تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/14
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صرف استفاده از وسیله نقلیه، صرف نظر از تعلق آن به شاکی یا متهم یا شخص دیگر، موجب تشدید مجازات در بزه آدم ربایی است.
محتویات پرونده حاکی است مقارن ساعت 15 مورخ 94/3/23 آقای س. چ. با مراجعه به کلانتری... بیرجند اعلام می کند همسرم با گوشی فرزندم تماس گرفته اما در دسترس نبوده است اما پس از چند دقیقه با تلفن همسرم تماس گرفته میشود و پسرم به مادرش می گوید فردی به نام ر. ع. من را گروگان گرفته است و در این لحظه گوشی از طرف ع. گرفته شده و به همسرم گفته به پسر نامردت بگو هر چه مدارک داری بر می داری می آوری دادگاه و تقاضای صلح می کنی و گرنه برادرت را نمی بینی، لازم به ذکر است فرزند بزرگم به نام ج. چ. به موجب احکام دادگاه حدود 300 میلیون تومان از آقای ع. طلبکار است و در این رابطه مرغداری آقای ع. توقیف شده است و آقای ع. با ج. چ. نیز تماس گرفته و گفته است با مراجعه به دادگاه از کلیه حق وحقوق خود صرف نظر کند و گرنه خودش و برادرش را می کشد و مراتب به شرح برگ 1 از طرف مامورین صورتجلسه میشود و در برگ 2 نیز آقای س. چ. مفاد گزارش خود را تکرار می کند و پرونده از طرف کلانتری به پلیس آگاهی ارسال میگردد مامورین آگاهی چندین مرحله با تلفن های آقای ع. تماس گرفته اند اما حسب صورتجلسه های تنظیمی تلفن های وی خاموش بوده است اما حسب اعلام آقای ج. چ. نامبرده با وی تماس گرفته و درخواست خود را تکرار کرده است. پرونده در تاریخ 94/3/24 به شعبه چهارم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب بیرجند ارجاع میشود و دادیار محترم دستورات قضایی لازم را صادر کرده است. مادر آقای س. چ. به شرح برگ های 16 و 17 مفاد گزارش و اظهارات شوهر خود را تکرار کرده است. صورتجلسه موضوع برگ 18 حاکی است فرزند ر. ع. با مراجعه به پلیس آگاهی اعلام می کند امروز مورخ 94/3/24 پدرم با من تماس گرفت و به جنگل معصوچه رفتم و یک سری مدارک به من داد و گفت این مدارک را به آقای ج. چ. بدهم تا مشکل برطرف شود و پدرم و س. چ. با هم بودند در تاریخ 94/3/24 که آقای ج. چ. در آگاهی حضور داشته آقای ع. با وی تماس گرفته است (برگ 19 ) و یکی از ماموران آگاهی با نامبرده صحبت کرده و او را از عواقب عمل مجرمانه خود مطلع کرده است اما آقای ر. ع. به او گفته بنده آب از سرم گذشته و هر چه به قانون پناه برده ام فایده ای نداشته و تا مدارک را برای من نیآورند و دفاتر را به من ندهند ج. را آزاد نخواهم کرد و چند مرحله دیگر نیز با تماس با خانواده چ.الف. درخواست خود را تکرار کرده است و به شرح برگ های 20 و 21 آقای ج. چ. برای رهایی برادرش درخواست متهم را اجابت کرده و فاکتوررا امضا کرده ودر اختیار فرزند متهم قرار داده (در حضور ماموران) تا به متهم تحویل گردد و در نهایت به شرح برگ 22 در تاریخ 94/3/25 مقارن ساعت 11/30 آقای ر. ع. به اتفاق فرد ربوده شده آقای س. چ.الف. وارد اداره آگاهی شده و خود را به ماموران معرفی نموده است. آقای ر. ع. به شرح برگ های 23 تا 26 در تحقیقات مورخ 94/3/25 پلیس آگاهی اجمالا اظهار داشته من با برادر این آقا یعنی ج. چ.الف. اختلاف مالی داشتم و به همین دلیل اقدام به گروگان گیری ج. چ.