تعیین وکیل تسخیری برای متهم غائب

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/10
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: تعیین وکیل تسخیری برای متهم غایب فاقد وجاهت قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده

حسب صورتجلسه مورخ 1391/01/16 در پی اخبار واصله پلیس مبارزه بامواد مخدر جهت دستگیری ن. س. به فاضل آباد... عزیمت و درساعت 930 نامبرده را شناسائی و قصد دستگیری وی را داشته اند که بمحض مشاهده مامورین دو بسته پلاستیکی چسب کاری شده را به داخل حیاط منزل خود پرتاب می‌نماید که مامورین با اجازه مادر ن. که جلو درب منزل حاضر بوده حیاط را جستجو و مواد مخدر به وزن تقریبی 56 گرم با لفاف از نوع شیشه کشف و ضبط می‌شود (ص 1 ) در بازجوئی از وی اظهار میدارد بنده امروز قبل از ظهر داخل کوچه روبروی منزلم بسر می بردم که شخصی به هویت ر که ساکن روستای ر. است به من مراجعه و اظهار داشت موتورم خراب است و مامورین در خیابان... هستند و این دو بسته مواد را برایم نگهدار که مامورین بلافاصله به من نزدیک و بنده دو بسته مواد را داخل حیات منزل پرتاب کردم و نهایت دستگیر شدم و مواد کشف شد (ص 2 ) و در بازجوئی مجدد اظهار داشته قبل از ظهر 91/1/16 روبروی حیاط منزلم بودم که شخصی به هویت ر. که ساکن ر. است دو بسته مواد مخدر را تحویل داد که ناگهان مامورین نزدیک من شد و بنده آن را داخل حیاط منزلم پرتاب کردم و نهایت مواد کشف و بنده دستگیر شدم و رضا موفق به فرار شداز او سئوال شده بنا به اخبارواصله مواد را از خانمی به هویت م. ت دریافت نموده و ایشان مواد را از طبقه دوم برای شما پرتاب کرد چه دفاعی دارید پاسخ می دهد بنده اطلاع ندارم و ندیدم که مواد را از چه کسی اخذ کرد ولی مواد را در داخل کاپشن خود بیرون آورد (ص 4 ) رنگ نوشته های برگ تحویل و توزین بخصوص در قسمت درج وزن ماده مکشوفه پریده وقابل خواندن نیست ولی از اثر باقی ماده خودکار می‌شود حدس زد که با لفاف 56 گرم بوده ولی بدون لفاف مشخص نیست (ص 5 ) در تاریخ 91/1/17 در دادسرا از ن. س. تحقیق شده اظهار داشته بنده سابقه ندارم کارگرهستم متاهل هستم ولی اولاد ندارم جلو حیاط پدری ام علف روئیده است که من جوجه داشتم و فردی که فقط اسم او را می دانم به نام ر. که فامیلی او را نمی دانم با موتور خود عبور کرد رفت جلو و از کنار منزلی که مواد می فروشند عبورکرد و من برگشتم سرخیابان دیدم ماشین پاسگاه رفت داخل روستای... ودیدم ر برگشت و متوجه مامورین پاسگاه شد و به من سلام کرد و موتور خود را خاموش کرد و من گفتم موتور را می برند و پیاده شد و کاپشن خود را گذاشت روی جک و از داخل کاپشن یک بسته که داخل پلاستیک بود را گذاشت روی موتور و بعد پلاستیک را از روی موتور افتاد و به من گفت یک لحظه نگهدار و من نگه داشتم و وقتی مامورین پاسگاه آمد ر. گفت ن. پلاستیک را بیانداز و من نمی دانستم که پلاستیک چیست و آن را انداختم داخل منزل خودمان و ماموران آمدند و مرا دستگیر کردند و وارد منزل شدند و مواد را ازداخل منزل کشف کردند مواد مکشوفه مال من نیست و ر آنجا ایستاده بود و موتور نیز همان جا بود ومن مواد مصرف نمی کنم و بی گناهم و وقتی که پلاستیک را پرتاب کردم نیم گرم از آن پلاستیک افتاد و نگاه کردم دیدم مواد است و من چون مامورین را دیده