رابطه پرداخت نفقه زوجه و حسن معاشرت زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1399/11/05 خانم س. ن. به طرفیت همسرش اقای ح. ح. دادخواستی به خواسته طلاق به علت سوی رفتار زوج به نحو توهین و فحاشی و ضرب و شتم و اذیت و ازار و نیز عدم پرداخت نفقه و تحقق شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه و نیز عسر و حرج تقدیم و به پیوست دادخواست تصویر سند ازدواج و نظریه مرکز مشاوره خانواده و دادنامه *که به موجب ان حکم بر محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه زوجه از تاریخ 99/1/1 لغایت *و پرداخت نفقه اینده از تاریخ 99/5/31 از قرار ماهیانه مبلغ 5/800/000 ریال صادر و هم چنین دعوی متقابل زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین به علت سوی رفتار زوج و خوف ضرر جانی برای زوجه در منزل مشترک محکوم به بطلان اعلام گردیده است. و دادنامه شماره *و دادنامه اصلاحی شماره *که به موجب ان ها زوج به لحاظ ایراد ضرب و جرح عمدی منجر به مصدومیت زوجه به پرداخت ده فقره دیات معینه در حق زوجه محکوم گردیده است.و دادنامه شماره *که به موجب ان دادنامه بدوی شماره *متضمن حکم به رد خواسته زوج مبنی بر الزام زوجه به تمکین به لحاظ خوف ضرر جانی برای زوجه ناشی از سوی رفتار زوج صادر گردیده است. ارائه نموده است. دادخواست تقدیمی بدوا جهت ایجاد صلح و سازش به شعبه *ارجاع گردید.و شورا پس از تشکیل جلسه و استماع اظهارات طرفین سرانجام به لحاظ عدم حصول سازش بین انان پرونده را به محاکم عمومی حقوقی *ارسال که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 99/12/25 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان (زوجه) اظهار داشت خواسته ام به شرح دادخواست تقدیمی است.در سال 1388 با خوانده ازدواج کرده ام و پسر 8 ساله داریم در نزد خوانده است.و به علت سوی رفتار وی درخواست طلاق دارم. و در عسر و حرج هستم و مرا میزد و با خانواده من رفتار مناسب نداشت و پسرم با من رفتار خوبی ندارد. و بدرفتاری می کند. فقط یکبار محکومیت کیفری دارد. حق و حقوق خود را بذل نمی کنم. خوانده (زوج) اظهار داشت همسرم را طلاق نمی هم چون فرزند مشترک داریم و همسرم را دوست دارم. فقط یک محکومیت کیفری دارم. و ان هم با قسامه به اثبات رسیده است.درخواست دارم. به منزل مشترک برگردد. نفقه وی پرداخت میشود. طبق رای دادگاه خودرو مرا توقیف کرده است.و تا به حال 14 سکه داده ام و مهریه به صورت اقساط پرداخت میگردد. و نفقه پرداخت میشود. خواهان به تمکین محکوم نشده است. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هریک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/01/14 پس از ذکر خواسته خواهان و خلاصه توضیحات ایشان و مدافعات خوانده با اعلام اینکه خوانده صرفا یکبار به اتهام ضرب و جرح عمدی محکوم شده است.و دلیل اثبات ان نیز لوث بوده و بیشتر صدمات کبودی بوده است.و استمرار سوی رفتار محرز نمی‌باشد. و چون زوجه نفقه خود را ماهیانه مبلغ هفتصد هزار تومان در سال 1400 اخذ خواهد کرد و در سابق نیز اخذ کرده و خودرو خوانده را توقیف نموده و 14 سکه را وصول نموده و با توجه به اینکه طلاق شرعا و قانونا از اختیارات مرد می‌باشد. لذا سوی رفتار زوج و نیز عسر و حرج زوجه را محرز ندانسته و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. زوجه پس از ابلاغ رای صادره در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع پس از اقداماتی سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/03/02 با اعلام اینکه تجدیدنظر خواه اجرت المثل به مبلغ 161/782/900 ریال و تعداد 14 قطعه سکه تمام بهار ازادی از مهریه خود را دریافت کرده از محل فروش خودرو توقیف شده نیز مبلغ 286/000/000 ریال وصول نموده و برابر نامه اجرای احکام کیفری مبلغ 161/700/000 ریال در مورخ 99/1/27 از بابت دیه در حق تجدیدنظر