الف. کردم اما او را کتک نزدم و تهدید نکردم و همیشه آزاد بوده حتی دست و پایش را هم نبسته ام من آزاری به ایشان نرساندم. روز شنبه مورخه 94/3/23 حدود ساعت 11 من به درب منزل آقای چ.الف. رفتم و ج. چ.الف. از منزل بیرون آمده و سوار ماشین پرایدش شد من هم بلافاصله سوار خودرو او شدم و بعد از احوالپرسی به ج. گفتم با تو کار دارم و می خوام با هم صحبت کنیم و ج. هم راه افتاد و با هم به سمت خوسف رفتیم و در مورد اختلاف حساب با برادرش داشتم با او صحبت کردم ج. گفت بهتر است با ج. چ. صحبت کنی و من در حضور ج. به ج. چ. زنگ زدم و خواسته هایم را به او گفتم و سپس تلفن را به ج. دادم او هم با برادرش صحبت کرد و در نهایت مقرر شد آقای ج. چ.الف. کلیه مدارک را برای من بیاورد و سپس بدون اینکه زوری در کار باشد من تازمان به دست آوردن مدارک با ج. بودم شب اول در روستایی داخل ماشین خوابیدم و شب بعد به منزل خاله ام رفتیم و در این مدت چندین بار با خانواده ج. چ.الف. تلفنی حرف زدم و فقط از آنها خواستم مدارک مورد نیاز را به من تحویل دهند و ج. در همین حال که من همیشه با فاصله از او حرکت می کردم اصلا قصد فرار کردن نداشت. من به هیچ عنوان قصد گروگان گیری نداشتم به خدا مشکلات مالی و بسته شدن درب مرغداری من را به روز سیاه کشانده و فکرم درست کار نمی کرد و اشتباه کردم و پشیمان هستم و حاضرم رضایت شاکی را بگیرم و اصلا آخر و عاقبت کارم را نمی دانستم من با آقای چ.الف. مانند مهمان رفتار کردم و او را آزار ندادم. شاکی آقای ج. الف. 28 ساله به شرح برگ های 27 ، 28 در پلیس آگاهی اجمالا اظهار داشته در صبح روز شنبه 94/3/23 من برای دادن امتحان دانشگاه از منزل خارج شدم وقتی سوار ماشین شدم و خواستم راه بیفتم آقای ع. با یک چاقو سوار ماشین شد و مرا تهدید کرد و گفت هر جا می گویم برو من هم ترسیده بودم و راه افتادم به سمت جاده خوسف و بعد از حدود نیم ساعت رفتیم داخل یک غار و آقای ع. گفت به پیشنهاد فردی به نام د. این کار را کردم تا به خواسته ام برسم و قبل از تو می خواستم پدرت را بگیرم ولی دلم نیامد برای همین تو را گرفتم و الان به برادرت زنگ می زنم تا مدارک مرا بیاورد و اگر نیاورد اول تو را می کشم بعد برادرت و وکیل او و آخر کارم خودم را می کشم ازغار به سمت شهر حرکت کردیم تا با برادرم تماس بگیرد تماس گرفت گفت مدارک مرا بیاور و گرنه برادرت را می کشم ومن هم با مادرم تماس گرفتم و قضیه را گفتم و شب در ماشین خوابیدم صبح روز بعد دوباره با برادرم تماس گرفت و ماشین را همان جا پارک کردیم رفتیم داخل کوه و تا شب فقط در کوه راه می رفتیم که من چندین بار زمین خوردم که آثار وجود آن موجود است و شب برای خواب رفتیم به یک روستا که منزل خاله ع. بود و شب آنجا بودیم و صبح پسر آقای ع. آمد با پدرش صحبت کرد و او را راضی کرد که خودش را تحویل دهد و پدرش راضی شد و خودش را معرفی کرد و مرا نیز تحویل داد. شاکی در دادسرا به شرح برگ های 36 تا 38 مطالب قبلی را تکرار کرده و اضافه کرده است که آقای ع. تلفن و کلید ماشین را گرفته بود و دربهای ماشین را قفل کرده بود و وقتی در کوه می رفتیم من نمی دانستم کجا هستم که بخواهم فرار کنم و در منزل خاله او نیز از ترس گرگها و شغالها و اینکه اگر خارج شدم ممکن است گم بشوم نمی توانستم فرارکنم