بودم ترسیدم و آن نیم گرم را ریختم داخل جیب خودم سپس با استناد به ادله اتهام حمل و نگهداری 44 گرم و 50 سانت شیشه بوی تفهیم شده اظهار داشته قبول ندارم علیه من گزارش نداده اند گزارش مال پسرعمویم به نام م. می‌باشد که بالاتر ازمنزل ما در ساختمان دو طبقه شیشه و کراک می فروشد مشتری دارد او مواد را از بالای ساختمان برای مشتری ها پرتاب می کند و پول مواد را باطناب می کشد بالا دیروز من فهمیدم مواد مکشوفه پنج میلیون ارزش دارد بنده خلاف کار نیستم (ص 9 ) در تاریخ 91/1/19 در نیروی انتظامی اظهار داشته بنده جلوی درب منزل بودم که م. س. دوبسته حاوی مواد را برای من پرتاب کرد و اظهار داشت به شخصی به هویت ر. بده که قبل از رساندن جنس به دست ر. توسط مامورین دستگیر شدم و ر. و م. محل را ترک کردند و متواری شدند سئوال شده جنس (مواد) مکشوفه متعلق به چه کسی است جواب داد متعلق به م. س. که درحال حاضر متواری است سئوال شده آیا م. ت. در این موضوع دخالت داشت و یا مواد را به شما م. داد جواب داده م. همسر م. است و هر دو آنها مواد فروشی می کنند ولی در آن روز بنده م. را ندیدم و م. مواد را به دست من داد (ص 17 ) در برگ کپی آگهی خبر که روی آن مهر محرمانه خورد اعلام شده با احترام برابر خبر واصله فردی به هویت خانم م. ت. حدود 35 ساله ساکن ف. مبادرت به تهیه و توزیع مواد از نوع شیشه به صورت کلی و جزئی می‌نماید (ص 18 ) کپی گزارش دیگری با همین مضمون در صفحه 19 پرونده درج است از متهم ن. س. تست مواد مخدر گرفته شده پاسخ حاکی است از وی آزمایش ادرار گرفته شده که فقط از نظر شیشه و مرفین مثبت می‌باشد (ص این برگه شمارش نشده و بین برگهای 24 و 25 قرار دارد) در تاریخ 91/1/21 در بازپرسی اظهار داشته قبول ندارم مواد مال من نیست ماموران در تعقیب م. ت. بودند که م. مواد فروش کوچه ماست م. پسر عموی بنده شوهر اوست م. با موتور ترک ر. بود که از جلو من عبور کردند و بسته ای را به سمت درب حیاط ما پرتاب کرده ماموران در حین تعقیب ایشان بودند و وقتی که به من رسیدند مرا دستگیر کردند ماموران کلا چهارنفر بودند و من اصلا دستم به مواد نرسید و جلسه قبلا از ترس در سابق نام م. را نیاوردم چون او طرفدارانی دارد که با شمشیر دستان چند نفر را قطع کرده بودند وبنده نیز از ترس در جلسه قبل دروغ گفتم (ص 26 ) در تاریخ 91/1/22 از مامورتنظیم کننده صورتجلسه کشف مواد از ن. س. به نام س. خ. در دادسرا تحقیق شده مامور نامبرده اظهار داشته در روز دستگیری خودم به همراه سه سرباز دیگر با ماشین سازمانی نیسان پیکاپ به خیابان... مراجعه کردم و از قبل برای م. ت. درساختمان دو طبقه همان کوچه گزارش داشتیم و گزارشی از سابق برای ن. س. نداشتیم وقتی که ما رسیدیم خودم دیدم ن. س. به سمت خانه دو طبقه رفت و درب را زد و خانم م. ت. از پنجره نگاه کرد و خودم دیدم ن. چیزی بالا انداخت و دست خود را قلاب کرد و بعد بسته ای دریافت ولی از داخل منزل کسی را ندیدم ن. پیاده بود و قصد عزیمت به خیابان اصلی نمود و به سمت منزل خودش می رفت که وقتی که ما را دید قصد فرار داشت که بسته را به داخل منزل خود پرتاب کرد که ما به او رسیدیم و از بازرسی منزل بسته را پیدا کردیم ولی من در مورد خرید و رد و بدل نمودن پول چیزی ندیدم و نمی دانم و حتی در بازرسی مجدد از جیب شلوار ن. حدود نیم گرم