح متهم آقای س. ع. به شرح منعکس در صفحات 413 - 412 - 411 - 147 - 84 - 83 - 82 - 62 - 61 - 60 - 20 - 6 پرونده و اقاریر متهم ردیف دوم م. الف. ن. به شرح مضبوط در صفحات 79/8 - 65 - 64 - 23 الی 416 - 415 - 414 - 267 - 266 - 253 - 252 - 251 - 81 پرونده و اقاریر متهم ردیف سوم به شرح منعکس در صفحات 79/8 - 65 - 64 - 23 الی 416 - 415 - 414 - 267 - 266 - 253 - 252 - 251 - 81 پرونده و اقاریر متهم ردیف سوم و. ک. به شرح منعکس در صفحات 557 الی 60 - 85 الی 88 - 139 - 254 - 255 - 268 - 417 - 48 - 419 - 418 پرونده و اقاریر متهم ردیف چهارم آقای الف. ق. به شرح مضبوط در صفحات 7 - 16 - 66 - 17 الی 68 - 89 الی 91 - 148 - 420 الی 423 پرونده و ملاحظه سوابق متعدد متهمین ردیفهای دوم و چهارم به شرح منعکس در صفحات 14 پرونده و صورتجلسات بازسازی صحنههای سرقت که متهمین در آنها نحوه ارتکاب و میزان اموال مسروقه به طور مشروح و مبسوط توضیح و توصیف نمودهاند کشف مقادیری از طلاجات مسروقه از ید متهمین و استرداد آن به شکات و ردیفهای 26 - 32 - 35 به اسامی به ترتیب ذ.ف.، خانم م. ر.، آقای م. ن. و صرف نظر از اعلام ر. یت بعضی از شکات و عنایت به اینکه متهمین سرقتهای ذکر شده از طریق وارد شدن به منازل شکات بدون اذن و هتک حرز انجام دادهاند و در اغلب سرقتها متهمین پس از هتک حرز و ورود به منازل مالباختگان دنبال طلاجات بودهاند و از سرقت سایر اموال شکات امتناع مینمودند و حسب اقاریر متهمین آنها بالغ به چند کیلوگرم طلاجات از منازل شکات سرقت و به فروش رساندهاند که خود امارهای مبنی بر مستغنی بودن آنها بوده است و سارقین اموال مسروقه را از حرز خارج و بعد از هتک حرز به صورت مخفیانه مبادرت به ربودن اموال مینمودهاند که موثر در موضوع نمیباشد بنابراین و با عنایت به مطالب معنونه و مفاد کیفرخواست اصداری از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان --- بزه انتسابی به متهمین محرز و مسلم بوده از این رو مستندا به مواد 267 و 268 و 278 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و ماده 667 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات حکم بر محکومیت هر یک از متهمین به قطع چهار انگشت دست راست از انتهای آن به طوریکه انگشت شصت و کف دست باقی بماند و استرداد عین و در صورت تعذر به رد مثل یا قیمت اموال مسروقه در حق مالباختگان صادر و اعلام مینماید و در خصوص اتهام دیگر متهمین دائر بر سرقت حدی موضوع شکایت آقایان 1 - ص. ب. فرزند ح. 2 - م. ب. فرزند ن. 3 - ر.پ. --- یی فرزند ن. با عنایت به فقد دلیل و انکار متهمین و عدم ارائه دلیل و بینهای از سوی شکات که حاکی از انتسابی بزه معنونه به متهمین مذکور باشد بنابر اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی در امور کیفری رای بر برائت متهمین صادر و اعلام مینماید. پس از ابلاغ رای آقای الف. ق. و س. ع. در لایحه اعتراض عنوان داشتهاند اینجانبان صرفا در 12 سرقت که 11 فقره آن در شهرستان --- و یک فقره در لرستان که از صحنه سرقتهای انجام شده بازسازی شده حضور داشتم و مرتکب بزه گردیدهایم از تعداد 8 نفر از شاکیان ر. یت اخذ نموده و آقای ک. ص. وکیل محکومعلیه آقای و. ک. و آقای غ. زکوی به وکالت از آقای و. ک. که در لایحه اعتراض عنوان داشته قانون سابق مجازات اسلامی به حال محکومعلیه اخف بوده است و در قانون قبل مضطر بودن سارق یکی از شروط اسقاط حد سرقت میباشد و در قانون مجازات اسلامی سال 92 این موضوع قید نشده است و آقای ی. ط. در مورد موکلش طی لایحهای که به عنوان درخواست تجدیدنظرخواهی ارائه نموده عنوان داشته در سرقت مشارکتی هر فردی باید به طور مستقل مرتکب کلیه شرایط شانزدهگانه شود تا حد سرقت بر وی صادق باشد مثل اینکه در سرقت مورد نظر هر چهار متهم میبایست حرز را شکسته باشند تا مشمول حد سرقت شوند. در تاریخ 1394/06/15 پس از اعتراض تجدیدنظرخواهانها آقایان س. ع.