در این پرونده اقای ع. د. م. با وکالت اقای س. م. دادخواست نفی نسب به طرفیت پ. د. م. و ر. ف. ب. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکل بنده برادر مرحوم ر. د. م. میباشد. و خوانده ردیف دوم همسر نامبرده است.مرحوم برادر موکل ر. د. پ. ق. ب. فرزند ا. در زمان زوجیت با خوانده ردیف دوم ر. ف. ب. نبوده اند لذا خوانده ردیف اول به نام پ. د. م. ر. ب. ع. فرزند خوانده قبول نمودهاند در صورتی که هیچ گونه رابطه طبیعی پدر و فرزند ی فیمابین برادر موکل با خوانده ردیف اول وجود ندارد. در صورتی که نامبرده اخیرا اقدام به گواهی انحصار وراثت نموده و خود را ورثه ان مرحوم معرفی نموده است.و نام دختر متوفی قید شده است.لذا با عنایت به مراتب مذکور از دادگاه تقاضای رسیدگی و صدور حکم نفی نسب را دارم. دادگاه در تاریخ 1400/10/12 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکل خود را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو کرده است.خوانده ردیف اول در جلسه دادگاه حاضر شده و اظهار داشته من در سال 1370 با مرحوم ر. د. م. ازدواج نمودم زوج معتاد بود و من معلم بودم و حقوق دریافتی را خرج زندگی می کردم بعد از ده سال متوجه شدم که فرزند دار نمی شویم به بهزیستی رفتم تا فرزند بیاورم بعد خانواده ای را نشان دادند که می خواهند فرزند شان را به ما بدهند در سال 80 ما این فرزند را گرفتیم و او متولد سال 80 میباشد. او فرزند ما نمیباشد. و فرزند خوانده است.چون ما صاحب فرزند نمی شدیم بعدا برای وی شناسنامه به نام خود گرفتیم که ان دختر الان 21 ساله است.دادگاه در تاریخ 1400/10/13 مبادرت به صدور حکم به نفی نسب خوانده ردیف اول خانم پ. د. م. ب. ع. فرزند م. ر. د. م. به عنوان پدر و ر. ف. ب. به عنوان مادر صادر نموده است. خانم پ. د. م. به شرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته و اظهار نموده به استناد نص ماده 8 قانون ثبت احوال شناسنامه از اسناد رسمی تلقی میشود. و تا زمانی که به موجب تصمیم هیات حل اختلاف یا رای دادگاه تصحیح و یا ابطال نگردد. به قوت خود باقی است.لذا دادنامه معترض عنه مغایر با مندرجات شناسنامه موکله و اسناد اداره ثبت احوال میباشد. مضافا بر اینکه موضوع نفی نسب فقط از جانب پدر و مادر طفل قابل طرح است.لذا از طرف خواهان نمیتواند قابل طرح باشد. و مضافا بر اینکه اماره فراش مبنی الحاق فرزند به م. ر. د. م. میباشد. و اقرار پدر هنگام صدور سند شناسنامه به فرزند بودن دلالت بر فرزند بودن موکله نسبت به ان مرحوم میباشد. لذا از دادگاه تجدیدنظر تقاضای رسیدگی و صدور حکم رد دعوی خواهان را نموده است. سازمان *برابر جواب استعلام دادگاه اعلام نموده مرحوم ر. د. م. ه. فرزند ا. این اداره تحویل نگرفته اند درنهایت شعبه *در تاریخ 1400/02/16 مبادرت به صدور رای به نقض رای تجدیدنظرخواسته با تلقی حکم به قرار پرونده را به دادگاه بدوی جهت رفع نواقص تحقیقاتی ارسال داشته است.دادگاه مرجوع الیه در تاریخ 1401/01/27 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.و اظهارات طرفین را اخذ و در صورت جلسه مورخ مذکور منعکس کرده است.همچنین دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 1401/03/17 اظهارات طرفین و گواهان را استماع نموده دادگاه درنهایت در تاریخ 1401/03/25 مبادرت به صدور حکم نفی نسب خوانده ردیف اول از م. ر. د. م. نموده است.سپس خانم پ. د. م. به شرح لایحه وکلای خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که پرونده به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور در تاریخ 1401/05/30 مبادرت به صدور حکم به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به بطلان دعوی خواهان نفی نسب به لحاظ عدم ابراز دلیل موجه نموده است.متعاقبا خواهان پرونده اصلی به شرح لایحه وکلای خود نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/8/16 به شرح زیر انشای رای نموده است.