شیشه کشف گردیداز وی سئوال شده متهم ادعا نموده فردی به هویت ر. با موتور به همراه م از داخل کوچه... به سمت وی و مواد متعلق به ایشان بوده است جواب داد در محل و در کوچه فقط ن. حضور داشت حتی کسی ازآن منزل دوطبقه خارج نشدو من فردی جز ن. را ندیدم(ص 31 - 31 ) سه سرباز همراه خ. نیز تقریبا و مختصرتر اظهارات وی را تایید کرده اندنوع مواد مکشوفه طبق پاسخ آزمایشگاه شیشه بوده است (ص 35 ) ن. س. اظهارات مامورین را کذب دانسته و اظهارداشته م ترک ر بود و م اجناس را پرتاب کرد داخل منزل او مریم مواد فروش است و م. س. نیز مواد فروش هستند ولی من از این دو نفر موادی نخریدم و در مورد اظهارات اولیه گفته من از م می ترسیدم روز اول گفتم که من مواد را پرتاب کردم ولی الان نمی ترسم چون می دانم برادرش م. در زندان است (ص 38 - 39 ) برای ن. س. به اتهام حمل و نگهداری 44 گرم و 50 سانت شیشه قرار مجرمیت صادر شده برای م. س. و م. ت. قرار منع تعقیب صادر نموده (ص 41 و 42 ) دادیار اظهار نظر در ذیل قرار ایراد نموده که با توجه اظهارات ن. س. که حکایت از دخالت م. س. و خانم م. ت در امر مواد مخدر مکشوفه دارد و... تفتیش و بازرسی از منزل و محل سکونت م. س. و م. ت ضرورت داشت ثانیا تحقیق از م. س. و م. ت. در خصوص موضوع مواجهه حضوری با مامورین موثر در مقام بود لذا پس از رفع نقص اظهارنظر شود سوابق کیفری آنان نیز استعلام شود که از این پس علیرغم مراجعات مکرر مامورین به نشانی اعلامی متهمین م. س. و م. ت. حضور نداشتند نهایتا برای م. س. و م. ت.هم به اتهام نگهداری و فروش 44/5 گرم شیشه با دلائل مندرج در فرار از جمله متواری بودن ایشان و عدم حضورشان قرار مجرمیت صادر کرده است (ص 52 ) و برای هر سه متهم کیفرخواست صادر شده (ص 53 ) پرونده به دفترکل دادگستری علی آباد ارسال و به شعبه --- دادگاه انقلاب ارجاع شده 91/3/3 (ص 54 ) آقای الف. ب از ن. س. اعلام وکالت نموده (ص 80 - 81 ) دادگاه طی نامه شماره 9110111769100277 مورخ 91/6/21 ظاهرا اشتباها به جای کانون وکلا از کانون کارشناسان استان گلستان خواسته است که برای م. س. و خانم م. ت. وکیل تسخیری تعیین نمایند و کانون وکلای دادگستری گلستان آقای الف. د. را به عنوان وکیل تسخیری م. ت. و م. د. را به عنوان وکیل تسخیری م. س. معرفی کرده است (ص 111 ) از زندان سوابق ن. س. استعلام شده که سوابقی چون ایراد ضرب و جرح و اعتیاد به مواد مخدر و خرید و فروش یکصدگرم تریاک و اعتیاد و مساعدت با متهمین جهت خلاص آنان از محاکمه و باز هم اعتیاد داشته که مجازات جزئی آنها را که غالبا جزای نقدی و شلاق بوده تحمل نموده است (ص 91 ) سپس در تاریخ 91/7/24 طی دادنامه شماره --- صادره از دادگاه انقلاب علی آباد کتول ن. و م. س. به اتهام حمل و نگهداری و در مورد م. س. علاوه برآن اتهام فروش 44/5 گرم شیشه به اعدام محکوم و سپس به استناد تبصره 1 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مجازات اعدام ن س. را به حبس ابد تبدیل ولی در مورد م. س. با این استدلال که وی دارای سابقه می‌باشد محکومیت وی را همان اعدام اعلام کرده و م. ت. را تبرئه نموده است و رای را در مورد ن. س. و م. ت. حضوری و قطعی و در مورد م. س. غیابی اعلام کرده است (ص 129 - 130 ) آقای م. د. که به عنوان وکیل تسخیری برای متهم غایب م. س. انتخاب