تأثیر تشدید مجازات مرتکب اصلی جرم بر مجازات معاون

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/23
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: تشدید مجازات مرتکب اصلی به استناد تکرار بزه، موجب تشدید مجازات معاون جرم نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

وفق گزارش صورت‌جلسه مورخ 1394/03/12 در پی شناسائی اتومبیل زانتیا مشکی رنگ به شماره انتظامی... و اطلاعات قبلی در مورد فعالیت آقای ب. با اجیر کردن آقای الف. و همسرش خانم ع. در زمینه جابجائی مقادیر عمده تریاک اتومبیل مذکور با رانندگی آقای ص. الف. و همراهی همسرش خانم س. ع. در مسیر... مشاهده و تحت تعقیب و مراقبت قرار می‌گیرد در ایست و بازرسی پلیس راه... بدون توجه به اخطار مامورین از صحنه متواری و سپس مسیر خود را به‌سمت روستاهای اطراف منحرف و به علت سرعت زیاد از دید مامورین مخفی می‌شوند که با پرس و جو از مامورین رد آنها را یافته و متوجه می‌شوند که زانتیا در کنار جاده پارک کرده و ص. الف. و همسرش س. ع. از آن پیاده وسوار اتومبیل پیکانی که پشت آن پارک بوده سوار و آقای ب. ب. بسرعت پشت فرمان زانتیا نشسته و اقدام به فرار می‌نماید که به هرحال با مسدود بودن راه مجبور می‌شود دور زده و درروستا محموله تریاک موجود درصندوق عقب زانتیا را به عقب تریلر تراکتور پارک شده در روستا پرتاب و قصد فرار داشته که توسط مامورین مهار و دستگیر می‌شود آثار تیراندازی قبلی مامورین روی شیشه عقب اتومبیل معلوم بوده و مشخص شده که همان اتومبیل تحت تعقیب است که مورد اصابت گلوله مشقی قرار گرفته و پلاستیک حاوی چهار بسته حدودا ده کیلوئی تریاک نیز کشف و ضبط و آقایان ب. و ایرج ب. و ص. الف. و خانم س. ع. دستگیر و به مقر پلیس مبارزه با مواد مخدر منتقل می نمایند (ص 3 الی 6 ) از منزل ب. ب. در همان روز بازرسی و یک حقه وافور و تعداد سیخ وسنجاق و حدود نیم گرم سوخته تریاک کشف گردیده (ص 7 ) طبق برگ توزین مقدار تریاک کشف شده 39 کیلو و نهصد گرم بدون لفاف و خالص بوده و 50 سانت هم سوخته تریاک (ص 9 ) ب. ب. در نیروی انتظامی گفته بله قبول دارم تریاک از بنده کشف شده ولی متعلق به من نیست و متعلق به ص. الف. است و آقای ص. الف. هم گفته است مواد مکشوفه متعلق به ب. ب. است بنده فقط راننده بودم و گفته همسرم از مواد مخدر خبر نداشت از خانم س. ع. نیز تحقیق شده جریان را تعریف کرده گفته ب. ب. با فروشنده مواد هماهنگی کرده بود و او و شوهرش برای تحویل گرفتن در رساندن آن به ب. به منطقه سرچم رفته و تحویل گرفتند ایرج ب. اظهار داشته از مواد مخدر مکشوفه بی اطلاع است و در پی تلفن برادرش جهت گرفتن ماشین از ص. رفته بود دادیار کشیک از متهمین بازجوئی س. ع. گفته دیشب ب. به همسرم ص. الف. زنگ زد و گفت سه راهی در سرچم وسائل داریم برو تحویل بگیر من هم به اصرار همسرم به محل رفتیم تا مواد مخدر را تحویل بگیرم (ص 30 ) و ص. الف. گفته اتهام را قبول ندارم بنده به هیچ وجه از وجود مواد مخدر خبر ندارم همه مواد متعلق به ب. است البته رانندگی ماشین متعلق به ب. را خودم به‌عهده گرفتم ولی خبر نداشتم (ص 33 ) ا. ب. هم گفته اتهام را به هیچ وجه قبول ندارم بنده راننده آژانس هستم و برادرم به من گفت ماشین بیاور و من را برسان یکجائی و من نیز وی را بردم البته خودروم را برادرم می راند و من سرنشین بودم تا اینکه در...برادرم پیاده شد و سوار یک خودرو زانتیا شد بنده هیچ اطلاعی از جریان ندارم (ص 36 ) و ب. ب. نزد دادیار کشیک گفته: دیشت ص. الف. به من گفت از شیراز مهمان دارم و من چون می دانستم برای مواد مخدر می رود به همین دلیل زانتیا را در اختیار وی قرار دادم تا بدلیل شریک بودنم با الف. در خرید مواد مخدر با وی همکاری کردم ولی دستگیر شدیم (ص 39 ) پرونده به شعبه سوم دادیاری ارجاع شده (ص 54 ) در شعبه سوم دادیاری مجددا از متهمین تحقیق شده اتهام مشارکت در حمل 39/900 کیلو تریاک به ص. الف. تفهیم و آخرین دفاع اخذ شده اظهار داشته قبول دارم دو نفر به نام های الف.