خواه تادیه گردیده و نفقه ایشان ماهیانه بمبلغ هفت میلیون ریال در حال پرداخت می‌باشد. لذا ادعای عسر و حرج ایشان با هیچ یک از مصادیق ماده 1130 قانون مدنی مطابقت ندارد. و ضرب و جرح ساده که بدون سبق تصمیم قبلی ناشی از هیجانات حادث میگردد. و گاهی نیز رفتار یا گفتار تحریک امیز صدمه دیده موجب ان میشود. نمی توان ان را از مصادیق عسر و حرج و وضعیت غیرقابل تحمل برای ادامه زندگی مشترک برای زوجه محاسبه کرد لذا اعتراض تجدیدنظر خواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را مطابق موازین قانونی تشخیص و مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظر خواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریه *به زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/03/20 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/5/19 به شرح زیر انشای رای نموده است. فرجامخواهی خانم س. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/03/02 شعبه *متضمن تایید دادگاه بدوی شماره 10864 مورخ 1400/01/14 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجامخواه) اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا زوجه فرجامخواه به شرح دادخواست بدوی و توضیحات بعدی در جلسه دادرسی به لحاظ عسر و حرج ناشی از سوی رفتار زوج به نحو توهین و فحاشی و تهدید و اذیت و ازار و ضرب و شتم و نیز عدم پرداخت نفقه و هم چنین به علت تحقق شروط ضمن العقد مندرج در عقد نامه صدور حکم طلاق را خواستار گردیده و جهت اثبات ادعای خود تصویر تعدادی از ارای کیفری و حقوقی صادره از مراجع مختلف قضایی را ارائه نموده است.که حاکی است.زوج فرجامخوانده به لحاظ ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه به پرداخت ده فقره دیه معینه در حق زوجه محکوم گردیده و هم جنین در دو مرحله هم دعوی تمکین مطروحه از ناحیه زوج به لحاظ خوف ضررجانی برای زوجه در منزل مشترک محکوم به بطلان اعلام گردیده و هم چنین به اتهام انتقال مال به غیر به قصد فرار از پرداخت دین موضوع شکایت زوجه جزایا محکوم گردیده و حتی به پرداخت نفقه معوقه و نفقه جاریه زوجه محکومیت حقوقی حاصل نموده است.که هر چند مجموع دلایل مذکور مبین انستکه زوج نسبت به زوجه حسن رفتار و معاشرت نداشته و همین رفتار و عملکرد سوی نامبرده موجب بروز اختلاف و افتراق جسمانی طویل المدت گردیده که هنوز هم ادامه دارد. و ادامه این وضعیت می‌تواند برای زوجه مشقت بار و غیرقابل تحمل بوده باشد. و صرف پرداخت حقوق قانونی زوجه از بابت قسمتی از مهریه و دیه و اجرت المثل و نفقه مورد حکم از طرف زوج نافی مضیقه و سختی بوجود امده برای زوجه که ناشی از اعمال و رفتار سوی زوج بود نخواهد بود معهذا از انجاییکه زوجه ادعا داشته که زوج از همان اوایل زندگی نسبت بوی سوی رفتار داشته و او را مورد اذیت و ازار و ضرب شتم قرار میداده است.که تنها در یک مورد اقدام به شکایت کیفری علیه زوج نموده که منجر به محکومیت وی گردیده است. و جهت اثبات ادعا و سوی رفتار مستمر زوج در ایام زندگی مشترک در دادخواست تجدیدنظر خواهی به شهادت شهود استناد نموده است.و هم چنین ادعا داشته که زوج با وجود محکومیت حقوقی خود به پرداخت نفقات معوقه و جاریه ایشان به رغم توانایی مالی از پرداخت به موقع نفقه مورد حکم امتناع ورزیده و در خارج از فرجه قانونی نسبت به پرداخت ان اقدام نموده است.