متهم نیز به شرح برگ های 39 تا 41 اظهار داشته در مرحله اول بابت این کار شرمنده ام دوما من به قصد صحبت کردن با شاکی در حضور دو نفر از همسایه های ایشان سوار ماشین او شدم تابابت معاملاتی که ج. در جریان بودند صحبت کنیم چون آن زمان با برادرش کار می کرد و خدا شاهد و گواه است که چاقویی در کار نبوده است و تمام دو روز خودش راننده بوده و تهدید یا توهین و بستن چشم وجود نداشته است برای لحظه ای نفهمیدم چه کاری کرده ام و طلب عفو وبخشش دارم. در مورد متهم در تاریخ 94/3/26 قرار وثیقه به مبلغ 3/000/000/000 ریال صادر شده است و به علت عجز از تودیع وثیقه بازداشت شده است و در تاریخ 94/3/30 پرونده منتهی به صدور قرارمجرمیت شده و پس از صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری یک ارسال شده و به شعبه اول دادگاه کیفری یک بیرجند ارجاع شده است. متهم در تاریخ 94/4/8 با تودیع وثیقه آزاد شده است خانم م. م. ابتدا جهت مطالعه پرونده و سپس دفاع از متهم اعلام وکالت کرده است البته در مرحله دوم صرفا تمبر به وکالتنامه الصاق شده اما از طرف دایره فروش تمبر دادگستری مهر وابطال نشده است. دادگاه در تاریخ 94/4/20 دستور داده به طرفین ابلاغ شود تا موضوع ایرادی دارند ظرف ده روز اعلام نمایند. متهم به شرح برگ های 85 تا 89 لایحه ای تقدیم دادگاه کرده است و تقاضای بررسی نوار ضبط شده و فیلم های موجود در اداره آگاهی را مطرح کرده و مدعی شده است شاکی گفتند می خواهم با شما همکاری کنم تا هم مشکلات خانواده ام حل شود وهم مشکلات خانواده شما و ماموران آگاهی مرا کتک زدند و تقاضا دارم پرونده های قبلی من نیز بررسی شود وکیل متهم نیز به شرح برگ های 91 تا 96 لایحه ای تقدیم کرده و اجمالا اظهار داشته موضوع آدم ربایی نبوده است و حداکثراز مصادیق توقیف غیرقانونی موضوع ماده 583 قانون تعزیرات است و در این صورت موضوع از صلاحیت دادگاه کیفری یک خارج است و متهم در حضور برخی از همسایه سوار خودرو شاکی شده و نامبردگان شاهد سوار شدن آرام وبدون نقش موکل بوده اند و تهدید با چاقو وجود نداشته است و شهودی که شب اول و دوم شاکی و متهم در منزل آنها بوده اند نیز حاضر به شهادت هستندو مشخصات آنها را نیز اعلام کرده است و از طرفی به استناد ماده 203 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 تحقیقات مقدماتی این جرم باید از طرف بازپرسی انجام شود نه دادیار و پرونده به دلیل عدم تحقیق ازشهود مواجه با نقص تحقیقات است. در تاریخ 94/5/14 جلسه مقدماتی دادگاه برگزار شده و دستور تعیین وقت رسیدگی و احضار طرفین صادر شده است. شاکی به شرح برگ های 105 تا 107 شرح ماجرا و سختی های که در مدت اسارت خود تحمل کرده است را بیان کرده است از جمله اینکه متهم با چاقوی 30 تا 40 سانتی متری و با عصبانیت شدید چاقو را به پهلویم فشار داد و گفت اگر صدایت در بیاید طوری چاقو را فرو می کنم که از طرف دیگر بیرون بیاید و من چون بیمار هستم استرس شدید باعث تشدید بیماری ام شد و حالم بد شد نمی توانستم راه بروم و در منزل خاله ع. وقتی چشمم را باز کردم پسرش و پسر خواهرش و برادر ع. را دیدم که به ع. می گفتند نتیجه ای که می خواستیم از این کار بگیریم با توجه به اطلاع اداره آگاهی، نگرفتیم و به مقصودمان نرسیدیم و من متوجه شدم این نقشه