شده از دادنامه مذکور واخواهی نموده (ص 147 ) و دادگاه طی دادنامه شماره --- مورخ 91/10/10 با رد واخواهی دادنامه غیابی را تایید و آن را حضوری اعلام نموده است سپس پرونده به دادستانی کل کشور ارسال و در اجرای ماده 32 قانون اصلاح قانون مبارزه بامواد مخدرطی دادنامه شماره --- /409 مورخ 92/2/22 دادستان محترم کل کشور دادنامه غیابی 9100479 و دادنامه شماره --- مورخ 91/10/10 را که در تائید دادنامه غیابی صادر و حضوری اعلام شده بود به جهت نقص در تحقیقات و ضرورت مواجهه حضوری بین م. س. و همسرش و محکوم علیه دیگر ن. س. و نیز بررسی دلائل مربوط به خرید و فروش مواد مخدر نقض و به جهت رفع نقص و تجدیدرسیدگی و صدور رای مقتضی به دادگاه صادرکننده رای اعاده می‌نماید (ص 91 ) دادگاه وقت رسیدگی تعیین و همه متهمان از جمله ن. س. که نسبت به وی رای قطعی بود و م. ت. که تبرئه شده و دادستانی هم معترض برائت وی نشده و م. س. و وکلای ایشان را جهت مواجهه حضوری دعوت نموده و تنها ن. س. و وکیل وی که درضمن لایحه بسیار مفصلی هم برای دفاع مجدد از موکل خود تقدیم نموده حاضر و وکیل خانم م. ت. هم طی لایحه مختصری اعلام کرده موکلش متواری بوده و بوی دسترسی ندارد و وکیل م. س. آقای م. د. ن. هم حاضر نگردیده و دادگاه طی دادنامه شماره --- با این استدلال که چون م. س. که قبلا واخواهی وی ردشده حاضر نیست و امکان مواجهه حضوری وجود ندارد و با توجه به اظهارات ن. س. و وکیل ایشان که درجلسه حاضر بوده اند و با توجه به لایحه وکیل م. ت. و این که رای در مقام رسیدگی مجدد پس از نقض آراء سابق الصدور توسط دادستان محترم کل کشور صادر می‌شود. دادگاه واخواهی م. س. را وارد ندانسته و مجددا محکومیت و دادنامه --- را تائید کرده است (ص 232 ) حسب صورت جلسه 93/4/12 م. س. در خیابان مشاهده و شناسائی و دستگیر شده است و با اعلام محکومیت به زندان اعزام شده است متعاقبا آقای ف. خ. از متهم اعلام وکالت می‌نماید (ص 349 - 350 ) و در تاریخ 93/4/16 از دادنامه غیابی تقاضای واخواهی می‌نماید (ص 351 ) با توجه به اینکه دادگستری علی آباد کتول قاضی ویژه رسیدگی به پرونده های دادگاه انقلاب را نداشته در تاریخ 93/6/1 رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان دراین مورد اظهارنظر و چون واخواهی وکیل تسخیری متهم به نام آقای م. د. قبلا مردود اعلام شده واخواهی مجدد را فاقد وجاهت قانونی دانسته است این تصمیم با شماره اداری 9310390057500002 مورخ 93/6/1 ثبت شده است (ص 373 ) متعاقبا دادیار اجرای احکام طی شرحی اعلام داشته که در اجرای ماده 32 می‌بایست پرونده به نظر دادستانی کل برسد که نرسیده و این امر مستلزم صدور قرار تامین قانونی می‌باشد و پرونده نزد دادگاه فرستاده است (ص 381 ) دادگاه در تاریخ 93/9/13 مطالب دادیار اجرای احکام را صحیح دانسته و برای متهم در برگ جداگانه قرار بازداشت موقت صادر کرده است (ص 383 ) قرار بازداشت موقت در تاریخ 93/9/15 صادر شده است (ص 385 ) آقای ف. خ. طی شرحی به دادستانی کل نسبت به آراء صادره که شماره های آن را ذکر نکرده اعتراض نموده پرونده به دادستانی ارسال و با نسخ ماده 32 به شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان اعاده شده (ص 393 ) آقای ف. خ. مجددا در تاریخ 93/11/18 به دادنامه اعتراض و واخواهی نموده (ص 394 ) در تاریخ 94/4/8 رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان دستور داده است با منسوخ شدن ماده 32 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر که در قانون آیین دادرسی فعلی مرجع تجدیدنظر احکام اعدام و غیره (موضوع ماده 428 ) دیوان عالی کشور می‌باشد پرونده جهت اقدام قانونی به دبیرخانه دیوان عالی کشور ارسال شده که پس از ارسال پرونده و ارجاع به این شعبه دادنامه شماره --- مورخ 94/6/2 صادر و دستور انجام تشریفات فرجامخواهی داده شده (ص 399 ) در بازگشت شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان طی دادنامه شماره --- مورخ 94/6/22 در مورد تجدیدنظر خواهی آقای فرهاد خرد وکیل م. س. از دادنامه شماره --- مورخ 92/4/31 صادره از دادرسی شعبه اول دادگاه انقلاب علی آباد که در راستای تائید دادنامه شماره --- مورخ 91/7/24 مشعر بر محکومیت مشارالیه به اعدام صادر شده است دادگاه با توجه به محتویات پرونده و با این استدلال که دادنامه مورد واخواهی در تاریخ 92/5/7 به وکیل تسخیری آقای م. د. ابلاغ قانونی شده است و در تاریخ 93/4/15 مراتب اعتراض خود را اعلام و تقدیم داشته است فلذا چون اعتراض معموله در خارج از فرجه قانونی تقدیم گردیده و گواهی دفتر نیز موید آن می‌باشد و همچنین متقاضی تجدیدنظر عذر موجهی ارائه ننموده و به استناد ماده 432 از قانون آیین دادرسی سال 92 و ماده 339 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 79 قرار رد تجدیدنظر خواهی صادر می‌نماید (ص 402 ) سپس آقای ف. خ. به وکالت از م. س. از دادنامه اخیر صادره از شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان و علی آباد فرجامخواهی نموده این لایحه به شماره 9410480057500030 مورخ 94/7/12 ثبت شده درهر حال این شعبه (شعبه --- دیوان) طی دادنامه شماره --- مورخ 94/11/17 ضمن اعلام فاقد اعتبار بودن روند دادرسی منتهی به دادنامه شماره --- مورخ 94/4/31 و به استناد رای وحدت رویه شماره 743 مورخ 94/8/5 هیات عمومی دیوان عالی کشور پرونده را جهت ابلاغ رای موصوف به شخص محکوم علیه و وکیل وی اعاده نموده تا چنانچه وکیل وقف رای شماره --- مورخ 94/6/2 این شعبه فرجامخواهی نماید پرونده جهت رسیدگی فرجامی به دیوان عالی کشور ارسال شود متعاقبا رای شماره --- 92019 مورخ 92/4/31 ابلاغ و نامبرده لایحه فرجامخواهی خود را تقدیم و که به شماره 94100065 مورخ 94/12/15 ثبت و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای علی محمد سازگارزاده سخویدی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد باقرباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی براینکه چون بزه انتسابی از جمله جرائمی است که فقط جنبه حق الهی دارد لذا به استناد مفاد ماده 406 قانون آیین دادرسی کیفری رسیدگی غیابی فاقد جایگاه قانونی است علاوه براینکه تعیین وکیل تسخیری موجب جواز رسیدگی غیابی نمیشود نظر به نقض دادنامه معترض عنه در باره محکوم علیه آقای م. س. را دارم. در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 92/4/31 فرجام خواسته ختم رسیدگی را اعلام و مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

