صدور گواهی عدم امکان سازش به دلیل ناسازگاری زوجین و تأیید در دیوان عالی کشور با تعیین نحله زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/30

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

اقای م. ج. ز. د. با وکالت اقای ح. ق. به طرفیت خانم ت. ص. ا. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به دلیل عدم تفاهم در محاکم خانواده * دادخواستی مطرح نموده که به شعبه ششم دادگاه خانواده ارجاع شده است.تصویر سند ازدواج شماره 3346 مورخ 90/8/2 که پیوست پرونده است.دلالت بر رابطه زوجیت فیمابین اصحاب دعوی دارد. وکیل خواهان با استناد به ان صدور گواهی عدم امکان سازش را خواستار شده است.دادگاه با تعیین وقت جهت رسیدگی و دعوت طرفین خانم ب. ب. از جانب زوجه اعلام وکالت نموده و ح. ق. نیز از جانب زوج به پرونده به عنوان وکیل مشارالیه وارد شده است.شروط ضمن عقد برابر مندرجات تصویر سند ازدواج (برگ 18 ) به امضای زوجین نرسیده است.و ان را قبول ننموده‌اند در جلسه دادرسی 1400/08/18 وکیل خواهان به شرح دادخواست تقدیمی با توجه به اینکه خوانده شروع به ناسازگاری نموده و ترک منزل می‌نماید. و باعث عدم ارامش و اخلال در زندگی موکل می‌نماید. به گونه ای که موکل به هیچ عنوان حاضر به ادامه زندگی با وی نمی‌باشد. لذا صدور حکم به طلاق نامبرده مورد استدعاست وکیل خوانده اظهار می دارد. موکل به خلاف اظهارات وکیل خواهان به هیچ وجه زندگی مشترک را ترک نکرده و در منزل مشترک با خواهان سکنی دارد. هم چنین به لحاظ بیماری چند ساله خواهان موکل اقدام به نگهداری و مراقبت از ایشان نموده که این پرستاری فراتر از وظایفی است.که عرفا در زندگی مشترک بر عهده زوجه می‌باشد. اقدامات موکل هیچگاه تبرعی نبوده است.و تصور موکل بر دریافت حقوقی بابت این زحمات از زوج بوده است.در صورت وقوع طلاق موکل کلیه ی حق و حقوق مالی خود را طبق قانون و شرع از جمله اجرت المثل و نحله بوده استدعای تعیین اجرت المثل طبق نظر کارشناس مورد تقاضا می‌باشد. در ادامه خوانده اظهار اشت مهریه خود را دریافت ننموده ام همسر اول خواهان فوت شده فرزندان خواهان ازدواج نموده‌اند من در زندگی مشترک از تاریخ 90/8/2 حضور داشتم و خواهان البته ابتدا زمین گیر نبود بنگاه دار بود ولی الان 4 الی 5 سال است.نمی تواند سر کار برود او را حمام می کردم غذا می پختم کارهای خانه را انجام می دادم قصدم اخاذی نبود ولی از من خواست کارهای خانه و خودش را انجام می دادم خودش گفته بود یک ماشین دارم. به نامت می کنم ولی نکرد وکیل خواهان گفته است.اظهارات خواهان رد می‌گردد. رابطه خوانده با موکل رابطه ازدواج بوده نه قرارداد پرستاری و مراقبت از موکل علیرغم اینکه 91 سال دارد. هم چنان سرحال و دارای هوش و حواس و نیز توانایی انجام کار دارد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است.وکیل زوج اقای س. م. ج. ز. را به عنوان داور زوج به دادگاه معرفی نموده است.متعاقبا در برگ 34 پرونده چون داور تعرفه شده از سوی زوج در انجام داوری معذوریت داشته خانم ز. ج. ز. به عنوان داور جایگزین معرفی شده است.نظریه مشترک داوران زوجین که خانم ع. به عنوان داور زوجه معرفی شده در برگ 39 پرونده اعلم شده که سازش فیمابین صورت نگرفته است.در برگ 42 پرونده نظر مشاور بر صدور گواهی عدم امکان سازش با پرداخت نحله در حق زوجه به مبلغ یکصد و هشتاد میلیون ریال اعلام گردید.در سایر موارد مالی با توجه به بابت نفقه و جهیزیه زوجه ادعایی ندارد. و نفقه ایام عده چون زوجه در سن یایسگی است.به وی تعلق نمی گیرد. دادگاه در تاریخ 1400/10/22 طی دادنامه ی 11671125 ضمن ختم دادرسی رای خود را ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش و تفویض اجازه مراجعه ی زوج به یکی از دفاتر رسمی طلاق ظرف سه ماه اعتبار دادنامه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی یا قطعی شدن حکم نسبت به جاری نمودن صیغه ی طلاق از نوع باین (با وصف یایسگی زوجه) و ثبت ان حسب ماده 34 و 35 از قانون حمایت خانواده اقدام نماید. بدیهی است.