، م. الف. نژاد و و. ک. و الف. ق. با تقدیم لایحهای که ضم پرونده گردیدهاند ابتدا از دادگاه تجدیدنظر درخواست تجدیدنظرخواهی نمودهاند که رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر فارس حسب ماده 428 قانون آیین دادرسی در امور کیفری پرونده را در صلاحیت دیوان عالی کشور و با قرار عدم صلاحیت باین مرجع ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ر. حاتمی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و ن. ه کتبی آقای م. عشقعلی دادیار دیوان عالی کشور مبنی بر تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته قانونی دارم. مشاوره نموده چنین رای میدهد:
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/11/27
خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواسته دادنامه شماره --- صادره از شعبه --- دادگاه عمومی شهرستان ف.. مرجع رسیدگی: شعبه --- دیوان عالی کشورهیات شعبه آقایان: نبیاله راجی (رئیس) - ر. ح. (مستشار) خلاصه جریان پرونده: حسب محتویات پرونده آقایان س. ع. فرزند ع. و م. الف. ن. فرزند م. و. ک. فرزند ق.م. و الف. ق. فرزند ع. همگی دایر بر مشارکت در 39 فقره سرقت حدی از منازل در حوزههای قضایی شهرستانها ف...، س...، ن...، ف...، ج... و س... و نیز از استان اصفهان، لرستان موضوع شکایت شکات که در شعبه --- دادگاه عمومی جزایی دادگستری شهرستان ف... تحت رسیدگی قرار گرفته و در تاریخ 1393/09/29 مبادرت به صدور دادنامه شماره --- نموده نظر به مشروح گزارش در متن دادنامه و مستندات اشاره شده هر چهار متهم فوقالذکر را به قطع چهار انگشت دست راست از انتهای آن بهطوریکه انگشت شست و کف دست باقی بماند و استرداد عین و در صورت تعذر به رد مثل یا قیمت اموال مسروقه در حق مالباختگان صادر مینماید که پرونده پس از اعتراض به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه بیست و نهم دیوان عالی کشور ارجاع میشود. در تاریخ 1394/07/27 شعبه بیست و نهم دیوان عالی کشور طی دادنامه شماره --- به شرح صفحات 701 الی 705 پرونده مبادرت به صدور رای با این وصف که در سرقت حدی هر فرد به تنهایی میبایست کلیه شرایط شانزدهگانه سرقت حدی را داشتهباشد و در این پرونده دلیلی دال بر اینکه شرایط شانزدهگانه نسبت به چهار متهم فوق صادق باشد وجود ندارد با نقض رای پرونده را به دادگاه صادرکننده رای منقوض بهعلت نقص تحقیقاتی ارجاع میشود پس از ارسال پرونده به دادگاه صادرکننده رای وفق صفحات 735 الی 740 مبادرت به تحقیقات و رفع نقص اقدام نموده که هر چهار نفر از متهمین در این مرحله نیز اظهار داشتهاند به طور اشتراکی و جمعی مبادرت به سرقت مینمودهایم و هیچکدام از چهار نفر از آنان در این مرحله نیز به طور انفرادی دارای شرایط شانزدهگانه سرقت حدی باشد اقرار و اذعانی نداشتهاند که پس از انجام تحقیقات دادرس شعبه --- دادگاه کیفری ف... پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال مینماید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ر. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و ن. ه کتبی آقای کامران م. ح. ی دادیار دیوان عالی کشور با توجه به محتویات پرونده تقاضای صدور رای شایسته را دارم. مشاوره نموده چنین رای میدهد:
در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1393/09/29 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی دادگستری شهرستان --- نسبت به آقایان 1 - س. ع. فرزند ع. 2 - م. الف. ن. فرزند م. 3 - و. ک. فرزند ق. م. 4 - الف. ق فرزند ع. که به اتهام ارتکاب چندین فقره سرقت که در پرونده با تجدیدنظرخواهی محکومین و وکلای آنها در شعبه بیست و پنجم دادگاه تجدیدنظر استان مطرح و به موجب دادنامه شماره --- مورخه 1394/06/15 با قرار عدم صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال داشته است و وکلای محکومین با تقدیم لوایح خود به طرق مختلف ایرادات و اشکالاتی بر رای صادره مبنی بر اینکه هر یک از متهمین به حد قطع چهار انگشت دست راست وارد نمودهاند صرفنظر از ایرادات و اشکالات وکلای محکومین به قطع چهار انگشت و با وصف و توضیح اینکه حسب گزارش مرجع انتظامی و کلیه تحقیقات و بازجوئیهای به عمل آمده از متهمین که در بیشتر مراحل آنان به بزه سرقت اقرار و اذعان داشتهاند و با وصف گستردگی اقدامات مجرمانه محکومین یاد شده در استانهای مختلف کشور خصوصا شیوه و شگرد آنها در ارتکاب سرقتهای انتسابی که عمدتا با تخریب و شکستن قفل درب منازل به صورت کاملا حرفهای همراه بوده و همینطور با توجه به سوابق آنان و میزان ضرر و زیان وارده به شکات و مالباختگان که غالبا وجوه نقد و طلاجات آنها و وجه نقد با ارزش ریالی بالا مورد سرقت گرفته است و بزه جمعی آنان محرز و مسلم بوده است و مجازاتهای تعزیری سرقت در مورد آنان محرز و مسلم میباشد ولیکن در مورد سرقت حدی با توجه به مواد 267 و 268 و بندهای مربوط قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 و با این توضیح که در کلیه گزارشات موجود در پرونده و در متن رای دادگاه متهمین در مراحل مختلف به طور اشتراکی اقدام به شرکت در سرقت نمودهاند و همانطوری که هر چهار متهم در بیشتر مراحل تحقیقات اتهام سرقت را به طور کلی قبول و اذعان نمودهاند و در پاسخ به سوالات و نحوه شرکت در سرقت به طور کلی بیان داشتهاند که ما جمعی و با همدیگر منزل مورد نظر را اول شناسائی میکردیم و یک نفر از ما اقدام به درب منزل ها را میشکستیم و دو نفر از ما وارد منزل شده و اقدام به سرقت و دو نفر دیگر نیز اقدام به نگهبانی مینمودیم و آن دو نفر که وارد به منزل میشدند معلوم نیست کدامیک از آنها اقدام به ربودن طلا یا پول و کدام یک آن را از منزل خارج مینمودند و با این توضیح که در سرقت حدی هر فرد به تنهای میبایست کلیه شرایط شانزدهگانه سرقت حدی را داشته باشد. و در سرقت حدی مشارکتی هر یک به تنهایی میبایست هتک حرز نموده و خود به تنهایی اقدام به خروج مال مسروقه را از حرز بنماید و در موارد فوق متهمین محکوم به سرقت حدی قطع انگشت چهارگاه و شرایط شانزدهگانه و نسبت به آنان صادق نیست و رای اصداری از این حیث دارای اشکال و ایراد بوده و با استناد به ماده 469 بند ب تبصره چهار قانون آیین دادرسی در امور کیفری نقض و پرونده به دادگاه صادرکننده رای منقوض به علت نقص تحقیقاتی به شرح فوقالذکر (در سرقت حدی کلیه شرایط شانزدهگانه نسبت به هر یک از متهمین فوقالاشاره مشخص و معین نماید) ارجاع میشود تا پس از بررسی مجدد اقدام به رسیدگی نماید.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
نبیاله راجی - رضا حاتمی
رای شعبه
با توجه به تحقیقات و بررسیهای به عمل آمده از ناحیه دادرس دادگاه کیفری شهرستان ف... در مورد آقایان س. ع. فرزند ع.، م. الف. ن. فرزند م.، و. ک. فرزند ق. م. و الف. ق. فرزند ع. دایر به اتهام سرقت حدی که در دادگاه به قطع انگشتان ید محکومیت یافتهاند و به شرح در دادنامه شعبه --- دیوان عالی کشور پرونده جهت رفع نقص تحقیقاتی به دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع گردیده و در این مرحله نیز هر چهار متهم منکر سرقت به طور انفرادی با لحاظ شرایط شانزدهگانه سرقت حدی بودهاند و با وصف مذکور قطع ید انگشتان آنان مورد شبهه میباشد با تاکید بر نقض دادنامه شماره --- مورخه 1393/09/29 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی دادگستری شهرستان ف... و با استناد به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی در امور کیفری پرونده به دادگاه همعرض کیفری یک جهت رسیدگی مجدد و صدور حکم وفق مقررات قانونی ارجاع میشود.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
