تاریخ دادنامه قطعی: 1391/08/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: حق سرقفلی قابلیت توقیف و فروش دارد و هر یک از مالکین مشاعی میتواند تقاضای فروش سرقفلی و پرداخت حق خود را بنماید.
در مورد دعوی آقای ق.ب. با وکالت آقای ع.ج. به طرفیت آقای س.ز. به خواسته 1 - فروش سرقفلی مشاعی 2 - اجرت المثل زمان عدم انتفاع تا زمان فروش هر کدام مقوم به پنجاه میلیون و یک صد هزار ریال بدین توضیح که طبق دادنامه شماره --- - 11/4/90 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران و طبق سند اجاره رسمی شماره 19372 - 2/9/87 دفتر اسناد رسمی شماره 586 تهران خواهان صاحب هشت نهم مشاع از سرقفلی یک باب مغازه پلاک ثبتی --- بخش --- تهران میباشد و یک نهم سرقفلی نیز به خوانده تعلق دارد شش دانگ اعیانی نیز متعلق به خوانده است حال با توجه به اینکه در اجرای دادنامه فوق الذکر در تاریخ 18/10/90 مغازه خلع ید شده و پلمپ گردیده و هیچ یک از طرفین از آن انتفاعی ندارند و استفاده نمی کنند وکیل خواهان خواستار آن شده که اولا به جهت عدم توافق طرفین در انتفاع از سرقفلی و عدم قابلیت تقسیم آن دادگاه حکم به فروش آن را صادر نماید ثانیا با توجه به پلمپ بودن ملک از تاریخ 18/10/90 و عدم انتفاع از آن توسط خواهان دادگاه خوانده را به پرداخت اجرت المثل متعلقه به سرقفلی از تاریخ پلمپ تا اجرای حکم محکوم نماید خوانده با وصف ابلاغ قانونی حضور نیافته و دفاعی ننموده است دادگاه با توجه به مراتب فوق اولا دعوی فروش سرقفلی را قابل استماع نمی داند چرا که فروش اموال در صورت غیر قابل تقسیم بودن در مورد اعیان مطرح است و نه منافع و در مانحن فیه راهکار صحیح دعوی تجویز انتقال منافع به غیر است که از این رهگذر چه بسا خوانده حق کسب و پیشه متعلق به خواهان را پرداخته و رفع نزاع شود لذا دادگاه به استناد ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی در این قسمت قرار رد دعوا صادر مینماید ثانیا در مورد مطالبه اجرت المثل با توجه به اینکه بنا به اظهار وکیل خواهان ملک پلمپ است و خوانده انتفاعی از آن نبرده لذا بنا به مستفاد از مفهوم مخالف ماده 582 قانون مدنی در مانحن فیه خواهان مستحق اجرت المثل نیست بنابراین دادگاه به استناد ماده 197 قانون فوق الذکر حکم بر برائت خوانده صادر مینماید رای صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد.
دادرس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - جعفری افتخار
خلاصه پرونده آقای ع.ج. به وکالت از آقای ق.ب. به طرفیت آقای س.ز. از دادنامه شماره --- مورخ 26/2/91 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران میباشد که به موجب آن دعوی تجدیدنظرخواه با خواسته های فروش سرقفلی مشاعی و مطالبه اجرت المثل ایام تصرف را با این استدلال که اولا دعوی فروش سرقفلی قابل استماع نبوده چرا که فروش اموال در صورت غیرقابل تقسیم بودن در مورد اعیان مطرح است نه منافع و راهکار طرح دعوی تجویز انتقال منافع به غیر را پیشنهاد نمودهاند ثانیا ملک را که پلمپ شده و به جهت عدم انتفاع تجدیدنظرخوانده [تجدیدنظرخواه را] مستحق اجرت المثل نمی داند و بنا به موارد فوق به ترتیب منجر به صدور قرار رد دعوی و حکم برائت نمودهاند با مطالعه پرونده و ملاحظه مندرجات مضبوط در آن و از آنجائیکه اساسا حق سرقفلی قابلیت توقیف و فروش دارد و حق مالی تبعی میباشد که جزء اموال و دارائیهای افراد محسوب میشود که با تنجیز و استقرار آن قابل استیفاست استدلال شعبه محترم بدوی که آن را غیرقابل فروش دانسته مواجه با اشکال است [و] با وحدت ملاک از ماده 591 قانون مدنی و عدم توافق طرفین در انتفاع سرقفلی و بهرهبرداری از محل، اجبار تجدیدنظرخوانده به فروش آن بلامانع میباشد بنا به مراتب رای دادگاه بدوی را نسبت به خواسته اول متضمن فروش سرقفلی، در خور نقض تشخیص [و] بنا به مقررات ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض قرار صادره مقرر میدارد تا پرونده برای رسیدگی ماهوی و صدور حکم به آن شعبه بدوی اعاده گردد اما در خصوص قسمت دوم خواسته متضمن مطالبه اجرت المثل ایام مربوط به پلمپ مغازه رای شعبه بدوی را با اصلاح مراتب از برائت به حکم به بی حقی خالی از اشکال دانسته و اعتراض تجدیدنظرخواه را در این مورد غیر وارد دانسته به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید مینماید. رای صادره قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
حضرتی - کیازاد