لذا از باب توجه و رسیدگی به دلیل استنادی زوجه و نیز روشن شدن موضوع اقتضا داشته که دادگاه محترم اولا در جلسه دادرسی از گواهان زوجه وفق مقررات در خصوص مراتب ادعایی نامبرده و چگونگی اخلاق رفتار زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک و هم چنین علت و منشای اختلاف و افتراق جسمانی طرفین و مدت ان به نحو مستوفی تحقیق و استماع گواهی به عمل اورد و هم چنین با استفاده از اختیارات قانونی حاصله از ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی از طریق مددکار دادگستری در محل سکونت مشترک زوجین از همسایگان و مطلعین و معتمدین محل و اقوام و بستگان طرفین در خصوص موارد یادشده به نحو جامع و کامل تحقیق به عمل اورده و ثانیا پرونده مربوط به نفقه به کلاسه *شعبه *که منتهی به صدور دادنامه شماره *گردیده (ص 45) و هم چنین پرونده اجرایی مرتبط به ان را از مراجع ذیربط مطالبه و پس از وصول ضمن انعکاس خلاصه مفید انها در صورتمجلس، بررسی و معلوم دارد. که راجع به نفقه مورد حکم در چه تاریخی اجراییه صادر و به زوج ابلاغ گردیده و ایا از طرف زوج نسبت به پرداخت کامل نفقه موضوع اجراییه اقدام به عمل امده است.یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ ایا پرداخت نفقه مورد حکم قبل از تقدیم دادخواست طلاق در پرونده حاضر (1399/11/05) بوده یا بعد از ان و انگاه پس از انجام اقدامات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی مطروحه موثر بوده باشد. سرانجام براساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجامخواسته در وضعیت فعلی به علت نقص تحقیقات قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیقات به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. پس از اعاده و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی مجدد شده و به کلانتری *دستور داده که مددکار اجتماعی ان یگان در محل زندگی مشترک زوجین در خصوص چگونگی اخلاق و رفتار زوج نسبت به زوجه و علت و منشا اختلاف طرفین از همسایگان و مطلعین و اقوام طرفین تحقیق و نتیجه را گزارش نماید. در گزارش واصله از کلانتری اعلام گردیده که همسر خانم س. ن. حسب اظهارات همسایگان و مطعلین شبانه کلیه وسایل و ملزومات زندگی مشترک را از منزل خارج کرده و به محل دیگری انتقال داده است.و زوجین اکثر مواقع با هم درگیری داشته اند و خانم س. ن. مورد ضرب و شتم قرار میگرفته که با دخالت و پا درمیانی همسایگان جو متشنج ارام و شاکیه به منزل برمیگشته است.درضمن فرزند مشترک زوجین به نام ا. در منزل پدر زندگی می کند و طی تخریب های ذهنی صورت گرفته از سوی پدرش، فرزند مشترک از ملاقات با مادرش امتناع می کند. دادگاه پس از وصول پرونده استنادی به کلاسه *خلاصه انها را در صورتمجلس مورخ 1400/07/04 منعکس نموده که حاکیست خانم س. ن. در مورخ 99/2/9 دادخواست مطالبه نفقه معوقه از تاریخ 99/1/1 و برقراری نفقه اینده به طرفیت اقای ح. ح. و متقابلا زوج به طرفیت زوجه دادخواستی به خواسته الزام زوجه به تمکین تقدیم نموده است.که درنهایت هر دو دادخواست در شعبه *مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه مورخ 99/6/1 زوجه اظهار داشت در سال 88 ازدواج کرده ایم دارای یک پسر 7 ساله هستیم همسرم همیشه مرا مورد ضرب عمدی قرار داده که به دیه محکوم شده و دادخواست تمکین او رد شده یک سال در منزل پدر هستم سال 98 نفقه تعیین شده مطالبه نفقه سال 99 را دارم. زوج گفته است.همسرش یک سال و نیم است.منزل را ترک کرده نفقه سال 98 را پرداخت کرده ام نفقه سال 99 حکم صادر نشده و من او را نزده ام با قسم و لوث مرا به دیه محکوم کرده و اجرت المثل پرداخت کرده ام و مهریه را پرداخت میکنم یک سال و نیم است.من و پسرم اواره شده ایم بابت مهریه خودرو مرا توقیف کرده اند خودم کارگر ساده هستم میخواهم همسرم برگردد. او را به تمکین محکوم کنید زوجه گفته من از او می ترسم عصبانی است.مرا میزند. کارشناس میزان نفقه را مشخص کرده و دادگاه حکم به محکومیت مشارالیه به پرداخت 29 میلیون ریال بابت نفقه معوقه از مورخ 99/1/1 لغایت 99/5/31 و نفقه اینده ماهیانه بمبلغ 5/800/000 ریال صادر نموده و دادخواست الزام به تمکین به جهت خوف ضرر جانی رد شده است. (دادنامه شماره 1020 - 99 مورخ 99/7/2) به دادنامه صادره اعتراض نشده و در مرحله بدوی قطعی و به اجرا ارسال گردیده، اجراییه صادر و زوجه دادخواست تعدیل نفقه موضوع دادنامه مذکور تقدیم نموده و دادگاه خانواده با توافق زوجین نفقه را به مبلغ هفت میلیون ریال افزایش و گزارش اصلاحی شماره 1959 مورخ 99/11/13 صادر نموده و زوج در حال پرداخت هست و هیچگونه معوقه ندارد. در جلسه فوق العاده مورخ 1400/07/07 زوجه در مقام ادای توضیح پیرامون مهریه خویش اظهار داشت مهریه ام دویست سکه تمام بهار ازادی است.