نبیاله راجی - رضا حاتمی
رای شعبه
در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1393/09/29 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی دادگستری شهرستان --- نسبت به آقایان 1 - س. ع. فرزند ع. 2 - م. الف. ن. فرزند م. 3 - و. ک. فرزند ق. م. 4 - الف. ق. فرزند ع. که به اتهام ارتکاب چندین فقره سرقت که در پرونده با تجدیدنظرخواهی محکومین و وکلای آنها در شعبه بیست و پنجم دادگاه تجدیدنظر استان مطرح و به موجب دادنامه شماره --- مورخه 1394/06/15 با قرار عدم صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال داشته است و وکلای محکومین با تقدیم لوایح خود به طرق مختلف ایرادات و اشکالاتی بر رای صادره مبنی بر اینکه هر یک از متهمین به حد قطع چهار انگشت دست راست وارد نمودهاند صرفنظر از ایرادات و اشکالات وکلای محکومین به قطع چهار انگشت و با وصف و توضیح اینکه حسب گزارش مرجع انتظامی و کلیه تحقیقات و بازجوئیهای به عمل آمده از متهمین که در بیشتر مراحل آنان به بزه سرقت اقرار و اذعان داشتهاند و با وصف گستردگی اقدامات مجرمانه محکومین یاد شده در استانهای مختلف کشور خصوصا شیوه و شگرد آنها در ارتکاب سرقتهای انتسابی که عمدتا با تخریب و شکستن قفل درب منازل به صورت کاملا حرفهای همراه بوده و همینطور با توجه به سوابق آنان و میزان ضرر و زیان وارده به شکات و مالباختگان که غالبا وجوه نقد و طلاجات آنها و وجه نقد با ارزش ریالی بالا مورد سرقت گرفته است و بزه جمعی آنان محرز و مسلم بوده است و مجازاتهای تعزیری سرقت در مورد آنان محرز و مسلم میباشد ولیکن در مورد سرقت حدی با توجه به مواد 267 و 268 و بندهای مربوط قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 و با این توضیح که در کلیه گزارشات موجود در پرونده و در متن رای دادگاه متهمین در مراحل مختلف به طور اشتراکی اقدام به شرکت در سرقت نمودهاند و همانطوری که هر چهار متهم در بیشتر مراحل تحقیقات اتهام سرقت را به طور کلی قبول و اذعان نمودهاند و در پاسخ به سوالات و نحوه شرکت در سرقت به طور کلی بیان داشتهاند که ما جمعی و با همدیگر منزل مورد نظر را اول شناسائی میکردیم و یک نفر از ما اقدام به درب منزلها را میشکستیم و دو نفر از ما وارد منزل شده و اقدام به سرقت و دو نفر دیگر نیز اقدام به نگهبانی مینمودیم و آن دو نفر که وارد به منزل میشدند معلوم نیست کدامیک از آنها اقدام به ربودن طلا یا پول و کدام یک آن را از منزل خارج مینمودند و با این توضیح که در سرقت حدی هر فرد به تنهای میبایست کلیه شرایط شانزدهگانه سرقت حدی را داشته باشد. و در سرقت حدی مشارکتی هر یک به تنهایی میبایست هتک حرز نموده و خود به تنهایی اقدام به خروج مال مسروقه را از حرز بنماید و در موارد فوق متهمین محکوم به سرقت حدی قطع انگشت چهارگاه و شرایط شانزدهگانه و نسبت به آنان صادق نیست و رای اصداری از این حیث دارای اشکال و ایراد بوده و با استناد به ماده 469 بند ب تبصره چهار قانون آیین دادرسی در امور کیفری نقض و پرونده به دادگاه صادرکننده رای منقوض به علت نقص تحقیقاتی به شرح فوقالذکر (در سرقت حدی کلیه شرایط شانزدهگانه نسبت به هر یک از متهمین فوقالاشاره مشخص و معین نماید) ارجاع میشود تا پس از بررسی مجدد اقدام به رسیدگی نماید.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
نبیاله راجی - رضا حاتمی