حسب ماده 29 قانون حمایت خانواده زوج در جهت امکان صدور صیغه طلاق الزام به تادیه حقوق مالی ناشی از زوجیت زوجه با اقدام به پرداخت مهریه در قسمت نقدی به نرخ روز و قسمت غیرنقدی عین ان به شرح مندرج در سند نکاحیه در مورد اجرت المثل چون زوجین دچار اختلاف نظر شده اند دادگاه زوج را به پرداخت یکصد و هشتاد میلیون ریال بابت نحله در حق زوج ملزم نموده است.اما در خصوص نفقه با توجه به اذعان زوجه که با زوج زیر یک سقف بوده اند اماره عرضه در پرداخت نفقه زوجه است.دلیل متقنی بر خلاف ان ارایه نشده است.چون زوجه یایسه است.نفقه ایام عده ندارد. و فاقد وصف گذران عده می‌باشد. راجع به پرداخت حق موضوع شرط مناصفه مربوط به شرایط ضمن العقد با وصفی که زوجه مالی که مشمول شرط باشد. از زوج معرفی نکرده است.دادگاه مواجه با تکلیفی نیست رای صادره حضوری و قابل تجدیدنظرخواهی اعلام شده است.که این رای به طرفین ابلاغ شده است.زوج نسبت به رقم نحله حسب مندرجات دادخواست تجدیدنظرخواهی نموده است. (برگ 51 ) نیز گفته است.مهریه در سند ازدواج تعیین شده لیکن بلافاصله قید گردیده کلیه رقبات مرقوم به زوجه پرداخت گردیده و زوج از اقلام مهریه بری الذمه گردیده توجه دادگاه را به سند نکاح در این مورد خواستار شده است.چون رای دادگاه مبهم است.در خصوص مبلغ تعیین شده بابت اجرت المثل و نحله نیز کلا در طول زوجیت و زندگی مشترک به زوجه پرداخت گردیده است.لذا نقض این قسمت از رای را خواستار شده است.پس از انجام تبادل لوایح با توجه به اینکه زوجه نیز توسط وکیل خویش در خصوص اجرت المثل که با سنوات زندگی مشترک و کهولت سن زوج باید تعیین شود. معترض شده است.صدور رای شایسته را خواستار شده است.که با انجام تبادل لوایح نسبت به هر دو دادخواست پرونده به محاکم تجدیدنظر استان ارسال گردیده که به شعبه ششم تجدیدنظر استان اصفهان ارجاع گردید.هیات شعبه در وقت فوق العاده طی دادنامه --- مورخ 1400/12/23 پس از ختم دادرسی رای خود را با این توضیح که در قسمت مهریه تجدیدنظرخواهی وارد لیکن در خصوص تعیین نحله برای زوجه با توجه به اینکه در خصوص اجرت المثل تعیین تکلیف نشده و دادگاه بدوی زوجه را مستحق ان ندانسته و زوجه ناشزه نیز نبوده لذا تعیین نحله با تشخیص دادگاه صحیح می‌باشد. و اما اعتراض زوجه به دادنامه وارد نیست زیرا دلیل کافی برای تعیین اجرت المثل محقق نمی‌باشد. و برای همین دادگاه اقدام به تعیین نحله نموده است.که بر این قسمت رای خدشه ای وارد نمی‌باشد. در خصوص ایراد شکلی مبنی بر عدم ارجاع به داور معرفی شده از سوی زوجه با توجه به محتویات پرونده دلیلی بر معرفی داور از سوی زوجه یافت نشد فلذا تعیین داور از سوی دادگاه به تقاضای زوج صحیح نبوده است.لذا با توجه به محتویات پرونده مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با حذف تکلیف زوج به پرداخت مهریه در حق زوجه قبل از طلاق به جهت پرداخت ان دادنامه تجدیدنظرخواسته نتیجتا تایید می‌گردد. از این رای اکنون وکیل زوج فرجام خواهی نموده است.که هنگام شور متن دادخواست فرجام خواهی وی با گزارش عضو ممیز قرائت می‌شود.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

نظر به اینکه تشخیص رقم نحله که بدل از اجرت المثل در قانون مصوب گردیده است.با دادگاه است.لذا با توجه به طول مدت زوجیت که حدود 10 سال بوده است.و زوج در سن زمین گیری که در اوقاتی نیاز به همکاری و مساعدت زوجه داشته است.در وضعیتی که برای زوجه مراقبت از وی مواجه با سختی و مشقت گردد. (حسب مندرجات پرونده) لذا چون تشخیص دادگاه بدوی که متکی به نظر قاضی مشاور بوده است.مورد تایید دادگاه محترم تجدیدنظر در رای فرجام خواسته قرار گرفته است.و اینکه ضابطه ی تشخیص میزان نحله استحقاقی نظر قاضی پرونده بوده لذا چون ایراد و اعتراضی که مستند به دلیل کافی برای نقض رای باشد. به عمل نیامده است.و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز در عملکرد محاکم نقصی که موجب نقض رای شود. مشاهده نمی شود. هیات شعبه با رد فرجام خواهی به عمل امده مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را ابرام می‌نماید.

شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور

رییس:ع. ن. مستشار:ع. ص. س. عضو معاون: س. د. م.

منبع