و در سال 89، 14 قطعه را توسط دادگاه اخذ کردم لیکن در سال 91 مجددا ان سکه ها را از من گرفت و در حضور شاهد باو دادم خانه خریداری کرده الان هم از الباقی مهریه تعداد پنجاه قطعه سکه را در قبال طلاق بذل میکنم الان به تمکین محکوم شده ام و دیگر نفقه تعلق نمیگرد. در جلسه مورخ 1400/07/17 که جهت استماع گواهی گواهان زوجه که با حضور زوجین تشکیل گردیده از جانب زوجه چهار نفر شاهد معرفی گردیده که در اوراق 136 الی 139 پرونده از گواهان استماع گواهی به عمل امد و سه نفر از گواهان هر یک در اظهارات خود به نحوی اختلافات فیمابین زوجین و سوی اخلاق و سوی رفتار وی نسبت به زوجه را تایید نموده و گواه دیگر در خصوص مورد اظهار بی اطلاعی نموده ولی اظهار داشت که از دور فهمیده ام زندگی اینها ممکن نیست خودم هیچ رفتار بدی از زوج ندیده ام سپس دادگاه اظهارات زوجین را که عمدتا همان مطالب بیان شده در جلسات سابق بوده در صورتمجلس منعکس نموده و زوج اضافه نموده که شهادت شهود را قبول ندارم. و بر اساس شنیده های خود شهادت داده اند چیزی ندیده اند و زوجه طی دادنامه شماره 617 مورخ 1400/01/23 شعبه *که در همین شعبه تجدیدنظر طی دادنامه شماره *تایید گردیده محکوم شده تقاضای مراجعت همسرم به زندگی مشترک را دارم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/07/20 با این استدلال که زوجه علت طلاق خواسته خویش را سوی معاشرت و رفتار و ایراد صدمه بدنی عمدی مطرح کرده و با توجه به نزاع و درگیری فیزیکی طرفین موضوع دادنامه شماره 382 - 98 مورخ 1398/03/26 صادره از شعبه *، مدت زمان طولانی از ان سپری گردیده و دیه صدمات وارده پرداخت شده و نامبردگان دارای یک فرزند مشترک هستند تربیت اولاد و تشیید مبانی خانواده از وظایف والدین است.و از طرفی بر اساس دادنامه شماره *که به قطعیت رسیده زوجه تجدیدنظر خواه محکومیت قطعی به تمکین با مراجعت به زندگی مشترک تحصیل کرده و زوج شدیدا درخواست بازگشت همسرش به زندگی مشترک را دارد. و در تحقیقات صورت گرفته از مطلعین موضوع خاصی که دلالت بر حدوث امر غیرقابل تحمل و عسر و حرج زوجه نماید. استنباط نمیشود. و گواهی گواهان بیشتر استماعات و نقل قول بوده و شهادت انها از روی قطع و یقین و بیطرفی نمی‌باشد. لذا اعتراض زوجه تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را موافق موازین قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/07/25 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/08/11 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجام خواهی خانم س. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/07/20 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/01/14 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجام خواه) اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا زوجه به علت عسر و حرج ناشی از سوی رفتار و سوی معاشرت زوج صدور حکم طلاق را خواستار گردیده است.محتویات پرونده و پیوست ان و تحقیقات انجام شده دلالت بر این دارد. که اولا فیمابین زوجین اختلاف شدید وجود داشته و از سال 1398 تاکنون جدا از هم زندگی مینمایند و طرح دعاوی متعدد حقوقی و کیفری با موضوعات مختلف علیه یکدیگر در مراجع قضایی خود موید عمق و شدت اختلافات طرفین می‌باشد. ثانیا زوج فرجام خوانده به لحاظ ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه حسب دادنامه شماره 382 - 98 و دادنامه اصلاحی شماره 415 - 98 صادره از شعبه *جزایا به پرداخت ده فقره دیه معنیه در حق زوجه محکوم گردیده که کمیت و کیفیت صدمات وارده موید درگیری شدید فیمابین طرفین می‌باشد. ثالثا - دعوای الزام به تمکین مطروحه از ناحیه زوج علیه زوجه در دو مرحله طی دادنامه های قطعیت یافته شماره 529 - 98 و 1020 - 99 صادره از شعبه *به لحاظ خوف ضرر جانی برای زوجه در منزل مشترک محکوم به بطلان اعلام گردیده است.