رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست اقای م. ا. فرزند ر. ا. با وکالت اقای د. ا. فرزند ع. به طرفیت خانم ح. ص. فرزند خ. با وکالت اقای م. م. فرزند ف. ا. به خ. (تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر سلب حضانت و سر پرستی از فرزند ر. ا. متولد 1393/12/16 به شرح متن دادخواست و همچنین واگذاری حضانت فرزند مشترک به خواهان) به این توضیح که خواهان بیان داشته است: برادر اینجانب به نام مرحوم حاج م. ا. اخیرا در تاریخ 1401/11/02 به دلیل عارضه قلبی به رحمت ا. پیوست است. ایشان مدتی قبل از فوتش، از همسر خود جدا شده و تنها فرزند مشترکشان به نام ر.، به دلیل اینکه 8 ساله میباشد.، تحت حضانت پدر خود بوده است.و نزد پدرش زندگی می کرده است، اما پس از فوت پدر، برای مدت کوتاهی نزد مادربزرگش بوده است. تا اینکه مادر طفل یعنی خوانده پرونده، به بهانه ی ملاقات طفل وی را نزد خود برده تا پس از یک روز برگرداند. اما هم اکنون اعلام می کند که طبق قانون پس از فوت پدر حضانت طفل با وی میباشد. و از استرداد طفل خودداری می نماید. از انجایی که بنابر دلایل ذیل مشارالیها استحقاق و صلاحیت حضانت و نگهداری طفل یادشده را ندارد.، تقاضای رسیدگی شایسته و صدور حکم مقتضی مورد استدعاست. 1- ایشان حسب اقرار خودشان پس از اجرای صیغه طلاق ظاهرا با فرد دیگری ازدواج کرده اند و زندگی دیگری را تشکیل داده اند. 2- حسب مدرک پیوستی تحت عنوان توافق و صلح نامه که به پیوست تقدیم شده است، ایشان در زمان زندگی مشترک خود با پدر طفل، با فرد دیگری رابطه برقرارکرده بوده است.که پس از فاش شدن موضوع توافقات به شرح صلح نامه پیوستی انجام میشود. و در بند 4 ان و مدارک پیوستی صراحتا اقرار به این رابطه نموده است. 3- مشارالیها برای مدتی است.که تحت درمان روانپزشکی به نام اقای ع. ف. متخصص اعصاب و روان با کد نظام پزشکی 35240 میباشد. که این موضوع قابل بررسی و استعلام میباشد. 4- نامبرده به دلیل مشکلات و بیماری های جسمی و عدم توان برای ادامه فعالیت شغلی خود، برای چندین مرتبه اقدام به اخذ مرخصی استعلاجی نموده و حدود یک سال هم است.که از محل کار خود که *می باشد.، مرخصی بدون حقوق گرفته و علت ان هم بیماری متعدد جسمی و روحی اعلام کرده است. (این موضوع نیز قابل استعلام میباشد.) 5- ظاهرا نامبرده از نظر اعتقادی به مسایل و موضوعات خرافی معتقد است.به گونه ای که معتقد است؛ با دعا کردن میتواند زندگی افراد را تحت تاثیر خود قرار بدهد. برای نمونه دو مورد از چندین اقدامات وی به پیوست تقدیم شده است.که در انها قصد داشته برادر مرحوم اینجانب که همسر سابق خودش بوده است.را با توسل به دعا نویسی تحت سیطره خود قرار دهد. 6- ر. طفلی بسیار فعال و پر *است.که چنانچه مراتب از طریق پزشکی بررسی شود. اعلام خواهد شد که وی دچار اختلال بیش فعالی است، لذا با شرایط وی و در حضور ناپدری قطعا مشکلاتی برای نگهداری طفل به وجود خواهد امد. لذا با استناد به ماده 1173 قانون مدنی که اشعار می دارد.: هرگاه صحت جسمی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد.، محکمه میتواند به تقاضای نزدیکان وی تصمیم شایسته را برای حضانت طفل بگیرد و مستند به ماده 1169 که تشخیص مصلحت طفل به عهده دادگاه در نظر گرفته شده است.و بنابر، این که مواردی که در فوق امد دقیقا از مصادیق منعکس در ماده 1173 قانون مدنی میباشد.، تقاضای رسیدگی شایسته و سلب حضانت و تحویل طفل به اینجانب را استدعا دارم. و جهت اثبات ادعای خود به 1 - شماره شناسنامه *صادره ازشعبه *2 - شماره شناسنامه *صادره ازشیراز 3 - نظریه کارشناسی و پیامک های ارسالی 4 - شماره شناسنامه *صادره ازمرودشت 5 - گواهی وفات به شماره 571455ف/25 مورخ 1401/11/01 و متن دادخواست استناد نموده است. وکیل خوانده با ارسال لایحه در پاسخ بیان داشته اند: اینجانب م. م. به وکالت سرکار خانم ح. ص. در پرونده کلاسه*مطروحه در شعبه *محترم جهت تنویر ذهن ریاست محترم ودر مقام دفاع از حقانیت موکله به استحضار میرساند: تقاضای بذل توجه دارم. حسب اظهارات خواهان مبنی بر این که صلاحیت حضانت را ندارد. باید به استحضار دادگاه محترم برسانم ابتدا حضانت یعنی نگهداری جسمی روحی و مادی و معنوی فرزند یا فرزند ان با عنایت ماده 1168 از قانون مدنی حضانت هم حق و هم تکلیف والدین است.