ب و م.پ که هر دو زندانی تبریز هستند و الان درمرخصی بسر می برند به من گفتند که در هرکیلو 50 هزار تومان بگیر و تریاک را از تهران به سرعین برسان من هم قبول کردم چون پول لازم داشتم درحرم امام خمینی (ره) مواد مخدر را آوردند و به خودرو زانتیا که از آقای ب. امانت گرفته بودم گذاشتند که از کرده خود پشیمانم و همسرم اطلاع نداشت که تریاک حمل می کنم و ایرج و ب. هم بی گناه هستند (ص 56 ) ب. ب. گفته اتهام نگهداری 50 سانت تریاک و وافور را قبول دارم ولی اتهام مشارکت در نگهداری 39/900 گرم تریاک را قبول ندارم چون مرخصی زندان گرفته بودم و برنگشته بودم به محض دیدن مامورین فکر کردم حکم جلب من را دارند و ترسیدم و به تیرهای شلیک شده توجه نکردم درست است که یک لحظه دبه ی بزرگ را از زانتیا برداشته و به بیرون پرت کردم ولی محتوی دبه را نمی دانستم چون بوی تریاک می داد یک لحظه فهمیدم تریاک است و قبل از دستگیری به بیرون پرتاب کردم ولی من درکل اطلاعی از مواد مخدر ندارم (ص 57 ) ایرج ب. هم در آخرین دفاع گفته اتهام را قبول ندارم من راننده آژانس مسافری شهری هستم برادرم ب. گفت ماشین زانتیا را به ص. داده امانت من هم به پیشنهاد وی رفتم زانتیا را از ص. بگیرم و به همراه ب. رفتم تا زانتیا را تحویل بگیرم من نه از زانتیا که حمل تریاک می کرد خبر داشتم و نه از مواد مخدر خوشم می آید من بی‌گناهم (ص 58 ) س. ع. هم در آخرین دفاع گفته من همان اظهارات قبلی ام را تکرار می کنم من به اصرار شوهرم سوار ماشین شدم و در راه دیدم که ب. به شوهرم زنگ زد و هماهنگ شدند و بعد بقیه ماجرا پیش آمد که همه اش را توضیح داده ام سپس از اتهام قبلی عدول و اتهام معاونت درحمل تریاک به وی تفهیم و وی در دفاع گفته قبول ندارم و در آخرین دفاع نیز گفته همان اظهارات قبلی را تکرار می کنم و بی گناهم از مواد مخدر داخل خودرو خبر نداشته (ص 59 - 60 ) در تاریخ 1394/04/03 دادیار تحقیق قرار جلب به دادرسی صادر کرده و در تاریخ 1394/04/06 با آن موافقت شده (ص 81 ) و در تاریخ 1394/04/07 کیفرخواست صادر (ص 82 ) و در تاریخ 1394/04/09 پرونده به دادگاه ارسال و رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل دستور تعیین وقت رسیدگی و احضار متهم و دعوت جانشین دادستان را داده است (ص 83 ) همچنین از معاون قضایی دادگستری درخواست شرکت دو تن از مستشاران را درجلسه دادگاه برای روز 1394/04/23 داده است (ص 95 ) درجلسه 1394/04/23 فقط متهمین تقاضای وکیل تسخیری کرده اند و در همان جلسه خانم س.ن وکیل تسخیری ص. الف. س.ب. وکیل تسخیری ا.ب. و س.ش. وکیل تسخیری س. ع. و س.ن. وکیل ب. ب. انتخاب شدند (ص 102 ) جلسه بعد دادگاه در تاریخ 1394/05/06 با حضور متهمان و وکلایشان و نماینده دادستان و با تصدی رئیس و مستشار تشکیل شده ص. الف. گفته قبول دارم مواد کشف شده من حمل کردم وگفته الف.ب بوی تلفن کرده و گفته مواد مخدر داریم حاضر هستی آن را از تهران به سرعین حمل کنی در حالی که من از اردبیل برای آوردن همسرم به تهران می رفتم و جلو حرم امام من که با خودرو زانتیا بودم مواد را به من تحویل داد... (ص 136 ) سئوال شده زانتیا متعلق به کیست جواب داده متعلق به ب. ب. می‌باشد که برای آوردن همسرم از تهران به من امانت داده بودو اظهارات گذشته خود را ناشی از تلقین مامورین دانسته و تکذیب کرده است و در مورد اظهارات همسرش گفته جواب ندارم نمی دانم از خودش بپرسید (ص 137 ) و در مورد اظهارات و اقدامات ب. ب. هم اظهار بی اطلاعی کرده است و در آخرین دفاع اتهام را پذیرفته است وکیل وی نیز با توجه به اقرار صریح موکلش تقاضای صدور حکم قانونی و ارفاق قانونی برای موکلش نموده (ص 139 ) ب. ب. در قبال تفهیم مفاد کیفرخواست و اتهام انتسابی به دلائل آن گفته قبول ندارم و می گوید من خودم زندانی بودم و مرخصی بودم و قبول ندارم که باندی تشکیل داده