رابعا - سه نفر از گواهان تعرفه شده از ناحیه زوجه که در اوراق 136 و 137 و 138 پرونده از سوی دادگاه از انان استماع گواهی به عمل امده به عنوان شهود عینی هر یک در اظهارات خود به نحوی وجود اختلاف فیمابین زوجین و وقوع نزاع و درگیری بین انان و سوی اخلاق و سوی رفتار زوج نسبت به زوجه در ایام زندگی مشترک را تصدیق و گواهی نموده اند. خامسا - در گزارش تحقیقات محلی انجام شده از سوی مددکار و مامور کلانتری (ص 124) به نقل از همسایگان و مطلعین محلی اعلام گردیده که زوج کلیه وسایل و ملزومات زندگی مشترک را شبانه از منزل خارج و به محل دیگری انتقال داده و به علاوه زوجین در اکثر مواقع با هم درگیری داشته و زوجه مورد ضرب و شتم قرار میگرفته که با دخالت و پا درمیانی همسایگان جو متشنج ارام و زوجه به منزل مشترک برمیگشته است. سادسا - زوجه در ایام افتراق جسمانی به لحاظ استنکاف زوج از پرداخت نفقه او اجبارا نفقه خود را با طرح دعوی در مرجع قضایی مطالبه داشته که پس از صدور حکم و صدور اجراییه نفقه استحقاقی خود را از طریق واحد اجرای احکام دریافت داشته که این امر خود قرینه ای بر عدم حسن معاشرت زوج نسبت به زوجه و عدم معاضدت وی در تشیید مبانی خانواده می‌باشد. لذا جملگی دلایل مذکور مبین سوی رفتار و سوی معاشرت مستمر زوج نسبت به زوجه در ایام زوجیت و منشا بروز اختلاف بین طرفین بوده که مالا موجب افتراق جسمانی طویل المدت بین طرفین گردیده که از سال 98 تاکنون ادامه داشته به نحویکه در این مدت طولانی هم صلح و سازش بین طرفین ممکن و میسر نشده است.و ادامه وضعیت موجود که نتیجه رفتار و عملکرد سوی زوج در ایام زوجیت بوده نوعا برای زوجه مشقت بار و تحمل ناپذیر بوده و مالا موجب عسر و حرج وی در ادامه زندگی مشترک خواهد بود که قواعد فقهی لاحرج و لاضرر انرا نفی مینماید. و در چنین شرایطی تکلیف به زوجه به تحمل این وضعیت الزام به تکلیف مالایطاق بوده که شرعا جایز نخواهد بود مضافا اینکه محکومیت زوجه به تمکین از زوج حسب دادنامه شماره *مورخ 1400/01/23 صادره از شعبه *و در جریان رسیدگی به دعوی طلاق مطروحه در پرونده تحت امر و نیز امتناع زوجه از اجرای حکم صادره و مراجعت به زندگی مشترک نمی‌تواند دلیل بر توجه علت حدوث وضعیت بوجود امده به مشارالیها محسوب و عسر و حرج زوجه را منتفی سازد ضمن اینکه موثر واقع نشدن حکم تمکین صادره را حل و فصل اختلافات طرفین و بازگشت زوجه به زندگی مشترک و عدم اجرای حکم مذکور از سوی زوجه خود قرینه ای بر غیرمقدور بودن ادامه زندگی مشترک بین طرفین و عدم امکان صلح و سازش بین انان خواهد بود بنابراین و با توجه به مجموع مراتب اشعاری عسر و حرج زوجه در استمرار زوجیت ثابت و مدلل بوده و این امر با لحاظ مقررات ماده 1130 قانون مدنی و تبصره الحاقی به ان مجوز قانونی برای طلاق ایشان خواهد بود از این رو در دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه بمراتب مرقوم در فوق انشای گردیده به لحاظ عدم مطابقت ان با دلایل و موجود در پرونده و مغایرت ان با موازین و مقررات قانونی واجد ایراد و اشکال موثر واقع و قابلیت ابرام ندارد. لهذا مستندا به بند 2 و قسمت اخیر بند 5 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان *به عنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد. تا با توجه به محتویات پرونده و دلایل و و قرائن موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.

رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.

منبع