و پس از فوت پدر حضانت با مادر است.حتی اگر مادر ازدواج کند. حسب اظهارات خواهان مبنی بر اینکه موکل صلاحیت ندارد. در خصوص بند 3 مبنی بر مشکل اعصاب و روان و کله مبنی بر این مهم و مراجعه ایشان به پزشک معتمد به استحضار می رسانم موکل از مدیران ارشد *میباشد. و از سال 1384 تاکنون سوپروایزر بیمارستان میباشد. و پس از فوت مادرشان اقدام به مشاوره با اقای دکتر ف. نموده است.این مورد در پرونده ایشان صراحتا ذکر گردیده است. ریاست محترم همانگونه که مستحضرید امروزه بسیاری از افراد سالم از هر لحاظ جهت مشاوره و مشورت به روانپزشک مراجعه می نمایند لذا این موضوع دلالت بر بیمار بودنمو کله ندارد. با توجه به این مهم که افراد سالم نیز اقدام به چکاپ به کامل خود لذا ادعای خواهان در این خصوص واهی و بی اساس میباشد. در خصوص بند 4 مبنی بر استفاده از مرخصی استعلاجی نیز باید به استحضار دادگاه محترم برسانم موکل 170 روز مرخصی استحقاقی طلبکار بوده است.ان هم مرخصی که حق طبیعی و قانونی ایشان بوده است.و در زمان و ایام کرونا در محل کار خود حاضر و جان افراد زیادی را نیز نجات داده است.موکل فقط از حقوق طبیعی و مرخصی استحقاقی استفاده نموده است.و کاملا صحیح و سالم چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روحی و روانی میباشد. در خصوص بند 5 مبنی بر موضوع اعتقادی موکل و استفاده ایشان از دعا نیز به استحضار ریاست محترم می رساند و دعا های فوق واهی و بی اساس میباشد. و موکله هیچ وقت اقدام به این امور بوده است.ایشان شخصی معتقد و مذهبی میباشد. و از خانواده کاملا مذهبی نیز رشد کرده است.وپدر ایشان روحانی میباشد. واز لحاظ خانوادگی همه اعضای خانواده دارای تحصیلات عالی میباشند ودو برادر موکل پزشک خواهر موکل سر دفتر اسناد رسمی میباشد. موکل از هر شخصی صالح حضانت فرزند خود میباشد. و تمام ادعاهای خواهان کذب میباشد. خواهان فقط اقدام به بدگویی از موکله نموده ولی از شرایط خود هیچ صحبتی نکرده است.خواهان اعلام نموده است.ر. 8ساله پیش فعال است.چه شخصی بهتر از مادر برای کودک پیش فعال وجود دارد. در صورتی که ر. فردی کاملا طبیعی است.وهم اکنون در مدرسه مشغول به تحصیل است.و بهترین شخص برای این افراد مادرشان میباشد. لذا با عنایت به موارد فوق تقاضای استعلام از *و استعلام از اقای دکتر ف. را مورد استدعا است.علی ایحال مهمترین موضوع مصلحت فرزند و طفل است.و بهترین شخص برای ایشان مادر است.لذا تقاضای رد دادخواست خواهان مورد استدعاست. دادگاه نظر به اینکه اگرچه دلایل خواهان جهت اتخاذ تصمیم برای موضوع حضانت بین پدر و مادر قابل توجه است.اما موضوع پرونده حاضر تعیین تکلیف حضانت بین مادر و عمو به علت فوت پدر است.و با توجه به جنبه های عاطفی و تربیتی و وابستگی روانی فرزند و مادر، سلب حضانت از مادر و اعطای حضانت به عمو (نه پدر) نیازمند در معرض خطر بودن سلامت جسمانی و تربیتی فرزند به نحو بسیار فاحش و واضح میباشد. اما در پرونده حاضر دلایل ارائه شده حکایت از چنین موضوعی ندارد. بلکه مادر خود شاغل بخش درمانی بوده و فرزند نیز در مدرسه مناسب مشغول تحصیل است.لذا با توجه به نظریه قاضی محترم مشاور شعبه مستند به ماده 1169 و 1172 و 1173 و 1175 از قانون مدنی حکم به بطلان دعوای خواهان صادر و اعلام میدارد. رای صادره ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدید نظر *میباشد.
قاضی دادگاه حقوقی شعبه *- ا. د.