از قبل طراحی شده است و از نامبردگان و نیز همسر ع. به جرم معاونت در آدم ربایی شکایت دارم و من ترم آخر دانشگاه بودم و با این اتفاق نتوانستم برای 3 امتحانم حاضر شوم و متهم نیز وقتی مرا تحویل داد که مطمئن شد برادرم خواسته های او را برآورده کرده و خانواه ام رضایت داده اند که از او شکایت ندارند. دادگاه به شرح برگ های 108 تا 117 در تاریخ 94/6/1 با حضور نماینده دادستان و شاکی و متهم و وکیل متهم به موضوع رسیدگی کرده است متهم اتهامات انتسابی را انکار کرده و ا جمالا اظهار داشته قبول ندارم و چاقویی در کار نبوده است و برای صحبت در مورد مشکلات و اختلافات مالی با هم رفتیم و ایشان همواره آزاد بوده است و خودش رانندگی خودرو را برعهده داشته و هرجا می خواسته می رفته است شاکی اظهارات سابق خود را تکرار کرده است. وکیل متهم مطالب مندرج در لایحه قبلی را تکرار کرده است و اجمالا اظهار داشته شاکی چندین مرتبه با اهالی روستا احوالپرسی کرده و ایشان را دیده اند. آیا اگر شاکی گروگان بود نمیبایست از اهالی کمک بگیرد و فرار نماید و آیا همه اهالی همدست موکل بوده اند ؟ شاکی خودش را ننده بوده است و انتقال از محل به محلی دیگر که رکن آدم ربایی است محقق نشده است و در نهایت دادگاه پس از اخذ آخرین دفاع از متهم و اعلام ختم دادرسی، به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/6/5 به استناد شکایت شاکی و گزارش مامورین ازنحوه آزاد شدن فرد ربوده شده وبا توجه به اینکه دو شبانه روز شاکی در اختیار متهم بوده و با توجه به دفاعیات بلاوجه متهم و وکیل نامبرده مبنی بر اینکه گروگان گیری و آدم ربایی نبوده بلکه شاکی خودش همراه متهم رفته و آزاد بوده است زیرا شاکی به قصد امتحان دادن از خانه بیرون آمده بوده و قطعا با اختیار خودش به خارج از شهر و به سمت کوه نرفته است هر چند آزار و اذیت شاکی یا تهدید او با چاقو محرز نمیباشد اما آدم ربایی به شرح فوق محرز و مسلم است النهایه با توجه به اینکه متهم نیز قصدش این بوده تا از پرداخت پولی که خود را مدیون نمی دانسته رهاشود وقصد آزار دیگری یا اخاذی به ناحق نداشته است دادگاه وی را مستحق تخفیف در مجازات دانسته و به استناد ماده 621 قانون تعزیرات و مواد 37 و 38 قانون مجازات اسلامی با اعمال دو درجه تخفیف مشارالیه را به تحمل سی ماه حبس تعزیری درجه 3 محکوم می کند. ضمنا در خصوص تهدید با چاقو صرفنظر از عدم احراز آن، اینگونه اعمال در صورت ارتکاب، مقدمه و فراهم کننده جرم اصلی یعنی آدم ربایی میباشد و عنوان مستقلی در این موضوع ندارد. رای صادره در تاریخ 94/6/10 به آقای س. چ.الف. ابلاغ شده است و در تاریخ 94/6/22 آقای ع. خ. به عنوان وکیل وی (شاکی) اعلام وکالت کرده است و به موجب لایحه شماره 00013 مورخ 94/6/29 نسبت به رای صادره فرجام خواهی کرده است و اجمالا اعلام کرده است که دادگاه به موضوع آدم ربایی از این حیث که با وسیله نقلیه انجام شده و از موجبات تشدید است توجه نکرده است و از طرفی در نتیجه این اقدام به شاکی آسیب روانی شدید وارد شده و تحت نظر روانپزشک است و به این موضوع که از جهات تشدید است نیز توجه نشده است و از طرف دیگر اعمال تخفیف با توجه به جهت تخفیف مندرج در دادنامه نیز صحیح نبوده است زیرا تفاوتی بین مطالبه مال یا تحصیل مال از طریق آدم