ام و در خصوص اظهارات قبلی خود گفته دیدم آقای ص. الف. علیه من صحبت می کند من هم علیه او صحبت کردم (ص 140 ) در آخرین دفاع نیز اتهام را رد کرده است و وکیل ایشان خانم ن. هم می گوید موکل من فقط اتومبیل خود را جهت آوردن همسرش در اختیار متهم ردیف یک قرار داده است و از وجود یا حمل مواد مخدر توسط متهم ردیف اول خبر نداشته (ص 143 - 144 ) خانم س. ع. دردفاع از خود اظهار داشته من خبر نداشتم در ماشین مواد مخدر است من در تهران بودم با همسرم دعوا کرده بودم برای آوردن من از تهران آمده بود و نمی دانستم داخل خودرو مواد است و مطالب دیگر در توجیه عدول از اظهارات گذشته خود بیان کرده و نهایتا در آخرین دفاع گفته من قبول ندارم خبر نداشته وکیل وی نیز در دفاع از وی مطالبی عنوان کرده و کوشید اظهارات ضد و نقیض و را توجیه نماید و در نهایت در تاریخ 1394/05/10 دادگاه مبادرت به‌صدور دادنامه فرجام‌خواسته به شماره 9409970405900823 مورخ 1394/05/13 می‌نماید و طی آن متهمین ردیف اول دوم یعنی ص. الف. و ب. ب. را بابت حمل و خرید مواد مخدر مکشوفه به بیست سال حبس و پرداخت دویست و چهل میلیون ریال جزای نقدی و تحمل 74 ضربه شلاق و ب. ب. را علاوه بر آن بابت نگهداری آلت استعمال مواد مخدر به تحمل بیست ضربه شلاق و متهم ردیف سوم خانم س. ع. را بابت معاونت در حمل تریاک مکشوفه به ده سال حبس محکوم می‌نماید و خودرو زانتیا را به نفع دولت ضبط می کند این دادنامه در تاریخ 1394/05/15 به ص. الف. و در تاریخ 1394/05/17 به وکیلش خانم س.ن و در تاریخ 1394/05/15 به ب. ب. در تاریخ 1394/05/17 به وکیلش خانم س.ن و در تاریخ 1394/05/17 به خانم س. ع. و در تاریخ 1394/05/19 به وکیلش خانم س.ش ابلاغ مصطفی خان ابلاغ شده و در تاریخ 1394/05/25 شخص ص. الف. لایحه فرجام‌خواهی خود را تحویل زندان داده و در تاریخ 1394/05/31 خانم س. ع. فرجام‌خواهی نموده و در تاریخ 1394/05/31 آقای ق.ک به‌وکالت از آقای ب. ب. فرجام‌خواهی نمودند پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای علی محمد سازگارزاده عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدباقر باقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تقاضای ابرام دادنامه فرجام‌خواسته در باره آقایان ب. ب. و ص. اعلانی و نقض آن در باره خانم ع.. در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 1393/05/13 فرجام خواسته ختم رسیدگی را اعلام و مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در مورد فرجام‌خواهی آقای ق.ک. به‌وکالت ب. ب. و ص. الف. با توجه به محتویات پرونده شامل گزارش مرجع انتظامی و اظهارات و اقاریر متهمین و مفاد لوایح فرجام‌خواهی که مطلب مهمی که تاثیر گذار باشد عنوان نشده و با عنایت به اینکه از لحاظ رعایت تشریفات قانونی نیز خدشه ای بردادنامه فرجام‌خواسته وارد نیست با رد فرجام‌خواهی نامبردگان دادنامه فرجام‌خواسته را نسبت به این دو نفر ابرام می‌نماید و اما در باره خانم س. ع. با توجه به بند ت ماده 127 قانون مجازات اسلامی که مجازات معاون را در جرائم موجب تعزیر یک تا دو درجه پآیین تر از مجازات جرم ارتکابی دانسته و با توجه به اینکه مجازات فعل مرتکبین اصلی یعنی متهمین ردیف یک و دو بدون در نظر گرفتن تکرار جرم توسط ایشان که به حال فرجام‌خواه تاثیری ندارد مگر اینکه خود تکرار معاونت کرده باشد از درجه چهار می‌باشد و بنابراین مجازات تعیین شده برای نامبرده که می‌بایست از درجه پنج یا شش باشد غیر قانونی و بیش تر از میزان مصرح در قانون است لذا فرجام‌خواهی وی وارد است و دادنامه فرجام‌خواسته را نسبت به خانم س. ع. به استناد بند 4 شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض و برای رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع می‌نماید این رای قطعی است.

شعبه --- دیوان عالی کشور- عضو معاون و عضو معاون

علی محمدسازگارزاده - علی اکبر یساقی

منبع