در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای ع. د. م. با وکالت س. ح. م. و ع. ط. نسبت به رای شماره *مورخ 1401/05/30 شعبه *متضمن نقض دادنامه شماره *مورخ 1401/03/25 شعبه *و صدور حکم به بطلان دعوی نفی نسب خوانده ردیف اول از م. ر. د. م. به عنوان پدر و خانم ر. ف. ب. به عنوان مادر، با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است. زیرا، اولا -به حسب ظاهر و حاکمیت قاعده فراش و صدور اسناد سجلی برای خوانده ردیف اول از طرف م. ر. د. م. و خانم ر. ف. ب. دلالت بر ان دارد. که خوانده ردیف اول فرزند ان م. و خانم ر. ف. ب. میباشد. ولی با توجه به انکار این موضوع توسط خواهان که برادر مرحوم ر. د. م. میباشد. و طرح ادعای عدم تعلق خوانده ردیف اول به عنوان فرزند و تنها وارث مرحوم و ر. د. م. توسط وی که در صورت صحت ادعا میتواند نامبرده را به عنوان تنها وارث ان مرحوم قلمداد نمود و چون با اثبات و احراز ولادت خوانده ردیف اول از بطن مادر شناسنامه ای خود مطابق قاعده فراش انتساب وی به عنوان فرزند واقعی به والدین شناسنامه ای خود محرز خواهد بود. لذا ضرورت دارد. دادگاه برابر ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی ابتدا خانم ر. ف. ب. رابه پزشکی قانونی جهت معاینه و تشخیص اینکه ایا نامبرده تاکنون زایمان داشته است.یا خیر ودر صورت داشتن زایمان زمان تقریبی ان مشخص گردد. معرفی و نظریه پزشکی قانونی را در خصوص مورد اخذ نموده و سپس با توجه به نتایج حاصله از جلب نظریه پزشکی قانونی و سایر اسناد و مدارک موجود در پرونده اظهارات طرفین رای مقتضی صادر نمایند. علی هذا رای صادره فرجامخواسته به کیفیت موصوف قابلیت ابرام ندارد. و مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی ان را نقض کرده و پرونده را جهت رفع نقص مذکور به شعبه *ارجاع می نماید. سپس پرونده جهت رسیدگی به رفع نقص اعلام شده در رای این شعبه دیوان عالی کشور به شعبه *ارجاع و ارسال گردیده و متعاقب ان دادگاه تجدیدنظر دستور رفع نقص مذکور و در این شعبه دیوان عالی کشور را صادر کرده و مراتب را جهت معرفی خانم ر. ف. ب. به پزشکی قانونی جهت معاینه اینکه نامبرده ایا تاکنون زایمان داشته است.یا خیر و اگر داشته زمان تقریبی ان را به دادگاه اعلام نماید. ابلاغ کرده ولی علی رغم ان حاضر نشده و در این زمینه همکاری لازم را با دادگاه نداشته است.و دادگاه استشهادیه خواهان مبنی بر اینکه م. ر. د. م. و خانم ر. ف. ب. ص. فرزند ن. و خانم پ. ر. ب. ع. فرزند خوانده قبول نمودند ارائه و پیوست پرونده نموده است.دادگاه تجدیدنظر برابر صورت جلسه مورخه 1401/10/19 از وکلای تجدیدنظرخواه تحقیق نموده لیکن خانم ر. ف. ب. در جلسه دادگاه حاضر نشده است.دادگاه اظهارات اصحاب حاضر در جلسه را در پرونده منعکس کرده است. دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1401/10/20 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواه و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا خانم پ. د. م. به شرح لایحه وکلای خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجام خواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص دادخواست فرجامخواهی خام پ. د. م. با وکالت اقای م. ب. و ع. ن. نسبت به رای شماره *مورخه 1401/10/20 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخه 1401/03/25 شعبه *مبنی بر صدور حکم به نفی نسب خانم پ. د. م. از مرحوم ر. د. م. به عنوان پدر به شرح رای صادره فرجام خواهی وارد نمیباشد. زیرا، رای فرجام خواسه براساس موجود در پرونده از جمله استشهادیه استنادی خواهان و با توجه به استنکاف خواهان و خوانده خانم ر. ف. ب. که به عنوان مادر معرفی گردیده جهت آزمایش dna و معاینه خانم ر. ف. ب. در مورد اینکه ایا نامبرده تا کنون زایمان داشته است.یا خیر به پزشکی قانونی به طور مکرر که من حیث المجموع دلالت بر صحت ادعای خواهان دارد.، صادر گردیده است. لذا فرجام خواهی فرجام خواه به کیفیتی نیست که به اساس رای صادره و استنباط و تشخیص دادگاههای بدوی و تجدیدنظر خدشه و خلل وارد اورد. لذا ضمن رد درخواست فرجام خواهی رای فرجام خواسته را مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام می نماید.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. مستشار:م. ح. م. مستشار:ح. م. ه.