تاریخ دادنامه قطعی: 1392/10/07
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که جدایی طولانی مدت زوجین منتسب به زوجه باشد، هرچند که برای وی عسروحرج ایجاد کرده باشد، بر اساس قاعده اقدام برای وی حقی از جهت مطالبه صدور حکم طلاق ایجاد نمی کند.
در تاریخ 14/8/88 خانم فرجام خوانده با وکالت خانم ش.س. دادخواستی مبنی بر تقاضای صدور حکم طلاق به طرفیت آقای فرجام خواه تسلیم دادگستری شهرستان نمین نموده که به شعبه اول دادگاه عمومی ارجاع شده است. خلاصه توضیح وکیل خواهان این است: به موجب عقدنامه شماره 13210 - 14/6/81 طرفین ازدواج دائم نموده اند. اکنون حدود 5 سال است به خاطر اختلافات زوجه در منزل پدرش زندگی می کند به دلیل وضعیت موجود ادامه زندگی میسر نمیباشد. دادگاه طرفین را دعوت نموده است. جلسه دادگاه در تاریخ 26/9/88 تشکیل شد تنها وکیل خواهان حاضر شد ولی طرفین حاضر نشدند وکیل خواهان ضمن تکرار مطالب دادخواست اضافه نموده است که زوج اقدام به اخذ اجازه از دادگاه و ازدواج مجدد نموده است و زوجه را بلاتکلیف گذاشته است. زوج هم در این روز یعنی تاریخ 26/9/88 طی لایحه ای در پاسخ به ادعای زوجه تسلیم کرد که خلاصه آن این است: به همسرم علاقه شدید داشتم بهترین امکانات برای وی فراهم کردم متاسفانه وی با تحریک دیگران مهریه را اجرا گذاشت که به اقساط می پردازم برابر دادنامه شماره --- - 18/8/84 زوجه محکوم به تمکین شد به ناچار تقاضای ازدواج مجدد نمودم که برابر دادنامه شماره --- - 27/8/85 اجازه ازدواج مجدد اخذ کردم و تقاضای خواهان مبنی بر تقاضای صدور حکم بر طلاق هم برابر دادنامه شماره --- - 27/4/87 حکم بر بطلان دعوی صادر شد با توجه به مراتب فوق تقاضای صدور حکم بر بطلان دعوی وی رادارم. وکیل زوجه در ادامه بیان داشت: زوجه با بذل کلیه حقوق مالی خویش به جز مبلغی را که گرفته است تقاضای طلاق داد. وکیل زوجه باملاحظه لایحه خوانده پاسخی به آن نداده و مطالبی از قبیل ضرب وجرح از سوی زوج و عدم پرداخت نفقه که اقدام قضایی نشده تقاضای طلاق را تکرار کرده است.دادگاه از دفترخانه.... نمین درباره ازدواج مجدد زوج استعلام کرد. پاسخ دفترخانه مذکور حاکی است زوج باخانمی به نام پ.ر. طبق عقدنامه شماره 15768 - 7/5/86 ازدواج دائم نموده است و این ازدواج برابر دادنامه شماره --- - 27/7/85 صادرشده از شعبه --- دادگاه عمومی اردبیل با مجوّز دادگاه بوده است.دادگاه مجددا طرفین را جهت سعی در سازش دعوت نموده است در تاریخ 12/2/89 جلسه دادگاه با حضور طرفین وکیل خواهان تشکیل شد خوانده گفت: با وضعیت پیش آمده عملا ادامه زندگی مشترک میسر نمیباشد.خوانده گفت: خواهان را آزار و اذیت نکردم ماهانه مبلغ پانصد هزار تومان اقساط مهریه می پردازم. بارها جهت برگشت تلاش کردم ولی ایشان حاضر نشد به زندگی مشترک برگردد. و برای زندگی با ایشان امکانات مجزا دارم حاضر به طلاق ایشان نیستم.زوجه گفت: ایشان دو سال مرا در منزل پدرش نزد برادران مجردش نگهداری کرد و اگر قصد زندگی با من را دارد چرا قبل از تقاضای طلاق نیامدند مرا ببرند و خوانده امکانات مالی خوبی ندارند چگونه میتوانند نفقه دو همسر را بدهند ؟ و طرفین وکیل زوجه مطالبی تکراری درباره مدعای خود بیان کرده اند. دادگاه پرونده های استنادی را مطالبه نمود و گزارش تهیه کرده است. که حکایت از محکومیت زوج به پرداخت مهریه و محکومیت زوجه به تمکین از زوج و اعطاء اجازه ازدواج مجدد توسط دادگاه به زوج و ازدواج مجدد زوج دارد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر کرد و داوران معرفی شدند و موضوع داوری به آن ها تفهیم شد ولی داوران گزارش دادند که توفیق در سازش بین زوجین نداشته اند. تست بارداری یا عدم بارداری اخذ و منفی اعلام شد و پرسش شد از زوج که حاضر است درباره بذل های زوجه قبول کند ؟ و اعلام وی که حاضر به طلاق و قبول بذل نمیباشد. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 17/2/91 رای به طلاق زوجه با استدلال ذیل صادر کرده است. 1 - پرونده های متعدد بین زوجین حاکی از اختلافات آن ها میباشد. 2 - اگرچه ازدواج مجدد زوج با اذن دادگاه بوده است ولی این امر مانع صدور حکم طلاق نیست. 3 - زوج با ازدواج مجدد صرفا ادعای تمایل به زندگی با زوجه را دارد ولی نه اقدام به زندگی با خواهان نموده و نه با توجه به عدم توانایی مالی میتواند اقدام نماید. 4 - خواهان کلیه حقوق خود اعم از نفقه و مهریه به جز آنچه وصول شده را بذل مینماید. 5 - شش سال جدایی و اختلاف موید عسروحرج زوجه است زوج از این رای تجدیدنظرخواهی نمود و ضمن تکرار مطالب گذشته گفته است عسروحرجی برای زوجه فراهم نکرده است.پاسخ وکیل زوجه هم تکرار مطالب گذشته است دادگاه تجدیدنظر طی دادنامه شماره --- - 9/4/91 رای بدوی را خالی از خدشه دانسته و تایید کرده است.زوج از این رای فرجام خواهی نموده و پرونده به این شعبه ارجاع شده است.فرجام خواه مطالب بیان شده در مراحل رسیدگی را تکرار کرده است و از پاسخ وکیل زوجه یا خودش در پرونده حکایتی نیست. هیات این شعبه باملاحظه پرونده و قرائت گزارش تهیه شده توسط عضو ممیّز و مشاوره چنین رای می دهد.
دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا: زوجه هیچ گونه دلیل بر ضرب وجرح زوج به او عدم پرداخت نفقه و سایر مواردی که تخلف زوج از شرط ضمن عقد را محقق نماید اقامه نکرده است و دادگاه بدوی باوجود رای وحدت رویه به شماره 716 - 20/7/89 طبق تصمیم مورخ 6/11/88 ص 33 بیان نموده است طبق ماده 17 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1353 زوجه حتی در صورت ازدواج مجدد زوج با مجوّز دادگاه هم میتواند تقاضای طلاق نماید. و رای خود را بر اساس همین عقیده بنیان نموده است و حال آنکه رای وحدت رویه مذکور چنین مجوّزی را به زوجه نداده است. و زوج اعلام آمادگی برای تهیه منزل برای همسر دوم نموده و حکم تمکین نیز علیه زوجه صادرشده است و ادعای عسروحرج صرفا برای جدایی در مدت طولانی که زوجه خود عامل آن میباشد ولو اینکه برای وی حرجی باشد بر اساس قاعده اقدام حقی برای وی ثابت نمینماید. علی هذا رای فرجام خواسته نقض و رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل ارجاع میشود.
مستشار ان شعبه --- دیوان عالی کشور
الهی - مجتهدزاده