ربایی و کسب برائت از پرداخت بدهی از طریق آدم ربایی وجود ندارد. رای دادگاه در تاریخ 94/6/14 به وکیل متهم ابلاغ شده است ونامبرده به موجب لایحه شماره 00014 مورخ 94/7/4 نسبت به رای صادره فرجام خواهی کرده و مطالبی که در لایحه قبلی ذکر شده بوده را تکرار کرده است پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید و پس از قرائت گزار ش آقای حمید دلیر عضو معاون و بررسی اوراق پرونده و لوایح تقدیمی فرجام خواهان و نظریه کتبی آقای دکتر احمد رفیعی دادیار محترم دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: « تقاضای رد اعتراض و تایید دادنامه فرجام خواسته را دارم زیرا دادگاه جهت مخففه را به نظر احراز نموده است و بدین جهت کیفیات مخففه را اعمال نموده است و به نظر میرسد احراز جهات مزبور از اختیارات و خصائص دادگاه رسیدگی کننده است »; در مورد دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهند:
خانم م. م. به وکالت از طرف آقای ر. ع. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/6/5 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک بیرجند وارد نیست زیرا دلایل مذکور در دادنامه فرجام خواسته و کیفیت اقدام متهم و اقداماتی که از زمان شروع تا خاتمه ماجرا انجام شده است به وضوح بیانگر سلب اراده و اختیار شاکی و تحقق آدم ربایی است و عدم فرار شاکی در مراحل بعدی به فرض امکان موجب خروج موضوع از عنوان آدم ربایی نیست و موضوع از مصادیق جلب و توقیف غیرقانونی به شرح مندرج در ماده 583 قانون تعزیرات نیز نمیباشد و از طرفی چون تاریخ صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست قبل از لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 میباشد انجام تحقیقات مقدماتی از طرف دادیار نیز فاقد منع قانونی بوده است بنابراین به ردّ فرجام خواهی وکیل متهم اظهار نظر میگردد اما فرجام خواهی وکیل شاکی وارد است زیرا اولا آنچه به عنوان جهات تخفیف در دادنامه فرجام خواسته ذکر شده است از مصادیق جهات مخففه موضوع ماده 38 قانون مجازات اسلامی و از جمله بند پ ماده مذکور نیست و اختلاف حساب متهم صرفنظر از اینکه ظاهرا منتهی به صدور حکم قطعی شده بوده است هیچ ارتباطی با شاکی نداشته است و مربوط به برادر وی میباشد بنابراین اینکه متهم خود را مدیون نمی دانسته و به این دلیل اقدام به ربودن برادر محکوم مینماید به هیچ وجه ازجهات تخفیف محسوب نمی شود و ثانیا صرف نظر ازاینکه در نتیجه این اقدام آسیب جسمانی یا روانی یا حیثیتی به شاکی وارد شده است یا خیر چون ربایش با استفاده از وسیله نقلیه صورت گرفته است و هدف قانونگذار از تشدید مجازات در این فرض توجه به موضوع سهولت ربایش با استفاده از وسیله نقلیه است و از این حیث تفاوتی بین اینکه وسیله نقلیه متعلق به شاکی یا متهم با شخص دیگر میباشد وجود ندارد و با توجه به اینکه دادگاه در تعیین مجازات به این موضوع نیز توجه نداشته است، بنابراین اعتراض وکیل شاکی را وارد دانسته و به استناد بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 دادنامه فرجام خواسته را نقض مینماید و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده حکم ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
محمد ناصری صالح آباد - حمید دلیر