اولا- قانون آیین دادرسی کیفری قانونی است امری و مقررات آن حدود وظائف و اختیارات اشخاص درگیردر محاکمات را اشعار و دائر مدار صحت جریان دادرسی است و این بدان معناست که هیچ یک از اشخاص و مقامات مسئول دادرسی اختیاری خارج آنچه قانون تصریح به آن دارد ندارند و در قانون آیین دادرسی دادگاه‌های انقلاب در امور کیفری که در زمان رسیدگی به پرونده و اتهام متهم حاکم بوده و در قانون آیین دادرسی کیفری فعلی هر چند برای متهم حاضر که متهم به جرائم مهم از جمله اتهام متهم حاضر هستند و وکیل معرفی نکرده باشند مقرر داشته دادگاه برای متهم وکیل تسخیری انتخاب نماید لیکن جائی چنین تکلیف و اختیاری برای قضات و دادرسان مقرر نکرده که برای متهمی که غائب محسوب می‌شود و به وی دسترسی نیست وکیل تسخیری انتخاب نمایند وانگهی وکالت عقدیست از عقود که وقوع و انعقاد آن مستلزم قصد رضای طرفین است هر چند به حکم قانون باشد و در مورد متهم حاضر می توان گفت یا متهم قاضی و دادرس را وکیل توکیلی خود جهت انتخاب وکیل قرار می دهد و این در موردیست که خود درخواست تعیین وکیل تسخیری می‌نماید و یا حداکثر می توان گفت در مواردی که متهم تقاضا نکرده اقدام دادگاه می‌تواند عقد فضولی تلقی شود که با قبول موکل و پذیرش اقدامات وی عقد مذکور تنفیذ و معتبر می‌گردد لذا تعیین وکیل تسخیری که نه متهم غائب از دادگاه درخواست کرده و نه پس از معرفی متهم حضوردارد که وی را رد یا تایید نماید، فاقد اعتبار قانونی بوده و چنین وکالتی محقق نمی شود لذا آقای م. د هر چند از آقای م. س. دفاعیاتی نیز به عمل آورد که درجهت منافع وی بوده لیکن اقدامات وی فضولی و بی اعتبار است از جمله واخواهی وی که منتهی به دادنامه شماره --- مورخ 91/10/10 گردیده و این رای باطل و کان لم یکن است وانگهی این رای را دادستان محترم کل کشور طی دادنامه شماره --- /409 مورخ 92/2/22 نقض نموده و دیگر وجود خارجی نداشته است و دادگاه دادنامه شماره --- مورخ 92/4/31 را نیز در غیاب متهم و حتی همان وکیل تسخیری فاقد سمت قانونی صادر نموده و اینکه در ذیل آن مرقوم نموده این رای حضوریست به آن قانونا وصف حضوری نمی دهد و همچنان غیابی و قابل واخواهی است لذا رد واخواهی ثبت شده به شماره اداری 9310390057500002 مورخ 93/6/1 نیز غیر قانونی و فاقد وجاهت است و همین طور رای 9409970057500493 مورخ 94/6/11 که شعبه اول دادگاه انقلاب گرگان در مقام تجدیدنظر خواهی از دادنامه شماره --- مورخ 92/4/31 صادره از دادرس شعبه اول دادگاه انقلاب علی آباد صادر نموده هم به جهت اینکه درماهیت به جهات پیش گفته صحیح نیست و هم به جهت اینکه مرجع صالحه نبوده مخدوش و باطل است و هر چند با توجه به اظهارات آقای س. خ در ماهیت امر نیز ارتکاب بزه معنونه از ناحیه متهم محل شبهه است لیکن علی ایحال در شرایط فعلی حق اقل دادنامه غیابی شماره 920997176100190 مورخ 92/4/31 که پس از نقض دادنامه شماره --- مورخ 91/7/24 توسط دادستان محترم کل کشور بدون حضور متهم صادر شده قابل واخواهی بوده لذا با نقض رای 99310390057500002 مورخ 93/6/1 که ثبت اداری شده است و دادنامه شماره --- مورخ 94/6/22 مستندا به بند 2 شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری پرونده را به همان شعبه صادرکننده رای غیابی ارجاع می‌نماید این رای قطعی است.

شعبه چهل وچهارم دیوان عالی کشور

علی اکبر یساقی: رئیس- علی محمد سازگارزاده سخویدی: عضو معاون

منبع